Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811015-59450S1

Date of Document: 2003-01-05

كمترين سهم براي تحقيقات كشاورزي مي گويند تحقيقات شاهرگ حياتي توسعه و استقلال كشورهاست، به خصوص اگر اين تحقيقات كاربردي باشند. يكي از دلايل عمده موفقيت كشورهاي توسعه يافته توجه اين كشورها به تحقيقات و به كار بستن نتايج حاصل از تحقيقات است. كشورهاي توسعه يافته همواره سهم نسبتا قابل توجهي از توليد ناخالص ملي خود را به تحقيقات اختصاص مي دهند، به طوري كه سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملي در آمريكا و ژاپن به /2 6 ترتيب و/2 8 درصد است. اما متاسفانه تحقيقات در كشور ما جايگاه چندان مناسبي ندارد و سهم بسيار كمي از توليد ناخالص ملي ( /درصد ) 0 به تحقيقات اختصاص مي يابد. بدون شك يكي از كاربردي ترين تحقيقاتي كه مي تواند در رشد و شكوفايي اقتصاد و توليد كشور نقش داشته باشد، تحقيقات كشاورزي است كه اتفاقا سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي ايران بزرگترين سازمان تحقيقاتي خاورميانه نيز محسوب مي شود. اما اين سازمان به رغم نقش مثبتي كه تاكنون در توليد محصولات كشاورزي داشته است مثل كل سيستم تحقيقاتي و پژوهشي كشور موردكم توجهي و بي مهري قرار گرفته است و طي 15 سال گذشته سهم تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي از فصل تحقيقات كاهش يافته است. به منظور آشنا شدن بيشتر خوانندگان با نقش تحقيقات كشاورزي و تنگناهاي موجود در اين بخش با معاون وزير جهاد كشاورزي و رئيس سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي، دكتر بهزاد قره ياضي گفت وگويي ترتيب داده شده است كه در پي مي آيد. قره ياضي: به ازاي هريك ريال سرمايه گذاري كه رقم 12روي تحقيقات گندم آبي صورت گرفته /25 8 ريال بازده اقتصادي حاصل شده است تحقيقات رنج هاي بي شماري متحمل شده و يكي از مصيبت هاي تحقيقات عدم به كارگيري نتايج آن است مستمر كاهش يافته است آقاي دكتر قره ياضي جايگاه تحقيقات را در كشور چگونه ارزيابي؟ مي كنيد تحقيقات در كشور جايگاه مناسبي ندارد و متاسفانه عدم باور مسوولين 7عالي رتبه كشور به تحقيقات، نتايج و دستاوردهاي آن براي رفع معضلات، مهجور و بدون حامي به حال خود رها شده است. امروزه در شرايطي قرار گرفته ايم كه همواره از تحقيقات سوال مي شود، تحقيقات مگر چه كرده؟ است امروزه بايد ثابت كنيم كه آموزش خوب است و تحقيقات خوب و لازم اگر، چه شايد در زبان به ويژه در مراحل مختلف ممكن است چند كلامي در مزاياي تحقيقات و آموزش سخن بگوييم، اما در عمل دچار مشكلات زيادي براي كوچكترين گره گشايي از كار تحقيقات هستيم. فكر نمي كنيد يكي از دلايل اين امر عدم توجه كافي به نتايج تحقيقات؟ باشد تحقيقات رنج هاي بي شماري متحمل شده و يكي از مصيبت هاي تحقيقات عدم به كارگيري نتايج آن است. اما امروز در شرايطي هستيم كه حاضريم اتومبيل را با كيفيت كمتر به قيمت بسيار بالاتر از قيمت جهاني بخريم اما حقوقي كه به يك محقق پرداخت مي شود يك دهم يا يك صدم حقوق محققين در هر دنياست جامعه اي كه نيروي محقق، متخصص و فكور آن از نظر معيشتي و منزلت در تنگنا قرار داشته باشد، روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد. محقق حاضر شده با يك صدم حقوق و منزلت در فراسوي مرزها و با تحمل نواقص عملكردهاي تحقيقاتي