Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59464S1

Date of Document: 2003-01-05

در بغداد خبري نيست ترجمه: غلامرضا رضايي نصير طي سال ها آنقدر جنبه هاي زندگي معمولي در عراق محو شده است كه خود زندگي نوعي جنگ به شمار مي رود در انجمن دانشجويان دانشگاه المستنصريه بغداد، صداي موسيقي به گوش مي رسد و پسران و دختران جوان دورميزها نشسته اند و نوشابه و چيپس مي خورند. فرح رشيد و دوستش جزوات خود را باز كرده، خود را براي امتحان زيست شناسي آماده مي كنند. در ميز بغلي طالب و محمدعبدالله با ته ريشي تازه رسته در مورد نرم افزارهاي جديد كامپيوتري و مجلس رقصي كه چند شب پيش در آن شركت داشته اند، بحث مي كنند. تنها چيزي كه در مورد آن صحبت نمي شود، جنگ است. بعيد نيست كه طي روزها يا هفته هاي آينده سربازان آمريكايي به سوي بغداد هجوم آورند و زندگي دانشجويان را دچار آشفتگي - يا حتي بدتر از آن - سازند. مطمئنا برخي از آنان به جنگ فراخوانده خواهند شد. ممكن است غذا، برق و دارو كمياب و حتي ناياب با شود اين همه در اين روز سرد و خشك در پايتخت عراق، هيچ يك از اين موارد مسائلي فوري فوتي به نظر نمي رسند. طالب مي گويد: ما مي خنديم، مي رقصيم و خوش مي گذرانيم. وقتي از او پرسيده مي شود پس جنگ؟ چه مي گويد: جنگ را به خدا واگذار كرده ايم. در نگاه اول بغداد شهري به نظر نمي رسد كه در انتظار جنگ است. بازارها پر از مشتريان و مساجد پر از نمازگزاران است. در خيابان ها هيچ سرباز يا تانكي مشاهده نمي شود. نوجوانان به دنبال توپ فوتبال هستند، جوانان نوارهاي بك استريت بويز را رد و بدل مي كنند و بزرگسالان سي دي هاي قاچاق آخرين فيلم جيمز باند را مي خرند. رستوران ها نيز مشغول تهيه كباب يا ماهي كباب از ماهي هايي هستند كه از رود دجله گرفته اند. در حالي كه دولت جيره هاي غذايي را دو برابر كرده است و برخي از مردم ذخيره نفت، شكر و آرد خود را براي حداقل دو هفته كنار گذاشته اند، هيچ نشاني از هراس عمومي يا حتي تدارك بيشتر براي دوران جنگ در پايتخت ديده نمي شود. ارزش دينار، پول رايج عراق به شدت سقوط كرده و به 2300 دينار در برابر دلار رسيده است اما شاخص سهام بغداد افزايش نشان مي دهد. مردم به كسب و كار مشغولند و تهديد جنگ را به مثابه آخرين فصل نبردهاي طولاني مدت ناديده مي گيرند. وسام جواد كارمند 25 ساله دولت با اشاره به جنگ خليج فارس مي گويد: زندگي روال طبيعي دارد. ما از سال 1991 به اين وضع عادت كرده ايم. سلمان علي فروشنده لباس هاي ورزشي در يكي از بازارهاي شلوغ، نگراني را در مشتريانش نمي يابد. او مي گويد: آنها به جنگ اهميتي نمي دهند. من هيچ فرقي بين شش ماه پيش و الان شش نمي بينم ماه پيش اينجا نشسته بودم و الان هم همين جا نشسته ام. در بنگاه ترتيب مراسم عروسي، تازه دامادها به دنبال اجاره اتومبيل هاي بام و يا مرسدس بنز گلكاري شده براي روزعروسي خود هستند. كرايه اتومبيل عروسي /12 5 از تا 20 دلار براي يك روز است. صاحب بنگاه مي گويد: مردم ما به جنگ فكر جشن هاي نمي كنند عروسي مثل گذشته همچنان برگزار مي شود. اين گذران طبيعي در مكاني است كه معني كلمه طبيعي از مدت ها پيش تغيير كرده است جايي كه يك ليتر بنزين فقط 3 سنت است اما پيدا كردن پمپ بنزين غيرممكن به نظر مي رسد; جايي كه مناره مساجد به موشك تشبيه مي شود و در ماشين هاي توليد ذرت بو داده، چيپس سيبزميني مي ريزند. طي سال ها آنقدر جنبه هاي زندگي معمولي در اينجا محو شده است كه خود زندگي نوعي جنگ به شمار مي رود. تهديد جنگي ديگر، بنابراين، غيرواقعي به نظر مي رسد. شايد اين وضعيت شبيه وضعيتي باشد كه در بسياري از شهرها قبل از اينكه مهاجمان از راه برسند، به وجود مي آيد، شايد مردم اينجا واقعا به ديدن جنگ عادت كرده اند. شايد مردم مي ترسند زيرنظر خبرچينان دولت كه هميشه همراه خبرنگاران خارجي هستند، صادقانه حرف دلشان را بزنند. اما