Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59455S2

Date of Document: 2003-01-05

حاشيه فرهنگ * روشنفكري غرب و ايران تعريف شد در آخرين شماره هفته نامه شما ارگان موتلفه اسلامي (پنج شنبه 12 دي ) اسدالله بادامچيان ستون جديدي را آغاز كرده است با عنوان روشنفكري. قسمت اول اين مطلب كه در صفحه فرهنگ و انديشه شما آمده سه زير عنوان دارد: تعريف روشنفكري; روشنفكري غرب; و روشنفكري در ايران. در تعريف روشنفكري از قلم بادامچيان مي خوانيم تعريف روشنفكري روشن است. جلال آل احمد و برخي ديگر در كتابهاي خود اين تعريف را مشخص كرده اند. اصل روشنفكري از دوران انقلاب فرانسه شروع مي شود. آنها اسم فعاليت خود را روشنايي گذاشتند و مقصودشان اين بود كه از دوره تاريك فكري به دوره اي رسيده ايم كه فكرمان روشنايي يافته و داراي روشني فكر شده ايم. از همين جا كلمه روشنفكري در فارسي اقتباس مي شود. البته اول آن را منور الفكري ناميدند. در دوران قاجاريه و قبل از مشروطه و بيشتر توسط عناصر فراماسونر مثل ملكم خان و طالبوف، برخي نويسندگان آن روزگار را به طبقه منورالفكر (طبقه اي كه فكرهايشان روشنايي پيدا كرده ) ناميدند. بعدها براي تعريف اين كلمه از واژه انتلكتوئل به معناي طبقه تحصيل كرده اي كه در جامعه، خودش را داراي افكار روشن و آگاهي لازم مي داند استفاده شد. بعد از آن بادامچيان به روشنفكري در غرب مي پردازد: اصولا روشنفكري در ايران غير از روشنفكري در غرب است. روشنفكري در غرب يك نهضت آزادانديشي در تغيير حاكميت در غرب بود. روشنفكري در غرب يك نهضت آزادانديشي بود براي رهايي از حاكميت افكار كليسايي و نه از مسيحيت، زيرا مسيحيت در غرب مورد پذيرش بود و هست. دانشمندان غربي بعد از انقلاب فرانسه مدتي قبل از آن به اين نتيجه رسيده بودند كه دانش، فكر و فهم آنها از صاحبان كليسا بيشتر است و وقتي به اين يقين رسيدند ديگر دليلي نداشت كه تابع انديشه و افكار كليسا باشند و لذا طغيان زيرا كردند كليسا هيچ فرصت و ميداني براي افكار و انديشه غير از افكار كليسايي قائل نبود بلكه با روش استبدادي تفتيش عقايد جلوي هر انديشه اي كه با انديشه كليسا يكي نبود را مي گرفت. پس از ادامه بحث درباره روشنفكري غرب وي به روشنفكري در ايران مي پردازد. در ايران اين طور نيست. روشنفكران در ايران در دوره قاجار كه دوره انحطاط ايران است شكل گرفتند. آنها گروهي بودند كه افكارشان غير از افكار توده هاي مردم بود... تفاوت بين افكار و انديشه ولتر، ژان ژاك روسو، منتسكيو با ديدگاه هاي ملكم خان و آخوندزاده و جامعه آدميت در ايران مهم ترين دليل است. ولتر و ساير دانشمندان غرب در جهت اقتدار و قدرت كشور و ملت خود كار مي كردند و ملكم و همفكران آنها در جهت ايراني كه از موي سر تا ناخن پا فرنگي شود...