Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59460S2

Date of Document: 2003-01-05

محاسبه بي محاسبه سعيد صحيفه با آن كه سال ها است مقر اصلي ديپلمات هاي ايراني در همسايگي بازار سنتي تهران قرار دارد و با وجود آن كه يك جمله معروف بين ايرانيان حكايت از آن دارد كه همسايه از همسايه ارث مي برد! اما ديپلمات هاي ايراني چندان در آموختن اصول حسابگري و سوداگري از همسايه هاي بازار خود موفق نبوده اند - در اينجا اساسا اين نكته را ناديده مي گيريم كه ديپلماسي براساس مفاهيمي مانند هزينه، سود و معامله تعريف مي شود - اگر چه معمولا مقدمات سفر مقامات بلندپايه كشور را زيرمجموعه اداري آنها فراهم مي كنند ولي كاملا روشن است كه بخش عمده كار توسط ديپلمات ها تدارك مي شود. ديپلمات هاي ايراني نيز هفته گذشته حجم قابل توجهي از فعاليت ها و توجهشان معطوف به سفر سيد محمد خاتمي به پاكستان بود. اين سفر قطع نظر از دستاوردها و نتايجش از جهات ديگر قابل نقد جدي است. به نظر مي رسد، ديپلمات ها به عنوان طراحان اصلي اين سفر بايد دلايل انجام اين سفر از منظر منافع ملي ايران را تشريح كنند. ديپلمات هاي ايراني روزهايي را در گذشته به خاطر مي آورند كه صرف ترتيب دادن يك سفر خارجي موفقيتي ديپلماتيك محسوب مي شد، اما علي القاعده آنها توان درك تفاوت هاي وضعيت امروز و ديروز را دارند. در شرايطي كه سيد محمد خاتمي فارغ از جايگاه حقوقي اش به عنوان رئيس جمهور، به چهره اي محبوب يا دست كم معروف در عرصه بين المللي تبديل شده; تمهيد سفر او به كشوري مانند پاكستان دقيقا به مثابه امتيازي است كه ديپلمات هاي ايراني به همتايان پاكستاني خود وا گذار كرده اند. آنها امروز خود را در برابر اين سوال مي بينند كه كدام دلايل; انجام سفر را در اين شرايط ضروري ساخته؟ بود احتمالا ديپلمات ها از وقوع نوعي كودتاي نظامي در پاكستان اطلاع دارند، آنها از ميزان مشروعيت و مقبوليت اين حكومت _ علي رغم برگزاري انتخابات _پارلماني نزد ديگر كشورها احتمالا مطلعند آنها مي دانند كه پس از 11 سپتامبر سياستمداران پاكستاني دشوارترين روزهاي خود را پشت سر مي گذاشتند. آنها كه پدر معنوي تروريست هاي طالبان محسوب مي شدند، با اوج گيري احساسات ضدتروريسم، تنها توانستند با اتكا بر روابط ديرينه و سنتي خود با آمريكا به آرامي خود را از كانون توجهات جهاني خارج كرده و بابت فجايعي كه طالبان مرتكب آن شده بود كمترين هزينه ها را بپردازند. از اين نگاه سياستمداران پاكستاني حقيقتا خود را در برابر افكار عمومي جهان مديون مي بينند. بر اين دو نكته مي توان تشديد چالش و منازعه با هند را نيز افزود و شرايط دشوار و بغرنج سياستمداران پاكستاني را تصور كرد. همچنين به نظر نمي آيد ديپلمات هاي ايراني خاطرات رنج آور روزهاي پيدايش و توسعه قلمرو طالبان را از خاطر برده روزهايي باشند، كه پياپي با پاسخ هايي از سوي پاكستاني ها روبه رو مي شدند كه حتي در دنياي خالي از صداقت ديپلماسي نيز غيردوستانه ارزيابي مي شد. در اين فضا است كه مي توان پذيرش انجام سفر به پاكستان را با تاكيد بيشتر; اعطاي امتياز به پاكستاني ها ناميد، شايد ديپلمات هاي ايراني امروز به اين نتيجه رسيده باشند كه پاكستاني ها بيش از آنان به انجام اين سفر علاقه مند بودند همان طور كه بيش از ايراني ها از نتايج آن بهره بردند. به اين ترتيب جملات آغازين اين نوشته وقتي از عدم وجود حسابگري در محاسبات ديپلمات ها سخن مي گوييم روشن تر مي شود. در دنياي ديپلماسي كه محاسبه هزينه و فايده، تعيين كننده نهايي است، گويا ديپلمات هاي ايراني با تمهيد سفر نفر دوم كشور به پاكستان، وارد بازي شدند كه همه امتيازات آن متعلق به طرف مقابل است. براساس قواعد حاكم بر عرصه ديپلماسي و شرايط موجود، كشور ميزبان بايد هديه بزرگي در قبال پذيرش انجام سفر به ميهمان خود اعطا كند، چه از اين طريق شايد قدري از تجربيات تلخ گذشته را از خاطر همسايگان ايراني اش بزدايد. اما ديپلمات هاي ايراني همچنان با اين انتقاد مواجهند كه در بهترين شرايط نيز توانمند يا دست كم علاقه مند به دريافت امتياز و بهره گيري از فرصت ها نيستند.