Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59427S9

Date of Document: 2003-01-03

آن سوي حاشيه نگاهي به انتخاب همايون شاهرخي سرمربي تيم ملي فوتبال اميرحسين ناصري عكس: محمدرضا شاهرخي شاهرخي مهم ترين عامل دلخواه فدراسيون فوتبال يعني آرامش را دارد او نظم را به تيم خواهد داد و كمتر دچار حاشيه خواهد شد اگر شما به جاي مسئولان فدراسيون بوديد انتخاب ديگري مي كرديد خداداد رسول خطيبي نيما نكيسا و.. بازيكناني هستند كه هر مربي اي هدايت آنها را نمي داند آنها هرچند چند مورد حاشيه اي در طول مدت گذشته با شاهرخي داشته اند ولي بسيار سريع به جو آرام تيم بازگشتند عصر روز شنبه يك نفر انتخاب شد. پس از چند جلسه گفت وگو، مسئولان كميته تيم هاي ملي و فدراسيون فوتبال تصميم گرفتند از همايون شاهرخي براي چند بازي تيم ملي در هنگ كنگ به عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال بهره بگيرند. انتخاب جالبي بود هرچند، برخي روزنامه ها پيش از انتخاب شاهرخي او را در ميان نام هايي چون مايلي كهن، عليدوستي و بگوويچ براي احراز اين پست قرار داده بودند. رفتن برانكو ايوانكوويچ همه را تقريبا حيرت زده كرد. او تيم ملي اميد را در شرايطي كه كمتر كسي اميدش را داشت به مقام قهرماني مسابقات آسيايي بوسان پس رساند از قهرماني در بوسان، با پيش رو بودن پايان تاريخ قرارداد، شايعات جدايي او و مذاكره با چند تيم عربي همه را تا حدي نگران كرد. او توانسته بود پس از چند دوره ناكامي، تيم ملي را به اوج فوتبال آسيا برساند. با اين شرايط كمتر كسي علاقه مند بود كه او برود و برنامه هايش ناقص و ناتمام باقي بماند. او توانايي اش را به اثبات رسانده بود و حالا زمان بهره برداري از تلاش هاي برانكو ولي بود او رفت. اينكه چه شد، چه مسائل پشت پرده اي در جريان بود، مبلغ قرارداد پايين بود، خانواده اش عامل رفتنش شدند، زياد مهم نيست، مهم اين بود كه او رفت و ما نتوانستيم آنقدر جاذبه داشته باشيم كه متقاعد شود برگردد. با تمام اين حرف ها برانكو رفت و بايد كسي جاي او مي نشست. شرايط فدراسيون فوتبال، نبودن رئيس قطعي، مشخص نبودن و قطعي نبودن جايگاه افراد در فدراسيون دلايلي بود كه باعث مي شد مسئولان فدراسيون مقطعي تصميم بگيرند. مقطعي تصميم گرفتن هم كار ساده اي نبود. بايد كسي مي پذيرفت كه براي دو يا چند بازي سرمربي تيم ملي باشد. در كشوري كه همه مدعي اين جايگاه هستند و معتقدند آن را مي توانند در طولاني مدت در اختيار داشته باشند، كسي پيدا شد كه سرمربي بودن براي چند بازي را بپذيرد و او همايون شاهرخي بود. چرا شاهرخي اما ميان چند كانديداي احراز اين پست، چطور همايون شاهرخي انتخاب؟ شد محمد مايلي كهن كه تصور مي رفت شرايط بهتري نسبت به ديگران دارد نمي توانست فرد مورد نظر فدراسيون باشد. او خواه ناخواه اسير حاشيه هاي فوتبال است. سابقه مربيگري او در تيم ملي و سايپا، درگيري هاي مايلي كهن با مطبوعاتي ها _ بهتر است قضاوت نكنيم كه كدام يك از دو طرف مقصر بودند _ فرازونشيب فراوان تيم ملي در دوره او، كسب نتايج اعجابآور _ چه مثبت و چه منفي _ و.. دلايلي بود كه او را از فهرست خارج كرد. بايد بپذيريم كه اگر او مربي تيم ملي مي شد، هر چند براي مدتي كوتاه، مطبوعات مجال كار كردن را از او مي گرفتند و اين درست برخلاف اهداف و آمال فدراسيون فوتبال بود. فدراسيون به دنبال فردي مي گشت تا در شرايط عدم ثبات اين محل، هرچه بيشتر تيم ملي آرامي را روانه مسابقات كند. آرامش