Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59422S7

Date of Document: 2003-01-03

يادداشت صدراعظم سرخ در سرزمين اژدهاي زرد اردشير زارعي قنواتي سفر گرهارد شرودر صدراعظم آلمان به چين و استقبال گسترده اي كه مقامات چيني از شرودر به عمل آوردند در شرايط كنوني كه روابط بين الملل درگير بحران هاي فزاينده اي است از اهميت قابل ملاحظه اي برخوردار است. اين سفر به عكس مراودات كنوني در عرصه بين المللي كه معمولا تحت تاثير بحران ها انجام مي گيرد اهداف استراتژيك و بسيار گسترده اي را مورد توجه قرار داده بود. بازديد شرودر از بندر شانگهاي كه امروزه به عنوان قلب اقتصادي چين شناخته مي شود گوياي وجه بارز اقتصاي اين موضوع است. زماني كه خبرگزاري ها تصوير صدراعظم را در كنار مقامات عالي رتبه چين سوار بر قطار مغناطيسي شانگهاي مخابره مي كردند بدون شك سعي در القاي يك واقعيت عيني در قالب اطلاع رساني داشتند. اين قطار سريع السير مغناطيسي كه بيش از صد ميليون يورو هزينه در بر داشته با همكاري مهندسين آلماني ساخته شده است و انتظار مي رود به يكي از محورهاي توسعه موقعيت توريستي _ اقتصادي شانگهاي بدل گردد. استقبال بي نظير پكن از گرهارد شرودر و ملاقات هاي فشرده جيانگ زمين، اوجينتيائو جانشين آينده رهبري چين و ديگر مقامات عالي رتبه چيني با صدراعظم آلمان نشان دهنده اوج اهميت اين ديدار از طرف چيني ها بود. در شانگهاي نيز جدا از ملاقات هاي سياسي دكتراي افتخاري به شرودر اعطا گرديد كه به نوعي در مناسبات بين المللي مهم تلقي مي شود. جدا از مسائل فوق آنچه كه ديدار گرهارد شرودر از چين را اهميت بيشتري بخشيد موقعيت زماني آن بود كه در اين خصوص چند عامل مهم بايد مدنظر قرار گيرد. اول: در شرايط كنوني چين و آلمان به عنوان بازيگران قدرتمند در عرصه روابط بين المللي هم از تحولات جهاني و يكجانبه گرايي آمريكا در اين خصوص به شدت ناراضي هستند. سياست نوين ايالات متحده كه تمام جهان را در يد اختيار خويش مي خواهد و هيچ گونه حقي و سهمي براي ديگران قائل نيست در كنار اقتدارجويي افراطي تيم حاكم بر كاخ سفيد موجد اين گونه نارضايتي ها است. پكن و برلين با توجه به جايگاه كنوني و اهتمامي كه براي ارتقاي چنين جايگاهي دارند بدون شك در مركز ثقل ناخرسندي هاي فوق قرار دارند. تلاش كنوني جهت نزديكي بيشتر دو كشور و گسترش مناسبات همه جانبه روابط مي تواند در همين چارچوب مورد توجه قرار گيرد. دوم: تاثيرات منفي به وجود آمده و تنزل سطح رابطه چين _ آمريكا از يك سو و آلمان _ آمريكا از سوي ديگر يكي از عوامل اصلي در نزديكي كنوني بين پكن _ برلين بوده است. مقامات چين بعد از دهه نود و تغيير مناسبات جهاني به واسطه فروپاشي شوروي به عينه شاهد تغيير مواضع ايالات متحده در قبال خود هستند. در اين شرايط استراتژي جديد آمريكا اصلي ترين خطر را موقعيت رو به رشد چين تلقي مي كند تا جايي كه اكثر استراتژيست هاي آمريكايي چين سال 2020 ميلادي را تنها قطبي مي دانند كه قادر است اين قدرت بلامنازع را به چالش بطلبد. همچنين تحولاتي كه هم اكنون و به خصوص پس از حوادث يازده سپتامبر در جهان به وقوع پيوسته و پيامد آن بحران هاي فراگيري از جمله بحران عراق است به نوعي تسخير مناطق نفوذ چين تلقي شده است. چنين شرايطي در مجموع توانسته است اين باور را در بين دولتمردان چيني به وجود بياورد كه نوك پيكان تعارضات آمريكا به سوي چين نشانه گرفته شده است. در برلين نيز نگرش و تصور عمومي چندان نسبت به تحولات جديد بين المللي نگاه خوشبينانه اي ندارد و به نظر مي رسد آنان از نوع سهميه بندي قدرت آن گونه كه مدنظر آمريكاست خرسند نيستند. بر بستر همين نارضايتي ها گرهارد شرودر تبليغات انتخاباتي خود را پي ريخت و موفق شد بر رقيب راست خود غلبه كند و همين مسئله مناسبات بين دو كشور را بيش از پيش تيره كرد. روابط بين آلمان و آمريكا در شرايط كنوني جدا از اختلافات اساسي كه ناشي از تضاد منافع است به لحاظ نوع برخورد شرودر با آمريكا و بحران عراق از قهر و غيظهاي شخصي نيز تاثير پذيرفته است. سوم: نقش كاريزماتيك كنوني گرهارد شرودر صدراعظم آلمان و جيانگ زمين رهبر چين در اين مورد نيز قابل ملاحظه خواهد بود. شرودر به واسطه تعارضاتي كه هم اكنون با آمريكاييان پيدا كرده است فضاي حركت را در آن حوزه تنگ و حتي بسته مي بيند. چنانچه هرگونه تلاش صدراعظم در ماه هاي اخير براي بهبود مناسبات بين آلمان و آمريكا به واسطه عدم توجه و اعتناي مقامات واشنگتن با بن بست مواجه شده است. چنين شرايطي بدون شك مشكلاتي را براي دولت آلمان به همراه داشته و غيرمستقيم موجب تشديد بحران هاي اقتصادي در اين كشور گرديده است. به همين لحاظ صدراعظم گسترش مناسبات با چين را راه خروج از بن بست فعلي به شمار آورده و بازار وسيع و ميلياردي اين كشور را بستر مناسبي براي عبور از ركود اقتصادي و تاثيرگذاري بر روابط سياسي حاكم بر جهان قلمداد كرده است. چهارم: شايد قطببندي جديد و ايجاد گروه بندي تازه براي رقابت با هژموني كنوني آمريكا تصور دور از ذهني باشد ولي به سادگي مي توان پذيرفت كه ناراضيان از وضعيت موجود سعي كنند به هم نزديك تر شوند. چنين همكاري و تعاملي بين اضلاع قدرت همچون چين و آلمان براي تثبيت موقعيت و حفظ توازن يك رويكرد قابل پيش بيني خواهد بود. شكي در اين مسئله نيست كه در بازي شطرنجي كه هم اكنون جريان دارد به موازات تلاش آمريكا براي كيش و مات ديگران، رقبا نيز از توانايي و پتانسيل خود براي تغيير در اين بازي استفاده نمايند. نزديكي فعلي چين و آلمان نيز يكي از روش هاي ابداعي كنوني براي بازي در عرصه شطرنج سياسي هزاره سوم خواهد بود.