Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811012-59414S1

Date of Document: 2003-01-02

رستاخيزدر ساحل مرگ فيل بال ترجمه: آران فاجعه نفتكش پرستيژ سبب شد فراگا وزير ترس و اسنار نخست وزير دموكرات در يك رده قرار بگيرند ديگ جوشان رياسور اين بار حال و هواي ديگري داشت. بيش از چهل هزار هوادار لاكرونيايي اين بار دغدغه اي فراتر از فوتبال داشتند. توده هاي متراكم و انبوه نفت درست در پشت ديوارهاي رياسور، سواحل گاليسيا را مورد هجوم قرار داده بودند و براي مردمي كه اقتصاد، فرهنگ، غذا و حتي فوتبالشان با دريا ارتباطي تنگاتنگ داشت، اين يك فاجعه تمام عيار بود. از ساعتي پيش از ورود بازيكنان دو تيم دپورتيو و يوونتوس به زمين، روهي _گ از مردم و ماهيگيران لاكرونيا با ايجاد يك پوستر عظيم انساني بر سكوي تماشاگران، شعاري تكان دهنده را در دل پرچم آبي و سفيد دپورتيو به تصوير كشيده بودند: اينك كانون _مصيبت xa zona آن ها catastrofica گمان مي كردند دوربين هاي تلويزيوني پوشش دهنده بازي، چشمان امانتداري براي مخاطبانشان هستند اما... چهل روز بحران چه روزهايي بر گاليسيا گذشت. اين ايالت خودمختار شمال غربي اسپانيا كه يكي از حوزه هاي تمدن سلتي است هرگز چنين روزهاي پرالتهابي را به خود نديده و هرگز چنين در رسانه هاي اروپايي مطرح نشده بود. پس از غرق نفتكش پرستيژ در 19 نوامبر گذشته و نشت بيش از يك چهارم محموله 77 هزار تني نفت خام آن به آبهاي منطقه يك سلسله رويدادهاي مهم كه طيف وسيعي از ژانرهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، محيطزيست، سياسي، ورزش، فرهنگي را شامل مي شد در گاليسيا روي داد تا طي 40 روز اخير گاليسياي فراموش شده به يكي از كانون هاي داغ خبري اسپانيا و اروپا تبديل شود: - تعطيلي كامل فعاليت هاي ماهيگيري، شيلات و توريسم كه عمده ترين بازوهاي اقتصادي گاليسيا محسوب مي شوند، براثر آلودگي آبها و سواحل منطقه. _ اعتراض و اعتصاب مردم و ماهيگيران گاليسيا در مقابل بي تفاوتي و بي كفايتي دولت خوسه ماريا اسنار در پيشگيري از اين فاجعه اكولوژيك. - بازي حساس دپورتيوولاكرونيا و منچستر يونايتد در استاديوم رياسور و به فاصله چند متر از لكه هاي نفت شناور بر خليج لاكرونيا. _ دربي بزرگ سلت هاي اروپا با برخورد سلتيك گلاسكوي اسكاتلند و سلتا ويگوي اسپانيا در جام يوفا. _ موج گسترده تظاهرات گاليسيايي ها به هنگام حضور ديرهنگام اسنار نخست وزير اسپانيا در منطقه و فرصت طلبي احزاب سياسي گال در به نمايش گذاشتن پرچم ها و نمادهاي خود در سراسر اروپا. _ بازديد رسمي وودي آلن از سواحل شمالي گاليسيا و آستورياس به فاصله چند ساعت پس از اهداي جايزه آستورياس معتبرترين جايزه هنري اسپانيا به او. _ بسيج همگاني در اسپانيا براي پاكسازي سواحل و آبهاي گاليسيا و بازديد شاه اسپانيا از منطقه. سياست در ميدان ورزش گذشت آن روزهايي كه مي گفتند: ورزش از سياست جداست. اگر كسي در اين مورد ترديدي هم داشت، كافي بود تظاهرات گال ها در حاشيه دو مسابقه مهم فوتبال در دو قطب اقتصادي و جمعيتي گاليسيا يعني بنادر لاكرونيا و ويگو را ببيند تا قانع شود كه ورزش و سياست