Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811014-59444S2

Date of Document: 2003-01-04

پيشاهنگي جهان سومي گري استيكس ترجمه: طاهره رنجبر دانشمندان موزه ملي ناميبيا خيلي راحت تر از پژوهشگراني كه در موسسات اروپا و آمريكاي شمالي كار مي كنند مي توانند براي نمونه برداري از جانوران آن منطقه به طبيعت بروند. اوژن مارائيس كه رشته پژوهشي اصلي اش حشره شناسي است، با همكاري دانشمنداني از دانشگاه هاي ايالات متحده روي يك طرح مشترك كار مي كند كه موضوع آن اندازه گيري خشكي و كم آبي ناميبيا در طول 130 هزار سال گذشته علاوه است بر اين او به كمك همكاران استراليايي اش مقاله اي نوشته و در آن گزارش داده است كه كدام خرداقليم هاي درون غار توسط خفاش هاي ناميبيايي براي خواب برگزيده مي شوند. آناتومي گلادياتور صفات مشترك بسياري با ملخ، چوبك مانند و آخوندك دارد. اما گلادياتورها از چند نفر با تمام راسته هاي ديگر حشرات متفاوت هستند. از جمله اين صفات (برخلاف ملخ و آخوندك ) طول، متناسب بند سينه اي مي توان به نداشتن بال و بدن كشيده چوبك مانند ) و پاهاي عقبي قلابدار اشاره كرد كه اين صفت آخر اختصاصي (برخلاف گلادياتورهاست و در هيچ حشره ديگري ديده نمي شود. از اين رو در آوريل سال 2002 راسته جديدي از حشرات به نام مانتوفاسماتودي معرفي شد. اين راسته تاكنون شامل 3 گونه زنده و 2 گونه منقرض شده است. موزه ملي ناميبيا يك موسسه كوچك است. روي كاغذ اين موزه براي 12 دانشمند علوم طبيعي جا نگه داشته، اما مجموع كارمندان آن در حال حاضر يك سوم اين تعداد با است اين حال كوچكي اندازه آن مانع نشده است كه اين موزه سهمي عمده از علوم طبيعي داشته باشد. اين موزه كمك كرده است تا نمونه هاي زنده اي از يك راسته ناشناخته از حشرات به نام Mantophasmatodea تهيه شود كه به طور خودماني به لقب گلادياتور مفتخر شده اند (براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به گزارش گلادياتور: راسته جديدي از حشرات رجوع كنيد كه در روزنامه همشهري جمعه، سيزدهم دي به چاپ رسيد. ) يوجين مارائيس ( Marais.E) موزه دار ارشد بخش تاريخ طبيعي موزه مي گويد اين موسسه ناميبيايي ممكن نبود بتواند نقشي را كه داشته است ايفا كند مگر در نتيجه تصميم كاركنان موزه در سال 1999 كه به آن اجازه داد از منابع خويش به نحو احسن استفاده كند. در آن زمان بود كه مارائيس و چهار نفر از همكارانش براي ابراز همدردي دور هم جمع شدند زيرا انجام آن نوع پژوهش هايي كه در موسسات ثروتمندتر صورت مي گرفت بسيار دشوار شده بود. هيچ كس نمي خواست كتابها و نمونه هايش را به پژوهشگران يك كشور جهان سومي قرض بدهد و مسافرت خارج از كشور نيز با توجه به بودجه موزه دشوار بود. مارائيس مي گويد: ما به مسئله از منظر جامعه شناختي نگاه كرديم و گفتيم ما مي توانيم به پژوهش هايمان ادامه دهيم اما نمي توانيم چندان موثر باشيم. از آن جلسه غيررسمي استراتژي جديدي حاصل شد. پرسنل تصميم گرفت كه موزه در اكثر موارد از انجام پژوهش هاي مستقل و قابل چاپ در نشريات معتبر علمي صرف نظر كند و به جاي آن اعضاي موزه سعي كنند تا براي موسسات ديگر نقش تسهيل كننده را بازي كنند. اين طبيعي دانان براي دانشمندان ديگر سرتاسر جهان نمونه هايي از حشرات، مار، عنكبوت، عقرب و جانوران ديگر فون (مجموعه جانوران يك منطقه ) متنوع منطقه را فراهم مي كنند كه بعضي از آنها را تنها در ناميبيا مي توان يافت. آنها در مقام تسهيل كننده مجبور نيستند كار پرزحمت رده بندي نمونه هايي كه در سفرهايشان پيدا مي كنند را خودشان انجام دهند. مارائيس مي گويد اگر موزه روش خود را تغيير نداده بود امكان نداشت او بتواند وقتي موسسه بوم شناسي آب شيرين ماكس پلانك در پلان واقع در آلمان دنبال نمونه هاي زنده گلادياتور مي گشت، به اين سرعت به آنها پاسخ چنانكه دهد اين موزه، تنها موسسه آفريقايي بود كه بي درنگ حشره را شناسايي كرد. رويكرد جديد پرثمر بوده زيرا توليد دانشمندان در مجموع افزايش يافته مارائيس است و همكارانش با كلكسيون موزه توانسته اند هر سال در فهرست كردن نزديك به 30 گونه جديد همكاري داشته باشند در صورتي كه اگر موزه كارها را به تنهايي انجام مي داد تنها نيمي از اين تعداد به ثبت مي رسيد. اين اكتشافات از 8000 نمونه حاصل شده است كه سالانه به 30 تا 40 موسسه در اقصي نقاط جهان فرستاده مي شود كه سپس اين محموله ها رده بندي مي شوند. كار اين پيشاهنگان پژوهش به دانشمندان آزادي بيشتري براي انجام بررسي هاي ميان رشته اي داده است. گذشته از اين مارائيس زمينه ديگري از علايقش را نيز دنبال مي كند كه ثبت نظام هاي رده بندي حشرات در ميان سن بوش من ها (Bushmen San) و ساير گروه هاي قبيله اي است. اگر چه دسته بندي هاي بوش من ها فاقد دقت علمي است، اما مي توانند پژوهشگر را راهنمايي كنند كه كجا بايد دنبال نمونه اي خاص بگردد. مارائيس دريافته است كه بوش من هاي شمال شرق ناميبيا براي هشت گونه زنبور نام هايي متفاوت دارند در حالي كه تنها دو گونه از آنها توسط حشره شناسان به ثبت رسيده است. اين اختلاف نشان مي دهد كه هنوز كارهاي زيادي مانده است كه طبيعي دانان بايد انجام دهند. Dec 2002,American Scientific