Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59462S1

Date of Document: 2003-01-05

قصه شهرياران مباحثه شوراي شهر و شهرداري تهران كاريكاتور: افشين سبوكي در زمان كوتاه دفاتر نظارتي در يك چرخه بوروكراسي گرفتار آمده و هيچ گاه نتوانستند گره اي از كار مردم بگشايند جز آن كه هزينه سنگيني را بر مردم و شهرداري تحميل كرده باشند گروه اجتماعي، اكبر هاشمي: ;آمده ام پيشنهاد شهرداري تهران را به تو بدهم. خنديد. خبردار شد امشب يك نفر از دوستان ميهمانش است، با آن كه اين ميهماني شام مي توانست مانند همه ميهماني هاي گذشته شان باشد اما احساس عجيبي داشت و چيزي در درونش مي گفت: اين آمدن نمي تواند يك ميهماني معمولي اتفاقي باشد افتاده است اين را چهره خوشحال اما پر از اضطراب ميهماني مي گفت كه امروز به عنوان مخالف سرسخت ميزبان ( شهردار ) در استفاده از هيچ تريبوني براي ابراز مخالفت خود با شهردار دريغ نمي ورزد. حتي چند بار از او پرسيده بود اتفاقي؟ افتاده در شورا مشكلي پيش آمده است و، بالاخره او روبه رويش ايستاده و گفته بود درخواستي دارم و از ميزبان خواسته بود نه نياورد. نمي دانست از او چه مي خواهد، اصرار كرد، ميزبان شانه هايش را بالا انداخت و ميهمان كه مدت ها منتظر اين لحظه بود نمي توانست احساسات خود را كنترل كند. پاسخ دوست قديمي روشن بود، اما كوتاه. نه! اصرارها فايده اي نكرد چرا كه ميهمان، خود به خوبي مي دانست، پس از رفتن غلامحسين كرباسچي از استانداري و استعفاي محمدحسن ملك مدني از شهرداري اصفهان، سال ها است ميزبان از بخش دولتي دل كنده و وارد بخش خصوصي شده است و حال پس از يك دهه كار در بخش خصوصي و برخورداري از توفيق و كارآمدي حاضر نخواهد شد كار بدون جنجال خود را رها كرده و به جايگاهي جنجالي تكيه زند كه پيش از اين به مقام مافوقش غلامحسين كرباسچي نيز وفا نكرده بود گرچه آن شب ميهمان كوشيد تا دوست صميمي اش را راضي به پذيرش اين پيشنهاد كند اما وقتي ميهماني پايان يافت او مي دانست كه با جواب نه به جمع دوستانش باز مي گردد. مي رفت اما هنوز ته دلش اميدوار بود چرا كه هنگام خداحافظي ميزبان از ميهمان پرسيده بود پس الويري را چه مي كنيد مي دانست چندي پيش ميهمان و دوستانش در شوراي شهر تهران در استيضاح الويري ناكام مانده اند. ميهمان مغموم در پاسخ با ته لبخندي گفته بود استعفا. ميزبان خنديده بود چرا كه روحيه الويري را به خوبي مي شناخت و گفته بود: امكان ندارد. اما امكان داشت چرا كه كساني مامور به گرفتن استعفا از الويري بودند كه او اطمينان داشت موفق به اين كار خواهند شد. ميهمان، نام محمد عطريانفر و سعيد حجاريان حاميان الويري را به عنوان كساني كه بايد استعفاي او را بگيرند بر زبان آورده بود. باورش سخت بود اما ميزبان بسيار تمايل داشت نام آن فرد را بشنود وقتي ميهمان نامش را بر زبان آورد ملك مدني متحير رفتن ميهمانان را نظاره مي كرد. فرداي انتخابات دو گروه وارد شوراي شهر تهران شدند. گروه اول: شخصيت هاي شناخته شده ملي كه از ابتداي پيروزي انقلاب در رده هاي بالاي نظام سابقه اجرايي داشتند و گروه دوم را كساني تشكيل دادند كه نسبت به گروه اول سابقه اجرايي كمتري داشتند و در سطوح مياني خدمت كرده بودند و ورود آن ها به شورا موفقيتي بزرگ و موقعيتي ممتاز و شروعي تازه در زندگي سياسي شان محسوب مي شد چرا كه از همان ابتداي شكل گيري شوراها جايگاه تهران در معادلات سياسي، اقتصادي و فرهنگي باعث مي شد شوراي شهر تهران به نسبت ديگر شوراها از جايگاه و ويژگي خاصي برخوردار شود. سابقه تاريخي موفق نه ساله