Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59427S2

Date of Document: 2003-01-03

دسته گلي براي آرامگاه فوتبال امير حسين ناصري كانديداي انتخابات رياست فدراسيون: تو اين دوره زمونه چه كسي به حرف جوان ها گوش مي كند همين الان رئيس مجلس پير است يا اكثر اعضاي مجلس خبرگان را پيرمردها تشكيل مي دهند و هيچ اشكالي هم ندارد حوصله ام سر رفته است. آنقدر در مورد انتخابات رياست فدراسيون نوشته و خوانده ام كه.. نه، اين تنها وضعيت من نيست. چند روز پيش يك نفر در تاكسي مي گفت: براي انتخابات رياست جمهوري هم اينقدر مطلب نوشته نشد. ول كن هم نيستند. روزنامه را بست و من هم اصلا به روي خودم نياوردم كه چند مطلب از اين همه را من نوشته ام. برخلاف آنچه كه مي گويند جامعه ما فوتبال زده شده، فكر مي كنم اين طور نيست. جامعه ما بيشتر حاشيه زده شده. در خود فوتبالمان كه چيزي نيست، مجبوريم بپردازيم به حاشيه هايش. درست مثل كاري كه در مورد انتخابات رياست فدراسيون انجام مي دهيم. آنقدر حاشيه ها را بزرگ كرده ايم كه تعداد ثبت نام كنندگان انتخابات به 34 نفر رسيدند. جدا از اينكه چند نفر رد صلاحيت مي شوند، برخي هم ماندنشان تقريبا قطعي به نظر مي رسد. يكي از اين افراد حسين فكري است. مرد دوست داشتني كه با لقبهاي پدر فوتبال، استاد و.. معروف شده و اگر چند سال به سه برابر سن من اضافه كنيد مي شود رقم سن اوساله 790 است و اولين بازي ملي اش را _ آنطور كه خود مي گويد _ در سال 1321 يعني 60 سال قبل انجام داده است. سه شنبه گذشته مصاحبه اي از او خواندم كه فكر مي كنم تمام مديران ورزشي ما _ چه اشكالي؟ دارد تمام مديران مملكتي _ آن را قاب كنند و به عنوان الگو بزنند روي ديوار پشت سرشان. در اينكه حسين فكري چكيده فوتبال ايران است اختلاف نظر كه نداريم؟ داريم او 60 سال پيش اولين بازي ملي اش را انجام داده و از آن زمان تا حالا در بخش هاي مختلف فوتبال، سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك فعاليت داشته. پس او سير تكاملي فوتبال ما را به خوبي ديده است (حتي اگر خود در تمامي دوره ها تاثيرگذار نبوده ); شرايط هيچ فرقي نكرده _ منظور وي فوتبال امروز با زمان جواني وي است _ فقط مربيان و بازيكنان بيشتر پول مي گيرند. تازه فوتبالمان افت هم كرده است. اين حرف هاي حسين فكري يعني تاييد عقبماندگي فوتبال ما از فوتبال روز دنيا. كانديداي محترم رياست فدراسيون، چه كسي مسئول اين عقبماندگي؟ است چه كسي با ورود علم فوتبال مقابله؟ مي كند آيا شما كه مدعي مربيگري بهترين تيم هاي ايراني هستيد، خود جزيي از سد محكم تفكر سنتي فوتبال در دنياي مدرن امروز؟ نيستيد اشاعه دهنده اين تفكر سنتي جز مربيان و مطبوعات ايراني؟ هستند اما تنها تفاوت فوتبال امروز ما با فوتبال ديروزمان از نظر كانديداي رياست فدراسيون يك نكته است; پول. او قول داده است كه در مقابل جريان ورود پول به سيستم فوتبال مان را بگيرد; من مخالف فوتبال پولكي هستم و به شدت با آن برخورد مي كنم. مديران باشگاه ها دارند به فوتبال ما لطمه مي زنند و من اگر رئيس فدراسيون شوم با فوتبال پولكي و مادي مبارزه مي كنم.. فوتبال پولكي كه تازه رايج شده به همه چيز ما لطمه زده است. بچه ها را از درس و مشق انداخته و... اين حركت، بازگشت به گذشته نيست. در دنياي امروز فوتبال مسئله مالي، پولكي شدن فوتبال و به طور كلي برنامه ريزي هاي ورزشي در سيستم هاي تدوين شده اقتصادي، نكته اي است كه جاي بحث ندارد. فوتبال تجارت است. تمام راهكارهاي اقتصاد و حتي فنون و تاكتيك هاي فوتبال در خدمت رشد اين رشته قرار گرفته اند. پيشرفت غيرقابل مهار فوتبال و زيبا شدن آن به دليل اهدافي است كه سياستگذاران اش در نظر دارند و در مقابل فردي كه خود