Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811012-59411S4

Date of Document: 2003-01-02

سهم اسرائيل از بن بست احسان *مرتضي چيزي كه امروزه بسياري از ناظران سياسي را حيرت زده مي كند، اين است كه به رغم وفا نكردن آريل شارون نخست وزير اسرائيل به هيچ كدام از وعده هايش و با وجودي كه وي هيچ وعده تازه اي ندارد و نمي تواند در اين دالان تاريك شمعي را روشن كند و نيز با وجودي كه در دوره كوتاه نخست وزيري اش از هيچ فاجعه و مصيبت و بحران اقتصادي و سياسي و امنيتي و حتي روحي و رواني فروگذار نكرد و همه را بر سر جامعه اسرائيلي آورد، همچنان از حمايت قابل ملاحظه و محبوبيت مردمي تا 62 درصد برخوردار است. در حالي كه عميرام متسناع يعني كسي كه تقريبا يك راه حل روشن و تكميلي و شبه نهايي را ارائه مي دهد همچنان از حمايت بيش از 24 درصد مردم اسرائيل برخوردار نيست. مسئله شگفت تر اينكه همين توده مردم طرفدار جناح راست اسرائيل در عين حال تمايل خود را براي اتخاذ مواضع سياسي جناح چپ، مثل تاسيس يك دولت فلسطيني و از سرگيري مذاكرات با دولت فلسطين ابراز مي دارد. يكي از نويسندگان هاآرتص تعبير جالبي را براي اين وضعيت پيچيده و مبهم دارد و مي گويد: توده هاي مردم اسرائيل تمايل به راه حل حساب شده جناح چپ دارد، البته به شرطي كه جناح راست اجراي آن را برعهده داشته باشد. جناح راست هم در اين شرايط نمي تواند نماينده اي جز شارون داشته باشد. اين توده مردمي كه با اكثريت قاطع طرفدار جناح راست هستند، چنان كه در گذشته بگين را با آن وعده دروغين اش مبني بر چهل سال آرامش پس از جنگ لبنان 1982 بخشيدند شارون را هم به خاطر بيست سال كشتار و جنايت خواهند بخشيد! بخصوص جنگ ها و نبردهاي خونيني كه هيچ كس جز شهرك نشينان و تندروهاي طرفدار صهيونيسم نژادپرست و شوونيتسي و به خصوص طرفداران (كوچاندن ) فلسطيني ها از آنها سودي نمي برد. كسي كه در شرايط سياسي _ امنيتي كنوني اسرائيل تعمق كند، در مي يابد كه در آن هيچ جايي براي عقلانيت وجود ندارد. بلكه آن چيزي كه اوضاع را اداره مي كند حس انتقام و غريزه قصاص و كين كشي است. يعني در برابر ضربات امنيتي شكننده اي كه اسرائيلي ها از داخل و خارج خوردند، آنها احساس مي كنند هيچ جايگزيني جز شارون با آن تاريخ خونين و وحشتناكش وجود ندارد كه بتواند براي سيراب كردن اين غريزه به آنها اعتماد و اطمينان خاطر بخشد. زيرا شارون وعده مي دهد و به وعده هايش وفا مي كند و فردي است كه در نظر آنها هرگز در اين باره نه تغيير كرده و نه خواهد كرد. به اين خاطر شارون هيچ فرصتي را براي تقويت و تحكيم شرايط خود و اعتبار امنيتي و نظامي اش از دست نمي دهد. عمليات ترور مسئول گردان هاي الاقصي و مسئول گروه مسلح عزالدين قسام در جنين كه طي يك عمليات اطلاعاتي و نمايشي انجام شد محبوبيت او را دو چندان كرد و تازه وعده ترورهاي بيشتري را داد و همين موضوع باعث كاهش محبوبيت مردمي رقيب او ژنرال عميرام متسناع شد. فردي كه در طول اشغال لبنان، از بگين خواسته