Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59419S1

Date of Document: 2003-01-03

گلادياتور راسته سي و يكم حشرات يوآخيم آديس ترجمه: طاهره رنجبر آن شب هنگامي كه دانشمندان خيره به صورت فلكي صليب جنوبي در آسمان پر ستاره به بستر رفتند پلنگي با احتياط در اطراف اردوگاه گشت مي زد اما بعضي از اعضاي گروه آن قدر مشغول پرسش هاي بي جواب درباره گلادياتورها بودند كه اصلا به او توجهي نكردند تصور كنيد، نخستين كسي هستيد كه موفق به ديدار پروانه، سوسك يا زنبور شده ايد. مي توانيد آن حس شگفتي را تصور كنيد هنگامي كه در مي يابيد جهان تا بدان اندازه پهناور است كه نه تنها گونه ها، جنس ها يا خانواده هاي ناشناخته بلكه هنوز هم راسته هاي كاملا ناشناخته اي كه حتي نامگذاري نشده اند در آن پيدا مي شود. كارل لينه احتمالا 250 سال پيش هنگامي كه به كار طبقه بندي گياهان و جانوران تازه كشف شده در سيستم رده بندي اختراعي خود مشغول بود چنين احساسي داشته است. والكر ( Walker. M.E) نيز در 1914 با توصيف صخره خزها ( Grylloblattodea) و رساندن شمار راسته هاي حشرات به رقم 30 چنين حسي را تجربه كرد. بيشتر حشره شناسان گمان مي كردند كه راسته سي ام پاياني بر شمار راسته هاي حشرات است. با آنكه ميليون ها گونه حشره اي وجود دارند كه هنوز براي ما ناشناخته اند (تاكنون تنها /1 2 ميليون حشره نامگذاري شده اند ) اما نزديك به يك قرن است كه اين فرض را پيش روي خود قرار داده ايم كه تمامي گونه هاي تازه كشف شده تنها به اين 30 گروه اصلي تعلق دارند. چندي است كه طبيعت ديگر براي زيست شناسان آنچنان كه پيش از اين به نظر مي رسيد بزرگ و وحشي نيست. اما در ژوئن سال 2001 يكي از ما به نام زامپرو (Zompro) قطعاتي از كهربا را پيدا كرد كه نظرمان را نسبت به جهان حشرات به كلي دگرگون ساخت، طعم فراموش شده اكتشاف را به ما چشاند و شگفتي مان از تنوع زيستي را بار ديگر تكرار كرد. اين قطعات كهربا در منطقه بالتيك جمع آوري شده بودند و اكنون در مجموعه هاي دانشگاه هامبورگ نگهداري مي شوند. در درون اين شيره هاي سخت شده درختان متعلق به 45 ميليون سال پيش چندين لارو حشره به دام افتاده اند كه به كلي از هر نوع حشره اي كه زامپرو تا بدان موقع ديده بود، متفاوت بودند. يك ماه بعد زامپرو در زمان موزه داري جوديت مارشال ( Marshall. J) به موزه تاريخ طبيعي لندن سري زد. وي در آن هنگام در انستيتوي ماكس پلانك مشغول كار بر روي پايان نامه دكترايش درباره اكولوژي آبهاي شيرين در پولن بود. مارشال حشرات خشك شده اي را كه در 1950 در تانزانيا پيدا شده بودند به او نشان داد. كاملا معلوم بود كه اين حشرات نر و بالغند اما هيچ كس قادر به شناسايي آنها نبود. زامپرو تعدادي عكس از آنها گرفت و به آلمان بازگشت. چند روز بعد، قطعه ديگري از كهربا از طريق پست به دست او اين رسيد كهربا متعلق به يك مجموعه شخصي بود و يك حشره نر و بالغ از همان نوع را در خود مدفون ساخته بود. زامپرو آن را زير يك ميكروسكوپ مورد بررسي قرار داد و دريافت كه اسكلت خارجي شان مشابه آنهايي است كه در موزه تاريخ طبيعي لندن مارشال به او نشان داده بود. اكنون زامپرو مي دانست كه هر دوي آنها يك او چيزند اين فسيل كهربايي جديد را به مشاور پايان نامه اش، آديس (Adis) نشان داد. وي نيز پيشنهاد كرد كه او تمامي مجموعه هاي موجود در چند موزه اروپايي را در جست وجوي حشرات ناشناخته، مورد بررسي قرار دهد. بدين ترتيب موزه ها يكي پس