كاملا با هم عجين شده اند. اين دو مسابقه از آن جهت كانون هاي خبري مهمي به شمار مي رفتند كه اولا هر دو در چارچوب رقابت هاي اروپايي برگزار مي شدند و طبعا از مزيت پخش گسترده تلويزيوني برخوردار بودند و ثانيا يك پاي هر كدام از آن ها حريفان ايتاليايي و بريتانيايي مثل يوونتوس وسلتيك گلاسكو بودند كه علاوه بر رسانه هاي بريتانيا، رسانه هاي بين المللي نيز به اين دو علاقه خاصي نشان مي دهند. بدين ترتيب تظاهرات اعتراض آميز مردم گاليسيا بر ضد دولت اسنار از، خيابان هاي دو شهر اصلي گاليسيا يعني لاكرونيا و ويگو به درون استاديوم هاي معروف رياسور و بالايدوس كشيده شدند، كه ميعادگاه فوتبالدوستان گال به شمار مي روند. من اين شانس را داشتم كه به طور مستقيم در يكي از اين دو رويداد حضور داشته باشم. اينجا پايان دنياست تنها پنج روز پس از اين كه نفتكش انگليسي پرستيژ در آبهاي گاليسيا به دو نيم شد و 25 هزار تن نفت خام از آن به بيرون نشت كرد، يوونتوس در رياسور مهمان دپورتيو بود. لاكرونيا بندري است كه حيات آن مستقيما با دريا و صنعت ماهيگيري در ارتباط است. اتحاديه ماهيگيران گاليسيا كه از عمق اين فاجعه اكولوژيك _ كه طي روزهاي آتي از سوي اتحاديه اروپا به عنوان بزرگ ترين فاجعه زيست محيطي اروپا شناخته شد - آگاه بود، پيشتر با ترغيب حكومت ايالتي و حكومت مركزي در مادريد به واكنش جدي تر نسبت به اين قضيه، اعلام خطر جدي كرده اين بود اتحاديه از دو مركز قدرت محلي و دولتي خواسته بود به جاي اين دست و آن دست كردن و سپردن سرنوشت منطقه به دست شانس يا چنگال بادهاي دريايي، از گروه هاي متخصص خارجي براي جلوگيري از نشت بيشتر نفت دعوت نمايند. اما وقتي چنين اقداماتي صورت نگرفت، انگشت اتهام مستقيما به سوي نخست وزير اسپانيا، خوسه ماريا اسنار نشانه، رفت كه چرا دولت او آمادگي لازم براي برخورد با حوادث غيرمترقبه اي از اين دست را نداشته در است همان حال اسنار بي تفاوت نسبت به اين بحران به بحث و فحص با سران سياسي كشورهاي ديگر مشغول بود و آن قدر عرصه سياست را جدي گرفته بود كه حتي حاضر نشد براي يك لحظه پاي به گاليسيا بگذارد و از درد و رنج مردم آگاه شود. تلويزيون سراسري اسپانيا Tve هم با پخش شبانه روزي تصاوير ضايعات زيست محيطي گاليسيا و سخنراني و نشست هاي پي درپي اسنار و ساير دولتمردان اين تصور را به وجود مي آورد كه گويي گاليسيا و اسپانيا دو عالم جداي از يكديگر هستند. بي تفاوتي و بي كفايتي دولت اسنار در اين حادثه توسط احزاب سياسي گاليسيا عطف به ماسبق شد. آنها از اين تعلل دولت نهايت استفاده را در بر پا كردن تظاهرات قدرتمندانه و مطرح نمودن وجهه سياسي خود بردند. پس از مدت ها بهانه اي جور شد تا مردم گاليسيا با پرچم سفيد و آسماني و ستاره سرخي كه در ميان آن جلوه مي كند - كه با پرچم كوباي انقلابي مشابهت مي يابد - در مقابل دوربين هاي رسانه هاي خبري دنيا رژه روند و استقلال فرهنگي - سياسي خود را به رخ اسپانيايي ها بكشند. اما در پس زمينه اعتراضات و فريادهاي متعصبانه گال ها، مي شد لحن ملتمسانه آنها را دريافت. همان طور كه از شعار آن پوستر عظيم انساني هواداران لاكرونيا