Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811016-59478S1

Date of Document: 2003-01-06

لويه جرگه ايراني عكس: رضا معطريان فرهنگ و سياست در گفت و گو با احمد پورنجاتي راه چاره اين است كه هژموني سياست كودكانه شكسته شود و با مدارا وروشنفكري افكار عمومي نقش طيف هاي افراطي را بدون اثر كنيم گروه سياسي بدرالسادات مفيدي: مصاحبه با دكتر احمد پورنجاتي روز شنبه 23 آذر ماه در دفتر كارش در حالي كه انبوهي از كتاب ما را احاطه كرده بودند، انجام گرفت و البته چنين فضايي بر اين كه وي طي سال هاي اخير به عنوان چهره اي فرهنگي خوش درخشيده، صحه مي گذاشت. پورنجاتي هم اكنون رئيس كميسيون فرهنگي مجلس اصلاحات است و مواضع اش در اين جايگاه به خصوص در پرونده نظرسنجي كه منجر به يك چالش جدي شد، حكايت از نگاه جدي و منصفانه او به مقوله فرهنگ دارد. هر چند كه تخصص دانشگاهي اين چهره فرهنگي دندانپزشكي است، اما ظاهر شدن در پست هايي مانند مدير كل سياسي وزارت كشور، معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد، معاون سيماي جمهوري اسلامي و مشاور رئيس جمهوري در امور رسانه و مطبوعات طي سال هاي پس از انقلاب و نگارش كتابها و مجموعه داستان هايي چون روياي سه گانه، وسوسه هاي شب باراني، رازها و كرشمه ها، نشان از اين واقعيت دارد كه او براي تخصص خود وقتي باقي نگذاشته است. البته رويكرد فرهنگي پورنجاتي موجب نشده كه او از عالم سياست دور بيفتد. او كه نامش پس از اعلام موجوديت جمعيت دفاع از ارزش ها در سال 74 به عنوان يكي از موسسين اين گروه سياسي به همراه افرادي كه در ظاهر تفاوت هاي مشخصي با يكديگر داشتند، برجسته شد پس از كنار كشيدن اين جمعيت از صحنه سياست بعد از دوم خرداد 76 با حضور فعال و روز به روز مشخص تر خود در جبهه دوم خرداد به تدريج تبديل به چهره شاخصي در اين جبهه گرديد. هر چند كه در ابتدا برخي از اصلاح طلبان حضور وي در اين جبهه و ميزان پايبندي اش را به جريان اصلاحات بسيار جدي نمي گرفتند. ليكن به تدريج او نشان داده كه چهره اي وفادار و پايبند به شعارهاي خاتمي و بسيار دلسوز به سرنوشت و آينده سياسي كشور است. به همين خاطر پورنجاتي در اين مصاحبه به گفت وگوي خصوصي خود با فردي موثر در نهاد رهبري اشاره مي كند و از اين كه اين فرد بسيار محترم به او گفته لجبازي دارد اين كشور را بر باد مي دهد نگران، است و در همين راستا براي برون رفت از فضاي فرساينده و چندش آور سياسي كشور بنا به قول خودش پيشنهاد تشكيل يك هيات داوري ملي را با استفاده از تجربه افغاني ها در ايجاد لويه جرگه مي دهد. آقاي * پورنجاتي! جنابعالي در زمره افرادي هستيد كه با جريان هاي مختلف ومتفاوت مراوده اكنون داشته ايد، شما ساختار سياسي كشور را در شرايط فعلي چگونه ارزيابي؟ مي كنيد يكي از مشكلات جدي جامعه ما در عرصه سياسي مبتلا شدن به آفت سياست كودكانه است كه مختصات اين سياست خيالبافي و ذهنيت پروري، خودسري و كله شقي و زنجيره معيوب لجبازي است. من قتل هاي زنجيره اي، موضع گيري هاي افراطي كه گه گاه درتريبون هاي عمومي به شكل بي پروايي بيان مي شود، ايجاد مراكزي براي برخورد با جريانات مختلف بدون آنكه وظيفه قانوني داشته باشند، از اين طرف هم موضع گيري هاي افراطي برخي از افرادي كه در طيف اصلاحات تعريف مي شوند اما مرزهاي اعتقادي را مي شكنند، اقدامات خودسرانه اي مي دانم كه هزينه آن را در نهايت بايد كل جامعه بپردازد. در حقيقت نتيجه مختصات سياست كودكانه در ايران پلوريزه و قطبي شدن جامعه است به گونه اي كه همه چيز لاينحل جلوه مي كند. الان وقتي با فعالان حوزه سياست مواجه مي شويم، عموما نوعي احساس ناشي از اعتقاد به لاينحل بودن اوضاع و وجود گره هاي كور را در آنان مشاهده مي كنيم و اين كه همه مي پرسند چه خواهد؟ شد با مردم هم كه مي نشينيم وازدگي سياسي كاملا در آنها بارز است و حتي اگر در مقاطعي مثل انتخابات هم به اميد اين كه اتفاقي تازه بيفتد، حضور پيدا مي كنند، حقيقتا ته دلشان قرص نيست، از اين كه چون فكر مي كنند ممكن است زنجيره معيوب كشمكش ها و كله شقي ها و خودسري هاي افراطيون سياسي نگذارد اين اتفاق به نتيجه برسد. در هر صورت اين آفتي است در ساختار سياسي كشور ما كه يك آقايي در يك گوشه اي در شميرانات به عنوان امام جمعه سخنراني مي كند و هر چه دلش مي خواهد در يك جمعي كه ممكن است اكثريتش هم سربازان پادگان باشند، مي گويد و آثار فرمايشات و مواضع ايشان گريبانگير كل جريان راست مي شود و اين طرف هم وقتي يك نفر بلند مي شود و هر چه دلش مي خواهد بدون توجه به آثار و تبعات آن بيان مي كند، طيف اصلي اصلاحات ضربه اش را مي خورد. اگر فلان نماينده پرهياهو و لجوجي كه تحت عنوان دفاع از ارزش ها فحش نامه اي عليه آن جريان از تريبون مجلس مي خواند و معتقد است كه اصلا رسالتش حضور در اين مجلس مبارزه با منافقين است كه به خانه ملت راه يافته اند و وقتي كه با عقلاي جناح راست يعني فراكسيون اقليت مجلس صحبت مي كنيم، مي گويند اين جور افراد به حرف ما گوش نمي دهند و خارج از حيطه مديريتي ما هستند و ما هم چاره اي نداريم كه بپذيريم همين طور است و متقابلش هم در جريان ديگر وجود دارد. بر اين اساس مي خواهم بگويم كه راه چاره و گريز از اين شرايط اين است كه هژموني سياست كودكانه شكسته شود و لذا نگاه اصلاح طلبي تدريجي به ما ديكته مي كند كه بايد با مدارا، تحمل خويشتنداري، پايمردي و با روشنفكري افكار عمومي سعي كنيم اين مسير را پشت سر بگذاريم و نقش طيف هاي افراطي را بلا اثر نماييم و اما نگاه حكومتي و نگاه از موضع مسئوليت هاي قانوني به من مي گويد كه بايد يك كسي و كساني هم از بالا تدبير كنند و من مشخصا رهبري را در اين حوزه داراي مسئوليت قانوني مي دانم و معتقدم يكي از مهم ترين نقش هاي رهبري شكستن اين زنجيره معيوب ذهنيت پروري و اقدام خودسرانه و لجبازي است. براي من بسيار عجيب و شگفت انگيز است كه وقتي به يكي از افراد مهم در نهاد رهبري