كرباسچي در شهرداري، تهران را به سمبل جريان سازندگي در كشور تبديل كرده بود. اما اين بار آن چه كه باعث توجه ناظران داخلي و خارجي به شوراي شهر تهران مي شد يافتن پاسخي براي اين پرسش بود. عكس ها: مجيد سعيدي چگونه يك مديريت ملي در قالب يك مديريت محلي ابرشهر تهران را اداره خواهد كرد و از طرفي نوع ورود جريان هاي سياسي و نحوه شكل گيري شوراي تهران بسيار با اهميت بود چه در كنار نام هاي ناشناخته و كم شناس چهره هايي در قالب گروه هاي سياسي به صحنه آمده بودند كه بيش از آن كه چهره هايي محلي باشند چهره هاي ملي در بودند اولين جلسه شورا عبدالله نوري و سعيد حجاريان از چهره هاي شناخته شده به عنوان رئيس و نايب رئيس شورا برگزيده شدند. گرچه حضور نوري در شورا بسيار كوتاه بود و پس از 4 ماه با پيش آمدن انتخابات مجلس ششم نوري به ناچار در ميان دو راهي قرار گرفت، يا بايد در بهشت باقي مي ماند و يا آن كه به پاستور مي رفت و عجيب آن كه سر از اوين در آورد و عباس دوزدوزاني جوان انقلابي ديروز و مرد ميانسال امروز به خاطر شرايط سني اش بر جاي نوري تكيه زد. شايد جوانان دهه 70 نام اين شخصيت انقلابي و زنداني سياسي دهه 50 را به ياد نمي آوردند اما جوانان دهه 50 و 60 نام تنها وزيري را كه در دهه 60 اقدام به تعطيلي و اخراج تمامي كاركنان وزارت ارشاد وقت كرده بود هرگز نمي توانستند فراموش كنند. البته از آغاز دوزدوزاني براساس استخاره قرآني حاضر به پذيرش رياست شد و همان روزي كه قرآن را به نيت استخاره باز كرد، نشانه ها حكايت از آن داشت كه پذيرش اين مسئوليت بيش از آن كه براي او خوب باشد براي شورا مفيد از است اين رو رياست او نيز بر شورا ديري نپاييد و پس از 3 ماه شرايطي را پيش پاي اعضاي شورا قرار داد كه در صورت عدم تحقق به معناي استعفايش بود شرايطي كه هرگز محقق نشد و اين پاياني بود بر آن چه كه او مرگ تدريجي خود مي ناميد. حاكميت اقليت براكثريت الويري خوشحال نبود با آن كه موفق شده بود استيضاح اقليت شورا را ناكام بگذارد اما اصلا احساس يك مرد پيروز را نداشت. كت رسمي اش را كند و روي كاناپه افتاد، خسته بود، هرگز فكر نمي كرد رها كردن رياست مناطق آزاد و پذيرش شهرداري تهران او را اين قدر خسته و فرسوده كند. روزي كه مي خواست اين مسئوليت را بپذيرد برخوردهاي قوه قضاييه با شهرداري و صحنه هاي دادگاه غلامحسين كرباسچي پيش چشمانش بود و مي دانست كار سختي پيش رو دارد اما هرگز فكر نمي كرد با شورا مشكل پيدا كند و شورا او را تا اين اندازه خسته كند. چشمانش را مي بندد و همه اتفاقات گذشته را براي يافتن پاسخ يك پرسش مرور مي كند. چرا چنين؟ شد به مرور شورا به دو گروه اكثريت و اقليت تبديل شد. گروه اكثريت را جمعي از مشاركتي ها (چپ هاي مدرن ) و كارگزاراني ها ( تكنوكرات ها ) مانند سعيد حجاريان، محمد عطريانفر، عليزاده طباطبايي، فاطمه جلايي پور، دروديان، حسين حقيقي، غلامرضا فروزش، وسمقي و... با محوريت عبدالله نوري تشكيل مي دادند. گروه اكثريت معتقد بودند اعضاي شورا مانند نمايندگان يك پارلمان بايد به كار قانون گذاري و نظارت بر شهرداري اهتمام بورزند. گروه اقليت نيز با محوريت اصغرزاده تشكيل گرچه شد اصغرزاده با حمايت دفتر تحكيم وحدت و در كنار نام حجاريان و دروديان با شعار سحر نزديك است به شورا راه يافت اما با تشكيل حزب همبستگي و گرفتن رياست اين حزب، عملا گروه اقليت به نام حزب همبستگي شناخته شدند. گروهي كه گرايش هاي سياسي چپ سنتي داشتند اما گرايش سياسي برخي از آنان و موضع گيري هايشان گاه آنان را در هيبت يك گروه دست راستي سنتي نشان