چنين برمي آمد. جمله اينك كانون مصيبت xai-Catastrofica Zona كه به نام فيلم جاودانه فورد كاپولا اينك آخرالزمان - now Apocalyps پهلو مي زد، در حقيقت ندايي ملتمسانه بود كه از دل مردم منطقه برمي آمد و از اروپاييان درخواست كمك هاي فوري فني و مالي را داشت. رفتار مدافعين لاكرونيا در بازي مقابل يوونتوس نيز شبيه رفتار محافظه كارانه دولت اسپانيا بود. مدافعين دپورتيوو لاكرونيا كه مي ديدند تيمشان چگونه برد 2 بر 0 را با تساوي 2 - عوض 2 كرده، درمانده و ناتوان از پشت سر گذاشتن حلقه محاصره مردان يوونتوس مدام به زير توپ مي زدند. دولت اسپانيا هم كه از حادثه ناگهاني غرق شدن پرستيژ دستپاچه شده بود، تنها سعي مي كرد خود را نگران نشان دهد و با مردم ابراز همدردي كند. ولي عاجز از اقدامي مناسب براي بر طرف ساختن بحران در منطقه اي بود كه زندگي مردمش فقط و فقط با دريا تعريف مي شود، دولت مادريد هر چند يك بار مانند همان مدافعان زير توپ مي زد و دست به دامن گذشت زمان مي شد. پوستر نامرئي كانال پلوس فراگيرترين شبكه پخش مسابقات فوتبال در اروپا، مسئول پوشش تلويزيوني بازي مزبور بود اما بنا به گفته جمعيتي كه آن پوستر انساني را به وجود آورده بودند، دوربين هاي اين شبكه مشخصا از فيلمبرداري نماي پوستر كه نيمي از يك ضلع استاديوم رياسور را در برمي گرفت، امتناع ورزيدند. نمايي آنچنان عظيم كه حتي در تصاوير هوايي كاملا به چشم مي آمد. همان شب در تصاوير گزيده شبكه سراسري tve اسپانيا از بازي دپور _ يووه نيز هيچ نمايي از پوستر مزبور نشان داده نشد. فرداي آن روز من اي ميلي از سازمان دهندگان تظاهرات دريافت كردم كه اين مورد را سانسور مي دانستند. من با شبكه tve تماس گرفتم و اتهام معترضين را به آنها منتقل كردم. در يك اقدام غيرمعمول، آنها من را مستقيما به مدير روابط عمومي و سخنگوي شبكه وصل كردند، حتي بدون اينكه چند دقيقه اي با آن موسيقي هاي وحشت آور انتظار مكالمه، سركارم بگذارند. مردي كه خود را سخنگوي شبكه tve معرفي مي كرد خيلي آراسته و مودبانه شروع به صحبت كرد: آقاي بال، من به شما اطمينان مي دهم جريان آن طور كه به اطلاع شما رسانده اند نبوده است. اگر منظور آنها اين است كه ما زير فشار سياسي دست به سانسور صحنه هاي اعتراض زده ايم، بايد به شما بگويم اين روش كه يكي از دولتمردان به ما زنگ بزند و دستور ويرايش يا سانسور تصاوير خبري را بدهد به هيچ وجه جايي در شبكه ما ندارد. ما هرگز تصاوير را كنترل نمي كنيم. آنها از كمپاني digital Audio براي ما ارسال مي شوند و ما حق هيچ دخل و تصرفي نداريم. در جواب او گفتم: به نظر خود من اتهامي در مورد سانسور تصاوير به شبكه شما وارد نيست، گرچه ممكن است هر كس لااقل اين شبهه را مطرح كند كه tve فرصت چنين كاري را داشته. آن آقا در پايان تاكيد كرد كه كانال پلوس و tve هر دو سابقه و استمرار زيادي در نفي سانسورهاي سياسي داشته اند و حتي به خاطر پخش مداوم پوسترها و اعلان هاي سياسي آويخته شده از تراس ها بدون مصلحت انديشي هاي مرسوم، شهرت دارند. وقتي صحبتمان تمام شد من دوباره با شبكه tve تماس گرفتم و شماره تماسم را روي پيغام گير آنها