بود شارون وزير دفاعش را از كار بركنار كند و اين دو نفر همچنان حسي از انتقام و نفرت دوجانبه را در دل خود پنهان مي دارند. شايد براي همين باشد كه متسناع در تشريح اوضاع فعلي مي گويد: كشور دارد به سمت جهنم مي رود و ما هيچ روزني از نور در انتهاي اين تونل نمي يابيم و اضافه مي كند فقط زور به تنهايي ما را به هيچ جا نمي رساند و وعده مي دهد كه در اسرع وقت گفت وگوها را با هركس كه فلسطيني ها بخواهند نماينده شان باشد، حتي عرفات، از سر مي گيرد. آريل شارون كه جناح چپ و به طور خاص حزب كار را به بايكوت كردن پيروزي اش در لبنان متهم كرد، همان كسي شد كه او هم خواستار خروج يك جانبه از لبنان بود و حالا نيز به نوعي ديگر از ناتواني و ناكامي در برابر فلسطيني ها رنج مي برد با اين تفاوت كه اين بار كسي را پيدا نمي كند تا دلايل شكست اش را به گردن او اندازد. بسياري از انتخابكنندگان اسرائيلي، خصوصا آنهايي كه جزء گروه آراي پوشش دهنده محسوب مي شوند، اكنون بين انداختن برگ هاي سفيد در صندوق راي گيري و انتخاب يك ليست ديگر در حيراني به سر مي برند. آنها باور نمي كنند كه چنين ليستي در حزب كار موجود باشد. زيرا اين حزب از فرق سر تا نوك پا در تشتت و ضعف گرفتار آمده و محكوم به درگيري هاي فرقه اي در درون خود شده است. روزنامه هاآرتص براي توضيح وضعيت اسفبار توده هاي مردم در اسرائيل، به ترسيم حالت مسخره آميزي دست زده و رفتار آنها را به رفتارزني تشبيه مي كند كه تا حد مرگ از شوهرش كتك مي خورد اما با وجود اين اصرار دارد دوباره به آغوش همان مرد خشن يعني شارون پناه آورد. كسي كه در اثر اقدامات خشونت آميزش روز به روز قدرت و محبوبيت بيشتري پيدا مي كند. اين رفتار اجتماعي عجيب، ناكامي نيروهايي را كه خواستار صلح هستند افزون مي كند و پيامدي جز اين ندارد كه بر عناد و اصرار شهرك نشينان بيفزايد. يعني اكثريت شهروندان متعصب اسرائيل يا حتي سكولارهايي كه با ليبراليسم و روند سازش مخالفت مي ورزند و در چشم انداز خود هيچ جايگزيني پيدا نمي كنند جز اينكه به انتظار ادامه حكومت دست راست صرفنظر از تمام مشكلاتي كه اعم از بيكاري و تنگدستي اجتماعي وروحي به همراه داشته بنشينند. آنها يعني اغلب انتخابكنندگان اسرائيلي ارتباط واقعي بين اشغال نابلس و سربازان و افسران كشته شده در الخليل و بيكاري در شهرك سديروت را به خوبي مي فهمند. بمبي را كه مقاومت اسلامي در جنوب لبنان كاشت و به حيات اريز گرشتاين و همراهانش و خبرنگار راديو اسرائيل پايان داد، باعث شد تا ايهود باراك به صراحت مطرح كند كه در صورت پيروزي اش در انتخابات حتي اگر شده به صورت يك جانبه از نوار مرزي با لبنان عقبنشيني خواهد كرد. باراك در انجام اين وعده خود موفق شد. اما اينكه چه چيزي شارون را ياري خواهد داد تا از اين تنگنايي كه بسيار خشن تر و دشوارتر از آن وضعيت است نجات يابد: دو چيز يعني، يكي توده هاي مردم نادان و يا فاجعه اي شبيه به كشته شدن گرشتاين است. همين و بس. منبع: *السفير پژوهشگر امور اسرائيل