Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811014-59440S1

Date of Document: 2003-01-04

پسر باد! در اولين روز از ماه جولاي سال 1961 در بيرمنگهام و در ايالت آلاباما پسركي چشم به جهان گشود كه بيل و اولين پدر و مادر اونامش را فردريك كارل لوييس نهادند. پسركي كه بعدها به عنوان يكي از پرافتخارترين ورزشكاران قرن با كسب 20 مدال طلا در صحنه هاي مختلف بين المللي ورزش دووميداني در رشته هاي 100 متر 200 متر پرش ارتفاع و درصد 4 متر شناخته شد و گويي يك جسي اوونز و يك پرنده سحرانگيزديگر در حال تولد بود. كارل دوران كودكيش را در محيط صميمي خانواده همراه خواهر كوچكترش كرول و مادر و پدرش گذراند، پدر او بيل از همان ابتدا در دانشگاهها به عنوان مربي ورزش مشغول به كار بود و اولين مادرش در مسابقات پان - آمريكن در سال 1951 در دوي 80 متر به مقام ششم دست يافته بود. كارل از ابتدا در يك خانواده كاملاورزشي پرورش يافت. او دقيقا هنگامي كه تنها 7 سال سن داشت اولين بازيهاي المپيك عمرش را از چارچوب جادويي تلويزيون تماشا كرد و از همان ابتدا عاشق استيل دويدن باب بيمون شد. كارل پس از ديدن يكي از مسابقات باب بيمون به شدت دچار هيجان شد، به سراغ دوستانش رفت تا به آنها نشان دهد كه او هم مي تواند همانند /8 باب 90 متر را به راحتي بپرد. اما او به شدت صدمه ديد و پس از مراجعه به پزشك، به آقا و خانم لوييس گفته شد كه چنانچه خواستار سلامتي بيشتر فرزندشان هستند او را ترغيب به ورزش كردن بكنند، زيرا كارل نسبت به كودكان هم سال خودش جثه اي بسيار لاغرتر و نحيف تر داشت. او همانند كودكان ديگر در كنار تحصيل علم به طور تفريحي به ورزش مي پرداخت، اما هنوز هيچ نقطه تلاقي با دووميداني پيدا نكرده بود. كارل براي پر كردن اوقات بيكاريش، به نواختن موسيقي، آواز خواندن و حتي مدتي به راگبي و فوتبال پرداخت و هميشه در كنار برادرش كليولند در خط حمله بازي مي كرد اما او در مقايسه با هم سن وسالهايش ضعيف تر بود و حتي هنگام مسابقه دو در پيستي كه پدر او در حياط خانه شان ساخته بود از خواهرش كارول دائما شكست مي خورد!!! اما نكته جالب اين قضيه دوستي پدر با كارل جسي بود اونز و تربيت كارل به اين ستاره بزرگ و قهرمان 4 مدال طلاي مسابقات المپيك برلين در سال 1936 سپرده او شد در سالگي 10 به شدت از سوي تشويق اوون مي شد اما دقيقا در سن 12 سالگي و هنگامي كه عضو گروه كر كليسا بود در بازي با دوستانش به شدت از ناحيه زانوي پاي راست دچار آسيبديدگي شد. پدر و مادر و خصوصا مربي شخصي او جسي اونز به شدت نگران بودند زيرا دكتر معالج او صحبت از پارگي و قطع كامل تاندون پاي را كارل مي كردو حتي آنها از بازگشت كارل براي هميشه به ميادين ورزشي به كلي قطع اميد كرده بودند. اما خوش شانسي در خانه آقاي لوييس را زد و مشكلات او حل شد، كارل تمرينات خود را آغاز نمود و در 13 سالگي 5 متر و 51 سانتي متر ( /51) 5 پريد سپس به روند روبه رشدش ادامه داد و /6 7 ركوردهاي /6 93 /7 26 و سرانجام در 17 /7 85 سالگي سانتي متر پريد و به هر صورت در سال 1979 و در حالي كه تنها 18 سال سن داشت به تيم ملي دو وميداني ايالات متحده دعوت شد و در مسابقات جام پان آمريكن در سن خوزه شركت نمود، اما به دليل اشتباه مربي او در اعلام برنامه مسابقه اش يك ساعت دير به محل مسابقات رسيد و تنها با /8 13 سانتي متر توانست به مقام سوم