Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59452S1

Date of Document: 2003-01-05

درآمدهاي غيرواقعي كسري حداقل 2 هزار ميليارد توماني بودجه سال 1381 از طرف سازمان مديريت و برنامه ريزي به عدم تحقق درآمدهاي دولت تعبير شد. استدلال سازمان مديريت و برنامه ريزي اين است كه دولت در تنظيم بودجه سال 1381 درآمدهايي را پيش بيني كرده است و در مقابل آنها هزينه ديده است. بنابراين بودجه با كسري بسته نشده است اما در جريان عمل برخي از درآمدها كه به طور مشخص درآمدهاي مالياتي است محقق نشده است و در نتيجه دولت در حال حاضر با عدم تحقق درآمد مواجه است نه كسري بودجه. اين استدلال صحيح است اما بلافاصله اين سوال را پيش مي آورد كه آيا هنگام تنظيم بودجه درآمدها واقعي ديده شده است يا؟ نه اگر در آن زمان ارزيابي صحيحي از تحقق درآمدهاي دولت در طول سال وجود داشت، شايد در پايان سال با عدم تحقق درآمد مواجه نمي شديم. البته ارزيابي درآمد دولت به خصوص درآمدهاي مالياتي با توجه به اصلاح قانون ماليات هاي مستقيم محل بحث و اختلاف بود اما از اين بحث حداقل اين نتيجه را مي توان گرفت كه در تنظيم بودجه سال 1382 حداقل از نظر درآمدهاي مالياتي نبايد دوباره وضعيت سال 1381 تكرار شود. اهميت توجه به درآمدهاي مالياتي در اين است كه درآمدهاي نفتي خارج از اراده ومحاسبات ما به مسائل سياسي بين المللي ارتباط دارد و با توجه به غيرقابل پيش بيني بودن وضعيت سياسي منطقه در سال آينده، احتياط ايجاب مي كند كه دراين مورد به برآوردهاي حداقلي تكيه شود كه البته نشده است. اما در مورد درآمدهاي مالياتي ديگر نمي توان بدون توجه به وضعيت سال جاري براي سال آينده پيش بيني و برنامه ريزي كرد. دولت در لايحه بودجه سال 1382 رشد قابل توجهي را در درآمدهاي مالياتي خود نسبت به پيش بيني اين درآمد در سال 1381 ديده است در حالي كه پيش بيني درآمدهاي مالياتي سال 1381 محقق نشده معلوم است نيست چگونه پيش بيني مي شود درآمد محقق نشده سال 1381 در سال 1382 افزايش يابد. از نظر منطقي درآمدهاي مالياتي در 3 حالت ممكن است افزايش يا يابد بايد پايه هاي مالياتي افزايش يابد (يعني توليد ناخالص داخلي ) يا واردات رشد بيشتري داشته باشد كه لايحه بودجه سال 1381 نشان مي دهد چنين رشدي در سال 1382 نسبت به سال 1381 وجود ندارد يا بايد ضرايب مالياتي تغيير كند درحالي كه قانون ماليات هاي مستقيم كه در سال 1382 اجرا مي شود همان قانوني است كه در سال 1381 اجرا شده است و يا اين كه در روش ها و ابزارها و امكانات وصول ماليات تغييرات چشمگيري حاصل شود. مثلا نهادهاي جديد براي وصول ماليات ايجاد شود، ميزان پرسنل افزايش يابد، شيوه هاي وصول ماليات نسبت به سال قبل تحول چشمگيري پيدا كند در حالي كه هيچ يك از تغييرات فوق قرار نيست در سال 1382 اتفاق افتد. پس چگونه است كه دولت پيش بيني مي كند درآمد تحقق نيافته مالياتي سال 1381 در سال 1382 افزايش؟ مي يابد اگر در حال حاضر به اين بحث ها توجه نشود دوباره در پايان سالاينده با عدم تحقق درآمدهاي عمومي مواجه خواهيم بود و تكرار عدم تحقق درآمد نشانگر ضعف در برنامه ريزي و پيش بيني است.