Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59421S1

Date of Document: 2003-01-03

موم در دست تلويزيون هدايت افكار در رسانه هاي آمريكا استوارت *لافارگ ترجمه: زهره جنابي اكثر آمريكائيان به خاطر متفاوت بودن ميزان آگاهي هايشان اصلا متوجه نمي شوند كه از كجا هدايت مي شوند و يا اصلا كسي بر سر آنها شيره مي مالد هدايت كنندگان افكار عمومي در آمريكا، با مهارت آن چنان قدرتي كسب كرده اند كه به جرات مي توان گفت بالاتر از آن هيچ قدرتي وجود ندارد. هيچ پادشاه، پاپ اعظم كهنسال، ژنرال فاتح و يا كاهن والامقامي هرگز نتوانسته است به چنان قدرت مافوق تصوري دست يابد كه اكنون در دست معدود افرادي است كه بر اخبار و برنامه هاي رسانه هاي جمعي آمريكا تسلط دارند. قدرت آنها دور از دسترس نبوده و جنبه شخصي ندارد، بلكه اين قدرت به تك تك خانه هاي آمريكايي نفوذ پيدا كرده و به جرات مي توان گفت كار خود را از ساعت آغازين صبح شروع مي كند. قدرتي كه خمير مايه افكار هر شهروند آمريكايي، پير يا جوان، فقير يا غني، ساده دل يا فرهيخته را تشكيل مي دهد. رسانه هاي جمعي، تصور ما از جهان را شكل مي دهند و پس از آن به ما مي گويند كه درباره آن چگونه فكر كنيم. اساسا هر چيزي را كه درباره حوادث و رويدادهاي خارج از محله و محفل آشنايان خود مي دانيم - يا فكر مي كنيم كه مي دانيم - از طريق روزنامه ها يا مجلات خبري هفتگي يا راديو و يا تلويزيون به ما منتقل شده است. براي مثال، روشي كه براي پوشش اخبار استفاده مي شود، چه مواردي مورد تاكيد قرار گرفته و كدام قسمت ها كم رنگ تر مي شود: كلماتي كه گزارشگر انتخاب مي كند، لحن و حالت صورت گوينده، نوع بيان عناوين و اهم اخبار، انتخاب تصاوير و شيوه تفسير خبر، همگي اينها مواردي هستند كه به طور نامحسوس و در عين حال عميقا بر شيوه تعبير ما از آنچه مي بينيم يا مي شنويم، تاثير مي گذارند. البته، قبل از هر چيز، هيات تحريريه هرگونه شك باقي مانده در اذهان را برطرف مي كند تا فقط آنچه كه در مجموع بايستي درباره اش فكر كنيم، باقي بماند. با به كارگيري دقيق ترفندهاي روان شناسي پيشرفته، افكار و عقايد ما را راهبري مي كنند تا ما هم بتوانيم، خود را با اين خيل عظيم جمعيت يا به عبارتي مردم خوش پوش و پولدار وفق دهيم. اين امكان را براي ما فراهم مي سازند كه دقيقا بدانيم رفتارهاي ما نسبت به افراد گوناگون و كساني كه به جاي آنها قرار مي گيرند چگونه باشد. در مضمون يك نمايش تلويزيوني و يا يك كمدي و با به تصوير كشيدن رفتارها و گفتارهاي شخصيت هاي تلويزيوني به ما ياد مي دهند كه با هر پديده اي چگونه برخورد كنيم. تماشاي روزانه برنامه هاي تلويزيوني در زندگي بيشتر آمريكائيان، چنان بيمارگونه رواج يافته كه در مجموع يك آمريكايي اگر هم بخواهد، به ندرت مي تواند ميان اين موقعيت هاي ساختگي و واقعيت تفاوت قائل شود. او نسبت به رفتار هنرپيشگان تلويزيوني، و نيز گفتارها و كردارهايي كه در تلويزيون به تصوير كشيده مي شوند، بيشتر واكنش نشان مي دهد تا نسبت به هم سن و سال هاي خود در زندگي واقعي. در زندگي بسياري از آمريكائيان، واقعيت نادرست شرايط و محيط تلويزيوني، جايگزين دنياي واقعي شده است و به خاطر همين واقعيت نادرست است كه يك آمريكايي براي وفق دادن خود با اين عكس العمل ها اصرار مي ورزد. بنابراين، هنگامي كه يك فيلمنامه نويس تلويزيوني، در نوشته هاي خود موافقت خود را با بعضي عقايد اعلام مي دارد و اعمال و رفتارها را از طريق شخصيت هايي كه خودش مي نويسد، توضيح مي دهد، و همچنين از اين طريق باورهاي برخي ديگر را تكذيب مي كند، سعي دارد كه با تشبيه سازي و تطابق نقطه نظرات خود، فشار بسيار زيادي را بر ميليون