حتي به دور از چشم اين خبرچينان، گفته هاي مردم عراق نشان مي دهند كه آنان تن به قضا و قدر داده اند و نگراني در سخنانشان آشكار نيست. آنها احساس مي كنند از دستشان خارج است و در نتيجه تا آنجا كه مي توانند بايد با آن كناربيايند. كه سكان زندگي يكي از دانشجويان المستنصريه، زير لب مي گويد: به جهنم ما خوش آمديد. شهري كه هنوز فعال است بغداد شهر پرآوازه اي كه حدود 1240 سال پيش در ساحل رود دجله بناي آن نهاده شد روزهاي بهتري را از سر گذرانده است. بغداد كه زماني بحق ثروتمندترين شهر جهان و مركز تمدن اسلامي به شمار مي رفت اكنون به پايگاه دولتي مطرود تبديل شده است كه تنها با اتومبيل يا تعداد معدودي پرواز از امان و دمشق مي توان به آن سفر كرد. به رغم داشتن ذخاير عظيم نفتي - ذخايري كه رتبه دوم را در جهان دارد - بغداد از آن درخشش بازارها و اتومبيل هاي آخرين سيستم كه در رياض پايتخت عربستان سعودي رتبه ] اول ذخاير نفتي [جهان ديده مي شود محروم است. ده ها سال جنگ سركوب و در 12 سال گذشته تحريم اقتصادي را كه مي توانست رقيب برخي اقتصادهاي اروپايي باشد، به اضمحلال كشانده است. قبل ازآنكه عراق دچار سير نزولي مارپيچي شود، اين كشور را به لحاظ اقتصادي و اجتماعي با يونان مقايسه مي كردند; امروزه با فقيرترين همسايگانش مقايسه مي شود و يك فرد معمولي عراقي با ماهي دلار 30 گذران زندگي در مي كند شهر صدام محله درندشتي در حومه بغداد حدود 2 ميليون نفر عراقي عمدتا فقير در آپارتمان هاي بتوني كلنگي زندگي مي كنند و براي تامين غذاي خود هميشه در انتظار اعلام كوپن هاي جيره بندي هستند. احشام همه جا جولان مي دهند و حياطها پر از بند رخت هايي است كه روي آنها لباس هاي رنگ ورورفته آويزان شده است. تنها ساختمان عمده در حال ساخت در بغداد به پروژه ساخت مسجد حسين مربوط مي شود. جرثقيل ها بر فراز اسكلت عظيم مسجد صدام گردن كشيده اند اما كار به دليل نبود مصالح در نتيجه تحريم هاي سازمان ملل، به كندي پيش مي رود. با اين همه بغداد هنوز هم فعال است، هر چند به شيوه خاص خودش. ويراني هاي ناشي از جنگ خليج فارس عمدتا بازسازي شده است; حداقل در جاده ها ظاهر صاف و تميز هستند. هيچ ساختمان ويراني در مركز شهر ديده نمي شود. برق، تلفن و تلويزيون معمولا به راه است، هر چند هميشه نمي توان به آنها اعتماد كرد. در طول خيابان شيك عرصات مي توان يك شركت عمراني ساخت استخرهاي شنا، مغازه اي كه پوشاك هوگو باس را تبليغ مي كند و مغازه هاي گرانقيمت و لوكس را ديد. در رستوران قمرالزمان، سالن غذاخوري شبها پر از مشترياني است كه به صداي خواننده اي عراقي كه با لهجه اي خوب ترانه هاي آمريكايي را مي خواند، گوش مي كنند. با آنكه دارو و قطعات يدكي به دليل تحريم هاي سازمان ملل كمياب هستند، غذا براي كساني كه استطاعت خريد آن را دارند، در پايتخت فراوان يافت مي شود و بحران سوءتغذيه مرتفع شده است. با توجه به پايان يافتن خشكسالي سه ساله در سال 2000 پياده روها پر از چرخ دستي هايي است كه مملو از ميوه ها و سبزيجات محلي هستند. رستوران ها براي هر ميز دو نفره ده ها نوع سالاد و پيش غذا سرو مي كنند و ظاهرا از اينكه اكثريت مردم گرسنه سر به بالين مي گذارند، غمي به دل راه اگر نمي دهند احتكاري صورت مي گيرد، به خوبي از انظار پنهان شده است. دولت هر ماه محصولات اساسي نظير برنج، نخود آرد روغن چاي و شكر را معادل 2215 كالري در روز به صورت مجاني بين شهروندان توزيع مي كند. مقامات امسال جيره غذايي را دو برابر كردند و گفته مي شود كه به زودي چهار برابر خواهد شد. موعد الدوري صاحب 38 ساله سوپرماركت با اشاره به خالي بودن آنجا از مشتريان مي گويد: مردم ذخيره سازي نمي كنند. خيلي ها معتقدند كه جنگي روي نخواهد داد. پيامي از مسجد تنها در مكان هايي نظير مسجد ام المعارك تنور جنگ داغ است. اين مسجد كه سال گذشته به عنوان شاهدي بر آنچه دولت پيروزي عراق در