Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59417S2

Date of Document: 2003-01-03

بهائيت در ايران محمد رهبر تاريخ معاصر ايران نقاط كور بسياري دارد و مع الاسف تاريخ نگاري اي كه در اين سال ها انجام گرفته نتوانسته گرهي از اين كار فروبسته بگشايد و تاريخ مدرن و دقيقي به دست دهد تاريخ معاصر ايران نقاط كور بسياري دارد و مع الاسف تاريخ نگاري اي كه در اين سال ها انجام گرفته نتوانسته گرهي از اين كار فروبسته بگشايد و تاريخ مدرن و دقيقي به دست دهد. اين سرسام وقايع نگاري وقتي به اوج مي رسد كه دست سياست نيز به ميان آيد و در اين مقام پاي قضاوت بي طرفانه تاريخي مي لنگد، حال بااين مقدمه به سراغ يكي از معدود كتابهايي مي رويم كه درباره يك برهه حساس و جرياني بحث برانگيز نگاشته شده است. بهائيت در ايران از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي به طبع رسيده و مي بايست انتظار داشت كه كتاب تنها كار دكتر سيد سعيد زاهد زاهداني و محمدعلي سلامي نباشد بلكه گروهي و مركزي آن را آماده و تدارك ديده باشند و اسناد طبقه بندي شده سازمان و اطلاعات محرمانه و غيرمحرمانه بسياري به كمك نويسندگان آمده باشد. كتاب بهائيت در ايران از جمله نوشتارهايي است كه تحت عنوان طرح تدوين تاريخ انقلاب اسلامي از سوي مركز در دست تهيه است و مي توان حدس زد كه كتابي هم درباره انجمن حجتيه منتشر خواهد شد، نويسندگان هدف از تحقيق را بررسي چند و چون جنبش بهائيت به عنوان يك جنبش مذهبي از آغاز تا امروز بيان كرده اند و خواسته اند تا به اين سوالات در پايان پاسخ گويند كه اصولا بهائيت چرا و چگونه و توسط چه كساني به وجود آمد و ديدگاه ها و اعتقاداتشان چه بود و دست آخر در قبال آنچه بر اين مرز و بوم رفت چه واكنشي نشان داد، با اينكه اين سوالات از داعيه واگويي تاريخ بهائيت خبر مي دهد اما نويسندگان بر اين نكته پا مي فشارند كه به دنبال تاريخ نويسي نيستند و تنها مي خواهند تحليلي را از زاويه جامعه شناسي سياسي ارائه دهند. در پي اين مقصد به نقد كتابهاي تحليلي كه در خصوص زمينه شكل گيري بهائيت نوشته شده پرداخته و ابراز كرده اند: تقريبا همه تحليلگران جنبش بهايي گري، علل بروز اين حركت را در زمينه هاي اقتصادي جست وجو كرده اند و فقر و فلاكت مردم را عامل اصلي اين جنبش به حساب آورده اند، اين تحقيق با دريافتي تازه از منازعات اجتماعي در تاريخ دويست ساله اخير ايران بر آن است كه زمينه منازعات اجتماعي در اين سال ها بيشتر از آنكه اقتصادي باشد سياسي است، بدين ترتيب با ترسيم شكل بندي ساختار كلان سياسي كشور به بررسي جنبش بهايي گري در اين ساختار مي پردازيم. از آنجا كه هر تحليل تاريخي نيازمند يك روايت تاريخي نيز هست، تحليلگران كتاب به رغم ذوق اصلي خويش به تحليل، روايت تاريخ نيز كرده اند و بر سر قصه بهائيت شده اند، البته قبل از اين نمايي كلي از جامعه قجري به خواننده نمايانده مي شود كه اجزايش عبارت است از وضعيت استبدادي شاهان قاجار و نقش دين در جامعه قاجاري، مولفين توجه بسيار فتحعلي شاه به علماي شيعه را قرينه آن مي گيرند كه دربار از نقش موثر دين در ميان توده ها آگاهي داشته و سعي مي كرده تا با توسل به دين و تمسك به علما مشروعيتي را براي خود دست و پا كند و در حكمراني بر خلق الله راه فراخ تري داشته باشد. بنابراين مي توان دريافت كه اصلاح و نوآوري اجتماعي اگر با نام دين همراه مي شد مورد استقبال عموم قرار مي گرفت و طبيعتا ايجاد و بدعت در دين نيز مي توانست از همين زمينه سياسي سود برده، گستره نسبتا وسيعي را به خود اختصاص دهد. اين تحليل به گونه مصداقي ادامه مي يابد: اگر در دوره فتحعلي شاه عموما به مقبره امامان و امامزاده ها