و همچنين تجهيزات و مواد تحقيقاتي بسيار محدودتر از شرايط مشابه خودش در دنياي پيشرفته علمي، خدمتي را به مردم و مملكت ارائه دهد، اما نتايج تحقيقاتش به سخره گرفته مي شود و يا كساني كه مامور اجرا هستند، با اعتبارات كلاني كه در اختيارشان قرار گرفته، بدون تكيه بر نتايج تحقيقات آنها بناي توسعه را قطعا مي گذارند او ديگر مايل نيست در اين شرايط به ادامه كار بپردازد و اين آغاز جلاي وطن، ترك كشور و فرار مغزهاست. كشوري كه ده ها هزار دلار سرمايه گذاري مي كند تا فرد حداقل تحصيل را انجام دهد تا به تحصيلات تكميلي برسد و بهره برداري را دشمنان آن كشور بدون انجام هيچ گونه سرمايه گذاري مي برند و كمتر از يك متخصص معمولي به آنها حقوق و مزايا مي دهند، اما از آنها استفاده مي كنند. بايد پرسيد كه چه كسي موجبات خروج مستمر اين متفكرين را فراهم مي كند، آيا اين افراد غير از كساني هستند كه سياستگذاري و برنامه ريزي مي كنند. تحقيقات چه مشكلات ديگري؟ دارد از ديگر مشكلات امر تحقيقات مي توان از كمبود بودجه و اعتبارات نام برد. همچنين برتري بخشيدن افراد با كيفيت هاي علمي كمتر به متخصصين با كيفيت هاي علمي برتر، درواقع عدم شايسته سالاري، يكي از معضلات كنوني محققين و تحقيقات در كشور، عدم ارتباط با دنياي علمي و مراكز علمي بين المللي است. از تحقيقات سوال مي شود چه كرده؟ است در مقابل چه، چه كرده؟ است پاسخ اين است كه در مقابل آنچه دريافت كرده است! براساس آمارهاي موجود، ايران، كمترين سهم را از توليد ناخالص ملي در بين كشورهاي جهان سوم به تحقيقات اختصاص داده است در حالي كه /2 6 آمريكا درصد /2 8 ژاپن درصد و حتي كشور عقب افتاده اي مثل /0 6 اوگاندا درصد از GNP خود را به تحقيقات اختصاص مي دهند. جاي تاسف است كه ايران كمتر /0 5 از درصد از توليد ناخالص ملي را به امر تحقيق اختصاص مي دهد و اين براساس ادعاي مراجع رسمي است هر چند كه اين مقدار را هم نمي توان از نظر كارشناسي قبول كرد و موضوع عدم شفافيت اعتبارات تحقيقاتي بارها مطرح شده است. از سوي ديگر توزيع نامناسبتر اين بودجه هاي تحقيقاتي بسيار ناراحت كننده است. طي پانزده سال متوالي سهم تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي از فصل تحقيقات بطور مستمر كاهش يافته و اين موضوع جديدي به نيست نظر مي رسد اگر در گذشته براساس عدم اطلاع و غفلت كاهش اين سهم، از سهم تحقيقات صورت مي گرفته، امروز آگاهانه صورت مي پذيرد. اين موضوع بارها از طرق مختلف و به دفعات متعدد به اطلاع مسوولين سازمان مديريت و برنامه ريزي رسيده است و همگان از اين روند مطلع هستند. تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي طي چند سال گذشته هيچ گاه نه رشد فصل تحقيقات را داشته و نه رشد فصل كشاورزي را و اين در حالي است كه تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي بيشترين اثربخشي و تاثيرگذاري را در عرصه توليد و توسعه كشور برجاي گذاشته است. عده اي معتقدند كه توجه به تحقيقات كشاورزي بيش از حد است و نبايد اين ميزان بودجه به آن اختصاص يابد، نظر شما در اين رابطه؟ چيست اين كه اساسا به تحقيقات كشاورزي توجه مي شود كذب محض است. هيچ گاه در طول 15 سال گذشته هيچ مقام مسوولي حاضر نشده دقيقا محاسبه كند كه به تحقيقات كشاورزي در مقام مقايسه با تحقيقات در هر بخش ديگري توجه شده است يا؟ خير اين به خاطر عدم شفافيت و مغلطه اي است كه وجود دارد. اگر ملاحظه شود، بودجه اي كه به موسسه واكسن و سرم سازي رازي داده مي شود همه تحت عنوان بودجه تحقيقات است و اين طور قلمداد مي شود كه بودجه كاملا به تحقيقات كشاورزي اختصاص داده مي شود، درصورتي كه اين اشتباه و گمراه كردن مسوولين ارشد جامعه است به دليل اين كه موسسه 7رازي با پولي كه مي گيرد داروي مورد نياز مردم را مي سازد و صددرصد واكسن و سرم دامي توليد داخل كشور توسط اين موسسه ساخته مي شود و بيش از نود درصد واكسن ها و سرم هاي مصرف انساني توسط موسسه ساخته مي شود. در نتيجه پولي كه به اين موسسه تعلق مي گيرد براي تحقيقات داده نمي شود اما به حساب تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گذاشته مي شود، كساني كه به تحقيقات در بخش كشاورزي به صورت تاريخي حمله كرده اند، بايد توجه به اين امر داشته باشند كه واحد محقق در بخش تحقيقات منابع طبيعي و كشاورزي با واحد محقق در دانشگاه متفاوت است. علت اين است كه محقق در وزارت جهاد كشاورزي 44 ساعت در هفته تحقيق مي كند اما بسياري از محققين ما در دانشگاه ها وظيفه تدريس را به عهده دارند. بنابراين ما در دانشگاه ها بيشترين تعداد مدرس را داريم نه محقق را و اين يكي از اشتباهات بزرگ است كه امروز ما را در تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي به گمراهي كشانده است. اگر بپذيريم كه حدود 30 درصد از محققين در دانشگاه ها تحقيق مي كنند و آن 30 درصد هم درصدشان 30 به صورت ميانگين وقت براي تحقيقات مي گذارند مي توانيم بگوييم كه در دانشگاه ها به طور ميانگين 9 درصد افراد به صورت تمام وقت يا معادل تمام وقت محقق داريم. چنانچه در برنامه سوم توسعه آمده در پايان برنامه سوم سهم تحقيقات از توليد ناخالص داخلي بايد به /1 5 درصد برسد كه 1 درصد از منابع دولتي /0 5 و درصد هم از شركت ها بانك ها و بخش خصوصي تامين شود و مي بينيم كه همه نماينده هاي محترم مجلس به آن راي 7مي دهند و تصويب هم /0 75 مي شود درصد از توليد ناخالص داخلي بايد به تحقيقات اختصاص يابد. اما ملاحظه مي كنيم كه اين امر تحقق نمي پذيرد و قانون برنامه سوم اجرا نمي شود و دليل آن وجود جريان هاي فكري است كه براساس اطلاعات غلط فكر مي كنند كه بودجه هاي تحقيقاتي در بخش كشاورزي هزينه مي شود. من با اعداد و ارقام ثابت مي كنم كه به تحقيقات كشاورزي نه الان بلكه طي پانزده سال گذشته كمترين سهم داده شده است. ريشه اين بي مهري ها، وجود جريان هاي قوي در نهادهاي سياستگذاري پژوهشي كشور است، كه براساس ناآگاهي و اطلاع نادرست تلاش مي كنند تا تحقيقات كشاورزي روزبه روز تضعيف شود. اما بستر توفيق اين جريان در غبار آلودگي و عدم شفافيت اعتبارات تحقيقاتي است. همانطوري كه عنوان شد، آنچه در بخش پژوهش آمده است فقط پژوهش محسوب مي شود. اما آنچه در بخش آموزش عالي آمده است پژوهش محسوب نمي شود. براي مثال حقوق دريافتي يك استاد دانشگاه جزو فصل پژوهش نيست در صورتي كه حقوق محققين سازمان ما از فصل پژوهش است. اگر ما اين ادعا را بپذيريم كه بيشترين محققين در دانشگاه ها هستند، در اين صورت همه حقوق آنها هم بايد جزو بودجه اي كه نظام براي تحقيقات اختصاص مي دهد منظور شود. اگر حقوقي كه به اين افراد داده مي شود جز تحقيق منظور نشود و به حساب آموزش عالي گذاشته شود در اين صورت چرا ما ادعا مي كنيم كه بيشترين محققين در دانشگاه ها هستند. همچنين چرا حقوقي كه به محققين در سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي تعلق مي گيرد به حساب تحقيقات گذاشته؟ مي شود البته اين طبيعي است و بايد اين طور باشد اما به شرطي كه در همه جاي كشور به صورت يكسان عمل اين شود عدم شفافيت است كه بستر توفيق اين جريان فكري را در كشور فراهم كرده است. از مسائل ديگر كه مي توان برشمرد اين موضوع است كه حتي كوچكترين موارد ساختمان سازي در محدوده سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي از محل اعتبارات فصل پژوهش هزينه مي شود. به همين دليل با يك نگاه ساده و ابتدايي به نظر مي رسد كه اعتبارات تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي از فصل پژوهش بالاست، در صورتي كه نسبت به سهم واقعي پژوهشي از توليد ناخالص داخلي بسيار پايين تر است. براي برطرف كردن اين ذهنيت منفي چه اقداماتي صورت گرفته؟ است من به سهم خودم و همكارانم همه راه هاي قانوني را براي تبيين اين مطلب پيموده ايم. در جلسات خصوصي به سازمان مديريت و برنامه ريزي اين مطالب منعكس و كاملا تفهيم شده است. در بازديدهايي كه از مراكز و موسسات 7تحقيقاتي ما صورت گرفته ضعف ما را از نظر امكانات ساختماني و تجهيزاتي و در عين حال توانمندي ها و استعدادها را از نظر دستاوردها و اثرگذاري تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مشاهده كرده اند. عملكرد آموزش و تحقيق را در حوزه فعاليت وزارت جهاد كشاورزي چگونه تشريح؟ مي كنيد اين موضوع را مي توان به دو بخش عمده تقسيم كرد، عملكرد آموزش و تحقيق در حوزه وزارت جهاد كشاورزي كه عمدتا محدود مي شود به فعاليت هاي سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي و عملكرد آموزش و تحقيق در خارج از حوزه وزارت جهاد كشاورزي كه عمدتا مربوط به وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري مي شود. برگزاري دوره هاي آموزشي در سطوح بسيار متفاوت از روساي 7سازمان هاي وزارت جهاد كشاورزي تا روساي 7موسسات 7 تحقيقاتي مديريت زراعت استان ها مديران مختلف شهرستان ها و بخش هاي مختلف اجرايي كه كارشناسان و كاركنان واحدهاي مختلف را در سراسر كشور در بر مي گيرد، يكي از دستاوردهاي مهم اين سازمان است. از طرف ديگر ما با تلاش در جهت توسعه آموزش هاي علمي -كاربردي در هماهنگي با وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري و دانشگاه جامع علمي -كاربردي توانسته ايم دوره هاي متعدد آموزشي را در مقاطع كارداني و كارشناسي داشته باشيم. مهمترين كار صورت گرفته اين است كه بهره مندان از اين آموزش ها كساني هستند كه در بخش كشاورزي شاغل هستند. به عبارت ديگر هدف ما پرورش كاردان يا كارشناس فاقد شغل و افزودن به تعداد فارغ التحصيلان بيكار نيست، بلكه هدف ما افزايش توان علمي و كاربردي شاغلين بخش كشاورزي در سراسر كشور است. بخش آموزش طي سال هاي گذشته تعامل بسيار نزديكي را هم با نهضت سوادآموزي داشته و با انتشار كتب مورد نياز براي كساني كه به تازگي توانسته اند مهارت خواندن و نوشتن را بياموزند، تلاش شده است كه محتواي آموزشي بيشتري را براي اين گونه افراد فراهم بياورند. با تهيه و توزيع كتب ساده ما توانسته ايم ضمن فراهم آوري زمينه مطالعه براي آنها محتوا و دانشي به آنها ارائه دهيم كه به نوعي باعث