Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811016-59480S4

Date of Document: 2003-01-06

بهانه اي پيدا مي شود جرج *طراد پسر بزرگ يكي از آخرين امپراتوري هاي اتريش، نه مسلمان است و نه تمايلاتي عربي دارد كه اعلام مي كند پنتاگون يك موسسه يهودي است. اين مرد كه زاده يك خانواده تاريخي و كهن هابسبورگ است، هر چند كمي دير، اما حقيقتي را برملا مي كند. زيرا، سال ها پيش از يهودياني دفاع مي كرد كه در اردوگاه هاي هيتلر و در دوران جنگ جهاني دوم بودند و به آن افتخار داشت اما امروزه، پس از اين تاريخ طولاني، آمده است تا بگويد: اين يهوديان وزارت دفاع آمريكا هستند كه به خاطر حمايت از اسرائيل براي حمله به عراق برنامه ريزي نظامي مي كنند. اما اين برنامه ها چگونه پياده مي شوند، به خصوص آنكه بهانه كافي براي حمله به عراق فراهم؟ نيست اساسا در منطق آمريكايي ها، بهانه مطلوب، بك بهانه ظاهري و شكلي است تا بعضي از هم پيمانان مردد را قانع و بعضي از طرفداران دچار دردسر را خاموش پس سازد هر نگاهي از درون - نامي كه به تناسب بر مانور فعلي آمريكا در صحراي قطر گذاشته شده است - كافي است تا آشكار كند كه دستپخت آماده است و مدعوين به اين وليمه غنايم مي توانند همچنان دندان هاي خود را تيز كنند. اكنون ديگر مسئله بر سر چند هفته است به اين اميد كه بهانه براي شروع توفان پيدا شود. حال سناريوي اين قضيه چگونه خواهد؟ بود دانيل ايلسبرگ، نويسنده آمريكايي كه در پشت پرده از زمان جنگ ويتنام تاكنون يك كارشناس سياسي و نظامي آمريكا محسوب مي شود اين مسئله را به سادگي ترسيم مي كند. سناريوي ايلسبرگ بر اصل تحريك پذيري استوار است يا متهم كردن، تحريك واكنش آن به نظر او هر حمله اي كه القاعده بر ضد ايالات متحده در داخل يا خارج انجام دهد، دليلي كافي است براي حمله به عراق. به قول او: حتي اگر عراق در آن حمله هيچ دستي نداشته باشد. اما اگر اين حمله انجام نگرفت؟ چه ساده است، آمريكا كارها را به دست گرفته و براي فعال كردن انگيزه دست به كار مي شود تا وانمود كند كه رژيم عراق شروع كننده بوده است. اين مسئله به نظر ايلسبرگ، با تحريك عراق و تحريك ضدهوايي هايش در منطقه پرواز ممنوع حاصل مي شود. و اگر صدام نتوانست يكي از هواپيماهاي ما را سرنگون كند، هواپيماهاي ما آن قدر پايين پرواز مي كنند تا رفته رفته بتواند چنين كند. آن وقت اطلاعات تكميل شده و تاديب عراق لازم مي شود. آن گاه ترديدكنندگان حساب كار خود را خواهند كرد و طرفداران دردسرهاي خود را كنار خواهند گذاشت و سناريوي ياد شده راه خود را در پيش خواهد گرفت تا پيشگويي هاي حضرت ايلسبرگ را به مرحله عمل در آورد و... جهان وارد عصر جديدي از بربريت شود و وقتي آن حضرت اين حرف را زده باشد... پس بايد باور كرد! حتي اعتراض هاي خجالت زده اي را كه گاه به گاه كوفي عنان دبير كل سازمان ملل متحد بيان مي كند و ممكن است اين سناريو را به تعطيلي بكشاند در نظر آمريكايي ها بسيار ضعيف تر از آن است كه مورد توجه قرار گيرد. حرف هاي او در مورد ضرورت توجه به حل مشكلات هولناك بشري ملت عراق