Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811016-59474S1

Date of Document: 2003-01-06

جوانان وبحران هويت اشاره: بررسي مساله نوجوانان و جوانان از جهات مختلف حائز اهميت است، به ويژه از لحاظ اجتماعي و فردي. از نظر اجتماعي روشن است كه سرمايه هاي واقعي هر جامعه اي همين نيروهاي جوان و نوجواني هستند كه آينده جامعه را مي سازند و مشي آينده آن را ترسيم مي نمايند. در واقع آينده جامعه را بايد در سيماي نوجوانان و جوانان آن جامعه جستجو در كرد كشور ما ايران كه درصد بالايي از جمعيت در سنين نوجواني و جواني قرار دارند، اين سرمايه از ارزش و اعتبار بيشتري در تصميم گيري ها برخوردار است. از نظر فردي نيز بخش مهمي از رشد و تكامل انسان و شخصيت او در اين دوران شكل مي گيرد و اين دوره از باارزش ترين و پرانرژي ترين دوران حيات انسان است. چرا كه دوره بي خيالي، دنباله روي و اطاعت بي چون و چرا پايان يافته و آگاهي از خود به عنوان يك وجود متمايز آغاز شده است. احساس فرديت و تلاش براي ابراز وجود و استقلال كه همان تلاش براي كسب هويت و شكل دادن به شخصيت خود مي باشد، از يك طرف و كمي تجارب و محروميت از دانش براي مقابله با مسائل زندگي از طرف ديگر، فرد را به جدال با تعارضاتي كه درون او را تحريك مي كنند، فرامي خواند. اگر عوامل تاثيرگذار شخصيت، نظير دوران كودكي، برخورد والدين، گروه همسالان، محيطفرهنگي و اجتماعي خانواده و جامعه و... به گونه اي هماهنگ و سازمان يافته، در هويت يابي و همانندسازي جوان را ياري رسانند، مساله اي حاد بروز نخواهد كرد. ولي اگر اين عوامل ناهماهنگ و متعارض عمل نمايند، بحران هويت يابي را تشديد ساخته و جوان مستعد و آسيبپذير به سوي نابهنجاري و بزهكاري رانده خواهد شد.... عوامل موثر در بحران هويت يابي جوانان نحوه، مقابله و كنترل آن و رسالت والدين، مربيان و مسئولان اجتماعي جامعه در اين فرايند كنترل، امري است كه در اين مقاله دنبال شده است. من؟ كيستم اين سوالي است كه ذهن هر فردي، به ويژه جوانان و نوجوانان را به خود مشغول مي دارد و به دنبال همين سوال است كه در جستجوي خويشتن و كسب هويت تلاش مي كند. البته اين سوال به يكباره در نوجوان بروز نمي كند، بلكه ريشه آن در دوران طفوليت وجود داشته و در جريان رشد، به تدريج وجود خود را از ديگران متمايز مي سازد. هويت يابي در دوران نوجواني به موازات رشد فيزيكي، شناختي، عاطفي و اجتماعي اهميت خاص بسياري مي يابد از نوجوانان با شور زيادي از خود سوال مي كنند كه جايگاه اجتماعي من ؟ كجاست شغل آينده من؟ چيست رشته تحصيلي من چه خواهد؟ بود سرانجام با چه كسي ازدواج خواهم؟ كرد و نهايتا ارزشهاي اخلاقي و فلسفي من چه خواهند؟ بود انتخاب اين راهها و ارزشها بر عهده كيست و چه كسي مسئول شناساندن راه درست زيستن به نوجوانان؟ است جوابگويي به اين سوالات بيش از پيش رسالت والدين، مربيان و به ويژه مشاوران و مسئولان فرهنگي جامعه را نشان مي دهد. شرح و بيان موضوع هيچ چيز در دنيا براي نوجوان و جوان به اندازه سوالاتي كه به هويت او مربوط مي شود، نگراني و دلواپسي ايجاد نمي كند. اين كه او به گمان خويش، چگونه انساني است و درباره استنباط ديگران درباره خود چه احساسي دارد، او را براي تسلط بر خود به تلاش وامي دارد. يك روانكاو آمريكايي به نام اريكسون مي نويسد: معرفت هر فرد نسبت به خود منوط به اين است كه تصويرهايي كه او از خود دارد و چهره اي كه ديگران از وي ترسيم مي كنند، كدام زودتر در ضمير او جايگزين مي شود. ( ) 1 غرور و حساسيت جوانان و همچنين سنگدلي ظاهري آنان نسبت به امور و ارزشها و بي پروايي آنان در انتقاد به همين موضوع بستگي دارد. به اعتقاد جيمز مارسيا هويت يك، نوع سازمان دروني خودجوش و پوياست كه از سائق ها، توانايي ها، باورها و تجارب گذشته فرد نشات مي گيرد. وي چهار نوع هويت را به شرح ذيل از هم متمايز كرده است. ( ) 2 - 1 هويت كسب شده: اين گروه از جوانان بحران هويت را با موفقيت پشت سر گذاشته و نسبت به اهداف معيني، تعهدات لازم را در خود ايجاد نموده اند. اين گروه معمولا انعطاف پذيرند و با فكر و درايت عمل كرده و از اعتماد به نفس بالايي برخوردارند. - 2 هويت پيش رس: اين گروه بدون داشتن تجربه بحران نوجواني نسبت به اهداف خاصي كه ديگران و به ويژه والدين از قبل تدارك ديده اند، احساس تعهد پيدا كرده اند. مثل انتخاب ريشته نوع شغل و همسر و حتي سبك زندگي آنان توسط ديگران تعيين شده است. آنان معمولا انعطاف ناپذير و معتقد به اعتقادات خانوادگي و مرسومات و قوانين اجتماعي بوده و از مراجع قدرت پيروي مي كنند. - 3 هويت خويشتن ياب: اين گروه هنوز در جهت كسب هويت تلاش كرده و همواره در حالتي دوگانه و متعارض به سر مي برند. معمولا مضطرب، پرحرف و رقابت طلب هستند و با والدين غيرهمجنس رابطه نزديكي دارند. - 4 ابهام هويت: اين گروه هيچ نوع بحراني را تجربه و يا سپري نكرده و در عين حال به اهداف خاصي هم احساس تعهد نمي كنند و روي هم رفته افرادي بي خيال، سطحي و ناخرسند و تنها هستند. اريكسون كه نام او با هويت يابي در دوره نوجواني تداعي مي شود، معتقد است كه عمده ترين تكليف يك نوجوان حل بحران هويت در برابر سردرگمي نقش است و براي رسيدن به هويتي كم و بيش باثبات، نوجوان بايد نيازها و آرزوها و توانايي هاي خود را به شكل تازه اي سازمان دهي كند تا از طريق آن بتواند خود را با انتظارات موجود در جامعه وفق دهد. اريكسون بر اين مساله تاكيد مي كند كه طرد شدن از طرف ديگران يا اجتماع ممكن است باعث شود كه نوجوان نتواند در خود احساس هويت پيدا كند. ( ) 3 در دوره خويشتن يابي، نوجوان خود را مكلف مي بيند تا به اهداف خاصي، صادقانه تعهد سپرده و به آنها وفادار بماند. شايد به همين دليل است كه نوجوانان در بسياري موارد تمايل به عضويت در گروههاي خاص، مسلكهاي ويژه، مدهاي متنوع يا پيوستن به گروههاي همسالان دارند. علل احتمالي مساله درك هويت خود مستلزم تقابلي رواني - اجتماعي است. به عبارت ديگر نوجوان بايد بين آن تصوري كه از خودش دارد و آن تصوري كه از استنباط و انتظار ديگران از خودش دارد، هماهنگي ايجاد كند. نوجوان زماني به احساس هويت دست مي يابد كه ارزشهاي خود را انتخاب و نسبت به اهداف يا افراد خاصي احساس وفاداري كند. در جوامع سنتي، هويت مساله و معضل نبود و بحران هويت معني نداشت، چرا كه هويت افراد در جوامع سنتي به سادگي تعيين شدني