Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59458S1

Date of Document: 2003-01-05

كلون ها آن چيزي نيستند كه تصور مي رود فارغ از هياهوهاي ژورناليستي، اين مطلب علمي را با دقت بخوانيد برخي تصور مي كنند كه كلون سازي همانند زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسي (ع ) است. از اين رو تصور مي كنند كه در آينده نزديك مرگ بي معنا مي شود و مي توان خويشاوندان مشرف به مرگ را با اين روش حيات دوباره بخشيد اشاره: يكشنبه هفته گذشته ( /10 /81 ) 8 همشهري در يكي از كم سابقه ترين اقدامات خود تيتر اول خود را به واكنش جهاني در برابر نخستين شبيه سازي انسان اختصاص داد. انتشار اين خبر، علاوه بر بازتابهاي مردمي، در ميان اهالي علم و دانشگاهيان نيز با بحث و گفت وگو روبه رو شد. حسن سالاري، از پژوهشگران و نويسندگان علوم زيستي، كه با صفحه علمي همشهري هم همكاري دارد، در پي چاپ اين خبر، مطلبي را تهيه كرده است كه به گفته خود، در آن به شبهه هاي علمي موجود درباره اين رويداد پاسخ مي دهد. وي معتقد است اين موضوع، در عين صحت علمي، پيچيدگي هايي دارد كه لازم است فارغ از هياهوهاي ژورناليستي، توضيح داده شود. سالاري، كتابي در مورد شبيه سازي آماده انتشار دارد كه در چند روز آينده منتشر خواهد شد. در سال 1903 ميلادي گياه شناسي به نام هربرت وبر واژه كلون را براي توصيف مجموعه اي از جانداران به كار برد كه از طريق توليد مثل غيرجنسي از يك والد به وجود مي آيند. برخي از جانوران دريايي، گياهان و ميكروبها به همين شيوه تكثير مي كنند. براي مثال، پايه هاي مختلفي كه از يك گياه توت فرنگي به وجود مي آيند، كلون يكديگر محسوب مي شوند. به زودي واژه كلون مورد استقبال زيست شناساني قرار گرفت كه در سلول هاي آزمايشگاه، پيكر جانداران را كشت مي دادند. سلول هاي حاصل از كشت يك سلول نيز كلون يكديگر محسوب مي شوند. در سال 1965 ميلادي واژه كلون با همين مفهوم در يك داستان علمي تخيلي با نام كلون استفاده در شد اين داستان قطره اي از سلول هاي محيط كشت از طريق كلون سازي به دريايي از سلول تبديل مي شود كه از طريق فاضلاب در تمامي شهر گسترش مي يابد. گاهي كلون جانوران، به طور طبيعي به وجود مي آيد. زنبورهاي نر از طريق كلون سازي پديد مي آيند، يعني براي توليد آنها به لقاح اسپرم و تخمك نيازي نيست. به هر حال، بر خلاف گياهان، سلول هاي پيكري ( غيرجنسي ) جانوران نمي توانند جاندار بالغي را پديد آورند. در آزمايشگاه به راحتي مي توان از يك سلول گياهي، گياه بالغي را پديد آورد. طي چهل سال گذشته، زيست شناسان مي خواستند بدانند آيا اين امر يك محدوديت زيستي يا يك مشكل فني است. همه سلول هاي پيكر يك جاندار از تقسيم سلول تخم حاصل مي شوند. اين سلول ها در مراحل بعدي براي انجام كارهاي ويژه اي تخصص پيدا مي كنند. در واقع از سلول هاي تمايز نيافته اي كه از سلول تخم حاصل مي شوند، سلول هاي تمايز يافته و تخصص يافته اي مانند سلول بينايي، سلول كبدي و سلول عصبي حاصل زيست شناسان مي شود مي خواستند بدانند كه در جريان تكوين جانداران، چگونه از سلول هاي تخصص نيافته، سلول هاي تخصص يافته به وجود مي آيد. گروهي معتقد بودند كه تمايز سلول ها با محدود شدن قدرت ژنتيكي تام آنها همراه است. به عبارت ديگر، در جريان تقسيم سلولي و تمايز سلول ها، بخشي از ژن هاي آنها به صورت گزينشي و به طور متوالي از دست مي رود. براي مثال، سلول عصبي فقط ژن هايي را در خود نگه مي دارد كه براي انجام فعاليت هاي عصبي به آنها نياز دارد و بقيه ژن ها را از دست مي دهد. گروه ديگري معتقد بودند كه همه سلول ها قدرت ژنتيكي تام دارند. به عبارت ديگر، ژن هاي آنها دست نخورده باقي مي ماند و تفاوت سلول هاي تخصص يافته با سلول هاي تخصص نيافته، در نحوه فعاليت ژن هاست. براي مثال، سلول عصبي همان ژن هاي سلول بينايي را دارد. اما ژن هايي در اين سلول فعالند كه به