Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59463S2

Date of Document: 2003-01-05

باغ كشي در بحث هاي مربوط به ساخت و ساز در شهرها، مثل آن داستان معروف فيل در مثنوي مولوي، هر گروهي بنا به وابستگي صنفي و يا بهتر بگوييم منافع به خود، نوعي موضوع را حلاجي مي كند، اما در اين ميان آنان كه طرفدار توسعه پايدار و يا به زبان ساده حفظ تعادل زيستي در روند ساخت و ساز در شهرها مي باشند در اقليت قرار دارند و صدايشان به جايي نمي رسد. كساني كه بي چون و چرا، طرفدار رونق ساخت و ساز و حتي فروش تراكم مازاد در شهرها هستند، به طور يقين، اوضاع بحراني رشد حاشيه نشيني در تهران و مشهد را نظاره گرند و لابد مي دانند. شهرداري مشهد براي متوقف كردن رشد حاشيه نشيني در اين شهر كه در سالهاي اخير به 10 برابر رسيده است طبق مصوبه اي موظف به خريد و تملك باغ هايي شده است كه پاره اي از دست اندركاران ساخت و ساز بي رويه كه به اين كار به صورت نوعي فعاليت تجاري - دلالي محض و پولساز نگاه مي كنند، آنها را از زندگي و طراوت بازداشته اند . يا با استفاده از آهك، سوزاندن و ديگر راهها باغ ها را كشته اند. وقتي در هر شهري زمين تبديل به كالاي سرمايه اي شد، نقدينگي جامعه و يا دقيق تر بگوييم اشتياق پولداران براي بيشتر پولدار شدن به اين سمت سوق پيدا مي كند. در نگاه اول جريان مثبت تلقي چون مي شود، سرمايه ها به جايي هدايت مي شوند كه زاينده شغل براي جامعه مي باشد. اما در نگاهي ژرف تر و دقيق تر در مي يابيم كه وقتي ساخت و ساز نه در چارچوب توسعه پايدار، بلكه يك كار صرفا تجاري و سود زا رواج پيدا مي كند، با سرعتي باور نكردني، موجب انباشت مسكن گرانقيمت و لوكس به صورت احتكاري مي شود، فضاهاي حياتي شهر را مي بلعد و نه تنها گرهي از معضل مسكن و بي خانمان ها نمي گشايد، بلكه با دامن زدن به گراني خانه، اين گره را كورتر مي كند، نظير آنچه در تهران و شماري از شهرهاي بزرگ رخ داده است. در اينجا بيشتر نگاه نگارنده به موضوع و مسئله محيط زيست شهري است. تهران بزرگ در روند ساخت و ساز ناپايدار باغ هاي، خود را از دست داده است و حالا نوبت مشهد است كه ضمن از دست دادن باغ ها و فضاهاي طبيعي خود به صورت يكي از مهاجرپذيرترين شهرهاي ايران درآيد و آلودگي هوا در اين شهر مقدس كه روزگاري سالم ترين هوا را به داشت، مرور به صورت مسئله اي جديد بروز كند. اگر در روند ساخت و ساز شهري، نظارت دقيق بر اساس ملاحظات زيست محيطي و توسعه پايدار انجام نگيرد، در آينده نزديك دهها شهر ديگر كشور دچار بحران خطرناك رشد حاشيه نشيني خواهند شد. زيرا نيروي كاري كه بساز و بفروشها به شهرهاي بزرگ فرا مي خوانند از يك طرف روستاها را خالي و متروكه مي كند و از طرف ديگر باعث رشد سريع حاشيه نشيني با انواع پيامدهاي زيانبار آن مي شود. اشتباه نشود منتقدان بساز و بفروشي بي بند و بار با نوسازي معقول و ساخت و ساز در چهارچوب توسعه پايدار مخالف بايد نيستند از تجارب 15 سال اخير بسيار آموخت. جعفر آسيابان