در حيطه تيم ملي _ مهم ترين و حساس ترين بخش فدراسيون فوتبال _ اولين و اصلي ترين هدف فدراسيون و مسئولانش بود. حميد عليدوستي ثابت كرده است براي اينكه از او يك تيم خوب و آرماني بخواهيد، بايد ابزار آرامش را برايش فراهم كنيد. او مربي جوان و بادانشي است ولي برآمدن از پس مشكلات و حواشي تيم ملي كار او اين نبود مسئله در مقابل هدف مسئولان فدراسيون بود. آنها كسي را مي خواستند كه بتواند آرامش را برايشان به ارمغان بياورد. وينكو بگوويچ اولين رد شده اين فهرست بود، هرچند مطبوعات بيش از همه به او پرداختند. وينكو با مشكلي به نام عدم موافقت باشگاه فولاد براي همكاري اش با تيم ملي مواجه بود. همراه اين دليل عمده چند دليل كوچك ديگر، عواملي براي رد نام او شد تا فرصت بيش از بقيه به همايون شاهرخي برسد. نظم در چهار راه تيم ملي اولين و مهم ترين خصيصه همايون شاهرخي نظم خاص اوست. او در دانشگاه پليس درس خوانده و سال ها با پليس همكاري داشته است. او نظم را در محيط نظامي آموزش ديده است. او نه نمونه خشك نظم نظامي ها _ شايد مثل برخي سرهنگ هاي فوتبال ايران _ است و نه بي انضباط. در حقيقت او نظم را به روش خاص خود اجرا در مي كند سيستم نظم و سامان دهي شاهرخي بازيكنان مجبور به قبول آن مي شوند، زيرا در غير اين صورت خودبه خود از گردونه تيمي خارج خواهند شد. شاهرخي ليسانس حقوق از دانشكده پليس دارد. تحصيلاتي كه به خوبي او را در جهت اجراي نظم مورد علاقه اش ياري خواهد كرد. از اين جهت او را نمي توان همرديف برخي از مربيان داخلي دانست. از سوي ديگر همايون شاهرخي اصولا آدم كم حرفي دارد. كمتر وارد مسائل حاشيه اي مي شود و كمتر علاقه اي به مصاحبه دارد. شايد همين عامل باعث آن شده كه تيم پاس در فواصل كوتاه تري وارد حاشيه شده و به سرعت از آن خارج شود. اخلاق كم و گزيده حرف زدن، او را در راستاي اين هدف قرار داده است. وقتي مقابل او مي نشيني براي مصاحبه، كمتر پيش مي آيد كه حرفي بزند و بعد بخواهد آن چاپ نشود و يا حتي آنقدر كم سوژه به طرف مقابل مي دهد كه به ناچار مصاحبه هايش كوتاه مي شود. اگر تجربه مقابل او نشستن و مصاحبه كردن را داشته باشيد، حتما مي دانيد از هر طريقي كه واردبحث داغ حاشيه اي شويد، با جوابهايش آنها را بي اثر مي گذارد. در حقيقت شما نمي توانيد براي مصاحبه با او آماده شويد و انتظار داشته باشيد تيتري جنجالي از او بگيريد. پس او مهم ترين عامل دلخواه فدراسيون فوتبال را دارد. او نظم را به تيم خواهد داد و كمتر دچار حاشيه خواهد شد. اگر شما به جاي مسئولان فدراسيون بوديد انتخاب ديگري؟ مي كرديد آرام بي، سر و صدا جدا از مسائل حاشيه اي و اخلاقي كه مورد نظر فدراسيون بود، شاهرخي فاكتورهاي ديگر را نيز سرمربي داشت تيم پاس، با اين تيم نشان داده است در مدار حركتي او و شاگردانش افت شديدي وجود همايون ندارد شاهرخي و پاس تاكنون بسيار باخته اند، مساوي گرفتند، وارد شرايط بحراني شده اند ولي هرگز او و تيمش به قعر دره سقوط نكرده اند. پاس در يكي دو فصل اخير حركت آرام و تقريبا صعودي اي داشته است. پاس ابتداي فصل قبل، اگر مي توانست حركتش را ادامه دهد حتي مي توانست به قهرماني اميد داشته باشد، اما پيروزي هاي چشمگير سبزهاي تهران در مقابل بزرگان پايتخت با عامل خنثي كننده اي مواجه شد. آنها در بازي هاي بسيار ساده تر تن به تساوي يا شكست دادند. همه عادت كرده بودند كه پاس بايد تيم هاي بزرگ را ببرد و در مقابل تيم هاي كوچك متوقف شود. چنين امتياز از