توسعه بخش كشاورزي شود. چرا كه بيشترين مخاطبين ما در روستاها قرار دارند و در روستاها هم بيشترين فعاليت اقتصادي مردم كشاورزي است. بنابراين توانسته ايم نقشي را هم براي افزايش دانش بهره برداران كشاورزي ايفا كنيم. از فعاليت هاي ديگر حوزه آموزش انتشار مجلات، نشريات و كتبي است كه هر كدام در نوع خود كم نظير مي باشند و تعدادي از اين كتب در جشنواره رشد برنده جايزه اول و تقديرنامه تعداد شده اند ديگري هم از اين كتابها كه به صورت منحصر به فردي شده به عنوان اطلاعات جنبي با كيفيت و قطع مناسبي عرضه شدند. همچنين در جشنواره شهيد رجايي نيز موفق شديم به عنوان سازمان نمونه ملي برگزيده شويم و مورد تقدير رئيس محترم جمهور قرار بگيريم. در عرصه تحقيقات اجرايي مي توان به بيش از 4700 طرح تحقيقاتي انتشار بيشترين تعداد مجله هاي علمي -پژوهشي مورد تاييد وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري توسط سازمان ها، انتشار بيشترين تعداد مقالات منتشره در نشريات متعدد علمي -پژوهشي خارج از كشور، برگزاري همايش هاي ملي و بين المللي معتبر در ايران، برگزاري كارگاه هاي آموزشي فوق پيشرفته در كشور معرفي 7 واريته گندم نان و يك واريته سير يك واريته برنج يك رقم كلزا و يك رقم چغندرقند نام برد. از دستاوردهاي ديگر بخش تحقيقات توليد 22 نوع واكسن دامپزشكي و 13 نوع فرآورده هاي بيولوژيك مصرف پزشكي مثل واكسن هاي سرخچه فلج اطفال سرخك و اوريون و 25 فرآورده تشخيصي و آزمايشگاهي توسط موسسه 7تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي است. بطور مثال، كشت بافت پسته را به پايان رسانده ايم و تعداد زيادي نهال عاري از ويروس تحويل بخش هاي اجرايي داده ايم. همچنين عمليات انتقال ژن موفق را به پنبه و سيبزميني به اجرا رسانده ايم و فعاليت هاي گسترده ديگري در عرصه هاي تحقيقاتي جنگل ها، مراتع، دام طيور حفظ ذخاير پايه خاك و آب برنج و... گزارش كامل آن در 3 جلد كارنامه سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي آمده است. لطفا اثرگذاري تحقيقات سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي در اقتصاد كشور و جامعه را بطور خلاصه بيان؟ نماييد از دو بعد اين مساله قابل بررسي بعد است اول توليد دانش است كه آن را نمي توان قيمت گذاشت. دانش اثر خود را در جامعه مي گذارد و همبستگي مثبت و معني دار بين توليد دانش و تخصص در هر جامعه اي با پيشرفت اقتصادي اثبات شده است و اين بي نياز از توضيح است. تحقيقات نقشي را كه در افزايش توانمندي هاي كاربران بخش برجاي مي گذارد، نتيجه اش غيرقابل احصا است. براي كشور امكان ندارد هر كسي بتواند با هر متدولوژي علمي اين را احصا كند. من فقط يك مورد را بيان مي كنم. در دوره كارگاهي كه اخيرا برگزار كرديم شركت كنندگان كارگاه ها را اساتيد دانشگاه ها، تعدادي از محققين و حتي معاون پژوهشي يكي از دانشگاه ها تشكيل مي دادند. طبيعي است دانشي را كه ما به اساتيد خود در دانشگاه ها منتقل مي كنيم بلافاصله از آن طريق به دانشجويان در سراسر كشور منتقل مي شود و بدين نحو مي بينيد كه ما در پيشبرد علوم و فنون نوين چه جايگاه و نقشي را به خودمان اختصاص مي دهيم. اما از بعد اقتصادي كه قابل محاسبه است براي كساني كه توان درك اهميت محور اول دستاوردهاي سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي در توسعه