از ديگري جست وجو شدند اما هيچ نمونه مشابهي پيدا نشد تا آنكه سرانجام در موزه تاريخ طبيعي برلين آن اكتشاف طلايي رقم خورد. در يك بطري نيمه پر از الكل بدن مدفون شده يك حشره بالغ ماده كه آشكارا شبيه حشرات اسرارآميز درون كهربا بود، پيدا شد. زامپرو و آديس موشكافانه اين دو نمونه كه يكي متعلق به دوران پيش از تاريخ و ديگري تقريبا يك قرن پيش در ناميبيا از روي زمين برداشته شده بود را مورد بررسي قرار دادند آنها از هيجان سر از پا اين نمي شناختند جانوران با آن پاهاي عقبي قويشان در نگاه اول شبيه ملخ به نظر مي رسند اما برخلاف ملخ ها فاقد بالند. پاهاي جلويشان نيز مانند آنچه كه در آخوندك ها براي گرفتن، نگه داشتن و زنده خوردن شكار به كار مي رود، توسط خارهايي تزيين مي شود. اما سروپاهاي عقبي اين حشرات ناكام آشكارا با سروپاهاي آخوندك ها فرق مي كند. از نماي بالا اين حشرات تقريبا شبيه چوبك مانندهاي گياهخوار به نظر مي رسند اما قطعه دوم بدنشان از قطعه دوم بدن چوبك مانندها كوتاه تر است و در روده هايشان بخش هايي از بدن ساير حشرات وجود دارد كه دليلي بر گوشتخوار بودن اين آنهاست تفاوت ها به هيچ وجه جزيي نيست و همكارانمان كلوس ديتر كلاس ( Klass.D. K) و نيلز كريستينسن (.N Kristensen) ساختارهاي جديدي را داخل بدن اين حشرات پيدا آنها كردند با در نظر گرفتن تفاوت هاي اساسي در شكل بدن و رژيم غذايي دريافتند كه اين موجودات در هيچ يك از راسته هاي شناخته شده حشرات جايي ندارند. از اين رو مانند مگس ها، سوسك ها و موريانه ها يك تراز براي آنها ساختيم و نام علمي Mantophasmotodea را براي آنها برگزيديم زيرا اين جانوران مثل يك دورگه عجيب غريب بين آخوندك ها (راسته Mantodea) و چوبك مانندها (راسته Phasmotodea) به نظر مي رسند. اما بين خودمان با الهام از ظاهر هولناك و زرهي كه بدنشان را مانند شفيره مي پوشاند، آنها را گلادياتور ناميديم. با آنكه (حدس مي زنيم ) گلادياتور با آخوندك ها و چوبك مانندها نياي مشتركي دارد، باز براي يافتن جايگاه آن در درخت تكاملي حشرات، كارهاي زيادي بايد صورت گيرد. كار تجزيه DNA آنها از ماه آوريل آغاز شده است. نخستين پرسشي كه مي خواستيم پاسخ آن را بدانيم اين بود كه آيا گلادياتورها هنوز وجود دارند يا اينكه اين راسته از زمان جمع آوري آن گلادياتور تانزانيايي در نيم قرن پيش تاكنون منقرض شده؟ است آديس عكس اين حشرات را به همكارانش در سرتاسر دنيا اي ميل زد و از آنها خواست تا در كلكسيون هايشان به دنبال نمونه هاي مشابه باشند. يك گلادياتور بالغ و دولارو در دانشگاه ليدز در انگلستان پيدا شد. آنها زماني بين سال هاي 1998 و 2000 در براندبرگ ماسيف واقع در ناميبيا پيدا شده بودند و مارائيس نيز دو نمونه را كه با توصيف ها مطابقت مي كردند يافت. يكي از آنها را خودش در سال 1990 در ناميبيا جمع آوري كرده بود و ديگري نيز توسط يك دانش آموز ناميبيايي در سال 2001 تهيه شده بود. هنگامي كه مارائيس در آلمان بود با زامپرو و آديس قرار گذاشت كه در جست وجوي گلادياتورهاي زنده در ناميبيا به يك سفر اكتشافي بروند. در آخرين روز فوريه 2002 ده دانشمند از پنج كشور براي رفتن به بيابان استوايي ناميب بسيج شدند. آنها به سمت براندبرگ رفتند كه يك جزيره سنگي حلقوي است كه همچون يك جوش گرانيتي عظيم از يك دشت باير در استان ارونگو به ارتفاع 1800 متر سر به فلك كشيده است. محلي ها آن را دارس (Daures) يعني كوه سوزان مي نامند. براندبرگ، دورافتاده