Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811014-59449S5

Date of Document: 2003-01-04

دايره آبي سيامك قليچ خاني به نظر مي رسد فتح الله زاده، برخلاف توجه تمام راحت طلبان و پيشگامان محافظه كاري و احتياط كه مي گويند، سري را كه درد نمي كند، دستمال نمي بندند، عمل كرده و خود را به دردسري دچار نموده كه ريشه اش احساس درد و احساس وظيفه است: اين درد كه چرا استقلال، آنطور كه بايد و شايد بازي نمي كند، كم دردي نيست. فتح الله زاده بايد براي اداي حق جوانهاي مستعدي كه پيراهني استقلال را بر تن دارند، كاري مي كرد. آوردن رولند كخ به تهران و سپردن سكان هدايت و مربيگري استقلال به او در واقع حكم بستن دستمال بر سري را دارد كه درد نمي كند. يعني، به پيشواز اتفاقات رفتن، از دردسر نهراسيدن و خطرات يك ريسك حساب شده راپذيرفتن. وظيفه مردي كه در فوتبال آلمان، يكي از مردان انگشت شمار، صاحب نام، مقبول و شناخته شده بود و هست؟ چيست رولند كخ چرا به تهران؟ آمد چرا در تمرينات استقلال حاضر شده و در اين رهگذر چه وظايفي براي خود قائل؟ شد آيا مديران استقلال و بقيه كساني كه ما آنها را كارشناسان فوتبال ايران مي دانيم، توقع داشتند و دارند كه كخ داشته هاي آلماني خود را ازفوتبال كناري بگذارد، و با بضاعت ذهني و امكانات حركتي بازيكنان استقلال حركت؟ كند اگر چنين بود اگر قرار بود كخ استقلالي شودپس اصلا چرا كخ را؟ آورديم او آمده است تا معيارهاي فوتبال آلماني در تيم استقلال بكار بسته شود. كخ آمده است تا به سهم خود و با توجه به زماني كه در اختيارش مي گذاريم، غلطهاي ذهني و اشكالهاي حركتي تيم فوتبال استقلال را تصحيح كرده و آنها را در حد مقدور يك به يك برطرف كند. آيا اين اتفاق رخ داده است يا؟ خير به عبارت ديگر، آيا بازي هاي استقلال در مسابقه هايي كه انجام داده، پيشرفته تر و صحيح تر از بازي هاي اين تيم در سال قبل و سالهاي قبل از آن بوده است يا؟ خير آيا غير از اين است كه فتح الله زاده به اين دليل كخ را آورد كه استقلال آن تيمي شود كه مي تواند باشد در اين مسير پرفراز ونشيب به دو ترتيب مي توان عملكرد كخ را سنجيد و در بوته نقد قرار داد. - 1 با محور قرار دادن نتايجي كه استقلال در ليگ برتر به دست آورده است. - 2 چگونگي بازي استقلال در اين 10 بازي اعم از بازي دفاعي و بازي تهاجمي. خلق صحنه هاي داشته و آگاهانه و مبتني بر حركات از پيش تمرين و تكرار شده. اگر بگوييم در اين زمينه استقلال دو سوم راه را پيموده است، حتما غلو كرده ايم، اما واقعيت اين است كه بازي استقلال، به ويژه در زماني كه صاحب توپ است، در جمع تيم هاي حاضر در ليگ برتر، جاي والايي دارد. استقلال از نظر نمايش فوتبال و فوتبال نمايشي كه مورد پسند و توجه قرار مي گيرد اوضاعي به مراتب بهتر از تمام سالهاي گذشته نزديك دارد. آري كتمان نبايد كرد. استقلال 3 شكست از جمله دو شكست خانگي دارد. اما در اين 3 مسابقه، تعداد فرصتهايي كه استقلال از دست داد برپايه زمينه سازي قبلي بودو حركات تاكتيكي كه بايد وارد دروازه حريفان مي شد از تمام گلهاي خورده اين تيم بيشتر بوده است. تيمي كه كخ ساخته است، بدون كمترين ترديد، هنوز اشكالات فراواني دارد. اين تعداد گل هاي خو رده كه نشان مي دهد رفع ضعفهاي دفاعي اين تيم در جاي اصلي قرار دارد و خود بخشي از اشكالات استقلال را، در زماني كه صاحب توپ نيست نشان مي دهد ا ستقلال از نظر آرايش دفاعي بسرعت عمل و دخالت هاي موثر قدم 18درون خود هنوز كارهاي ناكرده بسياري دارد كه كخ، موظف است، هم معايب فردي يارانش را برطرف كند و هم بهترين تركيب دفاعي متمركز، يار كوب سخت گير، در بازي فيزيكي و موقع شناس در حمله به توپ و يار را بشناسد و روانه ميدان كند. خط حمله استقلال بعد از سپاهان صدرنشين ليگ برتر در جاي دوم قرار مي گيرد. براي تيمي كه 3 باخت و 2 تساوي دارد زدن 15 گل نشانه خوبي است به ويژه آنكه با نگاهي دوباره به بازي هاي استقلال، مي بينيم، اين تيم زننده گلهاي تصادفي و قضا قدري ومتكي به حركات فيزيكي نبوده، بلكه تمام گلهايش، برپايه حركات تكرار شده تكنيكي و خلق فرصت هاي منتظر تاكتيكي به دست آمده. با اين همه وقتي در اين بازبيني، گلهاي نزده و فرصت هاي طلايي هدر رفته اين تيم را شماره مي كنيم، به اين نتيجه مي رسيم كه آمادگي بزرگ شدن و گرفتن ابعاد بين المللي را دارد. آيا مي توان عملكرد مديريت استقلال را كه خواسته و مي خواهد، تيم خود را از دايره تنگ و بسته فوتبال احساسي و حركات ناپيوسته خارج كند، زير ضربه هاي انتقاد يك سويه قرار ؟ دارد در شرايطي كه فوتبال ايران، آثار حضور مرداني چون يورگن سوكومورخف استانكو، گده،، ايويچ، بگوويچ، بلاژويچ و برانكوويچ را حس كرده و داشته است اينان تاثيري بسزا در دگرگوني و تحول فوتبال ايران داشته اند، چگونه مي توان با حضور رولندكخ در تيم استقلال مخالفت كرد و ضمن چشم بستن بر تمام پيشرفت هاي محسوس (در عين مشكلات عديده اي كه هنوز حل نشده است ) فتح الله زاده را هم مثل صفايي فراهاني از گردونه فوتبال خارج كرد. راه پيشرفت فوتبال ايران شناخته شده و آشكاراست، استفاده از مربيان هنرجوي ايراني و در عين حال استفاده مطلوب و حداكثر از بضاعت علمي و تجربي مربيان با سبك هاي معتبر فوتبال جهان، مخالفت هايي كه ريشه در تنگ نظري و نيز تنگ شدن ميدان عملياتي كساني دارد كه بضاعت چندان ندارند، اما مي خواهند حضوري هميشگي داشته باشند البته زحمت آفرين است، اما در نهايت مانع حركت رو به جلوي فوتبال ايران نخواهد شد. مديرعامل استقلال مي گويد: اگر بنا داريم ليگ حرفه اي داشته باشيم، بايد اسپانسرهاي حرفه اي نيز داشت و شركت هاي خارجي، دو باشگاه استقلال و پرسپوليس را كه با مشكلات بي شمار مالي مواجه هستند را تحت پوشش مالي خود قرار دهند. در باشگاه هاي حرفه اي خارجي تيم ها مي توانند حتي 10 اسپانسر داشته باشندتا از اين طريق بتوانند به حيات خود ادامه دهند. باشگاه هايي مثل جوبيلوايواتا يا كاشيماانتلرز ژاپن هر كدام سه ورزشگاه اختصاصي و زمين 16 تمرين دارند. بودجه هريك از اين تيم ها نزديك به 600 ميليارد تومان است. يا باشگاه العين امارات كه يكي از حريفان استقلال در جام باشگاههاي آسياست، بااندازه بودجه يكسال ما براي استخدام دو بازيكن خارجي، هزينه مي كند. مديرعامل استقلال گفت: بودجه شوراي عالي جوانان 30 ميليارد تومان و شوراي اجتماعي شهرداري تهران نزديك به 32 ميليارد تومان است. سوال من اين است كه مگر باشگاه هاي استقلال و پرسپوليس به مردم و جوانان اين كشور خدمت؟ نمي كنند چرا اين دو باشگاه كه دولتي هستند، رديف بودجه مشخص؟ ندارند وي افزود: مسئولان بايد بودجه ورزش را 100 برابر كنند و همانند شوراي عالي جوانان براي باشگاه هاي باسابقه و پرطرفدار نيز بودجه مناسب در نظر بگيرند. فتح الله زاده در ادامه گفت: به زودي كلنگ مجموعه ورزشي استقلال تهران در كنار پارك ارم به زمين زده مي شود كه در فاز نخست قرار است ساختمان اداري، استخر، سونا، زمين چمن احداث شود. در فاز دوم، زمين هاي تنيس، بدمينتون، رستوران، خوابگاه، فروشگاه هاي بزرگ ورزشي، سالن بدنسازي و در فاز سوم و نهايي، مجموعه تفريحي، پاركينگ آمفي تئاتر و ورزشگاه 50 هزار نفري ساخته خواهد شد. وي گفت: فوتبال ايران زماني پيشرفت خواهد كرد كه نيازهاي اقتصادي خود را مرتفع كند. باشگاه ها نياز مبرم به چنين اهرمي دارند و بايد در اين زمينه مسئولان، دست تيم هاي بزرگ را بگيرند. فتح الله زاده مي گويد مي توانستم قلعه نويي را حفظ كنم يا فرض با پيش قراردادي در حد 30 ميليون تومان يا پورحيدري را برمي گرداندم يا مثلا شرفي را استخدام مي كردم چي مي شد، به كجا مي رسيديم و باز هم حركت روي دايره بسته. من اهداف بزرگي دارم، ابتدا پايه هاي فوتبال استقلال را محكم مي كنم و سپس يك باشگاه استاندارد در سطح بين المللي مي سازم براي استقلال و همه به نام استقلال حتي يك كتاب را هم به نام خود نمي كنم. تا اگر رفتم، استقلال بزرگ باقي بماند و قائم به فرد نباشد. آيا فتح الله زاده در استقلال آنقدر مي ماند كه اهداف خود را پياده كند يا اينكه پروژه جديدي مثل پروژه صفايي در جريان است تا...