Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59424S3

Date of Document: 2003-01-03

نوبليست ها فردريش كارل رادولف برگيوس شيميدان صنعتي آلمان ( ) 19491884 Bergius Rudolph Karl Friedrich شيمي فرايندهاي فشار بالا1931 برگيوس كه خود فرزند يك صاحب كارخانه مواد شيميايي بود در گولداشميدن لهستان به دنيا آمد و در 1907 موفق به دريافت درجه دكترا شد. پس از آن به همكاري با هرمان نرنست (در برلين ) و فريتس هابر (در كالسروهه ) پرداخت و در همان حين به واكنش هاي شيميايي فشار زياد علاقه مند شد. وي از 19141909 استاد دانشگاه تكنولوژي هانوور بود و سپس تا 1945 براي تشكيلات گولداشميت كار مي كرد. نام برگيوس به خاطر فرآيند برگيوس (هيدروژن دار شدن زغال سنگ ) به ياد مانده است. در اين فرآيند براي توليد هيدروكربن هايي با وزن مولكولي كم، زغال سنگ يا روغن سنگين در حضور يك كاتاليزور هيدروژن دار مي شود اين فرآيند براي تامين گازوئيل مورد نياز آلمان طي جنگ جهاني دوم از اهميت بسياري برخوردار شد. پس از پايان جنگ برگيوس مدتي را در استراليا و اسپانيا گذرانيد و پس از آن به عنوان مشاور فني دولت راهي آرژانتين شد. وي در آنجا براي توليد شكر، الكل و تهيه خوراك دام از چوب مشغول به كار شد. برگيوس و كارل بوش به اتفاق هم برنده جايزه نوبل شيمي سال 1931 شدند. آيروين لانگموير شيميدان آمريكايي ( ) 19571881 Langmuir Irving شيمي شيمي سطح 1932 لانگموير در نيويورك چشم به جهان گشود و در دانشگاه كلمبيا به تحصيل در رشته مهندسي متالوژي ( فلزشناسي ) پرداخت. پس از آن به عنوان دانشجوي دوره دكترا، زيرنظر والتر نرنست، در دانشگاه گوتينگن مشغول به كار شد و در 1906 درجه دكترا گرفت. در بازگشت به آمريكا مدت كوتاهي در انيستيتوي تكنولوژي استيونسن، نيوجرسي، به تدريس پرداخت و پس از آن به آزمايشگاه پژوهشي كمپاني جنرال الكتريك پيوست و تا هنگام بازنشستگي اش در 1950 همان جا ماند. لانگموير شيمي فيزيكدان صنعتي بسيار مبتكر و خلاقي بود. وي در 1913 به موفقيتي بزرگ در طراحي لامپ هاي الكتريكي دست يافت. لامپ خلا (لامپ تنگستن ) در هنگام استفاده داراي يك رشته سيمي گداخته از جنس تنگستن است. بيشتر پژوهش هايي كه به منظور رفع نقايص اين لامپ انجام گرفت به بهبود كيفيت خلا درون لامپ مربوط مي شد. لانگموير دريافت كه به جاي خلا مي توان از گازهاي بي اثر استفاده كرد. با اين تفاوت كه استفاده از اين گازها بسيار كارآمدتر و نيز ارزان تر بود. او پس از انجام آزمايشات بسيار به اين نتيجه رسيد كه مخلوطي از گازهاي نيتروژن و آرگون منجر به تخريب فيلامنت تنگستن نشده و مانع فرآيند اكسايشي در درون لامپ مي شود. لانگموير در 1919 براي گسترش انديشه هاي گيلبرت لوويس درباره ساختار الكترون، كه در مقاله اي با عنوان اتم و مولكول منتشر شده بود، كوشش بسياري انجام داد. لوويس معتقد بود كه الكترون ها در مكعبهاي هم مركز مرتب مي شوند. او ايجاد پيوند ميان اتم ها را نتيجه انتقال الكترون هاي كافي براي پر شدن يك مكعب مي دانست. وي در مقاله خود عنوان كرد كه تشكيل پيوند در مواد مركب قطبي بر اثر انتقال الكترون صورت مي گيرد. مواد مركب يون هاي باردار مخالف را به همراه مكعبهاي كاملي از الكترون ها به دست مي دهند. وي در مقاله خود براي نشان دادن الكترون ها در لايه هاي خارجي، نمادگذاري متداول نقطه اي را ارائه كرد. و به علاوه اظهار كرد كه مولكول هاي قطبي از تسهيم نابرابر زوج هاي الكتروني حاصل مي شوند و ايجاد پيوند در مواد مركبي مانند سديم كلريد را مي توان منتهاي درجه حالت تسهيم نابرابر دانست. لانگموير در ادامه كارهاي لوويس تمايز آشكارتري ميان پيوندهاي دو نوع ماده مركب قايل شد و واژه هاي الكتروالانس، كووالانس و هشتايي را ارائه كرد. او نيز مانند لوويس مواد مركب كووالانس را با مكعبهاي متصل به هم نشان داد. سروكار لوويس تنها با عناصر دو رديف اول جدول تناوبي بود در حالي كه لانگموير نظرات وي را بسط بيشتري بخشيد. او پيشنهاد كرد كه الكترون ها هسته ها را در لايه هاي متوالي متشكل از 2 و 8 و 8 و 18 و 18 و 32 الكترون احاطه مي كنند. لانگموير بعدها نوعي پمپ خلا ساخت كه از يك مشعل جوشكاري هيدروژني براي جوشكاري فلزات در دماي بالا، تشكيل مي شد. به علاوه او براي ساخت باران مصنوعي به همكاري با وينسنت اسكافر پرداخت. وي در پژوهش هاي حرفه اي اش هدايت يك پژوهش طولاني مدت درباره شيمي سطوح را برعهده گرفت. شيمي سطح به اين مبحث مي پردازد چرا و كه چگونه برخي از مواد بر روي سطح آب گسترش مي يابند و گازها چگونه به سطح فلزات نفوذ مي كنند. لانگموير ايده جذب سطحي لايه منفردي از اتم ها بر روي سطح و نظريه رويداد واكنش هاي سطحي بين مولكول ها و اتم هاي جذب شده را مطرح ساخت. تك دماي لانگموير، اصطلاحي است كه به ميزان جذب سطحي مربوط مي شود او به خاطر پژوهش هايش درباره جذب سطحي برنده جايزه نوبل شيمي 1932 شد.