و حفاظت شده، تنها خانه چندين جانور بومي است كه جاي ديگري پيدا نمي شوند. جست وجو در اوايل مارس در فلاتي سنگي و مرتفع كه با تخته سنگ هاي بلند احاطه شده بود آغاز شد. زامپرو و حشره شناسان ديگر همه به شدت مشغول كندوكاو بودند. جان ايريش ( Irish.J) تاكسونوميست، ناميبيايي، با چوب بوته هاي علفي را به هم مي زد تا ببيند چه حشراتي بيرون مي جهند. پس از چند ساعت جست وجو، ايريش روي زمين خم شد تا به چيزي كه در دستش بود خيره شود. او گفت اليور، فكر مي كنم چيزي برايت داشته باشم. در كف دستش لارو كوچكي نشسته بود; گلادياتوري در مرحله دوم زندگي خويش. عصر همان روز يكي ديگر از اعضاي تيم _ چهار لارو ديگر پيدا كرد. از هيجان در پوست خويش نمي گنجيديم. اين حلقه از زنجير حيات كه از چشم علم پنهان مانده بود بيش از 45 ميليون سال دست نخورده ماند! آن شب هنگامي كه دانشمندان، خيره به صورت فلكي صليب جنوبي در آسمان پر ستاره به بستر رفتند، پلنگي با احتياط در اطراف اردوگاه گشت اما مي زد بعضي از اعضاي گروه، آن قدر مشغول پرسش هاي بي جواب درباره گلادياتورها بودند كه اصلا به او توجهي نكردند; چه مي خورند آب از كجا؟ مي آورند چگونه با وجود سيلابهاي ناگهاني و نوسانات روزانه دما تا 25 درجه سانتي گراد ( درجه 40 فارنهايت ) زنده؟ مي مانند براي پاسخ به چنين پرسش هايي لازم بود كه رفتار گلادياتور در تمام مراحل زندگي اش مشاهده شود. گروه تصميم گرفت كه بخش هاي ديگر آن كوه گرانيتي _ و ساير كوه هاي مجاور _ را جست وجو كند، اما ناگهان هوا دگرگون شد و دما به شدت افت كرد. درجه حرارت بالاي 44 درجه سانتي گراد با شيب تندي سقوط كرد و كاهش يافت. رگبارهاي متناوب، جويبارهاي باريك را تبديل به تندآبهاي مرگبار كرد. اما از سوي ديگر باران سبب شد كه چشم انداز زرد، خاكستري و قهوه اي منطقه تبديل به گستره سرسبزي از پوشش گياهي شود. در اواسط مارس، زامپرو و همكارانش به كوه هاي مجاور رفتند. در يك شكار شبانه گونه ديگري از گلادياتورها به دام افتاد. ما تا آن لحظه چهارگونه مختلف در اين راسته جديد شناسايي كرده بوديم و روز بعد زامپرو موفق شد كه نخستين مشاهدات درباره شيوه رفتار اين حشرات در طبيعت را انجام دهد. يك دوجين گلادياتور زنده گيري شده و به آلمان برده شد تا زيست شناسي آن ها مورد تحقيق و بررسي قرار گيرد. اگرچه پژوهش درباره گلادياتورها با سرعت در حال پيشرفت است، تاكنون تنها اطلاعات بسيار ناچيزي درباره اين نوع حشره جديد به دست آمده است. در دامنه كوه، ما گلادياتورها را در حالي ديديم كه در طول روز لابه لاي علف ها و در شكاف سنگ ها پنهان شده بودند. آن ها به خوبي استتار شده بودند و رنگ بدنشان با گياهان و سنگ هاي اطراف هماهنگي داشت. با فرارسيدن شب زمان شكار نيز فرا مي رسد. گلادياتورها گوشتخوارند و انواع مختلفي از حشرات را مي خورند كه جثه بعضي از آن ها به بزرگي خودشان است. در طبيعت ما آن ها را به هنگام تغذيه از بيدهاي كوچك، ماهيك نقره اي و سوسري ها در ديديم اسارت به نظر مي رسيد كه مگس زنده و جيرجيرك را ترجيح مي دهند. كرم هاي آرد مرده نيز به مذاقشان خوش مي آمد. اين جانوران از دست هاي قدرتمندشان براي ثابت نگه داشتن طعمه كوچك استفاده مي كنند. براي گرفتن طعمه هاي بزرگ تر پاهاي وسطشان را نيز به كار مي برند (ملخ هاي گوشتخوار نيز از تكنيك شكار چهاردستي مشابهي استفاده مي كنند ) حشرات بزرگ تر ابتدا با گازهاي قوي در ناحيه گردن كشته سپس