Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811012-59411S2

Date of Document: 2003-01-02

دموكراسي هاي فرمايشي طرح آمريكايي سرانجام.. و پس از يك مكث طولاني، كالين پاول وزير امور خارجه آمريكا طرح كشورش را براي توسعه دموكراسي در كشورهاي خاورميانه اعلام كرد. طرحي كه پس از مطالعاتي طولاني و در نظر گرفتن تمام حساسيت ها تهيه شده بود به گونه اي كه واكنش منفي كشورهاي ياد شده را در پي نداشته باشد. حتي هر جمله اي در اين طرح با دقت كافي انتخاب شده و هر هدفي در آن با ديپلماسي دقيقي مشخص شده است. عنوان طرح نيز حاكي از يك مطالعه دقيق و با تاني بوده كه به اين صورت معرفي شده است مشاركت خاورميانه اي آمريكا: بناي اميد براي سال هاي آينده. طرح مذكور از توسعه فرصت هاي اقتصادي و آموزشي و سياسي در كشورهاي خاورميانه صحبت مي كند. يعني راهكاري كه نه تنها كسي را برنمي آشوبد، بلكه مي تواند مورد توجه و رضايت مخاطبان نيز باشد. چون هيچ كس نيست كه بتواند توسعه فرصت هاي اقتصادي و آموزشي و سياسي را در اين كشورها رد با كند ديدن اين طرح انساني و مثبت و مورد قبول، ياد يك واقعه تاريخي افتادم كه پس از جنگ جهاني دوم يالتا شاهد آن بود. يعني كنفرانس مشهور يالتا كه بزرگان را گردهم آورده بود تا مناطق نفوذ خود را در جهان تقسيم كنند. در آن كنفرانس، روزولت، رئيس جمهور آمريكا، بسيار علاقه مند بود به استالين، رهبر شوروي و شريك او در پيروزي بر نازيسم، دلايل پيشنهاد تاسيس پيمان ناتو به عنوان يك پيمان نظامي پس از شكست نازيسم را تفهيم كند. استالين به خوبي مي دانست كه طرح اين پيمان براي تامين شرايط مواجهه غرب بر ضد اتحاد جماهير شوروي خواهد اما بود در عين حال دوست داشت شرح اين ماجرا را از زبان رئيس جمهور آمريكا بشنود و همين فرصتي بود براي روزولت تا به طور مشروح اهداف صلح آميز اين پيمان نظامي جديد را براي او توضيح دهد. استالين پس از شنيدن حرف هاي رئيس جمهور آمريكا رو كرد به وزير دفاعش و گفت: ژنرال، اگر مسئله اين طور است كه رئيس جمهور روزولت شرح مي دهد پس چرا اتحاد جماهير شوروي به اين پيمان؟ نمي پيوندد! توضيح اين داستان به اين خاطر است كه نشان مي دهد وقتي قضيه مربوط به تاسيس يك پيمان نظامي بر ضد فلان جبهه نيز مي شود بايد آن را با مشتي از ارزش هاي صلح جويانه پوشاند. به اين خاطر اميدواريم صحبت هاي پاول در مورد ارزش هايي كه طرح خاورميانه اي آمريكا حاوي آن است نيز صرفا پوششي براي اهداف ديگري نباشد. اهدافي واقعي كه در پشت اين طرح جديد نهفته شده است. چون تا زماني كه قضيه مربوط به پشتيباني آمريكا و توسعه فرصت هاي اقتصادي و آموزشي و سياسي مي شود، همه با صداي بلند خواستار اجراي آن خواهند بود. به خصوص وقتي از زبان اليزابت چني (دختر ديك چني با آن تندروي هاي مشهورش ) از پروژه هاي معيني نام مي برد كه بايد سريعا به اجرا در از آيد _جمله تاسيس 1 مدرسه اي براي آموزش نحوه تبليغات انتخاباتي در كشورهاي _خليج فارس 2 انتشار ترجمه كتابهاي علوم سياسي و اقتصادي آمريكا به زبان _عربي 3 ايجاد يك فرصت براي اعضاي پارلمان مغرب به منظور بررسي نقش مجالس _قانون گذاري 4 توسعه برنامه مصر در شهر اسكندريه براي ترويج يك نوع تمركززدايي در آموزش كلي _مصري ها 5 حمايت و پشتيباني از سايت هاي اينترنتي در مدارس. به نحوي كه دانشكده ويژه دختران در عربستان سعودي را هم شامل شود. آيا آمريكا از طريق چنين طرح هايي خواهد توانست تصوير خود را در بين مردم اين منطقه بهبود؟ بخشد آيا سياست خارجي آمريكا در قبال اين كشورها هيچ نقشي در اين ميان نداشته؟ است جيمز زغبي، رئيس انستيتو عربي _ آمريكايي با يك جمله به اين پرسش پاسخ مي دهد و مي گويد: سياست هاي ما، حرف هاي ما پيرامون ارزش هايمان را نقض مي كند و به شكست مي كشاند. خانم دلال كريشان يك نماينده مجلس و يكي از 55 تن خانم تونسي كه براي نظارت بر يك روند انتخاباتي ميهمان وزارت امور خارجه آمريكا بود مي گويد: آن چيزي كه مانع رسيدن پيام آمريكا مي شود احساس مردم از جانبداري آمريكا بر ضد اعراب است. در اينجا ما به يك نقطه جوهري مي رسيم كه سرنوشت اين طرح جديد آمريكا را رقم مي زند. زيرا اگر اين طرح همين طور در هوا بماند، شكست خورده است. اما اگر با سياست جديد آمريكا در اين منطقه ارتباط پيدا كند با استقبال شديد همه مواجه خواهد اما شد در عرصه واقعيت است كه مي بينيم آمريكا همچنان از زشت ترين اعمال سركوبگرانه اسرائيل حمايت مي كند و همچنان تهديد مي كند كه حتي با استفاده از بمبهاي اتمي عراق را اشغال خواهد كرد. براي هموار كردن راه بر سر اين طرح، ريچارد هاس، مدير بخش برنامه ريزي سياسي وزارت امور خارجه آمريكا (يعني كسي كه جايگزين دنيس راس شد ) /12 /2002 4 روز در شوراي روابط خارجي آمريكا تحت عنوان پيش به سوي دموكراسي بيشتر در كشورهاي اسلامي سخناني را ايراد كرد و طي آن با تلاش زيادي كوشيد تا دلايل قابل توجيه طرح جديد آمريكا را توضيح دهد. ضمنا بتواند به بخشي از نگراني كشورهاي عربي و اسلامي پاسخ دهد. وي در سخنراني خود بسيار علاقه مند بود كه از بعضي مواضع آمريكايي پيرامون تناقض بين اسلام و دموكراسي انتقاد كرده و نتيجه بگيرد كه: اسلام و دموكراسي با هم تناسب دارد. هاس، در اين باره به انتخابات مغرب و بحرين و تركيه استناد جست و مشاركت مسلمانان در يك زندگي دموكراتيك را حتي در صورتي كه يك اقليت باشند دليل آورد و گفت: در كشورهايي چون هند و فرانسه و آفريقاي جنوبي، مسلمانان شايعات مربوط به عدم تناسب روش زندگي اسلامي با مشاركت دموكراتيك را تكذيب مي كنند هاس، در سخنراني خود با ظرافت و هشياري به يك نكته ديگر يعني استثناء دموكراتيك اعتراف مي كند كه به طور واضح تر يعني: حمايت آمريكا از ديكتاتوري ها به خاطر حفظ منافع خود از اين رو مي گويد: آمريكا به خاطر دفاع از منافعش از قبيل نفت، مهار شوروي، مسائل مربوط به نزاع اعراب و اسرائيل، مقاومت در برابر سوسياليسم در شرق آسيا و كسب پايگاه هاي نظامي از توجه عميق به امور داخلي اين كشورها پرهيز كرد. وي سپس اعتراف مي كند كه ادامه اين استثنا از سوي آمريكا به نفع ملت هاي مسلمان نيست. ريچارد هاس، در سخنراني خود به زمان و انگيزه هاي مطرح شدن برنامه جديد آمريكا پرداخته و سعي كرد به اين اتهام پاسخ دهد كه آمريكا موضوع دموكراسي را فقط براي توجيه حمله خود به عراق و تغيير رژيم هاي منطقه مطرح كرده وي است با رد اين برداشت دليل مي آورد كه آمريكا با ازدياد جمعيت مواجه است و زميني حاصلخيز براي رشد تروريسم خواهد بود. پس هاس هشت درس را يادآور مي شود كه آمريكا از تجربه جهاني خود آموخت از جمله مهم ترين آن اينكه نمونه هاي متعددي از دموكراسي وجود دارد و تنها يك نوع دموكراسي آمريكايي نيست كه بايد آن را صادر كرد. بنابراين بايد نحوه انطباق رژيم هاي سياسي بررسي شود تا معلوم گردد كه دموكراسي متناسب با شرايط زيست محيطي آنها چگونه تحقق مي يابد. همچنين دموكراسي ساخته نمي شود و احتياج به زمان دارد و يا احتياج به فضايي آموزشي دارد و نمي توان آن را از خارج تحميل كرد بلكه بايد از درون بنا كرد. او مي كوشد تا از خلال اين طرح به نگراني هاي بسياري كه در بين كشورهاي خاورميانه وجود دارد پاسخ گويد. به خصوص دموكراسي خاص كه از روي اهدافي سياسي و كوتاه مدت تحميل مي شود و در آن اختلاف جوامع و تنوع سنت ها و ارزش هاي آنها را در نظر نمي گيرد. اما وقتي هاس درباره دستاوردهاي آمريكا در قلمرو گسترش دموكراسي سخن مي گويد، مثال هايي مي آورد كه اصلا ترغيبكننده او نيست براي مثال از حمايت از دموكراسي در شيلي حرف مي زند و نقش آمريكا را در كودتا عليه اين دموكراسي ناديده انگاشته و حمايت آمريكا از ديكتاتوري پينوشه را در نظر نمي آورد. وي از دموكراسي در آفريقاي جنوبي حرف مي زند ولي سال ها حمايت آمريكا از رژيم نژادپرست حاكم بر اين كشور را ناديده مي گيرد. از اينها گذشته حمايت آمريكا از دولت اسرائيل و رژيم شاروني آن بسيار نگران كننده و ترديدبرانگيز است. به گونه اي كه هرگز نمي توان بين طرح پاول از دموكراسي با سياست نژادپرستانه اسرائيل و پاكسازي نژادي اين رژيم متصور شد. منبع: الشرق الاوسط