نوع مي داد نگاه گروه اقليت با اكثريت به شورا كاملا متمايز بود و به تعبير اميرحسين عابديني كه از باشگاه پرسپوليس به شورا آمده بود، شوراها حكم شركت هاي تعاوني را داشتند كه اعضاي شورا، هيات مديره آن بود نه هيات امنا و شهردار نيز حكم مديرعامل شركت را داشت. براساس همين تفكر اعضاي گروه اقليت علاوه بر بعد نظارتي بسيار شديد و دست و پاگير حتي در جزئيات، خواهان آن بودند كه در اداره شهر نيز هر يك سهمي داشته باشند. اگر چه تا پايان دوره دوزدوزاني چندان مجالي براي اين كار نيافتند اما پس از استعفاي دوزدوزاني و انتخاب خسروي به عنوان رئيس جديد شورا ورود گروه اقليت به حوزه عملياتي، دخالتشان در كارهاي شهرداري روزبه روز بيشتر و بيشتر شد، تشكيل گروه هاي نظارتي به مديريت لطفي ديگر عضو گروه اقليت در همين راستا بود. در اين مقطع مجموعه اي از نيروهاي كارگري كه نسبت خويشاوندي و دوستي با اعضاي اقليت داشتند براي نظارت بر مهندسان و متخصصان شهرداري وارد گروه هاي نظارتي شدند. به سرعت تعداد آنان گسترش يافت و در اكثر شهرداري هاي تهران دفاتر نظارتي بر شهرداري ها برپا و براي اين منظور چند طبقه از ساختماني 10 طبقه در خيابان ايران شهر براي دبيرخانه شورا اختصاص يافت و با هزينه زياد پارتيشن بندي شد. اما طولي نكشيد كه دفاتر نظارتي در يك چرخه بوروكراسي گرفتار آمده و هيچ گاه نتوانستند گره اي از كار مردم بگشايند جز آن كه هزينه سنگيني را بر مردم و شهرداري تحميل كرده باشند. از طرفي به محوريت اصغرزاده گروه هاي تخصصي در باغ فردوس شكل گرفت محلي كه كتابخانه تخصصي فني عمران شهرداري تهران بود. اما با آمدن اصغرزاده و تيمش به اجبار تعطيل شد و اين مكان به مرور زمان تبديل به دفتر شخصي اين عضو شورا خسروي شد خود به خوبي مي دانست كه اگر حمايت هاي سعيد حجاريان نبود او هيچگاه موفق به كسب آراي اكثريت شورا نمي شد. حجاريان و برخي ديگر از اعضاي شورا در آن مقطع معتقد بودند به دليل اين كه خسروي فردي آرام و بدون دردسر است و انتخاب وي به رياست شورا مي توانست حداقل شورا را از تنش هادور كند. اما پس از گذشت چند ماه از عملكرد ضعيف وي در رياست شورا و به تعبير رياست گروه اقليت بر شورا در اسفندماه 78 حجاريان را به جمع بندي ديگري رساند كه او را بر آن داشت تا در جلسه آتي شورا تغيير رئيس را مطرح كند. حجاريان ترور شد. اين را روزنامه ها نوشتند جواني از همدستان سعيد عسگر با توصيه نامه اي از سوي احمد حكيمي پور (يكي از اعضاي اقليت شورا ) راه حجاريان را سد كرده و سپس گلوله شليك شد. اما حجاريان زنده ماند و پس از 3 ماه خاموشي در تيرماه 79 وقتي توانست سخن بگويد جمع بندي خود را از وضعيت شورا به ديگر اعضا اعلام كرد. او ديگر حاضر به حمايت از عملكرد خسروي نبود. خسروي با توصيه هاي عطريانفر به حجاريان ماند چون تا پايان دوره 2 ساله قانوني شورا و انتخاب هيات رئيسه جديد تنها چند ماهي بيشتر باقي نمانده بود. رايزني ها براي انتخاب هيات رئيسه جديد آغاز شد و از آن جا كه گروه اقليت توان چانه زني نداشت، بيشترين رايزني ها در گروه اكثريت انجام مي گرفت. پايان كار كاملا مشخص بود. با توجه به تركيب سياسي گروه اكثريت بي گمان رئيس جديد يا مشاركتي و يا كارگزاراني بود. گرچه مناسبات سياسي متضمن اين نبود كه يك كارگزاراني به رياست شورا انتخاب نشود. اما سعيد حجاريان به عنوان ليدر مشاركتي ها، فراتر از مناسبات سياسي به دليل شناختش، رسما حمايت خود را براي رياست محمد عطريانفر ( كارگزاراني ) بر شوراي شهر تهران را اعلام كرد. او معتقد بود عطريانفر به