كشور را ندارند، مي توان گفت: بازده اقتصادي سرمايه گذاري در تحقيقات انجام شده است. به عنوان مثال، اگر قرار باشد فقط يك سال فرآورده هاي توليدي موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي را خريداري نماييم بايد ميليون 250 دلار براي نوع نامرغوب بپردازيم. اين در حالي است كه فروشنده مطلع و آگاه است كه در كشور ما توان توليد واكسن و سرم وجود چنانچه دارد روزي اين موسسه تعطيل شود در آن وقت ما پيش بيني مي كنيم كه ارزش واردات اين محصولات به بيش از يك ميليارد دلار برسد. مهم ترين مساله در مورد موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي دانش فني توليد شده دست نيافتني در اين موسسه است. مثال ديگر بازده سرمايه گذاري در تحقيقات ارقام اصلاح شده گندم آبي در ايران است كه نتيجه كار سه تن از محققين توانمند ما است. براساس اين تحقيقات به ازاي يك ريال سرمايه گذاري در توليد 12 رقم گندم نان مورد /25 8 مطالعه ريال بازده گرفته ايم و ارزش مالي جايگزيني ارقام جديد گندم نان مورد مطالعه 2401 ميليارد ريال برآورد شده است. اين در حالي است كه هيچ گاه در تاريخ كشور چنين اعتباري به تحقيقات گندم يا غلات داده نشده است در حالي كه اين نتيجه فقط يكي از 4700 تحقيقات ماست كه ارزش دستاوردهاي تحقيقاتي را نشان مي دهد. محور دوم اقتصادي در مقايسه با محور اول كه گفته شد نقشي كه اين سازمان در توسعه علم و دانش و فن آوري و تخصص و توانمندي علمي كشور دارد بسيار ناچيز است. مثلا موسسه اصلاح چغندرقند يك سلسله تحقيقات انجام مي دهد و در كنار آن بذر هم توليد مي كند 160 ميليارد ريال ارزش بذر مولتي ژرم اين موسسه است كه عدم واردكردن آن از خارج حدود 200 ميليارد ريال موجب صرفه جويي در كشور است. اين در حالي است كه اين موسسه با اعتبار بسيار ناچيزي مشغول فعاليت است. اين مسائل همه حكايت از اثرگذاري سهم تحقيقات چغندرقند بر زندگي كشاورزان و جامعه ما دارد. نحوه فعاليت و بازده كاري موسسات ديگر ما هم به همين شكل است. اين نكته را هم بايد در نظر گرفت كه نتيجه فعاليت بعضي از موسسات ما به صورت يك ماده فيزيكي قابل رويت نيست. چرا در جامعه ما پژوهش جايگاه مطلوبي؟ ندارد فكر مي كنيد چه موانعي بر سر راه توسعه پژوهشي در ايران وجود؟ دارد ما كشوري بوديم كه در گذشته پژوهش از جايگاه مطلوبي در آن برخوردار بود ولي در حال حاضر فقط به مفاخر گذشته خود، فخر مي كنيم. بايد انديشيد كه چرا تعداد افراد برجسته و متفكر ما كم شده است و مفاخر ملي روبه انقراض است. واقعيت اين است كه در سده گذشته با افزايش ناگهاني درآمد كشور از بابت نفت، ناگهان دولت هاي حاكم وقت به اين صرافت افتادند كه ما هر چه مي خواهيم مي توانيم وارد كنيم و چه نيازي ديگر به تحقيق است. به همين دليل است كه مشاهده مي كنيم تحقيقات مدرن كه بايد بعد از تاسيس دانشگاه ها در كشور راه بيفتد، هنوز جايگاه خود را نيافته است. در اين كشور روحيه تحقيق هنوز جا نيفتاده است و من مي توانم بگويم كه طلايه دار تحقيق در كشور همين سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي يا بهتر بگويم اجزايي از اين سازمان مانند موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي هستند. از سوي ديگر عدم شايسته سالاري و عدم حضور مديران با سابقه تحقيقات علمي لايق در راس 7 مديريت ها به ويژه در اوايل انقلاب