گذاشتم اما كسي از آن شبكه دنبال ماجرا را نگرفت و به من زنگ نزد. من هم پافشاري نكردم. در اين مورد خودتان هر نتيجه اي كه مي خواهيد بگيريد. اسنار در ساحل مرگ پس از آن ماجرا دولت مركزي چندين بار مسئوليت آلوده شدن سواحل گاليسيا با توده هاي منجمد و گسترده نفت را پذيرفت، آن قدر كه ديگر طرح كردن قضيه پوستر انساني استاديوم رياسور مسخره به نظر مي رسد. حتي اسنار در جريان بازديد جنجال برانگيزش از گاليسيا رسما اعتراف كرد كه كابينه اش در اين مورد كوتاهي كرده او است پس از اينكه در ساختمان مركز امداد لاكرونيا توسط صدها تظاهركننده اي كه شعارهاي اسنار از گاليسيا برو و استعفا استعفا را سر مي دادند محاصره شد مجبور شد چنين جملاتي را بر زبان آورد: من بايد معذرت خواهي كنم اما مي خواهم مردم اين را درك كنند كه نخست وزيرشان به جاي خودشيريني و به فكر راي و محبوب بودن ابتدا تمام وظايفش را در مادريد به انجام رسانده و بعد سرفرصت به گاليسيا سفر كرده. حالا من تكاليفم را انجام داده ام و در خدمت آنها هستم اما اسنار حتي حاضر نشد مثل خوان كارلوس پادشاه اسپانيا در جمع امدادگراني كه داوطلبانه و گروه گروه خود را از سراسر كشور به گاليسيا رسانده بودند حاضر شود. او مثل هميشه سرد و رسمي سفرش را پايان داد و فقط به گفتن اين جمله بسنده كرد كه: اتحاديه اروپا قرار است براي تامين بودجه 265 ميليون يورويي پاكسازي سواحل و آبهاي گاليسيا به ما كمك كند. خواه اين عذر و بهانه هاي دولتي كمكي به اسنار و هم حزبي هايش در انتخابات آتي بكند يا نه، هواداران فوتبال در لاكرونيا مسكوت گذاردن اعتراضاتشان در رياسور را فراموش نخواهند كرد. آنها از آن روز به بعد در تمامي بازي هاي خانگي با سر دادن فريادهايي دهشت آور جوي رعبآوري در رياسور به وجود مي آورند: دپور - يازده مرد از ساحل مرگ ساحل مرگ نام ساحلي طوفاني و صخره اي در نزديكي لاكرونياست. فرماندار كشتي شكسته در بدترين شرايط هميشه كساني هستند كه از فجايع استفاده بهينه مي كنند. مثلا كمپاني اي كه طراح و اسپانسر پوشاك ورزشي تيم سلتاويگو است اعلام كرده كه سود حاصل از فروش محصولات با آرم باشگاه سلتا توسط اين كمپاني به فعاليت هاي بشردوستانه در گاليسيا اختصاص داده خواهد شد. اينكه اين ادعا چقدر صادقانه است بماند اما حوادث اخير هر چقدر به طبيعت و اقتصاد گاليسيا ضربه زده باشد، براي دو تيم فوتبال اصلي سلت ها يعني دپورتيوولاكرونيا و سلتا ويگو شهرت و آوازه اي بي سابقه به همراه داشته، طوري كه كمپاني هاي پوشاك ورزش از اين پس بر سر امتياز استفاده از آرم دو باشگاه با هم ستيز خواهند كرد. همان دوست كافه دار من كه هميشه جملاتي خردمندانه در چنته دارد، مي گفت: اين رويداد بالاخره گاليسيايي ها را از خواب بيدار كرد. او حق دارد چرا كه فرماندار ايالت خودمختار گاليسيا كه پيرمردي 81 ساله به نام مانوئل فراگا است و يك ماه قبل از فاجعه پرستيژ با لباس دپور عكس يادگاري مي انداخت و حتي عكسي از او روي جلد ماهنامه دپورتيو رفت حالا به شخصيتي منفور تبديل شده. فراگا يكي از سياستمداران كهنه كار اسپانيا و بازمانده عصر فرانكو مي باشد. او كسي است كه به