را مدعي پست رياست فدراسيون _ سياستگذار فوتبال كشور _ مي داند، معتقد است فوتبال فقط فوتبال است. جوانان بايد صبح تا عصر كار كنند، عصر استوك هاي پاره شان را بگيرند دستشان، لباس هاي وصله دار تنشان كنند و بروند داخل زمين فوتبال. و چه بدسليقگي است كه بينديشيم جوانان امروز مي پذيرند كه جهت رضاي دل مردم و خشنودي آنان فوتبال بازي كنند. در نظر جايگاه استاد را بالا ببريد و او را روي صندلي رياست دولت بنشانيد. در آن موقعيت بي شك جوانان ما بايد از مركبهايي چون الاغ و قاطر استفاده كنند و به جاي دانشگاه و مدرسه به مكتب بروند و به جاي كارخانه ها، زمين هاي زراعي را گسترش دهند. و چه كساني ياري دهنده حسين فكري _ در صورتي كه رئيس فدراسيون شود _ خواهند؟ بود نايبرئيس دكتر اميرمسعود برومند است كه مرا به كميته ملي المپيك پيشنهاد كرد و دبير فدراسيون هم علي محب كه قبلا رئيس باشگاه دارايي بود دكتر برومند كه اين روزها بستر بيماري را تحمل مي كند چند سال كوچك تر از حسين فكري است و علي محب هم تفاوت سني زيادي با اين دو بزرگوار ندارد. كمي دقت؟ كنيد مجموع سني رئيس و نايبرئيس فدراسيون فوتبال ايران بيش از 150 سال خواهد شد و صد البته كه ايشان سن زيادشان را عاملي براي بهتر انجام شدن كارها مي دانند; اولا من پير نشده ام. در ثاني تو اين دوره زمونه چه كسي به حرف جوان ها گوش؟ مي كند همين الان رئيس مجلس پير است يا اكثر اعضاي مجلس خبرگان را پيرمردها تشكيل مي دهند و هيچ اشكالي هم ندارد. به اصل تشابه اجزاي مقايسه شونده توجه اينكه كنيد كسي به حرف جوان ها گوش نمي كند دليلي است براي رد كردن آنها. براي آمدن پيرمردهايي كه شايد مثل ديروز حوصله نداشته باشند. چند روز پيش جعفر كاشاني در محفلي كه اغلبشان هم، دوستان قديم و همسالانش بودند مي گفت: جوان امروز بيشتر از ما مي فهمد. من نزديك به 60 سال دارم ولي با كامپيوتر آشنايي ندارم. آن وقت پسر 12 _ 10 ساله ام كار كردن با آن را به سادگي هر چه تمام تر انجام مي دهد. خب ارتباطات او با دنياي مدرن بيشتر از من است و قطعا اطلاعات بيشتري هم نسبت به من دارد. فكر مي كنم ما بايد از صحنه اجرايي خارج شويم و به جوان ها فرصت دهيم. بخش بعدي صحبت هاي كانديداي انتخابات رياست فدراسيون اعلام برنامه هاست; تدارك و احياي استاديوم هايي با ظرفيت 30 هزار نفر براي هر محله (! ) و استان شركت كننده در مسابقات، تشكيل مدارس فوتبال و... جزو وظايف مختصر فدراسيون فوتبال محسوب مي شود. لطفا كمي به عقب بازگرديم، به جايي كه ايشان عنوان كرده بودند با فوتبال پولكي مخالف هستند _ تقريبا رد تعامل ورزش و اقتصاد _ ساختن استاديوم هاي 30 هزار نفري در هر محله حتي اگر از ديد عقل هاي كاملا رها شده نيز منطقي باشد، با كدام اعتبار مالي امكان پذير است. بالاخره يا ما ورود پول به سيستم اداره فوتبال را قبول داريم و يا نداريم. در هيچ كدام از دو گزينه، حرف هاي حسين فكري منطقي و عقل پذير به نظر نمي رسد. و اما بخش جالب صحبت هاي ايشان در مورد برنامه ريزي فدراسيون فوتبال: من اين اصطلاحات را از زبان شما مي شنوم! فوتبال يك روش و يك كار به خصوص دارد. آن هم انجام مسابقاتي است كه اتحاديه بايد آن را برگزار البته نمايد مسابقات AFC هم هست. حالا من نمي دانم كوتاه مدت و بلندمدت چه صيغه اي است. و در اينجاست كه عقل از حركت بازمي ايستد. كمي به حال جامعه افسوس مي خورد كه بايد تحمل پذيرش سياستگذاراني اين چنيني براي امروز و فرداي فوتبال را داشته باشد و دم نزد. ياد عكس هاي ورزشي رئيس فدراسيون مقايسه مي افتم كانديداي امروز و رئيس ديروز هم هيچ مشكلي را حل نمي كند. بايد آرام كنار آرامگاه فوتبال بايستيم و دسته گلي نثارش كنيم. تنها كاري كه از دستمان برمي آيد.