در دانشكده ها و مسووليت هاي مهم اجرايي و پست هاي كليدي همه دست به دست هم داده بود تا وضعيت فعلي براي تحقيقات كشور رقم زده نشود. اما به تدريج به نظر مي رسد اين وضعيت در حال اصلاح است به طوري كه نمايندگان مجلس در دو نوبت با ارسال نامه هايي به رئيس جمهور از ايشان خواستند كه سهم تحقيقات را در بودجه سال 1382 از توليد ناخالص داخلي /0 87 به درصد برسانند كه حاكي از شناخته شدن ارزش تحقيقات در كشور است، هر چند كه هنوز سهم تحقيقات از توليد ناخالص داخلي مانند سال هاي قبل پايين است. چگونه مي توانيم فرهنگ پژوهش را در جامعه نهادينه؟ كنيم من نگران هستم كه بگويم اين موضوع به عزم ملي احتياج دارد زيرا هرگاه چيزي به عزم ملي نياز پيدا كرد توفيق چنداني نيافت، اما فكر مي كنم براي تحقق اين امر بايد كار را از پايه آغاز نمود و مدارس شيوه آموزش فعال را در پيش بگيرند و شيوه انتقال اطلاعات را كه شيوه اي منسوخ است به كنار بگذارند. بايد از دانش آموز كلاس اول و دوم ابتدا اين خواسته شود به عنوان مشق شب، تحقيقي را تحويل دهد و اين چيز خيلي پيچيده اي نيست و موجب مي شود كه دانش آموز راجع به پديده ها فكر كند و توضيح دهد. اين كار بايد از كلاس هاي ابتدايي شروع شود و در دانشگاه ها ادامه پيدا كند. متاسفانه مشاهده مي شود كه در دانشگاه ها از نظر پژوهشي ضعف بسيار زيادي داريم و يكي از دلايل آن الزام دانشجويان كارشناسي ارشد به فارغ التحصيلي در طول دو سال است و از او فقط انتظار فراگيري تكنيك ها و فنون تحقيقات را دارند و انتظار كار تحقيقاتي از او ندارند. درحالي كه يك كارشناس ارشد بايد يك دانش جديد توليد كند و نتايج پايان نامه ها بايد بتواند يك معضل علمي و اجرايي يا تحقيقاتي را پاسخگو باشد. بنابراين ما بايد در همه سطوح نسبت به آموزش تحقيقات اقدام كنيم از سوي ديگر وظيفه ديگري كه براي محققين متصور اين است، است كه تلاش كنند با بيان ساده نتايج كارهاي خود را به اطلاع مردم برسانند و براي آنها شرح دهند كه تحمل تمام سختي ها و تلاش ها براي گشايش در زندگي آنها انجام مي شود و مالياتي كه مردم براي انجام تحقيقات مي پردازند صرف انجام آزمايش ها و تحقيقاتي مي شود كه موجبات رونق اقتصادي، حفاظت محيط زيست، كيفيت برتر محصول و ايراني آباد و آبادتر مي شود. به نظر شما در حال حاضر انجام چه نوع پژوهش هايي در جامعه از اولويت برخوردار؟ است فكر مي كنم پاسخ شما را قانون برنامه سوم داده است در اين قانون 15 درصد از تحقيقات به تحقيقات پايه و 5 درصد ديگر به تحقيقات كاربردي اختصاص پيدا البته مي كند بايد توجه داشت كه نبايد به تحقيقات پايه نگرش منفي داشت. از آنجا كه تحقيقات پايه، تحقيقاتي است كه نتايج آن منجر به رفع هيچ معضلي در جامعه نمي شود و كاربردي در جامعه ندارد، بنابراين عده اي فكر مي كنند كه هزينه در اين گونه تحقيقات از بين بردن پول و منابع است. اين قبيل افراد آشنايي با همبستگي، مفاهيم آماري و رابطه معني دار ندارند و متوجه نيستند كه در همه كشورها توجه به تحقيقات پايه با رشد و توسعه اقتصادي رابطه مثبت و همبستگي اما دارد تحقيقات ديگري كه ما در كشورهاي جهان سوم به آن نياز داريم انجام يك سلسله فعاليت هاي برنامه ريزي شده تحقيقاتي براي رفع يك معضل علمي و اجرايي است به نحوي كه نتيجه آن كار بتواند موجب توسعه، گشايش بهره مندي و رشد در جامعه شود.