اندكي از شور و هيجان طرفداران قطعنامه 1441 نكاست و از او خواستند كه با قاطعيت به كارهاي روزمره اش بپردازد. به اين خاطر، حرف هاي آنان در اين باره كه آتش گشودن عراق به سوي هواپيماهاي ائتلاف در مناطق پرواز ممنوع نقض قطعنامه 1441 نيست سرزنش شديد رامسفلد وزير دفاع آمريكا را در پي داشت. زيرا گفت كه در اين باره عنان مخالف نظر ايالات متحده آمريكا است و كار را به آنجا رساند كه گفت چطور آنان مي توانند بيانگر نظر سازمان ملل متحد باشند! كوفي عنان هم پيام را در هواگرفت و فورا مثل يك شاگرد ادب شده به سر كلاس برگشت. او به اندازه كافي از تجربه سايرين درس گرفته و مصمم بود تا سرش را حفظ كند. سپس در عمل نسبت به انتقال گزارش عراق پيرامون پروژه هاي تسليحاتي اش و رسيدن آن به دست آمريكايي ها بيش از حتي كارشناسان سازمان ملل تسامح به خرج داد. كاري كه به اعتقاد عراق يك راهزن بي سابقه در طول تاريخ سازمان ملل بود. در اين ميان، به نظر مي رسد ابزارها و تجهيزات لازم براي حمله آماده است و فقط تكميل كردن بعضي جزئيات مربوط به دكور خارجي باقي مانده است. واقعيت اين است كه عراق به رغم پذيرش قطعنامه 1441 و تسليم شدن به دستورالعمل هاي خشن آن همچنان در مورد كشورهاي عربي كه مي توانند حمايتش كنند خطا مي كند. نامه عذرخواهانه نوشتن به كويت چيزي جز يكي از اين قبيل خطاها نبود. چون بهتر مي بود اين زخم را باز نمي كرد و اين صفحه سياه را دوباره ورق نمي زد، نه اينكه ملت كويت را بر ضد حاكمانش تحريك كند! به نظر مي رسد آمريكايي ها و كساني كه آشكار و پنهان بر مدار آنها مي چرخند، در كمين نشسته و اين خطاها را مي قاپند. چون به طور اتوماتيك شرايط را براي توجيه حمله به عراق فراهم مي سازد. حتي بوش، رئيس جمهور آمريكا بر روي اين گونه خطاها سرمايه گذاري مي كند تا بتواند چهره زشت خود را نه تنها در بين مردم عراق بلكه در بين تمام اعراب، زيبا جلوه دهد. حتي در نظر بريتانيايي ها كه ائتلاف كشورشان را با واشنگتن خطا مي پندارند و درصد قابل توجهي از آنها ( درصد ) 33 بوش را براي صلح جهاني خطرناك تر از صدام حسين مي دانند. بنابراين حرف هاي او را نمي توانند باور كنند و نظرخواهي اخير كانال چهارم تلويزيون انگلستان همين نكته را نشان مي داد. با اين همه بوش مصمم است تهديدات خود را به اجرا درآورد و با آهن و آتش بكوشد تا نقشه سياسي منطقه را تغيير داده و موضوع را به سطحي برساند كه بتواند با يك حمله با سلاح هاي اتمي به نحوي كه بتواند استحكامات زميني را بشكافد واكنش نشان دهد و اين همان چيزي است كه ايلسبرگ آرزو كرده و با پيشدستي گفته بود بغداد بعضي از سلاح هاي كشتار جمعي خود را در اختيار افرادي از القاعده گذاشته است. همين به آنها امكان آن را مي دهد تا با حمله اي اسرائيل را نابود كنند. بيت الغزل نظريه ايلسبرگ نيز همين است كه نزديكي زيادي با محافل تصميم گيرنده نظامي آمريكا آيا دارد اكنون معناي حرف همان زاده هابسبورگ را دريافتيد كه گفت: پنتاگون موسسه اي يهودي است و اگر اين حرف را يك پسر امپراتور اتريش زده باشد... بايد باور كرد!