Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59416S5

Date of Document: 2003-01-03

سه مجموعه طنز تلويزيوني در يك نگاه رضا آشفته مجموعه هاي 90 قسمتي 100 قسمتي 110 قسمتي 300 قسمتي و... ديگر تبديل به سنتي رايج در تلويزيون ما شده است. انگار تلويزيون موظف شده است كه هر شب با خنده و لبخند خستگي را از تن و ذهن تماشاچيانش بزدايد البته اين حركت با توجه به مشكلات پيچيده محلول در اجتماع و افسردگي هاي رايج پسنديده به نظر مي آيد. اما پيش از هر چيزي توجه به كيفيت اين برنامه ها مي تواند در جذب مخاطبان موثر باشد وگرنه ساخت سريال هاي بدون مخاطب نفعي به حال مردم ندارداما اگر كمي سخت گيري در تهيه متن ها، كارگرداني ها، بازيگري ها، مونتاژها، تصويربرداري ها و... بشود، آن وقت همه خود را نسبت به رسانه و مخاطب مسئول حس مي كنند و به تدريج شاهد حضور جدي گروه هاي هنري _ طنز و سرگرمي _ در برنامه هاي تلويزيوني خواهيم بود. نيش و كنايه: طنز پاورچين شروع نامناسبي داشت، و اما با حضور جواد رضوي (در نقش داوود ) و سحر ولدبيگي (در نقش شادي، خواهر فرهاد ) و... و حذف پيرمردها از حاشيه اتفاقات به مرور روند سرگرم كننده و خنده داري در ماجراهاي اين مجموعه تزريق شد. همان طور كه قبلا هم متذكر شديم، مهران مديري نياز به همبازي هاي شنگولي دارد تا در ضمن پاس كاري هاي معمول در دل موقعيت ها بازي اش تقويت بشود. اين بار جواد رضوي حضورش به نفع مهران مديري تمام شده است تا اين دو در كنار هم موقعيت ها را گرم و صميمي كنند. پاورچين ضمن خنداندن گاهي نيش و كنايه هم به سنت هاي اشتباه و غيررايج شهري، همچنين رفتارهاي قابل نقد و اصلاح محيطهاي اداري و كاري و روابط زناشويي متكي به اصول مردسالارانه، بنابراين مي زند از حالت خنده صرف بيرون مي آيد، اما اين اتفاق در قسمت هاي اوليه كمتر به چشم مي خورد. در ضمن اين انتقادات كوچك به تريج قباي كسي هم برنمي خورد، براي آنكه در فضايي فانتزي همه چيز براي نقد شدن مهيا شده است. پاورچين اين روزها بيشتر از رقيبان خود در تهران مخاطب دارد، و اين بيانگر موفقيت نسبي مجموعه است كه بنابه خواست جمعي و توجه به معيارهاي زيباشناسانه تهيه و تدوين شده است. ضدپليس: زير آسمان شهر، با آنكه از نبودن خشايار مستوفي (با بازي بي نظير حميد لولايي ) رنج مي برد، به طور غيرمنتظره اي خشايار را به مجموعه بازگرداند. اما از آنجا كه اين حضور به سكانس هاي از قبل تصويربرداري شده وصله پينه مي شود، نمي تواند به شكل طبيعي و قابل باور جلوه خشايار كند بايد در تمامي قسمت ها از ابتدا تا پايان حضور مي داشت تا به همه گره هاي نمايشي سمت و سو مي داد، و اما اين شبها مي بينيم كه او در يك قسمت كاملا بي ربط مي آيد، چند تا ديالوگ مي گويد و ديگر رد و اثري شايد ندارد اين گونه خواسته اند كه مخاطبان را براي ديدن مجموعه ترغيب كنند اما اين ديگر از عجايب روزگار است كه يك بازيگر را به طور غيرمعمول به كليت اثر سنجاق كنند. مورد بعدي كه تقريبا مجموعه را تكراري كرده است، پخش موضوعات با هشدارهاي پليسي است. انگار مجموعه قرار است كه مبلغ فرامين و دستورات پليسي باشد، در اين جريان آن قدر ابتدايي و سست كار كرده اند، نه تنها مردم هشدارها را جدي نمي گيرند بلكه تصوير غلطي هم از پليس در ذهن ها مي نشيند. براي آنكه در اين قسمت ها يك عده آدم كودن و احمق به بدترين شكل ممكن خاطيان و مجرمان را دودستي تحويل نيروهاي پليس مي دهند. و انگار پليس هميشه آماده به چنگ انداختن مجرمان از پيش مات شده است. بر باد رفته: مجموعه طنز شبكه كه از شبكه دوم هر شب پخش مي شود از فكر و ايده قابل دفاعي برخوردار است. در اين مجموعه سعي بر آن شده كه نسبت به معضلات روز انتقاد شود اما اين انتقادات بايد ملايم و به دور از جاروجنجال هاي ژورناليستي باشد. اما در پرداخت _ متن، كارگرداني و بازي ها چنين تفكري به عينيت درنيامده است. بنابراين تمام آن حرف و سخن هاي قابل دفاع معلق و بي تاثير مانده است. حتي حضور بازيگران اسم و رسم داري مانند حسين پناهي، ايرج راد و... هم هيچ توفيري در بالا رفتن عيار هنري مجموعه نداشته است. پرداختن به مشكلات حادي مانند بيكاري، مسكن، حضور آقازاده ها، در چرخه هاي اقتصادي و فرهنگي و.. از جمله مواردي است كه در شبكه مطرح اما شده اين مضامين از ساختار نه چندان مطلوب ضربه كاري ديده است. بنابراين شبكه نمي تواند بيانگر انتقادات مردمي باشد. اگر كمي دقت و حوصله از زمان نگارش تا پرداخت نهايي مي شد، آن وقت چنين انتظاري غيرممكن نبود. با آنكه كارگردان هاي فني و هنري در اين مجموعه به طور مجزا كار مي كنند اما خيلي راحت مي توان به تك تك نماها ايراد گرفت كه چه طور نتوانسته اند به مجموعه شكل زيبايي بدهند. البته سعي شده است با توجه به آنكه فضاي كلي اتفاقات، تلويزيون است، شكل برنامه در برنامه به كليت مجموعه داده شود. اما حيف كه مجموعه از نوآوري و جزيي نگري تكنيكي مبرا است، وگرنه با كمي دقت از اين سوژه مي شد به اثري رسيد كه ماندگار شود.