Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59426S1

Date of Document: 2003-01-03

كفش هاي سيندرلا و دختران چيني ترجمه نازنين زاغري دخترها مجبور بودند پس از مراسم به هم بستن پاهايشان بر روي پاشنه راه بروند و بيشتر سنگيني خود را بر روي پاشنه پا بيندازند كم كم پاشنه شكل طبيعي خود را از دست داده مانند يك نعلبكي پهن و صاف مي شد كشور چين با مردمي سنتي، معابد و مكان هاي تاريخي كهن، آداب و رسوم عجيب و غريب و از همه مهم تر تعصب خاص چيني ها به اجرا و برگزاري مراسم و سنت ها همواره و در طول تاريخ موضوع جالبي براي محققان و تاريخ نويسان بوده، در برخي موارد آن ها را به اندكي تامل و تفكر وا مي دارد. هرچند در بسياري از اين آداب و رسوم جنبه هاي مثبتي نهفته كه آن ها را از ديرباز تاكنون در ميان مردم زنده نگه داشته و چيني ها را از ديگر اقوام متمايز ساخته است اما متاسفانه اجراي برخي از آن ها تاثيرات سويي بر روح و روان مردم اين منطقه مي گذارد، تاثيراتي كه شايد هيچ گاه قابل جبران نباشند. در كتب قديمي و تاريخي، زنان چيني همواره مظلوم واقع شده، از آن ها به تيرگي ياد مي شود. تعداد زيادي از اين عقايد غلط و نادرست از جمله محروم كردن زنان از حضور در عرصه هاي اجتماعي، ناديده گرفتن حقوق آن ها و استثمار زنان و دختران جوان همچنان در بسياري از جوامع سنتي ديگر به چشم مي خورند. يكي از مراسم عجيب و غريبي كه قدمت آن به بيش از هزار سال مي رسد و از قرن بيستم به اين طرف كمتر از آن صحبت شده مراسم به هم بستن پاي دختران چيني است. چيني ها با علم به اين كه چنين عملي ممكن است طي ساليان عوارض بسياري بر روح و جسم دخترانشان داشته و مشكلات زيادي برايشان ايجاد كنند همچنان به برگزاري آن اصرار ورزيده، چنين مراسمي را براي دختران خود امري مقدس و لازم الاجرا مي پنداشتند. اطلاعاتي كه در اين مقاله مي خوانيد همگي به استناد از يادداشت ها نقوش و عكس هايي مربوط به قرون 19 و 20 ميلادي است كه توسط جوامع متعددي گرد آمده اند، اقوامي كه اساسا فرهنگشان چنين موضوعي را نپذيرفته، آن را به شدت تقبيح مي كنند. در گذشته دور قبيله اي در محله نان جينگ چين زندگي مي كرد كه تانگ ناميده مي شد و معتقد بودند زنان بايد پاهاي كوچكي داشته باشند. آن ها به مراسم به هم بستن پاي دختران بسيار اهميت مي دادند و آن را امري مقدس تلقي مي كردند اما هدفشان تنها كوبيدن زنان و دختران و سركوب نمودن شخصيت آن ها بود. از طرف ديگر اين موضوع براي مردان چيني بسيار حائز اهميت بوده، داشتن همسران و دختراني با پاهايي كوچك تر از ديگر زنان مايه مباهات و افتخارشان بود. جالب اين كه در هر خانواده چيني اگر فرزند پسري متولد مي شد به تربيت و تحصيلات او، و اگر فرزند دختري به دنيا مي آمد به سايز پاهايش بيش از هر چيز ديگري اهميت مي دادند. طبق تحقيقات به دست آمده هم اكنون قريب به يك ميليون زن چيني در اين كشور زندگي مي كنند كه پاهايشان به هم بسته شده است. آخرين بار در سال 1994 در هاوايي يك خانم چيني رويت شد كه اين سنت بر او نيز اعمال شده بود. افسانه هاي بسياري در مورد چگونگي پيدايش اين سنت در كتب تاريخي چين