Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59457S2

Date of Document: 2003-01-05

سلامت رواني آوارگان افغاني بر مبناي گزارش سازمان بهداشت جهاني (WHO) يكي، از مشكلاتي كه آوارگان افغاني به ويژه زنان با آن مواجه هستند، فشارهاي رواني ناشي از جنگ است. اگرچه بقا، مهم ترين مسئله آوارگان است، با اين وجود افراد بيشتري به اهميت سلامت رواني آوارگان يا رانده شدگان پي برده و اين مشكل را به رسميت مي شناسند. بر اساس گزارش دست اندركاران سازمان بهداشت جهاني، رايج ترين نوع بيماري رواني كه در اغلب آوارگان مشاهده مي شود، اختلالات ناشي از ضربات روحي ( ptsd)،، افسردگي هيجان و اختلالات سازگاري است. يادآور مي شود كه بر اساس آمار تخميني بيش از 2 ميليون نفر از مشكلات ناشي از فقدان سلامت رواني رنج مي برند. سازمان بهداشت جهاني ( WHO) اصرار دارد كه دوباره مراكز ارائه خدمات بهداشت رواني براي معالجه آنان سريعا تاسيس شود. آوارگان افغاني كه دچار چنين بيماري هايي هستند، در شرايط بسيار بدي به سر مي برند، زيرا پس از چند دهه جنگ و سركوبي، خانواده و يا ساختار اجتماعي منسجمي در افغانستان باقي نمانده تا بتوان از نظر روحي و رواني افراد را مورد حمايت قرار داد. يك گروه از ماموران سازمان بهداشت جهاني ( WHO) در پاكستان دريافتند كه 30 درصد از آوارگان افغاني نياز به مراقبت پزشكي دارند، در واقع از بيماري هايي كه ريشه رواني دارند، رنج مي برند. دكتر شاكار ساكستا از سازمان بهداشت جهاني اظهار مي دارد: يكي از مشكلات فعلي ما، نداشتن اطلاعات كافي راجع به آوارگان است. آنچه تاكنون در اين باره نوشته يا گفته شده، بر مبناي تجارب قبلي يا شرايط ظاهري فعلي آنهاست. برمبناي گزارشي كه از طرف سازمان بهداشت جهاني منتشر شد در اوايل سال 2001 براي جمعيت 25 ميليوني افغان تنها 8 روانپزشك 18 كمك روانپزشك و 20 روانشناس وجود داشت. امكانات دارويي نيز محدود در است كابل تنها50 تختخواب ( تابراي 30 مردان و 20 تا براي زنان ) براي بستري كردن بيماران رواني وجود دارد. ساير امكانات موجود براي اين بيماران فقط دو مركز روانپزشكي در جلال آباد و يك مركز در مزار شريف است. بر اساس گزارش، اين بيماران شامل افرادي كه توسطسربازان شوروي سابق و يا نيروهاي طالبان شكنجه شده و يا بر اثر بمباران هاي اخير آسيب ديده اند، مي شود. مهم تر از همه، زنان افغاني، در طول دهه گذشته، مسايل و مشكلات رواني بسياري را تجربه كرده اند. در زمان تسلط طالبان، زنان با وجود محروميت از آموزش و اشتغال به كار، مجبور بودند خانواده شان را سرپرستي كنند. به طور مثال، بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهاني (WHO)بيوه 60000 زن وادار شدند كه بدون حمايت و پشتيباني قومي و سنتي به زندگي ادامه دهند، در نتيجه تمام اين زنان براي امرار معاش به گدايي روي آوردند. برمبناي مقاله اي كه در روزنامه انجمن پزشكان آمريكايي به چاپ رسيد با 160 زن در كابل و اردوگاه آوارگان افغاني مستقر در پاكستان مصاحبه شده از اين عده 81 درصد دچار بيماري هاي رواني بودند. در 97 درصد آنان آثاري از افسردگي مشاهده شده و 86 درصد آنان به بيماري تشويش و دلهره دچار هستند. مركز خدمات طاهريه يك مركز غيرانتفاعي آمريكايي است كه وظيفه آن ارائه خدمات و كمك هاي اجتماعي براي حفظ حقوق بشر به ويژه زنان است. خانم ايرناليبرمن مدير اين مركز چنين اظهار مي دارد: علاوه بر مشكلات يادشده، بسياري از زنان و دختران افغاني، دچار مصايبي چون، آدم دزدي، ازدواج اجباري، تجاوز، قطع عضو، شكنجه و ساير اشكال سوء استفاده زنان گشته اند بيوه و دختران يتيم و بي سرپرست بيشتر از ساير زنان از سوء استفاده هاي متعدد و مداوم و عدم دسترسي به امكانات بهداشتي رنج مي برند. بيشتر زنان آواره افغاني بيمار اين مركز، به دليل خشونت هاي جنسيتي مبتني بر سنت هاي قومي كه در گذشته و حال متحمل شده و مي شوند، نسبت به امنيت خود احساس نگراني و خطر مي كنند. در حال حاضر احتمال مي رود براي اين زنان، بازگشت به وطن، آخرين انتخاب بوده و استقرار و اسكان آنان كشور 3در ديگر بهترين و مطمئن ترين راه حل براي بقا مي باشد. دكتر ساكستا، دكتر بندتوساراسنو و دكتر پالاب. ك مالك، سه پزشك از سازمان بهداشت جهاني، اصرار دارند كه نيازهاي بهداشت رواني آوارگان و رانده شدگان افغاني بايد همزمان با ساير نيازهاي بهداشتي درماني مورد رسيدگي قرار گرفته و پاسخ گوي تمام بيماري ها و مشكلات ناشي از آن باشد. در شرايط بحراني نسبت به مشكلات رواني ناشي از بحران تاكيد كرده و امكانات اقتصادي مناسب و منابع انساني مورد نياز، با كمك مسئولان محلي در اختيار نيازمندان قرار گيرد. زماني كه روزها يا هفته هاي اوليه شوك و بحران پشت سرگذاشته مي شوند، آوارگان بيش از پيش دچار نااميدي، اندوه و تشويش مي شوند. خاطرات رها كردن خانه و زندگي يا مرگ و از دست دادن اعضاي خانواده، آنان را دچار بيماري افسردگي و اختلالات ناشي از ضربات روحي مي كند. افراد خبره و ماهر سازمان بهداشت جهاني (WHO) پيشنهاد مي كنند، در چنين شرايطي، بهتر است هر نوع كمكي از طريق گروه هاي خود ياور، گروه هاي روان درمانگر و تدارك فعاليت هاي مناسب براي كودكان و نوجوانان ارائه شود. داروها، به ويژه داروهاي گران و داروهاي محلي به هر اندازه كه ممكن است، مورد استفاده قرار گيرد. براي مديريت طولاني مدت، بايد تدابيري اتخاذ شود تا مراقبت اوليه و اصلي و تدارك منابع جديد توامان مورد استفاده قرار آموزش هاي گيرد مداوم و هدايت و رهبري متخصصان بهداشت و همكاري سازمان هاي مختلف از قبيل سازمان محلي دولتي و سازمان هاي جهاني هم بسيار حياتي و ضروري است. ترجمه: معصومه پيروزبخت منبع: مركز اطلاع رساني سازمان ملل