انتقال پيام عصبي كمك مي كنند و در سلول بينايي ژن هايي فعالند كه در دريافت نور دخالت دارند. اگر همه سلول ها، ژن هاي يكساني داشته باشند، بايد همه آنها به طور بالقوه توان ايجاد جاندار كاملي را داشته باشند، همان طور كه سلول تخم اين توان را بنابر دارد اين، اگر هسته سلول تخمك كه جايگاه را ژن هاست، از آن خارج كنيم و هسته يك سلول پيكري (سلول پوست، سلول عصبي يا سلول پياز مو ) را در درون آن جا بگذاريم، بايد جاندار كاملي پديد آيد. محققان در قرن نوزدهم و بيستم اين نظر را در جانداران مختلف آزمودند. براي مثال، در اواخر دهه 1990 ميلادي هسته يك سلول پيكري قورباغه را درون تخمك قورباغه ديگري جاگذاري كردند كه پيش تر هسته و در واقع كل ماده ژنتيكي آن برداشته شده بود. از سلول حاصله قورباغه بالغي پديد در آمد سال 1997 آزمايش مشابهي روي گوسفند انجام شد كه به تولد دالي مشهورترين، گوسفند جهان انجاميد. بنابر اين، كلون سازي هرگز به عنوان روشي براي ازدياد ساده جانوران مورد توجه نبود. در اسكاتلند - محل تولد دالي - گوسفندان بهاي گزافي ندارند، قورباغه ها، موش ها و گوساله ها و ديگر جانوراني كه تاكنون شبيه سازي شده اند، در همه جابه فور يافته مي شوند. در واقع كلون سازي براي پاسخ گويي به يكي از پرسش هاي بنيادين زيست شناسي، يعني نحوه تمايز سلول ها، مطرح شد. تصوري كه جامعه از كلون سازي دارد، با واقعيت فاصله دارد. اين تصور، ريشه در خيالپردازي هاي الوين تافلر در كتاب شوك آينده دارد كه در سال 1970 منتشر شد. وي يك مفهوم علمي را در يك پيش بيني فانتزي به طور نادرست و خلاف واقع جلوه مي دهد: به زودي انسان مي تواند كپي برابر با اصل خودش را توليد كند. متاسفانه اين برداشت نادرست از كلون سازي، از كتابهاي علمي - تخيلي به گزارش هاي خبري و حتي كتابهاي علمي راه پيدا كرد. چون كلون ها از لقاح اسپرم و تخمك پديد نمي آيند، از لحاظ ژنتيك با ولدي كه اطلاعات ژنتيكي را در اختيار آنها قرار داده است، تفاوت ندارند. اما آنها كپي والد خود دوقلوهاي نيستند همسان نيز از لحاظ ژنتيك با هم تفاوت ندارند، اما دو انسان مجزا محسوب مي شوند و هر چند از لحاظ ظاهر و رفتار به هم شباهت دارند، اما كاملا عين هم نيستند. حتي اثر انگشت آنان با هم تفاوت دارد. برخي به غلط تصور مي كنند، همه خصوصيات انسان را ژن ها تعيين مي كنند. هر چند ژن ها نقش مهمي در بروز خصوصيات ظاهري و رفتاري ما دارند، اما آنها تنها عامل تاثيرگذار نيستند. محل زندگي ما، غذايي كه مي خوريم، آموزش هايي كه مي بينيم، كتابي كه مي خوانيم، فيلمي كه مي بينيم، موسيقي كه گوش مي دهيم و حتي خواندن همين مقاله و نوشتن آن بر خصوصيات ما تاثير مي گذارند. از اين رو، دو انسان در كره زمين يافت نمي شود كه كاملا عين هم باشند و توليد دو انسان كه كاملا عين هم باشند نيز، فعلا غيرممكن است. حدود نيم قرن است كه محققان روي دانه هاي برف تحقيق مي كنند و هنوز دو دانه برف پيدا نكرده اند كه كاملا عين هم باشند. رطوبت و دما دو عامل اساسي هستند كه بر شكل يك دانه برف تاثير چون مي گذارند ميزان رطوبت و دما در بخش هاي مختلف يك ابر كاملا يكسان نيست و دانه برف در مسير خود از ابر تا سطح زمين با شرايط جوي متفاوتي روبه رو مي شود، شكل دو دانه برف به طور كامل عين هم نمي شود. البته، چون خصوصيات ذاتي مولكول هاي آب در شكل گيري يك دانه برف موثرند، شكل همه دانه ها از اصول و تقارن مشابهي پيروي مي كند. بدون شك تفكرات، احساسات و رفتارهاي ما سازوكار زيست شناسي دارند. اما اين به آن مفهوم نيست كه ما مي توانيم دخالت ژن ها را در اين فرايندها مجزا از بقيه عوامل در نظر بگيريم. ما حاصل عملكرد ژن هايمان هستيم، ژن هايي كه تحت تاثير محيط فعاليت مي كنند و از آن تاثير مي پذيرند و اين محيط حتي تاريخي كه بر اجداد ما گذشته است را شامل مي شود. برخي تصور مي كنند كه كلون سازي همانند زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسي ( ع ) است. از اين رو، تصور مي كنند كه در آينده نزديك، مرگ بي معنا مي شود و مي توان خويشاوندان مشرف به مرگ را با اين روش حيات دوباره بخشيد. اما بايد دانست كه كلون سازي با يك سلول آغاز مي شود. سپس اين سلول بايد مراحل جنيني را پشت سر گذارد و مراحل رشد و كمال اجتماعي را بپيمايد تا به فردي تمام عيار تبديل از شود آن جا كه بخشي از شخصيت آدمي را ژن هاي او تعيين مي كنند، كلون حاصله تنها به والد خود شباهت خواهد داشت و كپي برابر اصل او نخواهد بود. شباهت كلون به والد خود حتي كمتر از شباهت دوقلوهاي همسان به يكديگر است، زيرا دوقلوها در يك رحم و به طور همزمان تكوين مي يابند، اما كلون و والد دو رحم و در دو زمان متفاوت رشد و نمو مي كنند. برخي نيز تصور مي كنند كه با اين روش مي توان دانشمندان، ورزشكاران، هنرپيشه ها و حتي جنايتكاراني مانند هيتلر را حيات دوباره بخشيد. اما اين احتمال وجود دارد كه كلون ها (قرين هاي ژنتيكي ) اين افراد از لحاظ رفتاري كم ترين شباهت را به آنان داشته همه باشند ما همه روزه و هر لحظه بر سر دو راهي ها يا چند راهي هاي گوناگوني قرار مي گيريم و بر اساس آگاهي ها، تاثيرات جامعه يا رخدادهاي تصادفي به سويي كشيده مي شويم. از اين رو، احتمال اين كه قرين هاي ژنتيك، فلسفه ديگري را براي زندگي خود برگزينند، بسيار زياد است. براي مثال، ممكن است كلون انيشتين را داشته باشيم كه بازي در فيلم هاي كمدي را پيشه خود سازد! آيا ما مي توانيم اين قرين را وادار به تحقيق در زمينه فيزيك كنيم. به هر حال، تصورات نادرستي كه از كلون سازي در ذهن افراد وجود دارد، ساخته و پرداخته گزارش هاي خبري هستند. گزارش هاي خبري اغلب بسيار ساده شده اند و ممكن است تحت تاثير سليقه روزنامه نگاران و حتي دانشمندان، چنان ساخته و پرداخته شوند كه به يك داستان مهيج تبديل شوند. ارزيابي هاي معقول با ابعاد گسترده تر، چه در نشريات عمومي چه در نشريات تخصصي، به ندرت توجه زيادي را به خود معطوف مي دارند. در نتيجه، برداشت هاي ما از شواهد علمي ممكن است تحت تاثير چند يافته مهيج كه امكان دارد برخي از آنها نادرست باشند، دچار انحراف و كج فهمي شود. براي مقابله با اثرات گزارش هاي علمي تحريف شده، فقط يك پادزهر وجود دارد: افراد غير متخصص بايد درباره آزمايش ها و تفسيرهايي كه در زيست شناسي استفاده مي شود، بيشتر بياموزند. كلون ها نيز انسان هايي خواهند بود شبيه انسان هاي ديگر. انسان چيز جديدي را خلق نكرده است. كلون سازي در طبيعت رخ مي دهد و اگر در انسان معمول نيست به اين خاطر است كه توليد مثل جنسي مزايايي دارد كه توليد مثل غيرجنسي (كلون سازي ) ندارد. البته، برخلاف تصور نادرستي كه وجود دارد، كلون سازي روشي معمول براي توليد انسان نخواهد شد. وقتي فن لقاح در لوله آزمايش ( IVF) پديد آمد، عده اي موضع گيري كردند كه اين فن بنيان خانواده را متزلزل مي كند و عده اي مي توانند با اين فن لشكري از تبهكاران بسازند. اما ديديم كه IVF به شيوه اي معمول براي توليد فرزند تبديل نشد و انسان ها از روي ناچاري به آن روي مي آورند. براي توليد لشكر تبهكاران نيز راه هاي ساده تري هستند و نيازي به IVF يا كلون سازي نيست. مقاله را با سخن جالبي از استاد مطهري به پايان مي بريم: بسياري از مسائل علمي اين شانس و خوشبختي را دارند كه جز در محيط دانش و دانشمندان مطرح نمي شوند و جز دست صلاحيت دار دانشمندان آنها را لمس ولي نمي كند بعضي از مسائل از اين خوشبختي بي نصيباند، به همه مجامع و محافل كشيده مي شوند، هر دستي آنها را لمس مي كند و البته احتياج به توضيح ندارد كه دستمالي شدن زياد يك مساله علمي از طرف هر فرد و هردسته اي چهره و قيافه آن را عوض مي كند و كار طالبان و پژوهندگان را دشوار مي سازد و بلكه در قدم هاي اول آنها را دچار ضلالت و گمراهي مي نمايد. تهيه و تنظيم: حسن سالاري