Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59450S2

Date of Document: 2003-01-05

ارتباط بين بخش كشاورزي و خانه كشاورز بيژن باصري كشاورزي ايران سهم عمده اي در توليد و اشتغال جامعه ايفا مي كند و جداي از يك بخش توليدي، زندگي اقتصادي و اجتماعي قشر وسيعي از جامعه روستايي به آن وابسته است. به دليل تنوع اقليمي و شرايط منطقه اي، پتانسيل هاي بالقوه اي در بخش كشاورزي ايران نهفته است و چنانچه سازماندهي عوامل توليد و منابع موجود به نحو كارآمدي مورداستفاده قرار گيرد، افزايش نرخ رشد توليد و رونق اقتصادي در اين بخش مي تواند سطح رفاه جامعه روستايي و شهري را به شيوه موثري ارتقاء دهد و در سال هاي آتي نياز به محصولات كشاورزي را با توجه به تقاضاي آينده برآورده نمايد. آنچه در دهه اخير كشاورزي ايران از آن متاثر شده سياست ها و استراتژي هاي حاكم بر بخش كشاورزي مي باشد كه توسط عوامل اقتصادي و اجتماعي تبيين شده است. جاذبه هاي شهرنشيني، ايجاد قطبهاي مالي و اقتصادي بخصوص در بخش خدمات در مراكز شهري، مهاجرت نيروي انساني در بخش به ويژه فارغ التحصيلان رشته هاي كشاورزي و فقدان تحولات اصولي، ثمره روند سياستگذاري هاي موجود بوده در است كنار اين مسائل و مشكلات كه هر يك بحث مستقلي را مي طلبد، بخش كشاورزي ايران شاهد تشكيل نهادي تحت عنوان خانه كشاورز مي باشد كه اين نهاد ظاهرا تشكلي صنفي است كه به دنبال حل مسائل و مشكلات قشر كشاورز است. در چند دهه اخير بخش كشاورزي ايران همواره از حمايت نهادهايي همچون مجلس شوراي اسلامي، دولت و ساير نهادهاي تصميم گير برخوردار بوده است. دولت و مجموعه تصميم گيران و سياستگذاران تلاش نموده اند تا به انحاء مختلف منابع اعتباري و مالي لازم را براي توسعه اين بخش تخصيص دهند. آنچه كمتر موردتوجه و امعان نظر قرار گرفته، كارآيي منابع مالي توسط واحدهاي اجرايي دست اندركار و تصميم گير به مي باشد بيان ديگر، منابع مالي و اعتباري كه دولت از محل بودجه هاي عمومي به بخش كشاورزي تزريق نموده است تا چه اندازه توانسته است موجبات رشد و شكوفايي توليد در بخش را فراهم آورد. آيا سرمايه گذاري هاي انجام شده از محل بودجه هاي عمومي توانسته است موجب مشاركت فعال كشاورزان در عرصه هاي توليد؟ شود تا چه اندازه تصدي گري دولت موجب ايجاد انگيزه ميان كشاورزان شده است و تا چه اندازه گرايش و تمايلات كشاورزان از سياست هاي دولت تاثير پذيرفته است. در اين راستا، نهادهايي همچون خانه كشاورز تا چه اندازه خواهد توانست در كمك به شكل گيري شرايط اقتصادي توليد كمك؟ كند آيا كاركرد چنين نهادهايي و جهت گيري هاي حاكم بر آن به سمتي خواهد بود كه بتواند مشاركت فعال كشاورزان را در عرصه هاي توليد و سرمايه گذاري به دنبال داشته؟ باشد كاركرد صحيح و موثر چنين نهادهايي به عوامل متعددي بستگي دارد. اول استقلال چنين نهادهايي است كه بتوانند منفك از مسائل غيركشاورزي حركت نمايند و در راستاي اتخاذ تصميمات اصولي و منافع كشاورزان گام بردارند. دوم، اين كه بتوانند راهكارهاي علمي و كاربردي براي حل موانع و معضلات فراروي بخش ارائه دهند و سوم، ضمانت اجرايي تاثير سياست هاي پيشنهادي است كه از ضوابط و معيارهاي تصميم گيري موجود اثر مي پذيرد. بنابراين به نظر مي رسد تشكل هاي مردمي چنانچه به صورت مستقل و براساس معيارها و ضوابط و قانونمندي هاي مشخص عمل نمايند، تاثيرگذاري آنها بر روند فعاليت هاي توليدي و مشاركت مردمي نقشي بسزا خواهد در داشت غير اين صورت، ممكن است نهادي باشند كه نتوانند نقش قابل قبولي را در عرصه تصميم گيري هاي مربوط به بخش داشته باشند. اميد است كه روند حركت چنين نهادهايي همراه با كاركرد مناسب آنها بتواند بخش كوچكي از مشكلات كشاورزان را حل نمايد و روند توليد، سرمايه گذاري و تحولات ساختاري بخش كشاورزي را سرعت بخشد. ارزيابي و تجزيه و تحليل نهادهاي كشاورزي در چند دهه اخير و كمك اين قبيل نهادهاي اقتصادي و توليدي از جمله موضوعاتي است كه مطالعه، بررسي و كاركرد آنها مي تواند كارآيي اين قبيل نهادها را افزايش دهد و سياستگذاران و برنامه ريزان بخش كشاورزي را در اتخاذ سياست هاي اصولي مساعدت نمايد.