جنگ خليج فارس مي نامد، افتتاح شد، داراي صحني به /1 8 وسعت ميليون فوت مربع با چلچراغ هايي عظيم ديوارهاي مرمرين فرش هاي سبز و گنبدي فوق العاده زيباست. در بين خطبه هاي نمازجمعه، طاهر ابراهيم الشماري، امام جمعه اين مسجد به درگاه خداوند التماس مي كند كه مردم عراق را از شر شياطين حفظ و كفار را نابود سازد. پس از پايان مراسم و رفتن نمازگزاران ابراهيم 29 ساله به مسافري آمريكايي مي گويد كه جنگ آينده برخورد تمدن ها خواهد بود. جنگ عليه صدام و مردم عراق درواقع عليه همه مسلمين است. مردم عراق با هر چه در دست دارند حتي اگر چوب كوچكي باشد، از خودشان دفاع خواهند كرد. موضوع مهم اين است كه كشور را رها نكنيم. قيام مردم براي دفاع از خودورد زبان كوچه و خيابان هاي بغداد شده است و بسياري از كساني كه در مراسم نمازجمعه مسجد ام المعارك شركت كرده اند، پيام را دريافته اند. اثير خليف نيز مثل بسياري از جوانان عراقي در دوره هاي آموزش نظامي مدارس استفاده از تفنگ را ياد گرفته او است كه داروساز است و 24 سال دارد مي گويد: حتي اگر اسلحه كافي نداشته باشيم با سنگ از كشورمان دفاع مي كنيم. ما تا آخرين قطره هاي خونمان از كشورمان دفاع خواهيم كرد. چنين گفتارهاي جسورانه اي در همه جا شنيده يكي مي شود از مقامات محلي حزب بعث مي گويد، اينجا افغانستان نيست. اينجا عراق است. ما با بريتانيا جنگيده ايم و به آنها درس خوبي داده ايم. اسماعيل خليل 42 ساله صاحب يك مغازه تايرفروشي با اشاره به رهبران اپوزيسيون در تبعيد عراق مي گويد: اين فكر را از سرتان بيرون كنيد كه مردم عراق اجازه مي دهند افراد ديگري بر آنها حكومت كنند، به خصوص كساني كه در خارج راحت زندگي مي كنند در حالي كه ما در اينجا سال هاست كه در نتيجه تحريم ها در رنج به سر مي بريم. ما با هرچه به دستمان برسد از خانه و كاشانه خود دفاع خواهيم كرد. اينكه اين گفته ها چقدر واقعا به شليك به سوي سربازان آمريكايي تبديل خواهد شد، روشن نيست. گفت وگو با مردم عادي در خيابان هاي شهر صدام نياز به گرفتن مجوز از وزارت اطلاعات و ستاد حزب بعث دارد. اما حتي با داشتن مجوز، افسران پليس در خيابان ها پرسه مي زنند و مدام مي خواهند كه اجازه نامه را ببينند. عشق به فرهنگ آمريكايي كسب و كار در بازار سوق العربي در خيابان الرشيد پررونق است. با توجه به نبود مارك هاي معروف، فروشندگان اجناس تقلبي را كه در تركيه يا چين ساخته مي شوند به فروش مي رسانند. مثل ضبط صوت هاي پاناسونيك يا ساعت هاي جاسم سيتي زن علي هر روز ميز تاشوي خود را بيرون بازار برپا مي كند و صدها دي وي دي را كه بسياري از آنها كپي هاي غيرمجاز فيلم هاي آمريكايي هستند، روي آن مي چيند. اصلا مهم نيست كه آخرين فيلم جيمزباند هنوز روي پرده سينماهاي آمريكاست، جاسم علي فيلم آن را به قيمت يك دلار مي فروشد. دانشجويان المستنصريه با لباس هاي شيك از فيلم هاي آمريكايي صحبت نجيلا مي كنند محمد، دانشجوي رشته زبان انگليسي مي گويد: ما با مردم آمريكا دشمني نداريم. ما با دولت آمريكا مخالفيم كه قصد دارد به ما ضربه بزند. ما مردم آمريكا را دوست داريم. به رغم تمام لفاظي هاي دولت عراق، دانشجويان وقتي مي فهمند خبرنگاري آمريكايي به دانشگاه آمده، درحياط دانشگاه دور او جمع مي شوند و سوالاتي دوستانه در مورد زندگي در ايالات متحده از او مي پرسند. اين لحظه به خصوص در حسين عدنان دانشجويي 21 ساله كه كت و كراوات پوشيده است تجسم مي يابد. روي كلاسور او تصاوير هنرپيشه هاي تايتانيك و ديويد بكام، فوتباليست انگليسي ديده مي شود. وقتي از او درباره افكارش مي پرسي، اولين چيزي كه از دهان او خارج مي شود، اين است كه: آمريكا شيطان بزرگ است. او مي پرسد: چرا آمريكا مي خواهد مرا؟ بكشد آيا آمريكايي ها مي دانند كه من چه برنامه هايي براي آينده ام؟ دارم و چنين نتيجه مي گيرد كه: آمريكا هيچ چيز در مورد من نمي داند. منبع: واشنگتن پست