به ثبت رسيده اند كه از ميان آن ها مي توان به افسانه خانم يائو اشاره گفته كرد شده كه خانم يائو دختر جواني بود كه به عنوان رقصنده در قصر پرنس لي يو زندگي مي كرد و به دستور اين امپراتور پاهايش به يكديگر بسته شدند تا نتواند از قصر او خارج شود و هميشه برايش برقصد. اگر چه اطلاع دقيقي از چگونگي شروع اين قصه در دست نيست تا بتوان با اطمينان تمام دليلي منطقي براي اجراي اين سنت پيدا كرد اما آنچه واضح و روشن است اين كه مردان چيني بدين وسيله سعي داشتند زنان خود را منزوي و به دور از اجتماع در محيط خانه نگهدارند و به نظر مي رسد بدترين راه را انتخاب كرده باشند. در آن زمان هر مردي كه تصميم به ازدواج داشت پيش از نگاه كردن به صورت دختري كه برايش در نظر گرفته شده بود ابتدا به پاهايش نگاه مي كرد. به همين دليل خانواده هاي چيني از زمان كودكي پاهاي دخترانشان را مي بستند تا در آينده خواستگار خوبي به سراغ آن ها بيايد. چيني هاي ساده دل گمان مي كردند با اين روش خوشبختي دخترانشان را تضمين مي كنند غافل از اين كه جز مصيبت و بدبختي در آينده اي دور چيزي در انتظار دخترانشان نبود. همان گونه كه ذكر شد مراحل بستن پاي دختران از سنين كودكي و خردسالي كه هنوز استخوان ها به خوبي شكل نگرفته اند آغاز مي شد. پيش از شروع مراسم پاهاي دختر خردسال را براي چند ساعت در آب ولرم شست وشو مي دادند تا پوست آن به خوبي نرم سپس شود بادام آسياب شده و ريشه درخت توت را با ريشه چند گياه دارويي ديگر مخلوط كرده معجون به دست آمده را از انگشتان پا تا مچ وي مي ماليدند. خاصيتي كه اين معجون داشت نرم كردن پوست و تا حدودي بي حس نمودن آن بود تا در مراحل انجام مراسم دختران كمتر زجر كشيده درد را راحت تر تحمل نمايند. گروه ها و فرقه هاي متفاوت از مواد مختلفي براي تهيه اين معجون استفاده مي كردند و طرز تهيه آن نسل به نسل ميان چيني ها مي گشت. در ميان بسياري از آن ها خصوصا فرقه شانسكي متداول بود گوسفندي را پيش از شروع مراسم ذبح كرده، خون داغ او را در ظرفي مي ريختند و سپس دو پاي دخترك را در ظرف قرار مي دادند. در فرقه جيانسكي از خون مرغ و يا خروس براي اين منظور استفاده مي شد. كسي كه آداب اين مراسم را به جاي مي آورد بايندر نام ابزار داشت كار وي پارچه بلندي به عرض 5 سانتي متر و طول 3 متر و نيم بود. پس از گذشت يك ساعت از چرب نمودن پاها با معجون ياد شده بايندر به كمك باند طويلي كه در دست داشت پنج انگشت پا را به سمت زير به طوري كه سر آن ها به طرف پاشنه باشد آن چنان محكم مي بست كه كمتر دختري صدايش در نمي آمد و گريه سر بعد نمي داد ادامه باند را تا مچ پا با فشار تمام مي پيچيد و بدين ترتيب انگشتان پا هيچ جايي براي حركت نداشتند و تكان نمي خوردند. در نهايت بايندر نخ كلفتي را دور باند مي بست تا هم از نخ كش شدن باند جلوگيري شود و هم اين كه دخترك نتواند به هنگام درد آن را باز نمايد. دخترها مجبور بودند پس از مراسم به هم بستن پاهايشان بر روي پاشنه راه بروند و از آن جا كه به علت درد مجبور بودند بيشتر سنگيني خود را بر روي پاشنه پا بيندازند كم كم پاشنه شكل طبيعي خود را از دست داده مانند يك