Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59419S2

Date of Document: 2003-01-03

انگل هاي ژنتيكي كارل زيمر ترجمه: كاوه فيض اللهي شماره 15 فوريه 2001 مجله نيچر شماره اي خاص بود. در مجله نوعي پوستر وسط دانشمندان وجود داشت: يك نقشه چند صفحه اي تا شده پر از رديف هاي طولاني هاشورهاي ريز، كدهاي الفبايي - عددي و نمودارهاي كج و در معوج اين چند صفحه براي نخستين بار پيش نويس اوليه ژنوم انسان به چاپ رسيد - چيزي كه فرانسيس كالينز ( Collins.F) سرپرست، پروژه ژنوم انسان ( HGP) درباره اش گفت: نخستين نگاه گذرا به كتاب دستورات انسان كه پيش از اين تنها خدا از آن آگاه بود. قطعا انسان يك لحظه درنگ خواهد كرد تا نگاهي به اين نقشه وسيع و تودرتو بيندازد و با خود بينديشد كه آنچه پيش رو دارد نمايانگر حتي چيست وسوسه انگيز است كه تصور كنيم به نسخه زيست شناختي روح چشم دوخته ايم، گوهر بي همتايي كه هم گونه وهم فرد ما را تعيين مي كند. اما هنگامي كه در جست وجوي روح خويش به ژنوم خود رو مي كنيد مراقب باشيد. جايي كه انتظار داريد خود دروني حقيقي خويش را بيابيد، با ازدحام بيگانگان، روبه رو خواهيد شد. پژوهشگران اكنون برآورد مي كنند كه ژنوم انسان تقريبا حاوي 40 هزار ژن است - قطعاتي از DNA كه پروتئين هاي لازم براي بقاي سلول را مي سازند. اين مقدار از رقم 30 هزار كه فوريه سال گذشته چاپ شد بيشتر است اما باز هم اين 40 هزار ژن تنها 2 درصد از كل ژنوم انسان را تشكيل مي دهد. آن 98 درصد ديگر؟ چيست در دهه 1970 هنگامي كه ژنتيك دانان نخستين بار متوجه اين مسئله شدند، اين ماده اضافي را ي DNA آشغالي (Junk DNA) ناميدند. معناي ضمني اين لقب آن بود كه هيچ چيز جالب يا مهمي درباره اين مواد وجود ندارد. اين درست است كه سهم قابل توجهي از DNA كه بخشي از يك ژن نيست با اين تعريف تطبيق مي كند. اين قطعات DNA كه به ژن هاي كاذب معروفند بقاياي جهش يافته ژن هايي هستند كه روزگاري پروتئين هايي را رمزگذاري مي كردند. اما سهم بزرگي از DNA آشغالي - كه در واقع براساس برآوردهاي پروژه ژنوم به حدود 40 درصد از ژنوم انسان مي رسند - عملا حياتي مستقل دارد. يك ژن عادي تنها هنگامي مي تواند خود را دو تا كند كه سلول تقسيم مي شود و نسخه جديدي از كل ژنوم انواع مي سازد خاصي از ي DNA آشغالي لازم نيست اين همه صبر كنند. براي مثال، آنها ممكن است سلول را طوري مهار كنند كه از آنها به شكل قطعات RNA همانندسازي كند - RNA نسخه تك رشته اي رمز ژنتيكي است. RNA معمولا به هنگام توليد پروتئين به وسيله سلول مورد استفاده قرار اما مي گيرد در مورد بعضي از هاي DNA آشغالي، سلول از اين RNA براي ايجاد نسخه DNA ديگري از قطعات آشغالي استفاده مي كند كه سپس جاي ديگري وارد ژنوم مي شود. پژوهشگران اين قطعات خود ي DNAهمانندساز آشغالي را عناصر جابه جا شدني مي نامند كه وجه تسميه آن شيوه جابه جا شدن نسخه هاي اين نوع DNA در مكان هاي جديد از ژنوم است. هر چه پژوهشگران اين عناصر جابه جا شونده را بيشتر بررسي كرده اند، بيشتر به نظر مي آيد كه اين قطعات DNA شبيه مجموعه اي از انگل ها هستند كه از ژنوم به عنوان ميزبان خويش استفاده مي كنند. ما طبق عادت فكر مي كنيم كه انگل ها جانداراني مستقل - مانند كرم هاي قلابدار يا شپش - هستند نه آنكه بخشي از ماده ژنتيكي خود ما باشند. اما در طول دو دهه 1980 و 1990 معلوم شد كه استعاره انگل هاي ژنتيكي بسيار قدرتمند است. انگل ها معمولا مسيرهاي ژنتيكي خاصي را در پيش مي گيرند و اين انگل هاي ژنتيكي نيز به هيچ وجه استثنا نيستند. عناصر جابه جا شونده مانند انگل هاي ديگر مي توانند منشاء آسيبهاي بسياري براي ميزبان خود باشند - از جمله چسباندن نسخه اي از خود به يك ژن و تلپ شدن در وسط آن. هنگامي كه زمان آن فرا مي رسد كه سلول بر اساس آن ژن پروتئيني بسازد، ممكن است انجام آن غيرممكن باشد زيرا DNA وارد شده رمزهاي ژن را بي معني كرده و تبديل به دري وري ساخته است. پژوهشگران روز به روز اشكال بيشتري از اختلالات ژنتيكي انسان را كشف مي كنند - از هموفيلي گرفته تا سرطان سينه - كه در اثر جهيدن يك عنصر جابه جا شونده به مكاني نامناسب در ژنوم پديد ويژگي مي آيند ديگر انگل ها آن است كه اغلب عليه آنها سيستم هاي دفاعي در ميزبان تكامل مي يابد. ظاهرا عناصر جابه جا شونده از اين قاعده مستثني نيستند. براي مثال در نواحي خاصي از ژنوم ما، DNA با حفاظي از مولكول هاي هيدروكربن پوشانده شده است. اين نوع پوشش (كه متيلاسيون ناميده مي شود ) مانع از آن مي شود كه ماشين نسخه بردار DNA سلولي در آن بخش هاي كروموزوم روي ماده ژنتيكي قفل شود. پژوهشگران گمان مي كنند كه در بسياري از موارد، متيلاسيون شيوه مبارزه ژنوم با آسيبهاي ناشي از عناصر جابه جا شونده است - با جلوگيري از توليد مثل آنها. Nov 2001,History Natural