Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59425S4

Date of Document: 2003-01-03

نويسنده اي كه كلي سيگار مي كشد ادبيات آمريكا نگاهي به زندگي و آثاركورت ونه گات 2 مالكوم برادبري ترجمه: شهريار وقفي پور صدا و فضاي مضطرب و واداده داستان هاي ونه گات مختص خود اوست، همان طور كه در كتاب بعدي و مشهورترين اثرش اين موضوع را نشان داد در سلاخ خانه شماره 5 يا جنگ صليبي كودكان ( ). ونه گات 1969 خيلي خودماني در صفحه عنوان مي نويسد كه اين رمان را يك آمريكايي _ آلماني نسل چهارم نوشته است كه حالا در كيپ كاد روزگار راحتي دارد (و كلي هم سيگار مي كشد ) كسي، كه در پياده نظام آمريكا خدمت كرد و در جنگ اسير شد و سال ها پيش شاهد بمباران درسدن آلمان فلورانس الب بود، و زنده ماند تا اين قصه را بگويد. اين كتاب صريح ترين و مستقيم ترين مواجهه ونه گات با وحشتناك ترين واقعه زندگي اش بود، واقعه اي كه بيش از بيست و سه سال با آن سروكله زده بود تا در داستاني بنويسدش، در حالي كه در جستجوي فرم، لحن و سبك، مناسب بود، در حالي كه اين موضوع را در ديگر داستان هايش قرار مي دهد و آن را طرد مي كند; به يك معنا، خود اين كتاب هم اين موضوع را طرد مي كند و از خلال مراحل زيركانه ارائه واقعيت و رئاليسم به ما نشان مي دهد كه چگونه فانتزي و امر خيالي را به كار مي گيريم تا براي امري بي معنا معنايي بسازيم. كتاب نسبتا تك گويي خود مولف است كه نوعي رضامندي كنايي است; همان طور كه داستان پيش مي رود، راوي، با فرد بي طرفانه ترالفا مادوري، تعريف مي كند كه وحشت كشتار جمعي را ديده است. خاطرنشان مي شود كه در واقع، هيچ چيز نمي توان در مورد قتل عام گفت. ليكن او نفس يا خودي ديگر را در بيلي پيل گريم مي يابد. عينك ساز معصوم و خوش طينتي كه اهل ايليوم نيويورك است و شغلش ساختن عدسي هاي نزديك بين بوده است، در جنگ اسير شده، در كشتارگاه درسدن زنداني مي شود و شاهد بمباران بي رحمانه و كريه المنظري مي شود كه شهر و 135 هزار شهروندش را نابود مي كند. ليكن جابجايي از اين هم فراتر مي رود: بيلي دزديده مي شود و به ترالفامادور انتقال مي يابد، كه هم مكاني آسيبشناختي براي ذهني آزار ديده است و هم مكاني براي دانش و آگاهي جانشين و هم ساختار داستاني جانشين; چرا كه رمان هاي ترالفامادور قطعه قطعه است و مبتني بر علل و آثاري زميني نيست. در رمان هاي ترالفامادوري نه آغازي است، نه وسطي، نه پاياني، نه تعليقي، نه نتيجه اخلاقي، نه علل، نه آثاري و، تمامي پيام ها هم زمان هستند ولي تماما در يك لحظه ديده مي شوند و تصويري از زندگي توليد مي كنند كه زيبا و اعجابانگيز و عميق اند. اين جملات را مي توان به منزله بيانيه ونه گات در مورد داستان پست مدرن يا خود طنز سياه قرائت كرد. آميزه پيچيده ونه گات از لحن ها تكنيك ها ژانرها و سطوح فرهنگي سلاخ خانه شماره 5 را هم به اثري عظيم در ژانر عامه پسند علمي _ تخيلي و هم به رماني پست مدرن بدل كرده است. آثار بعدي، ونه گات نيز صميمت معصومانه را با هجو تلخ درهم مي آميزد و خودآگاهي داستاني را با فرم هاي عامه پسند و تاثيرات كميك پيوند مي زند. يكي از كتابهاي بعدي اش نام مناسب اسلپ استيك ( ) 1976 را بر خود داشت. ونه گات رمان هاي آخرش را تجربياتي كم تر ادبي مي داند و آن ها را به مثابه كوشش هايي براي بيان افكار بحراني و مهمش در فرم حكايت اخلاقي معاصر يا آينده گرا توضيح مي دهد، نظير گالاپاگوس ( ) 1985 كه حكايتي دارويني است كه در ميليون ها سال بعد مي گذرد: ريش آبي ( ) 1987 نقاش آبستره _ امپرسيونيستي را معرفي مي كند كه در بسياري خصوصيات هنري شبيه مولف كتاب _ رنه گات _ است و هوكوس پوكوس ( ) 1991 در مورد يك كهنه سرباز ويتنامي است كه هنوز در آمريكاي سركوبگر 2001 شكنجه مي شود و آزار مي بيند در واقع آثار جديد ونه گات بيشتر حال و هواي مضامين سبز دهه نود را دارد تا تجربه گرايي پست مدرن دهه شصت.