نعلبكي پهن و صاف مي شد. درد ناشي از چنين كاري تقريبا يك سال به طول مي انجاميد تا اين كه ديگر با زندگي دختران عجين شده به آن عادت مي كردند اما پس دردها تا هنگام رشد كامل استخوان ها همچنان ادامه داشت. هر سه روز يك بار باند پاها عوض مي شدند و هر دو هفته يك بار نيز سايز كفش ها تغيير پيدا مي كردند و هر بار كفشي كوچك تر از دفعه قبل براي آن ها در نظر گرفته مي شد. بهترين، زيباترين و مقبول ترين سايز پا براي خانم هاي چيني در آن دوره كفش طلايي با طول 9 سانتي متر بود و هر سيندرلايي كه قادر بود اين كفش طلايي را به پا كند با مردي از طبقه بالا ازدواج مي كرد. پسران دم بخت از زيبايي دختر مورد نظرشان نمي پرسيدند بلكه سايز پاي وي برايشان بيشتر اهميت داشت. آن ها اعتقاد داشتند زيبايي صورت هديه اي از بهشت است اما پاي بزرگ داشتن نشانه تنبلي دختر است! پاهاي دختران معمولا جدا از ديگر اعضاي بدنشان شسته مي شد تا در معرض آلودگي قرار نگيرد. مرسوم بود والديني كه قرار بود براي دخترانشان چنين مراسمي بر پا كنند شب پيش از آن كفشي با طول 7 سانتي متر در محراب معبد قرار مي دادند و به درگاه خداوند دعا مي كردند و از او مي خواستند دخترشان از اين امتحان سربلند بيرون آمده، اسباب سرافرازي و افتخارشان را فراهم سازد. دختران طبقه متوسط و پايين تا سنين نوجواني فرصت داشتند اما مراسم براي اشراف زادگان و طبقه بالايي ها از سن چهارسالگي اعمال مي شد و معمولا بستن پاي آن ها نسبت به دختران طبقه متوسط سفت و سخت تر اين بود رسم عجيب و باورنكردني چيني ها چندان تفاوتي با برداشتن ابرو و اصلاح صورت در ديگر اقوام نداشت و تقريبا با آن ها برابري مي كرد. هدف از اين گونه مراسم به دست آوردن استاندارد اجتماعي و پذيرفته شدن از طرف عموم مردم بود، آن ها معتقد بودند زماني كه نسبت به ديگر همسالان خود چيزي كم و كسر نداشته باشي از اين كه در ميان آنها هستي احساس رضايت مي كني. از همه اين مراحل و چگونگي برپايي آن ها كه بگذريم به عوارض جانبي آن مي رسيم. ورم شكم، تورم عضلات پشت و پهلو، افزايش بيش از حد قوس كمر، تغيير شكل زانوان و هزاران عوارض جانبي ديگر كه تاثير آن ها تا پايان عمر بر زندگي زنان و دختران چيني سايه افكنده است. گروهي از ساكنان اين كشور كه از نيروي زنان و دخترانشان در مزارع و شاليزارها استفاده مي كنند با بستن پاي آن ها كاملا مخالفند. كشور چين طبق قانوني كه در سال 1949 به ثبت رسيد برگزاري اين مراسم را در هر كجاي خاك اين كشور ممنوع اعلام نمود اگر چه تا دهه مردم 1950 همچنان به طور مخفيانه به برپايي اين سنت اصرار مي ورزيدند. با وجود همه شكنجه ها و عوارضي كه بستن پاي دختران چيني به دنبال داشت آن ها به هنگام جواني از داشتن پايي كوچك به خود مي باليدند و با ورود به خانواده هاي اشرافي چين افتخار مي كردند كه با به جان خريدن اين همه خفت و سختي نهايتا نتيجه خوبي عايدشان شد و از اين پس زندگي زيبايي انتظارشان را مي كشد. اين سنت ديرينه از جمله آداب اجتماعي چين كهن به شمار مي رفت، سنتي كه در يك جامعه به خصوص مورد استقبال قرار گيرد ممكن است در جامعه اي ديگر مطرود بوده و تقبيح شود.