Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59454S3

Date of Document: 2003-01-05

قاتلين مقتول احمد غلامي فيلم پس خورشيد (sun the Behind) ساخته والتر سالرز كارگردان برزيلي است. اين فيلم در سال 2001 ساخته شده و اقتباسي است از كتاب آوريل شكسته نوشته اسماعيل كاداره. اين كتاب را به فارسي قاسم صنعوي ترجمه و نشر مركز منتشر كرده است. فيلم هاي قبلي والترسالرز ايستگاه مركزي (station Center) و نيمه شب ( Midnight) است. يكي از منتقدان نيويورك تايمز به نام ا اي. اسكات اين فيلم را با فيلم ديگري به نام در اتاق خواب (Bedroom the in) ساخته تادفيلد مقايسه كرده است. نكته جالب در اين مقايسه اين است كه در فيلم در اتاق خواب دكتري براي گرفتن انتقام پسرش از قاتل متوسل به خشونت مي شود. در دنياي مدرني كه قانون حكم فرما است، پدري كه از طبقه روشنفكر جامعه است سرانجام براي التيام بخشيدن دردش راهي جز خشونت نمي يابد. كارگردان نيز در جريان فيلم با تصميم پدر با احتياط همدلي مي كند. در فيلم پس خورشيد، داستان برعكس است. دو برادر پاكو و تونهو روياي دنياي مدرن را دارند و دلشان مي خواهد از خانواده خود كنده شوند. اما سنت جبرگرايانه اي كه موجب انتقام و خونريزي مي شود دست و پاي آنان را بسته است. داستان پس خورشيد در طبيعت وحشي برزيل و زير تابش سوزان خورشيد شكل مي گيرد. طبيعتي كه خوانندگان رمان هاي آمريكاي لاتين به خوبي با آن آشنايند. خانواده فريرا و بيريوز با يكديگر بر سر آب و كشت نيشكر درگيري دارند. اين درگيري در گذشته ها باعث شده برادر تونهو كشته شود. در اين محل سنت بر آن است كه اگر از خانواده اي كسي كشته شد پيراهن خوني آن را روي بند مي اندازند و زماني كه خورشيد رنگ خون را زرد كرد خانواده مقتول دست به انتقام مي زند. اين بار نوبت تونهو است كه انتقام برادر خود را بگيرد. پاكوي كوچك شيفته برادرش است و دلش نمي خواهد او خودش را به كشتن بدهد. دلواپسي هاي كودكانه او كه مملو از عاطفه است تعليق اين انتقام را بيشتر مي كند. حتي او سعي مي كند سرميز شام تونهو را از انتقام گيري منصرف اما كند پدر سيلي محكمي به او مي زند كه راهي جز انتقام را نشان نمي دهد. تونهو به مزرعه فريرا مي رود. قاتل مي گريزد و تونهو ناگزير مي شود در مزرعه نيشكر او را دنبال كند. به گفته اي. ا. اسكات منتقد نيويورك تايمز: اين سكانس يكي از بهترين سكانس هاي تعقيبوگريز در سينماي معاصر است. عبور سريع ساقه هاي نيشكر از جلوي دوربين كه جلوي ديد را مي گيرد و صداي نفس هاي اضطرابآلود تونهو و قاتل بيانگر انتقام و كشتاري كور است. بعد از اين قتل تونهو احساس رضايت نمي كند و چنان گيج و مبهوت به عمل خود نگاه مي كند كه انگار از عمل خود بيزار است. خانواده فريرا پيراهن خون آلود پسرشان را روي بند مي اندازند تا خورشيد خون آن را زرد كند و اين بار جواني ديگر از اين خانواده بايد براي انتقام برود. اما كلارا از راه مي رسد. دختري كه در سيرك نمايش اجرا او مي كند اين فضاي خشونت آميز را رمانتيك مي كند. تونهو عشق و هوس را تجربه مي كند و كارگردان داستان خشونت را با رمانتيكي ملايم تلفيق مي كند، به گفته ا اي. اسكات تلفيق خشونت اندوه و هوس باعث ايجاد رگه هاي سانتي مانتاليسم در فيلم مي شود. اما روايت اين داستان چنان سرشار از مايه هاي ادبي است كه تماشاگر در سطح اين نمي ماند روايت هاي ادبي چنان هوشمندانه است كه حركت فيلم را مخدوش نمي كند. والتر سالرز از سايه روشن هاي نور شمع، خورشيد و نور در طبيعت استفاده هاي زيباشناسانه كرده است. تاكيد او براي اين مدار بسته و كور با نمايش چرخيدن گاوها به دور خرمن كوب و چهره عبوس و فريادهاي خشن پدر و قاب عكس هاي بيضي قاتلين مقتول، بسيار دقيق و سنجيده است. شكل اگر فيلم اميدي به رهايي از اين دايره بسته داشته باشد، فقط در چشم هاي معصوم پاكو ديده مي شود. پاكوي كوچك كه با عشقي پاك به برادرش او را از اين مدار خارج مي كند. والتر سالرز با در كنار هم قرار دادن دو خانواده موقعيتي دراماتيك ايجاد مي كند. اين موقعيت با روايتي تاثيرگذار بيان مي شود، روايتي كه با چاشني عشق، سفر، گريز از خشونت و احساس هاي پاك خانوادگي همراه است. او حتي در نشان دادن خانواده مرفه فريرا زيرك است. اين خانواده اگرچه در برابر خانواده بيريوز قوي تر است اما بزرگ اين خانواده نابيناست و اين خانواده نيز داغدار جواناني است كه بيهوده كشته شده اند.