به عنوان خبر مي گويم، در مجلس براي حل مشكل توزيع بعضي از مطبوعات كه با محدوديت توزيع جغرافيايي مواجه هستند، طرحي را تهيه كرديم كه هيچ انگيزه سياسي و ارتباط تشكيلاتي با هيچ جرياني ندارد و صرفا به خاطر پاك كردن دامن نظام از تصويري است كه ظاهري قانوني اما باطني غيرعقلايي و كاملا غيرمقبول دارد و بعد اين توضيح را مي دهم كه حتي برخي از دوستان ما در مجلس مي گفتند حالا كه مي خواهيد قانون مطبوعات را اصلاح كنيد، چرا فقط همين يك بند، بياييد مواد ديگري هم بگذاريم من مقاومت كردم و گفتم، نه ما قصد نداريم نسبت به تصميمي كه حالا گرفته شده تعرض كنيم، بنابراين شما كه فردي موثر در نهاد رهبري هستيد، در جريان باشيد كه ما نگرانيم دوباره شوراي محترم نگهبان به عنوان مغايرت با شرع اين طرح را رد كند. (به هر حال اين نگراني متكي بر واقعيتي است كه دارد اتفاق مي افتد )، در جواب اين آقا كه خيلي براي من عزيز و محترم است، سري تكان داد و گفت كه لجبازي، اين كشور را دارد به باد مي دهد. من يك هفته تمام به جمله اي كه ايشان گفت، فكر مي كردم چون اگر يك آدم عادي در قهوه خانه يا آرايشگاه اين حرف را به من زده بود، مي گفتم كه او دستش به جايي بند نيست. اما ايشان كه واقعا فردي موثر است و اكنون تشخيص داده است لجبازي دارد مملكت را بر باد مي دهد، پس چرا كاري نمي كند و اصلا چه كسي بايد جلوي اين لجبازي ها و خودسري ها را؟ بگيرد علاوه بر اين، من يك شيوه اجرايي هم براي برون رفت از فضاي فرساينده و چندش آور سياسي كشور به ذهنم مي رسد و آن هم ايجاد يك هيات داوري ملي است. به هر حال تاسف آور يا خوشايند كار ما به جايي رسيده كه بايد به تجربه افغاني ها رجوع كنيم. ما اكنون ظاهرا نيازمند لويه جرگه اي هستيم. هياتي كه به همه بگويد مرزهاي ملي در عرصه سياسي اين است و اگر از اين خارج شدي بايد پاسخگوي افكار عمومي باشي. الان متاسفانه هر كسي هر كاري دلش مي خواهد مي كند و به كسي هم پاسخگو نيست به خصوص بخش هايي كه قدرت در اختيارشان هست چنين وضعي را دارند. كاريكاتور: افشين سبوكي * با توجه به اين كه شما رياست كميسيون فرهنگي مجلس را بر عهده داريد، حتما در جريان مقابله با شعارهاي آقاي خاتمي در حوزه فرهنگ هستيد. ببينيد به نظر مي رسد كه در دولت آقاي هاشمي رفسنجاني عرصه فرهنگ در اختيار رئيس جمهوري وقت نبود و ايشان تلويحا اين حوزه را واگذار كرده بود ولي در دولت آقاي خاتمي با توجه به اين كه خودش شخصا يك عنصر فرهنگي است و در اين حوزه حرف هاي جديدي دارد، از سوي عناصر بانفوذ در حوزه فرهنگ كه براي خود در اين زمينه حق قائلند و اساسا هم دولت را دراين حوزه به رسميت نمي شناسند، موانع و چالش هايي جدي براي رئيس جمهوري ايجاد شد، شما اين مسئله را چگونه ارزيابي ؟ مي كنيد به نظر من در حوزه فرهنگ دو ديدگاه وجود دارد، يكي معتقد به مهندسي فرهنگ جامعه و ديگري معتقد به معماري فرهنگي جامعه است. معماري يك نگاه طبيعي و هنري به فرهنگ در جامعه دارد اما مهندسي با ديد رياضي و براساس يك ساخت فكري و متعصبانه مي خواهد فرهنگ جامعه را شكل اتفاقا دهد نكته جالبي كه در دولت آقاي خاتمي اتفاق افتاد اين است كه ايشان دچار آن چيزي شد كه در دوره وزارتش به آن مبتلا شده يعني بود يك بار ديگر حادثه سال 71 كه آقاي خاتمي در زمان وزارتش به جهت مواجهه با ديدگاه و سليقه اي كه نمي توانست بپذيرد، مجبور به استعفا شد، تكرار گرديد. بدين ترتيب كه ايشان در دوره رياست جمهوري اش هم به نوعي ناچار به استعفا شد منتها با اين تفاوت كه وزيرش استعفا كرد و اين نشان مي دهد آقاي خاتمي در عين اين كه عرصه فرهنگ مورد علاقه اش است و خودش هم شخصيتا داراي يك شاكله فرهنگي است، به هر دليل و مصلحتي ناچار به پذيرش اين واگذاري شده است. واقعيت اين است كه الان يك دوگانگي فرهنگي در جامعه ما وجود دارد. يكي عرصه رسمي فرهنگي است كه حوزه نفوذش مصوبه ها و دستورالعمل ها و بايد و نبايدها، رهنمودها و تشرها است كه البته وقتي گه گاه با ناكامي و موانعي مواجه مي شود، به شيوه هاي غيرفرهنگي متوسل مي گردد. عرصه ديگر فرهنگي كه بسيار گسترده هم است، آن چيزي است كه در جامعه وجود دارد و به طور خودبه خود پيش مي رود در، واقع الان هويت فرهنگي جامعه ما دچار اغتشاش شده است. بدين خاطر من معتقدم ما در اين شرايط بايد به معماري فرهنگي كه نگاه كاملا غيرحاكمانه دارد، بينديشيم. زيرا تلقي معماري - فرهنگي از انديشه ها و افكار عمومي تلقي خميري نيست كه با يك سخنراني بشود، خمير را شكل راجع داد به دوره آقاي هاشمي رفسنجاني هم بايد بگويم كه ايشان درست است يك سياست كاملا بسته و كنترل شده اي را دنبال مي كرد ولي در حوزه فرهنگ به نوعي ليبراليسم فرهنگي اعتقاد داشت. وقتي ايشان در يك سخنراني در دانشگاه شهيد بهشتي بحث حجاب را آن گونه مطرح مي كند كه با كف و سوت مفصلي مواجه مي شود، خوب معلوم است كه ديدگاه بسته اي در زمينه فرهنگي ندارد اما واقعيت اين بود كه ايشان در مناسبات مديريتي كشور و نظام و با توجه به حساسيت هايي كه رهبري در حوزه فرهنگ داشتند، ترجيح داد كه كاملا تمكين كند و هر چيز كه نقطه برجسته اين تمكين رضايت به استعفاي آقاي خاتمي و جايگزيني آقاي لاريجاني باشد. به همين دليل وقتي كه آقاي خاتمي رئيس جمهور شد، شايد با توجه به آن پيشينه انتظار مي رفت، ايشان هم مثل آقاي هاشمي رفسنجاني عمل كند اما آقاي خاتمي بيت الغزل شعارهايش حوزه سياست و فرهنگ بود و در اين دو عرصه هم بيشتر ظاهر شد و چنان كه در ابتداي فعاليت آقاي خاتمي هم شاهد نوعي اعتلاي فرهنگي و رسانه اي بوديم اما با رفتن آقاي مهاجراني و آمدن آقاي مسجد جامعي علي رغم آنكه در كليت تغيير مشي اي در سياست فرهنگي آقاي خاتمي ايجاد نشد، ليكن خواه ناخواه سايه اين محدوديت ها و بهانه جويي ها منجر به آغاز يك روند جديد از برخورد قضايي با حوزه فرهنگ شد و اين نشان مي دهد كه استراتژي راهبرد فرهنگي آقاي خاتمي دچار ناهمواري هاي جدي شده است.