و تاريخ گذشته، روشنگر هويت موجود افراد بود. اما در جوامع مدرنيته امروزي، برعكس تعريفهاي ثابت هويت منفجر شده اند و درون جوان، هويتهاي گوناگون با يكديگر به تعارض درآمده اند. به نظر گيدنز در متن جامعه مدرنيته، احساس شرمساري بيش از احساس گناه در شكل گيري روحيه افراد موثر است و اريك فروم نيز از مرگ عشق و معني زندگي سخن مي گويد و بر مساله بيگانگي و وانهادگي انسان در عصر صنعت تاكيد نموده و مي افزايدكه اگر در قرن نوزدهم مساله اين بود كه خدا مرده است، در قرن حاضر، مساله اين است كه انسان مرده است. رمانهاي فلسفي حاضر نيز شاهد ديگري بر بي هويتي انسان بوده و كامو، كافكا، سارتر و ديگران نيز از مسخ انسان، بي پاسخ ماندن معناي زندگي، بي هويتي و از خودبيگانگي انسان معاصر سخن گفته اند. نوجوان و جوان گاهي براي مدت زمانهاي متفاوت و با ميزانهاي مختلف تصميم مي گيرد تلاش كند، درست همان چيزي شود كه مردم خلاف آن را از آنها انتظار دارند. به عبارت ديگر جوانان در شرايط سخت رانده شدن و بزهكار بودن، هويتي بيش از آنچه عوامل محيطي و ديگران به آنان عرضه مي كنند، به خود مي گيرند و حتي يك هويت منفي برمي گزينند. همين هويت منفي براي شروع بزهكاري كفايت كرده و مي تواند توجيهي براي طغيان يك جوان باشد. وانگهي نوجوان و جوان به خوبي حس مي كند كه بد بودن، بهتر از هيچ بودن است. هويت منفي دست كم به جوان كمك مي كند تا ابهام ها و ترديدهايي كه درباره خويش و تصور ديگران از خود دارد، بيرون بريزد. عوامل متعددي در شكل گيري هويت نوجوان نقش دارند. عواملي نظير خانواده، مدرسه، محله زندگي نهادهاي ديني و اجتماعي، رسانه هاي گروهي و همسالان. با اين وصف به نظر مي رسد كه خانواده اولين نهادي است كه پايه هاي اوليه شخصيت نوجوان را شكل مي دهد. پدر و مادراني كه سبب نااميدي فرزندان خود مي شوند، معمولا آنهايي هستند كه براي خويش باعث نااميدي بوده و از اين امر آگاهي ندارند. دليل اين امر آن است كه بسياري از والدين تشخيص داده اند كه ديگر نمي توانند براي فرزندان خويش نمونه قهرمان به شمار آيند. جوانان عموما به والديني نياز دارند كه بتوانند براي فرزندان خويش نمونه قابل پيروي، يا دست كم قابل تقليد باشند. اچ، ان، ويلين بازرس هيات مديره صندوق رفاه كودك سازمان يونسكو، معتقد است: پدران ومادران از اين كه بتوانند به نوجوانان خود راهي مناسب در زندگي ارائه نمايند، اظهار عجز مي كنند. وي همچنين تاكيد دارد كه بايد به جوانان فرصتي داده شود تا احساس كنندكسي هستند و براي آنها نقشي در نظر گرفته شود كه احساس اهميت كنند. ( ) 4 هنگامي كه مرز مشخصي در زندگي كودك وجود ندارد و يا زماني كه قوانين و مقررات تعريف نشده اند، وقتي كه والدين خود تعهد و ارزش مشخصي براي زندگي قائل نيستند، جوان به دشواري مي تواند، چهره واقعي خويش را بيان و حدودي را براي رفتار خود در نظر بگيرد. نوجوان و جوان اگر مايوس شود و دچار بحران هويت گردد، ممكن است به عنوان پاسخي براي مشكلات خويش به بزهكاري روي آورد و يا اضطرابهاي خود را در رفتارهاي عصبي آشكار سازد. از طرف ديگر آنچه زمينه را براي توفيق تهاجم فرهنگي بيگانگان فراهم مي سازد، اين است كه ما شخصيت جوانان را لطمه پذير و متزلزل سازيم. در آن صورت، جوانان ممكن است در مقابل هر تهاجمي تسليم شوند و ميزان آسيبپذيريشان افزايش يابد. چه بايد؟ كرد به هر حال جوان هم مثل هر گروه ديگري زبان خاص خودش را دارد و با آن زبان مسائل را بهتر درك مي كند. لذا بايد دقت شود تا زبان مشترك را پيدا و با آن زبان با جوان صحبت كنيم. مساله مهم در اين رابطه، تقويت نقاط مثبت شخصيت جوان مي باشد. زيرا جوانان تشنه محبت و شخصيت هستند. به عبارت ديگر، براي تجلي بخشيدن به ارزشها و دروني ساختن آنها در جوانان مي بايست به سه نياز عمده - 1 محبت - 2 احترام به شخصيت و- 3 مسئوليت پذيري در آنان توجه شود. ضروري ترين مرحله كار با نوجوانان و جوانان، داشتن يك رابطه خوب، مطلوب و انساني است. پذيرش و رعايت اصول زير به عنوان اصول برقراري رابطه انساني با نوجوانان و جوانان مي تواند زمينه ساز ورود به دنياي جوان و ياري رساندن به وي در تشكيل هويت مثبت و دروني ساختن ارزشهاي مطلوب اجتماعي باشد: - 1 اصل پذيرش و احترام متقابل: يعني محترم شمردن جوان احترام به حقوق او پذيرش وي آن طور كه هست (نه آن طور كه ما مي خواهيم ) و توجه به نيازهاي همه جانبه او. - 2 اصل ايجاد امنيت رواني: يعني ايجاد فضاي سرشار از امنيت محبت و آرامش به دور از هرگونه سرزنش و تحقير در خانواده و محيط زندگي جوان. - 3 اصل برقراري ارتباط كلامي و عاطفي: توسط اعضاي خانواده به ويژه والدين با نوجوانان و جوانان يعني صميمانه، محرمانه و فعالانه به احساسات و حرفهاي جوان گوش دادن و واكنش مناسب نشان دادن. - 4 رعايت اصل برخورد مثبت و عدم مقايسه: يعني قبل از هر چيز توانايي هاي جوانان را تشخيص دادن و رفتارهاي مثبت او را تقويت كردن و رعايت تفاوتهاي فردي در برخورد با توانايي هاي آنان. - 5 رعايت اصل اعتدال: خودداري از افراط و تفريط در دادن آزادي و مسئوليت خانوادگي و اجتماعي به جوانان. نتيجه كلام يكي از مهمترين جنبه هاي تحول در دوران نوجواني رشد اجتماعي است كه با نياز نوجوانان به كسب هويت ارتباط مستقيم هر دارد چند هويت يابي از سنين كودكي آغاز مي شود، ولي در دوران نوجواني تشديد مي گردد. به طوري كه اريكسون مهمترين بحران نوجواني را هويت در برابر سردرگمي نقش ناميده است. به اعتقاد وي حل موفقيت آميز اين بحران به شكل گيري وفاداري، يعني نوعي حس اعتماد به خود و ديگران براي مي انجامد حل موفقيت آميز اين بحران و شكل دادن به هويت خانواده، جامعه ( نهادها، مدارس، رسانه هاي گروهي ) نقش اساسي خواهند داشت. جوانان با هويت، جامعه اي با هويت و جامعه باهويت جوانان با هويتي خواهد داشت كه نتيجه آن جامعه اي سالم، پويا و به دور از هر گونه سردرگمي و بزهكاري و... خواهد بود. به اميد چنين روزي. جعفر اسماعيل سرخ دكتراي مديريت آموزشي پانوشت ها: - 1 كوراكيوس: بزهكاري نوجوانان ترجمه دكتر جعفر نجفي زند. انتشارات كتاب كودك تهران 39 1367 ص - 2 اسماعيلي غلامعلي: مشكل هويت يابي در نوجوانان. روزنامه همشهري ( /5 /80 ) 17 ص 12 - 3 كوراكيوس بزهكاري نوجوانان ترجمه نجفي زند كتاب كودك 67 ص 40 - 4 نوجوانان و مساله بزهكاري سازمان يونسكو ترجمه فريده عليقلي نشر ني. ص 1367