ها بيننده وارد كند. اين موضوع در مورد برنامه هاي تفريحي و اخبار نيز صادق است، خواه در تلويزيون به نمايش درآيند و خواه منتشر گردند. خيانت آميزترين شيوه در خصوص اين شكل از كنترل افكار آن است كه حتي زماني كه مي فهميم اين برنامه تفريحي نمايش يا خبر تلويزيوني مغرضانه است، هدايت كنندگان رسانه ها، بازهم قادر خواهند بود كه بر سر ما شيره بمالند. به خاطر آنكه، نه تنها آنچه را كه ارائه مي دهند، تحريف مي كنند، بلكه محدوديت هاي تلويحي و مقررات بنياديني را براي طيفي از عقايد مجاز پايه گذاري كرده اند. به طور مثال، طرز برخورد رسانه ها با اخبار خاورميانه را در نظر بگيريد. بعضي از سردبيران يا گزارشگران و مفسران خبري در هر گفتار خود كوركورانه طرفدار اسرائيل هستند، در حالي كه به نظر مي رسد بقيه آنها بي طرف باشند. به هر حال هيچ كس جرات نداردبه زبان آورد، دولت آمريكا در اختلاف ميان جهان عرب و اسرائيل بيشتر در جهت منافع اسرائيل فعاليت مي كند تا منافع خود آمريكا و در عين حال نيروهاي آمريكايي را براي فلج ساختن عراق كه مهمترين رقيب اسرائيل در خاورميانه است پشتيباني مي كند. بنابراين، طيف گسترده اي از افكار مجاز - از طرفداري از اسرائيل گرفته تا تقريبا عقايد بي طرف - پايه گذاري شده است. به هر حال، دليل اصلي آن است كه اكثر آمريكائيان به خاطر متفاوت بودن ميزان آگاهي هايشان، اصلا متوجه نمي شوند كه از كجا هدايت مي شوند و يا اصلا كسي بر سر آنها شيره مي مالد. حتي شهرونداني كه از خبر كنترل شده شكايت مي كنند، در اين دام مي افتند زيرا در طيف آشكاري از عقايد و افكار وارد مي شوند كه تنها زماني خواهند توانست از شر كنترل كنندگان افكار خلاص شوند كه به خود بقبولانند، سردبير يا مفسر خبري را به انتخاب خود برگزيده است. اين همان بازي شير يا خط يا دوروي سكه است. هر جنبه اي از اين طيف گسترده و مجاز افكار عمومي براي هدايت كنندگان رسانه هاي عمومي قابل قبول است و در اين ميان هيچگونه اظهارنظر يا حقيقت غيرمجازي نمايش داده نمي شود. تقريبا مي توان گفت كنترل خميرمايه افكار در رسانه ها، به صورت يكپارچه صورت مي گيرد. تمامي رسانه هاي كنترل شده - اعم از تلويزيون، راديو، روزنامه، مجلات، كتابها، تصاوير متحرك - همگي با يك صداي واحد صحبت همگي مي كنند مي خواهند ديگران را وادار به انجام كاري به بكنند رغم پيدايش تنوع و گوناگوني، هيچگونه نارضايتي واقعي وجود ندارد، هيچگونه تنوعي در منابع اطلاعاتي و يا باورهاي قابل دسترسي براي توده عظيم مردمي كه مي توانند اين امكان را فراهم سازند كه افكاري در مخالفت با هدايت كنندگان رسانه ساخته شوند، وجود ندارد. تنها يك نوع نگرش نسبت به جهان به آنها داده مي شود - جهاني كه در آن هر صدايي، ماهيت لغزش ناپذير ( دروغ هاي ) دروغ هاي صهيونيستي را جار اين مي زند نوعي نگرش نسبت به جهاني است كه توسط هدايت كنندگان رسانه ها طراحي شده است تا عاقبت كارها همانگونه كه آنها مي خواهند سپري شود، و باز هم فشار وارد مي كنند كه بقبولانند اين نگرش فراگير و همگاني است. مردم هم افكار خود را بر اساس آن تنظيم مي كنند، بر اين اساس راي مي دهند، و زندگي هاي خود را به گونه اي شكل مي دهند كه با آن تناسب داشته باشد. و اين هدايت كنندگان قدرتمند رسانه ها، چه كساني؟ هستند همانطور كه مي دانيم، اكثريت آنها را صهيونيست هاي جناح راست و نيز طرفداران شان تشكيل مي دهند، به غير از چند استثناي پيش آمده، حضور چشمگير صهيونيست ها در رسانه هاي جمعي، آن چنان گسترش يافته كه بعيد مي نمايد اين رويداد صرفا تصادفي باشد. * (Lafarge Stuart) استاديار، در زمينه مطالعات و تحقيقات رسانه اي - دانشگاه كاليفرنيا در ريورسايد.