Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811016-59471S3

Date of Document: 2003-01-06

برخلاف قاعده بازي نگاهي به نمايش پيشته به كارگرداني رامين سليمان پور اصغر يزداني نمايش پيشته به نويسندگي، طراحي و كارگرداني رامين سليمان پور و بازي آناهيتا اقبال نژاد برداشتي آزاد از نمايشنامه پيش از صبحانه (يوجين اونيل ) است كه اين روزها ساعت 6 عصر در تالار شماره 2 مجموعه تئاتر شهر اجرا مي شود. وقتي كه قرار است، نمايشي برخوردار از قاعده شكني باشد و از سنت هاي رايج پيروي نكند، بايد كمي هم اين فرصت را به مخاطب بدهد كه آنچه را در صحنه مي بيند در اين شيوه جديد پذيرا باشد. رامين سليمان پور دغدغه زيادي براي پيچيده كردن نمايش پيشته داشته و به همين منظور از تلفيق چندگونه نمايشي بهره برده است تا به شكلي قابل تعمق و تامل برسد. بنابراين او در اين سير متفكرانه قاعده بازي را طوري طراحي مي كند كه همه چيز نو به نظر آيد. بنابراين او به عنوان مولف در حال ريسك كردن است، كه گاهي با جواب مثبت و گاهي ديگر با جواب منفي روبه رو شده است. يعني واكنش ذهني مخاطب در جريان اين نمايش مدام در حال تلاطم است و در پايان هم با رضايت و نارضايتي تالار را ترك رضايت مي كند از اين جهت كه كارگردان به عنوان هنرمند خلاق و جسور تمام دنياي متن را تحت سيطره خود در آورده است تا با تماشاچي به چالش انديشمندانه بنشيند و نارضايتي از اين جهت كه در بعضي از نقاط با اشكال و يا حركت هاي ناكامل مواجه است. نمايش درباره زندگي يك زن شكست خورده است كه در مسير پر از فراز و نشيب به خاستگاه ها و آرزوهايش نرسيده است. شايد شوهر شاعر، نويسنده و روشنفكرش باني اين شكست باشد و امروز در مرز جنون و بيداري به مرور آنچه لمس كرده است، مي پردازد. در اين پردازش نمايش گاهي مسير حركتي با منطق صحنه هماهنگي دارد و به اصطلاح لحظات نمايشي به وجود مي آيد و گاهي از اين جريان عدول و تخطي مي كند و لحظات با حظ بصري آميزشي گاهي ندارد كارگردان مي خواهد كه همه چيز را تصنعي و نمايشي تلقي كند و به فن فاصله گذاري رجوع مي كند و بين صحنه و تماشاچي ديوار چهارم را بر مي دارد، و گاهي به ذهنيت و توهم زن در تصويري كردن بن مايه زندگي اش تاكيد مي كند و لحظات با واگويه هاي دروني و اكسپرسيونيستي همراه مي شود. حالا در تلفيق اين دو شيوه جسارت كارگردان قابل ستايش است كه در هزاره سوم از مجموع تجربيات بهره لازم را مي برد، اين جا است كه برخي از حضورها با منطق نمايشي فعلي چندان همخواني مثلا ندارد حضور مرد ( دلقك، دستيار يا.. ) چندان با بقيه اتفاقات جوش نمي خورد. يا زن از ابتدا مشخص نمي كند كه مخاطبش چه كسي مي تواند باشد. آيا در اتاق فرمان _ گروهي از آدم ها او را در اين موقعيت برون فكنانه قرار؟ مي دهند يا اين يك بازي است كه زن را به برون فكني در حضور ديگران وا؟ مي دارد يا.. بايد به يك منطق نمايشي بسنده مي شد. مثلا شيوه پيسكودرام بهتر از هر شيوه اي مي توانست اين موقعيت را به ثبات و انسجام شكل و محتوا برساند. در اين شيوه كارگردان مي توانست با دست باز از تلفيق هاي فعلي هم سود ببرد، در نتيجه تاثير نمايش مضاعف مي شد. همان طور كه مي دانيد، تعريف يك داستان يك خطي وقتي مي خواهد كمي عميق تر و پيچيده تر شود، بايد ملزومات خاص خود را هم در برداشته باشد. يعني وقتي ما يك خط را به هزار خط تبديل مي كنيم و قرار است به جاي يك دقيقه 60 دقيقه از وقت تماشاچي را بگيريم بايد اين دقايق كشدار نباشد. بنابراين منطق اجرايي براي هر اجرايي ضروري است و در اين شيوه سازي و قاعده شكني سليمان پور نياز به بازنگري در تجربياتش دارد تا بتواند در كارهاي بعدي اين نقص ها را برطرف سازد و در نهايت تاثير مطلوبتر و ماندگاري تري بر روح و روان تماشاچيانش بگذارد. هدف تئاتر هم با هر تعريف به همين ارتباط، مبادله فكر و حس برانگيزي خلاصه مي شود. بنابر تعابير فوق قضاوت درباره نحوه چيدمان صحنه و جنس بازيگري هم با تناقضات اجرايي كنار نيامده است و مي توان ايرادات وارد بر آن ها را هم طبق همان ناهماهنگي هاي اجرايي در نظر گرفت. البته آناهيتا اقبال نژاد در ارائه حس ها با توجه به تغييرات مدام و لحظه اي موفق است اما گاهي مكث هاي كوتاهش براي يادآوري ديالوگ ها سكته هاي ناخوشايندي را در يك دست شدن بازي اش ايجاد كرده است. همان طور كه تاكنون بازيگران تجربه كرده اند; بايد ديالوگ آن قدر در سرتمرينات و خلوت بازيگر مرور شود كه همه چيز تا نقطه و ويرگول هم به ناخودآگاهش سپرده شود و بازيگر در صحنه مطيع ناخودآگاه خويش باشد تا همه چيز طبيعي جلوه كند. در پايان بايد به جسارت سليمان پور براي برداشت آزاد از يك متن شناخته شده و قاعده شكني هاي غيرمعمول اش اميدوار بود كه او با تجربيات بعدي به آن مرحله از پختگي خواهد رسيد تا همه را همسو با فكرهاي صحنه اي اش گرداند. البته اين نتيجه به ممارست هاي بعدي و بودن سليمان پور در صحنه بستگي تام دارد.