Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59426S2

Date of Document: 2003-01-03

گنج پنهان خانه ما اگر برابر ده درصد از هزينه اي را كه ساليانه در وزارت نفت براي اكتشاف نفت صرف مي شود براي صنعت توريسم اختصاص دهيم درآمد ما حدود 15 ميليارد دلار در سال است گفتيم; توانايي اش را گفتيم داريم يك ميليون اثر تاريخي داريم جزو ده كشور نخست جهان هستيم. گفتيم مي توانيم روي صنعت گردشگري سرمايه گذاري كنيم و... همه اينها را گفتيم و همه هم سر تاييد فرو آوردند. اما هنوز هيچ اتفاق تازه اي رخ نداده، هنوز همان مشكلات كهنه و قديمي را پيش رو داريم هنوز با همان واژه هاي دستمالي شده، مشكلات را زير و رو مي كنيم به خودمان وعده هاي رنگين كماني مي دهيم. انگار هنوز آخر قصه را باور نمي كنيم. رويمان را برمي گردانيم و مي گوييم هنوز اندكي فرصت هست. اما نيست. اين را خودمان بهتر از هر مهماني كه وارد اين خاك مي شود و از عدم مديريت منسجم و امكانات به روز رو ترش مي كند، بهتر حالا مي دانيم ما شرايط خانواده فقيري را يافته ايم كه گنجي عظيم و گرانبها را ميان خانه خود پنهان كرده ايم و مي گوييم ما گنج داريم، گنجي ناب و باورنكردني، اما اين خانه توان پذيرايي هيچ مهمان و بازديدكننده اي را از اين گنج نهان ندارد. شايد بد نباشد اين بار از زبان راهنمايان گردشگران قصه گنج نهان خانه مان را بشنويم. وقتي كه يكي از آنها به صراحت مي گويد عدم تبليغ درباره ايران و جاذبه هاي گردشگري اش در خارج از كشور و وضع نامناسب مراكز اقامتي توريست پذير در كشور منجر شده تا ايران اساسي ترين ضربه را در كسب درآمد از اين صنعت متحمل شود. به اعتقاد راهنمايان تور، توريست ها علاوه بر تعريف از ديدني هاي پرجاذبه كشور از برخورد محبت آميز و مهمان نوازي مردم ايران خاطراتي خوش دارند. وضع غذا و تنوع آن را مي پسندند و با هزينه هاي مراكز اقامتي و خوراك مشكلي ندارند اما همه آنان در بدو ورود به ايران از وحشتي سخن مي گويند كه گويي قرار است به سرزميني ناشناخته و دور از مدنيت و قانون قدم بگذارند. عدم تبليغات در آن سوي مرزها از كانال مطبوعات و ساير رسانه ها و شفاف كردن نگاه مردم نسبت به ايران و شرايط گردشگري در آن منجر شده تا گردشگران با نگرشي منفي روي نام ايران خط كشيده و ساير كشورها را براي بازديد انتخاب كنند. يك گردشگر آلماني در اين خصوص مي گويد: سال گذشته به فاصله چند شب دو برنامه از شبكه دوم تلويزيون آلمان پخش شد. برنامه نخست فيلمي مستند از ايران بود كه گوينده چنان با لحن تند و خشن از ايران و جاذبه هاي آن صحبت مي كرد كه احساس ترس به بيننده منتقل مي شد. چند شب بعد فيلمي مستند از مصر نمايش داده شد. گوينده چنان آرام از صحراي مصر و اهرام سه گانه صحبت مي كرد كه هر بيننده اي را تشويق به سفر به سوي مصر مي كرد. يك راهنماي تور مي گويد: يك برنامه تلويزيوني شايد حتي به صورت نيمه آگهي يا با پشتيباني مالي از تهيه كننده آن هزينه قابل توجهي را در برداشته باشد اما اين را بايد بدانيم كه با صرف آن مي توانيم ده ها برابر آن را از صنعت جهانگردي دريافت كنيم. چندي پيش يكي از معاونان سازمان ايرانگردي و جهانگردي اعلام كرد اگر برابر ده درصد از هزينه اي را كه ساليانه در وزارت نفت براي اكتشاف، استخراج و صادرات نفت صرف مي شود براي صنعت توريسم اختصاص دهيم درآمد ما از اين صنعت معادل عايدي ما از صادرات نفت خواهد بود كه حدود 15 ميليارد دلار در سال در است آن صورت است كه نه ثروت ملي را مفت خواهيم فروخت و نه محيطزيست را آلوده خواهيم كرد. از سوي ديگر درآمد نفت به يك صندوق و درآمد گردشگري به چند صندوق واريز مي شود. راهنمايان تور معتقدند نهادهاي مسئول و موثر بر امر جهانگردي به ويژه رايزني هاي فرهنگي ايران در خارج از كشور بايد با استفاده از عوامل و رسانه هاي مختلف فرهنگ، تاريخ، جاذبه ها و واقعيت هاي ايران را به مردم كشورهاي گوناگون بشناسانند تا زمينه حضور انبوه گردشگران در ايران فراهم شود. به اعتقاد آنان يكي از بزرگ ترين مشكلات داخلي مسئله هتل و هتلداري است. آنها معتقدند هتل هاي 5 ستاره ايران در حد هتل هاي سه ستاره اروپايي است و ضرورت دارد براي ساخت هتل با قيمت هاي متنوع در كشور سرمايه گذاري شود و شاغلان در هتل ها و مراكز اقامتي بايد دوره آموزش رفتار با جهانگردان را فرا گيرند. بسياري از مردم دنيا حتي نمي دانند ايران در كجاي جهان واقع شده است و با شنيدن نام ايران فقط به روابط تيره سياسي ايران با برخي از كشورها مي انديشند. قرار گرفتن ايران در منطقه اي استراتژيك و پرخطر از لحاظ سياسي، سبب مي شود مردم دنيا براي آمدن به ايران با احتياط عمل كنند. اكنون ما مانده ايم و يك گنج حتي پنهان با وجود همه تعابير و تفاسيري كه خارج از مرزها از اين خاك مي شود هستند بسياري كه ايران را با همه جاذبه هاي فرهنگي و تاريخي اش بشناسند. اما اين خاك حتي براي پذيرش اين عده توانايي پذيرايي كامل را ندارند. كشورهاي همسايه و ديگر كشورهايي كه در رده كشورهاي تاريخي قرار گرفته اند هر روز گوي سبقت را در جذب گردشگر از يكديگر مي ربايند. چين اكنون در راس قرار دارد و مي رود تا يكه تاز اين ميدان شود. ما نشسته ايم و فقط آمارها را رديف مي كنيم. انگار هنوز باور نكرده ايم آخر اين قصه چه اتفاقي رخ خواهد داد.