مي شوند گلادياتور بلعيدن حشرات را از سر آغاز مي كند. او به غير از بال ها و پاها تمام بخش هاي بدن طعمه اش را گلادياتورهاي مي خورد جوان آسيبديده اي ديده شده اند كه قرباني همنوع خواري بوده اند. لاروي اين حشرات خيلي سريع رشد مي كند و تا پيش از رسيدن به بلوغ چندين بار پوست مي اندازد. ظاهرا آن ها طوري سازش يافته اند كه تمام چرخه زندگيشان در فصل باراني كوتاهي كه در براندبرگ تنها چند ماه طول مي كشد به سرانجام برسد. هنوز معلوم نيست كه گلادياتورهاي ماده در طبيعت تخم هايشان را چگونه و كجا مي گذارند. اكتشاف غيرمنتظره راسته اي جديد در دنياي حشرات، بسياري از حشره شناسان را مبهوت كرده است. بعضي از آن ها براي يافتن نمونه هاي بيشتر فورا كلكسيون هايشان را بررسي كردند - به تازگي 29 نمونه در موزه هاي آفريقاي جنوبي يافته شده و بررسي هاي صحرايي اخير نشان داده اند كه در استان وسترن كيپ غربي گلادياتورها فراوان هستند. ساير گروه هاي پژوهشي از سر تا سر دنيا به سرعت خواستار همكاري با ما در ادامه بررسي رفتار، چرخه زندگي و توليد مثل گلادياتورها شدند. رومانو دالايي ( Dallai.R) از سنيا واقع در ايتاليا به دنبال تعيين شكل و ساختار اسپرم در حشره نر است. تيم هايي به سرپرستي مايكل واتينگ ( Whiting.MF) از دانشگاه بريگهام يونگ و راجر باتلين (Butlin.R) از دانشگاه ليدز مشغول تجزيه DNA گلادياتور هستند. اين آزمايش ها ممكن است تا پايان امسال تصوير واضح تري در مورد جايگاه اين راسته در انشعابهاي رده حشرات، بزرگ ترين و انبوه ترين قسمت درخت حيات را به ما بدهد. اما اين واقعيت كه شواهد مربوط به اين راسته جديد تا پيش از يك برخورد تصادفي (و يك دانشجوي هشيار ) بدون آن كه كسي به آن ها توجه كند چندين دهه در موزه ها از چشم دانشمندان پنهان مانده بود، ما را به شگفتي وا مي دارد. آيا باز هم راسته هاي ديگري از حشرات مانده اند كه بايد كشف؟ شوند براي ما حشره دوستان، ظاهرا طبيعت كمي بزرگ تر و دست نخورده تر از آني شد كه قبلا تصور مي كرديم. Nov,American 2002Scientific راسته هاي حشرات Diptera Flies دوبالان 1 Strepsiptera Parasites wing-Twistes پيچيده بالان 2 Mecoptera Scorpionflies منقارسران 3 Siphonaptera Fleas لوله بالان (كك ها ) 4 Lepidoptera Butteflies, Moths پولك بالان 5 Trichoptera Coddisflies موي بالان 6 Hymenoptera Bees, Ants نازك بالان 7 Coleoptera Beetles قاببالان 8 Neuroptera Antlions, Lacewings بالتوري ها 9 Megaloptera Dobsonflies بزرگ بالان 10 Raphidioptera Snakeflies سوزن بالان 11 Psocoptera Lice Book شپش كتاب 12 Phthiraptera Lice شپش انسان 13 Heteroptera Stoneflies ناجوربالان 14 Thysanoptera Thrips حاشيه بالان 15 Plecoptera Bugs بافته بالان 16 Embioptera Webspinners تارپايان 17 Zoraptera Angelwings بي بالان 18 Blathodea Cockroaches سوسري ها 19 Mantodea Mantids آخوندك ها 20 Mantophasmatodea Gladiators گلادياتورها 21 Isoptera Termites جوربالان 22 Dermaptera Earwigs پوست بالان 23 Grylloblattodea Rockcrawlers صخره خزها 24 Phasmatodea Walkingsticks چوبك مانندها 25 Orthoptera Grasshoppers راست بالان 26 Odonata Dragonflies سنجاقك ها 27 Ephemeroptera flies May يك روزه ها 28 Zygentoma Silverfish ماهيكان نقره اي 29 Archaeognatha bristletails Jumping موي دمان جهنده 30 Homoptera Cicada, Aphids هم بالان 31