رسيدگي مي شد در دوره محمدشاه بيشتر به مقبره عرفا نظير عطار، شيخ محمود شبستري و شاه نعمت الله ولي پرداخته شد و به اين نتيجه ختم مي شود كه به اين ترتيب در زمان محمدشاه اعتراف به صوفي گري عموميت يافته و فاصله بين علماي اصولي و دولت افزايش پيدا كرد. در دوران ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه نيز شكاف بين دولت - ملت آنچنان گسترش يافت كه ديگر حتي دريچه تظلم خواهي علماي دين نيز بسته شد و شاه بر اريكه استبداد مطلقه نشست، در چنين زماني بود كه فرقه شيخيه كه از اخباريون به حساب مي آمد و با رشد علم در بين علماي اصولين كم كم از عرصه كناره مي گرفت نظريات تازه اي را مطرح ساخت، اصولين توانسته بودند با اتكا به عقل از آن به عنوان ابزاري در استنباط احكام بهره برند و به نهضت غالب فقهي تبديل شوند و در مقابل شيخيه چاره را در ابداع ركن رابع ديدند و ادعا كردند كه از طريق مكاشفه و خواب و نظاير اينها فرامين هر زمان را از خود امام معصوم مي گيرند تا نيازي به بكارگيري عقل در تغيير دين نداشته باشند، در حقيقت اين ادعا همان چيزي بود كه بعدها مدعيان از جمله باب و بها يافت كه پا را فراتر از ارتباط نهادند و دين جديدي ابداع كردند و شايد بتوان گفت كه در واقع عقل ستيزي باعث به وجود آمدن فرقه بهائيت شد. بهائيت در ايران در فصل دوم و سوم به بررسي اصول تعاليم باب و احكام بهائيت و چهره هاي بهايي از باب و قرالعين تا صبح ازل و بهاء مي پردازد. در اين بخش ها تاريخ مجمل از جنبش بابيه ارائه مي شود و احكام بهائيت با احكام اسلام بعضا تطبيق داده شده و تفاوت اساسي مذهب اسلام و فرقه بهائيت نمايان مي شود. در بخش تاريخي بيشتر با زندگاني خود محمدعلي باب و شرح آشوبهايي كه بابيان به راه انداختند روبه رو هستيم، تاريخ پس از باب و پيدايش بهائيت و دودستگي بابيان به بهائيان و صبح ازلي ها به اجمال برگزار شده و رشد بهائيت در ميان غيرايرانيان و تبديل يكباره آن به مذهبي جهان وطني بدون چندان عنايتي به منابع و مواخذ تاريخي تنها ذيل تحليل هايي بنابر نظريه توطئه برگزار شده است. تا اينكه در فصل ششم پس از واگويي ناقص نقش بهائيت در انقلاب مشروطه وارد عصر پهلوي مي شويم. در اين بخش نويسندگان با آوردن كدهايي از كتابهاي فردوست و اسناد ساواك تعداد زيادي از كارگزاران حكومت پهلوي را نام مي برند كه شائبه بهايي بودن داشته اند و نتيجه مي گيرند كه در عصر پهلوي اقتدار دولت به صورت محملي براي حضور بهائيان در مناصب اداري، اقتصادي و فرهنگي كشور درآمده بوده است. فصل هفتم كه قسمت پاياني كتاب به شمار مي رود به دادن آگاهي هاي تازه اي از وضعيت بهائيان پس از انقلاب مي پردازد، اگر چه نويسندگان در همان آغاز كتاب گفته اند كه اطلاعات مربوط به بهائيت در بعد از انقلاب كم و محدود بوده و اين مهم از عهده اين طرح خارج است اما به منظور پايان بندي كتاب به اجمال يافته هاي خود را تدوين كرده اند. بنابراين مستندات تا سال 62 بهائيت كماكان به طور مخفيانه به فعاليت هاي تشكيلاتي خود ادامه داد. در اين سال دادگستري كل كشور با انتشار نامه اي رسمي هرگونه فعاليت تشكيلاتي بهائيت در ايران را ممنوع اعلام كرد. به دنبال چاپ اعلاميه دادگستري محفل روحاني ملي بهائيان ايران سريعا واكنش نشان داد و به آن پاسخ داد. در اين جوابيه كه متن كامل آن در كتاب به چاپ رسيده، سازمان ملي بهائيان بنابر اعتقادات بهائيت مبني بر كناره گيري از نزاع و سياست، تعطيلي تمامي تشكيلات بهائيان در ايران را تعطيل اعلام مي كند و گويا اين اتفاق آخرين برخورد رسمي با بهائيان پس از انقلاب بوده است. و كتاب بهائيان در ايران بيش از اين درباره سرنوشت بهائيت پس از انقلاب توضيحي نمي دهد.