Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811013-59416S3

Date of Document: 2003-01-03

اتفاقي در صحنه هاي نمايش امروز ايران يادداشتي بر نمايش رقص روي ليوان ها سام فرزانه رقص روي ليوان ها نويسنده و كارگردان: اميررضا كوهستاني بازيگران: شراره منصورآبادي، علي معيني طراح صحنه: ا. ر. كوهستاني ساعت اجرا4516 مكان اجرا: تالار مولوي _ برخي 1 از تجربه ها در حيطه هنر نمايش آن قدر زيبا هستند و كم تكرار مي شوند كه وقتي روي صحنه مي آيند، نمي توان از ذوق زده شدن جلوگيري كرد. يكي از اين تجربه هاي ناب تماشاي تئاتري است كه دو بازيگر به مدت يك ساعت دو طرف يك ميز نشسته اند و ديالوگ مي گويند بدون آنكه حركت هاي زيادي انجام دهند و شما خود را ملزم به تماشاي آن مي دانيد. البته بدون آنكه احساس ملال كنيد. نمايش رقص روي ليوان ها ما را به تماشاي چنين تئاتري دعوت مي كند. اين صحنه يك ساعته به قدري تاثيرگذار است كه با كوچك ترين حركت بازيگرها فكر مي كرديم كه چه اتفاق عجيب و غريبي در حال رخ دادن است. به نظر مي رسد شروع اين نمايش و اطلاعاتي كه در آن زمان به ما مي دهد آن هم با فرمي منحصربه فرد، علت استحكام يافتن هر چه بيشتر بخش دوم است. _ در 2 شروع نمايش كه همه جا تاريكي محض است ما شنونده گفت وگوي تلفني فرود شخص اول نمايش با دكتر روانكاو هستيم. او از اعتقادات و زندگي خود مي گويد. در برخي از اين لحظه ها نور كمي به صحنه تابانده مي شود و در پرتو آن نور بازيگري را در گوشه اي از صحنه تماشا مي كنيم كه حركت هايي انجام مي دهد. اين صحنه فوق العاده به مدد تاريكي محيط و بعد روشن شدن ها گاه به گاه صحنه بسيار تاثيرگذار است چرا كه ما به عنوان بيننده در تاريكي تمام داستان را در ذهن خود مي سازيم و بسياري از چيزها در اين وهم در ذهن ما شكل براي مي گيرد همين بايد به كارگردان تبريك گفت كه توانسته خيال تماشاگر خود را به كار بيندازد. موتور خيال ما به راه افتاده كه فرود شروع مي كند به تمركز دادن به دكتر و او را با داستان خود همراه مي كند. اين تمركز دادن آغازي مي شود براي ورود ما به داستان زندگي فرود و شيوا اما اين داستان در آخر ناگفته و بدون انجامي درست و حسابي پايان مي يابد. شايد لازم بود كه نويسنده فكري براي بهانه روايت خود مي كرد. يا اينكه داستان را به نحوي ديگر بيان مي كرد و گفت وگو را از بين دكتر روانشناس و فرود به گفت وگوي فرود با دوستي يا حتي گفت وگوي او با خودش تغيير مي داد. فرود به مرام بودايي معتقد است و چنان در اين اعتقاد راسخ، كه بعيد است دليلي براي گفت وگو با روانشناس داشته باشد اعتماد به نفس او خيلي بالاتر از آن است كه چنين كار بكند. از طرف ديگر اگر فرود شيوا را كشته باشد و هنوز جلب نشده باشد حتما گفت وگو با روانشناس راز او را برملا مي كند. اما نويسنده اين مسائل را ناديده گرفته و تنها به روايت شدن قصه بسنده مي كند. _ همان 3 طور كه فرود و شيوا در دو طرف ميزي نشسته اند و گفت وگو مي كنند. تماشاگران نمايش هم در دو سوي ميز نشسته اند آقايان در يك طرف و خانم ها در طرف ديگر. به گفته گروه اجرايي نمايش اين كار بخشي از طراحي صحنه نمايش است. راستي؟ چرا متاسفانه پاسخي به اين سوال نداريم و نمي دانيم چرا. اگر قصد اين بوده كه تماشاگران خودشان را به جاي شخصيت ها گذاشته و احساس همذات پنداري بكنند كه اين اتفاق به مدد شخصيت هاي قابل لمس نمايش روي داده است. دخالت دادن تماشاگر در اين گونه نمايش ها كه تنها صحبت هاي گروه و اجراي آنها قرار است تئاتر را پيش ببرد فقط تمركز بيننده را از بين مي برد. تماشاگر براي ديدن تئاتر به سالن مي آيد و كمتر انتظار دارد كه در مناسبات بين شخصيت ها وارد شود. _ لازم 4 است به همه كساني كه مي خواهند براي جوانان و از آنها فيلم و تئاتر و كتاب و.. تهيه كنند، توصيه كنيم اجراي اين نمايش را تماشا كنند. رقص روي ليوان ها از جوان هايي حرف مي زند كه قصد دارند به شيوه خود زندگي كنند. شيوه اي كه بقاي آن از طرف پدرها و مادرها نكوهيده است و آنها قبول ندارند كه فرزندانشان چنين روشي را پيش بگيرند. خوشحالم كه يكي از افراد همين نسل حرف و فكر نسل خود را چنين هنرمندانه به گوش آدم هاي ديگر مي رساند.