دليل سابقه حضور طولاني همكاري با غلامحسين كرباسچي در شهرداري و قدرت تعاملش مي تواند بين شورا و شهرداري پيوند خوبي برقرار كند. اما عطريانفر حاضر به پذيرش اين پيشنهاد نشد و اين بار نگاه ها متوجه شخص حجاريان شد چرا كه معتقد بودند پس از رفتن عبدالله نوري از شورا به عنوان وزنه قابل قبول سياسي، حجاريان مي تواند بار ديگر پرستيژ و اتوريته شورا را باز گرداند. اما حجاريان به دليل ضعف جسمي بر جاي مانده از حادثه ترور، حتي توان حضور در جلسات شورا را نداشت. محمد عطريانفر به او پيشنهاد كرد كه حجاريان رياست شورا را بپذيرد و يكي از اعضا به عنوان جانشين كارهاي اجرايي را به سرانجام اما برساند باز هم او نپذيرفت. در نهم ارديبهشت و در آخرين جلسه سال دوم شورا وقتي تك تك اعضاي شورا عدم كانديداتوري خود را اعلام مي كردند همه نگاه ها متوجه خسروي، اصغرزاده و عطريانفر بود. خسروي مي دانست كه اين بار راي اكثريت با او نخواهد بود. اصغرزاده گرچه بسيار تمايل داشت اين پست را به دست آورد اما او نيز مي دانست وضعيتي همچون خسروي دارد. اما عطريانفر وضعيتي كاملا متفاوت داشت و شانس او براي رياست جديد شورا بسيار زياد بود ولي او هم اعلام كرد تمايلي به كانديدا شدن ندارد. ولي اين سخن او ديري نپاييد و نتوانست مدت زيادي در مقابل فشارهاي داخل و خارج از شورا مقاومت كند و با ارائه يك پيش شرط كانديداي گروه اكثريت شد. او كه مي دانست انتخابش حساسيت گروه اقليت را برخواهد انگيخت براساس همان پيش شرط روز راي گيري با رو كردن به تك تك اعضا و محاجه و مناقشه سعي كرد حساسيت اعضا را برانگيزد تا به او راي ندهند. او با اين كار به دنبال دو هدف بود; يكي آنكه راي نياورد و از گرفتاري هاي قابل پيش بيني شورا برهد، دوم آنكه در صورت انتخاب به رياست شورا به كسي بدهكار نباشد. گرچه ممكن بود اين اتفاق بازتاب رسانه اي منفي را براي وي در پي داشته باشد، اما در صورت كسب آرا حجت را بر اعضاي شورا تمام كرده عطريانفر بود با 10 راي موافق و 4 راي مخالف رئيس شورا شد و 4 نفري كه به وي راي منفي دادند (اصغرزاده - لطفي - حكيمي پور _ خسروي ) حتي پيش از آمدن نيز هرگز تصميم نداشتند به او راي مثبت دهند. اولين اقدام رئيس جديد، اصلاح ساختار اداري شورا، تعطيلي ساختمان ايران شهر، تلاش براي بازپس گيري كتابخانه فني مهندسي شهرداري در باغ فردوس و راه اندازي اين كتابخانه و تعطيلي مجله ايران شورا بود. مجله اي كه زير نظر دروديان منتشر مي شد و به اعتقاد دروديان مجله قوي نبود. با آن كه رئيس جديد درصدد بود حتي با تعطيلي گروه هاي نظارتي اين هزينه سنگين را نيز از سر شورا باز كند. اما ديگر اعضاي شورا موافق اين كار نبودند چرا كه تصور مي رفت اگر اين اتفاق روي دهد، مجموعه شورا متشنج خواهد شد و شورا درگير ماجرايي مي شد كه از وظيفه اصلي خود، هدايت امور شهرداري باز مي ماند. سازمان اداري شورا به تصويب رسيد اما گروه اقليت كه مخالف اين كار بودند مي گفتند شورا بايد به صورت شورايي اداره شود اما موافقان اين طرح بر اين باور بودند شورا بايد داراي يك مسئول ارشد و سيستم ارگانيك باشد گرچه اين حركت با مقاومت برخي از اعضا به سرانجام نرسيد و عطريانفر تنها با دعوت از اساتيد دانشگاه به عنوان مشاوران برنامه و بودجه حداقل توانست گروه برنامه و بودجه را تقويت كند. اما در آخرين روز از اولين ماه پاييز 80 در يك صد و هشتاد و پنجمين جلسه رسمي - علني شورا گروه اقليت نامه اي را تقديم شورا كرد. نامه اي كه آغازگر، دور جديدي از يك جنگ تمام عيار بين گروه اقليت با شهرداري تهران بود.