دست دادن، مساوي شد با خارج شدن از كورس قهرماني. با اين حال پاس افت شديدي نداشت. از سوي ديگر شاهرخي در حيطه مسائل فني فوتبال نيز روش خاص خود را دارد. بازيكنان بزرگ كه اغلب ياغي شمرده مي شدند در مدت زمان يك فصل و نيم گذشته چهره هاي قبلي نبودند. خداداد، رسول خطيبي، نيما نكيسا و... بازيكناني هستند كه هر مربي اي هدايت آنها را نمي داند. آنها هرچند، چند مورد حاشيه اي در طول مدت گذشته با شاهرخي داشته اند ولي بسيار سريع به جو آرام تيم بازگشتند. مصاحبه هاي جنجالي، اخراج هاي عجيب و غريب و مسائلي اين چنيني به شدتي كه در تيم هاي ديگر رواج دارد _ حتي تيم هاي بزرگ پايتخت _ در پاس ديده نمي شود و اين مسئله مرهون سيستمي است كه شاهرخي براي اداره بازيكنان بزرگ و تيمش در نظر گرفته و اجرا مي كند. در كارنامه مربيگري شاهرخي اختلافات عميق و شديد با بازيكنان تيم ديده نمي شود و اين مي تواند نكته قابل اتكايي براي فدراسيون فوتبال باشد. عياري كه بالا رفت بي شك انتخاب همايون شاهرخي، مربي تحصيلكرده تيم پاس به عنوان سرمربي موقت تيم ملي فوتبال، در بالا رفتن عيار انتخابي مربيان تيم ملي تاثيرگذار است. سطحي كه معمولا او براي خود در جامعه در نظر گرفته و به آن رسيده است، شرايطي را پيش خواهد آورد كه مربي بعدي را در آزمون سخت تري قرار خواهد داد. مربي بعدي _ هر كه باشد _ چه از نظر تحصيلات، چه به لحاظ فني و چه از منظر رفتار و شان مربيگري، خود را موظف مي كند كه حداقل پايين تر از شاهرخي قرار نگيرد و اين كار ساده اي نيست. دست يافتن به چنين جايگاهي به دليل استمرار در طول سال هاي مختلف حاصل شده است و به آساني به دست نيامده است. و باز انتقاد با اين حال نمي توان از عملكرد مطبوعات در همين مدت كوتاه به سادگي گذشت. وقتي نشريات مدام تكرار مي كنند كه چرا او، چرا فلان مربي نه يا مطالبي اين چنيني خودبه خود، جو را آماده التهاب مي كنند، التهاباتي كه افراد ديگر را در مقايسه با همايون شاهرخي قرار مي دهد. مقايسه اي كه پيش از آغاز توسط مطبوعات به پاسخ رسيده و يا بهتر است بگوييم پاسخ آن در ذهن علاقه مندان فوتبال قرار داده شده است. سال هاست برخي نشريات عادت كرده اند در هر صورت و شرايطي با نگاه منفي و از ابتدا منتقدانه به سوي افراد بروند. فرقي نمي كند مربي تيم ملي خارجي باشد يا داخلي. لااقل در چند روز گذشته ثابت شده است كه تخريب به دليل داخلي يا خارجي بودن مربيان نيست. اينكه با اين كار تيراژ نشريات بالا مي رود، فروش ها بهتر مي شود، مردم با حساسيت بيشتر اخبار و مطالب را پيگيري مي كنند يك بخش اين نكته است. اي كاش كمي به جاي سياست از ابتدا تا انتها انتقاد به فكر تيم ملي مي بوديم، انديشه جواناني را در سر مي داشتيم كه با اين مطالب تحريك شده و با احساسات خود مقابل هر نوع حركت و فعاليتي را مي گيرند و... اي كاش مي شد به چيزي كه اشرافي در موردش نداريم نپردازيم. بي جهت كسي را بي آبرو نكنيم و با انتقادهاي بي پايه و اساس مان راه را هر روز صعبالعبورتر نكنيم. گاهي اوقات آدم حيرت مي كند از اين نوع حركات. برخي از دوستان حتي فراموش كرده اند، در صورتي كه با اجراي چنين شيوه هايي حتي به مقاصدشان هم برسند، صاف كردن راهي كه خود خرابش كرده اند و حالا بايد از آن عبور كنند كار ساده اي اگر نيست تفكر غلطي، ايده اشتباهي در ضمير جامعه قرار گيرد به راحتي قابل تغيير نيست و بايد پذيرفت اين نوع فعاليت كردن به بدتر كردن شرايط حتي براي خودمان منجر خواهد شد.