عنوان وزيراطلاعات دولت ديكتاتور فرانكو با بسياري از چهره هاي سياسي قرن بيستم روابطي به هم زده بود. از كاسترو، پينوشه و قذافي گرفته تا چند تن از سمبل هاي دموكراسي قرن گذشته را مي توان در جمع دوستان فراگا مشاهده كرد. فراگا همان كسي است كه به عنوان يكي از وفاداران فرانكو پس از مرگ او و در جريان انتقال سيستم حكومتي از ديكتاتوري به دموكراسي بر عليه خودمختاري ايالات اسپانيا راي داد. حالا چنين آدمي پس از ربع قرن همچنان در راس قدرت است، آن هم به عنوان فرماندار ايالت خودمختار گاليسيا. تناقضات موجود در سيستم سياسي اسپانيا سبب طولاني شدن عمر سياسي وزير ترس سابق و تبديل او به نماينده دموكراسي در زمانه حال اما شده تراژدي پرستيژ مثل شوكي هشياركننده بت فراگا را در گاليسيا شكست. خونتا فراگا - فرماندار فراگا - در ويهالابا متولد شده. جايي در بخش دروني گاليسيا كه به سرزمين هزار رودخانه معروف است. چون تيم بزرگي در آن اطراف نبوده است او براي اينكه چهره خود را به سياق سياستمداران قديم و جديد اسپانيا به عنوان يك مرد مردمي مطرح كند، به طرفداري از دپورتيوولاكرونيا برمي خيزد. او كه سال هاي سال نان روابط خوبش با حكومت مركزي مادريد را مي خورد طي حوادث اخير براي جلب نظر مردم به دولت مادريد حمله كرد و حالا هم پايگاه مردمي را از دست رفته مي بيند، هم پايگاه حكومتي را. عادت هميشگي فراگا در تكذيب بحران هاي موجود سرانجام مردم محلي را بيدار ساخت كه عصر سياستمداران محافظه كار و سنتي به پايان سيده است. در بازي اخير سلتاويگو در استاديوم بالايدوس يكي از هواداران نكته سنج سلتا با در دست گرفتن تابلوي اعلاني كه روي آن نوشته شده بود كشتي شكسته -Fraga Nau موج جديد ضديت با خونتاي پير را نشان داد. در اصل در زبان گاليسيايي كشتي شكسته به صورت Frago Nau نوشته مي شود اما اين هوادار نكته سنج با تبديل حرف آخر به a آن را قرينه نام فراگا ساخته بود. و رستاخيز... در آخر اينكه مثل هميشه رئال مادريد به عنوان اهرم تبليغي حكومت مركزي وارد عمل شده. آنها قرار است 15 آوريل 2002 يعني وقتي همه سر و صداها خوابيد يك ديدار خيريه به نفع ضايعه ديدگان گاليسيايي در برنابئو برگزار كند. رئال در اين بازي نمادين رودروي تيمي متشكل از بازيكنان نخبه سلتا ويگو و دپورتيو قرار خواهد گرفت. سپيدپوشان رئال مي خواهند با اين كار ژست منجيان قهرمان را به خود بگيرند اما حقيقت اين است كه قهرمانان واقعي مردمي هستند كه داوطلبانه به گاليسيا رفته اند و به گروه هاي امداد پيوسته اند. آنها با لباس هاي سراسر سفيد امدادگران فوج فوج به سواحل گاليسيا مي روند و در مقابل بادهاي خرد كننده مي ايستند و به پاكسازي وجب به وجب سواحل از توده هاي متراكم نفت مي پردازند، آن هم در حالي كه دماي آب و هوا در حد انجماد است. اين جنبشي است كه كار نمادين رئال در برابر آن هيچ ارزشي ندارد. امروز وقتي به سواحل گاليسيا نگاه مي كنيد لشكر سپيدي را مي بينيد كه موج وار در مقابل امواج سياه ساحل مرگ ايستاده. يك بار ديگر به شعار هواداران گاليسيايي بنگريد شايد حالا بهتر باشد آنها چنين شعاري سردهند: اينك رستاخيز ساحل مرگ