اين مسابقات دست يابد واز آن پس تمرينات 100 متر خود را نيز آغاز نمود. اما سكوي پرش از راه رسيد و المپيك مسكو شايستگيهاي كارل را ثابت او كرد در پرش گام 3 با /8 1 مسافت متر به مقام دوم دست يافت و xدر 1004 متر به مقام چهارم رسيد. حالا ديگر تمام رسانه ها و مطبوعات دنيا از او به عنوان ويا پسرباد كارل پادشاه نام مي بردند، شاگرد جسي اونز و آن پسرك لاغراندام و ضعيف كه حتي در مسابقه با خواهر كوچكترش دائما از او شكست مي خورد حالا تبديل به اعجوبه اي شده بود كه هيچ كس حتي به گرد او نيز نمي رسيد. اما سالهاي 1986 و 85 تا حدودي پسر باد دچار افت شد و ركوردهاي او نزول يافت او هميشه عضوي از تيم پرستاره ايالات متحده بود، اما اين بار هيچ افتخاري را كسب نكرد و مدالها را به هم تيمي اش يعني جفري ماركس سپرد، اما پس از اين بود كه سروكله يك رقيب قلدر و پررو به نام بن جانسون پيدا شد، پسرك تازه كاري كه دائما براي رجز كارل مي خواند و به او توهين مي كرد. او با 2 مدال طلا و يك نقره به وطن بازگشت اما حريفان قلدري سربلند كرده بودند لوري بورل در مسابقات حسن نيت با /9كارل 94 ركورد را شكست داد و كارل در پرش 3 گام تنها با فاصله 4 سانتي متر توانست مايك پاول را شكست دهد. در سال 1991 مسابقات جهاني توكيو فرا رسيد او اين بار نيز ركورد 100 متر را دچار تغيير نمود و اين عدد /9 86 به تقليل يافت ركوردي كه مايك پاول حتي فكرش را نيز نمي كرد. سپس مسابقات المپيك 1992 بارسلون فرارسيد اما مثل هميشه بيماري تيروئيد مجددا كارل سروكله اش پيدا شد و او برخلاف سال قبل ضعيف تر از گذشته ظاهر شد و او تنها در 200 متر با فاصله 3 سانتي متر جلوتر از پاول به خط پايان رسيد و سپس همه مدالها را به او واگذار نمود اما خودش با 8 مدال طلاي المپيك همچنان به عنوان يك پرنده دست نيافتني شده بود. اما از اينجا بود كه روبه كارل افول گذاشت. او يك سال قبل از مسابقات المپيك به شدت ضعيف شد و در آتلانتا در 200 متر سوم در 100 متر چهارم و در گام 3پرش حذف او گرديد به شدت مصدوم شده بود و اسپانسرهاي مالي كارل يعني شركتهاي و پيرلي نيز سيتروئن به شدت او را مورد انتقاد قرار مي دادند. پسر در باد مسابقات بعد از المپيك حتي در گام 3پرش تنها توانست 8 متر بپرد و تنها در بار /8را 50 دوم ثبت كرد به هر صورت گويي تاريخ مصرف كارل نيز لوئيس روبه پايان بود، او يك انسان بود و نه يك ربات. به هر صورت پس از پايان مسابقات آتلانتا و در بوي 1997سال خداحافظي به مشام او مي رسيد، تنها به طور غيررسمي و نمايشي به همراه هم تيميهاي سابقش، يعني بيلي، و بورل در فردريك يك پيست دو و ميداني در جلوي هوادارانش حاضر شد و در پيست شهر، كمي هيوستون دويد و آنگاه با چشماني اشكبار براي هميشه از دنياي دووميداني و ورزش حرفه اي خداحافظي نمود. در هنگام خداحافظي او در استاديوم مردم هيوستون به پاس زحمات و درخشش او در عرصه ورزش دنيا و به خصوص ايالت متحده دقيقا 5 دقيقه و به صورت ايستاده مدام براي او كف زدند و با صداي بلند فرياد مي زدند كارل كينگ يعني، كارل پادشاه. او هم اكنون مدير يك آكادمي دووميداني است كه خودش او را تاسيس كرده بود و مثل همه ورزشكاران بازنشسته در يك فيلم سينمايي نيز حضور يافت. به هر صورت اين بود زندگينامه پرافتخارترين پرنده سياه دنيا، مردي كه ويترين افتخاراتش را تنها با رنگ زردمنقوش كرده است!!! مسيح فرزانه