Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811014-59430S1

Date of Document: 2003-01-04

گنجينه مروت آورده اند كه ملكي بود در كرمان، در غايت كرم و مروت، و عادت او آن بود كه هر كس از غربا به شهر او رسيدي سه روز مهمان او بودي و نان او خوردي. وقتي لشكر عضدالدوله بيامد، و او طاقت مقاومت ايشان نداشت، در حصار رفت، و هر صبح كه برآمدي جنگي كردي عظيم سخت، و خلقي را بكشتي. و چون شب درآمدي مبلغي طعام را بفرستادي به نزديك خصمان، چنانكه لشكر خصم را كفايت بودي. عضدالدوله رسول فرستاد بدو، و گفت: اين چيست كه تو؟ مي كني به روز ايشان را مي كشي و به شب ايشان را طعام مي دهي! گفت: جنگ كردن اظهار مردي است، و نان دادن اظهار جوانمردي. ايشان اگرچه خصم من اند اما در اين ولايت غريباند. و چون غريب باشند، در اين ولايت مهمان باشند، و جوانمردي نباشد كه مهمان را بي برگ دارند. عضدالدوله گفت: كسي را كه چنين مروت بود، ما را با او حرب كردن خطاست از در حصار برخاست، و بدين مروت و مردي خلاص يافت. سديدالدين محمد عوفي جوامع الحكايات