Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811012-59409S1

Date of Document: 2003-01-02

روزنه اميدي براي ملت هاي تحت ستم دادگاه جزايي بين المللي در آينده دادگاه جزايي بين المللي اين صلاحيت را خواهد يافت كه به موارد مربوط به نقض حقوق بين الملل رسيدگي كند ولي در حال حاضر تنها مي توان در ارتباط با ابزار و شيوه هاي جنگ نزداين دادگاه اقامه دعوي كرد ترجمه: قاسم طولاني مقر دادگاه بين المللي وابسته به سازمان ملل متحد در كاخ صلح در شهر لاهه هلند قرار دارد. در اين دادگاه پانزده قاضي از مليت هاي مختلف به شكايت هاي كشورها عليه كشورهاي ديگر در ارتباط با حقوق بين الملل رسيدگي مي كنند. شكايت هاي مطرح شده در ديوان داوري لاهه موارد متعددي را در برمي گيرد. به عنوان مثال ادعاهاي ارضي، مشروعيت يا عدم مشروعيت عمليات نظامي يا نقض قوانين كنسولي و ديپلماتيك از جمله حوزه هاي كاري ديوان داوري لاهه است. اما ديوان داوري لاهه تنها زماني مي تواند به شكايات مطرح شده عليه يك كشور رسيدگي كند كه آن كشور نيز به قوانين و مقررات اين دادگاه تن داده باشد. در كنار ديوان داوري لاهه دادگاه جنايات جنگي يوگسلاوي سابق نيز جلسات خود را در لاهه برگزار مي كند. هم اكنون شماري از جنايتكاران جنگي به ويژه اسلوبودان ميلوشوويچ رئيس جمهور سابق يوگسلاوي در اين دادگاه محاكمه مي شوند. علاوه بر دادگاه جنايات جنگي دادگاه جزايي بين المللي نيز در حال شكل گيري است و مقر دائمي آن نيز در لاهه قرار دارد. اين دادگاه صلاحيت آن را دارد كه سربازان، سران كشورها و ساير مقامات مسئول را به جرم جنايت جنگي، نسل كشي و جنايت عليه بشريت محاكمه كند. البته يكي از شرطهاي اين كار آن است كه كشوري كه در آن جنايت رخ داده يا كشوري كه جنايتكار بدانجا تعلق دارد پيش از آن به عضويت دادگاه جزايي بين المللي درآمده باشد. برونو زيما كارشناس حقوق بين الملل، در فوريه سال آينده كار خود را به عنوان قاضي دادگاه بين المللي لاهه آغاز مي كند. او در گفت وگو با اشپيگل مواردي از سوءتفاهم هاي مرسوم درباره حقوق بين الملل را تشريح كرده است. آيا مي توان از ديكتاتورها نزد دادگاه جزايي بين المللي شكايت؟ كرد آيا كشورها با استناد به حق دفاع از خود مي توانند حقوق بين المللي را نقض؟ كنند حمله احتمالي آمريكا به عراق از منظر حقوق بين الملل چه حالتي ؟ دارد گفت وگوي اشپيگل را با قاضي دادگاه بين المللي لاهه در ادامه مي خوانيد: * آقاي پروفسور زيما، آيا شما به عنوان يكي از پانزده قاضي دادگاه عالي بين المللي مي توانيد، با كمك همكاران خود رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا را از حمله به عراق منع ؟ كنيد چنين چيزي را مي توان تصور كرد. اگر كشوري منشور سازمان ملل متحد را نقض كند، مي توان عليه آن نزد ديوان داوري لاهه شكايت كرد. از اين رو به خاطر حمله به عراق مي توان از ايالات متحده شكايت البته كرد دادگاه بين المللي لاهه تنها در حالتي مي تواند، به اين شكايت رسيدگي كند كه هم عراق و هم آمريكا صلاحيت اين دادگاه را پذيرفته باشند. بدين * ترتيب نمي توان انتظار داشت كه شكايتي عليه ايالات متحده مطرح؟ شود نمي توان چنين ادعايي را مطرح كرد. در گذشته ايالات متحده آمريكا صلاحيت ديوان داوري لاهه را به صورت بي قيد و شرط پذيرفته بود. اما پس از آنكه در سال 1986 آمريكا به خاطر حمله به نيكاراگوئه در ديوان داوري لاهه محكوم شد، آمريكايي ها در تصميم خود تجديد نظر كرده و به رسميت شناختن صلاحيت ديوان داوري لاهه را مشروط كردند. * فرض كنيد، گزارش بازرسان تسليحاتي سازمان ملل متحد از عراق به گونه اي باشد كه موجب نگراني بيشتر درباره تسليحات كشتار جمعي عراق شود. در چنين شرايطي انتظار مي رود، جورج بوش رئيس جمهور آمريكا به عراق حمله ور شود. آيا شما به عنوان يك كارشناس حقوق بين الملل اين اقدام يك جانبه رئيس جمهور آمريكا را محكوم؟ مي كنيد مسئله اصلي اين است كه قطعنامه شماره 1441 سازمان ملل متحد چگونه تفسير مي شود. ايالات متحده بر اين باور است كه به موجب اين قطعنامه چنانچه عراق اختيارات بازرسان تسليحاتي سازمان ملل را محدود كند، واشنگتن به طور خودكار اين اجازه را خواهد يافت كه عليه عراق وارد عمل شود، اما فرانسه، چين و روسيه بر اين باور هستند كه پيش از هرگونه حمله اي به عراق بايد شوراي امنيت سازمان ملل در اين باره تصميم گيري كند. * حق با؟ كيست به نظر من اين حق شوراي امنيت سازمان ملل متحد است كه موارد نقض قطعنامه هاي سازمان ملل را توسط عراق تعيين كرده و نوع برخورد با اين كشور را نيز تعيين كند. از اين رو آمريكايي ها حق ندارند در اين زمينه به طور يك جانبه عمل كنند، هرگونه اقدام يك جانبه آمريكا مغاير حقوق بين المللي خواهد بود. * اگر جورج بوش قضايا را از زاويه اي ديگر بنگرد، چه؟ مي شود آيا همكاران شما در دادگاه جزايي بين المللي مي توانند، جورج بوش را به محاكمه بكشانند. شما سوال هاي خوبي مطرح مي كنيد. در آينده دادگاه جزايي بين المللي اين صلاحيت را خواهد يافت كه به موارد مربوط به نقض حقوق بين الملل رسيدگي كند ولي در حال حاضر تنها مي توان در ارتباط با ابزار و شيوه هاي جنگ نزد اين دادگاه اقامه دعوي كرد البته اين هم تنها در شرايطي امكان پذير است كه حداقل يكي از طرف هاي درگير پيمان مربوط به دادگاه جزايي بين المللي را امضا كرده باشد از آنجايي كه ايالات متحده آمريكا نگران به جريان افتادن چنين پرونده هايي است. بنابراين تاكنون قرارداد دادگاه جزايي بين المللي را امضا نكرده است، همين طور عراق. آيا به نظر شما بهتر نيست صدام حسين در شرايط كنوني قرارداد مربوط به دادگاه جزايي بين المللي را امضا كند. اگر او مي خواهد در جايگاه قرباني قرار گيرد، بهتر است، اين كار را انجام دهد. * اما آيا نبايد صدام هم از اين بابت نگران باشد كه روزي همچون ميلوشويچ در دادگاه جنايات جنگي لاهه؟ محاكمه شود محاكمه صدام در يك دادگاه بين المللي آرزوي همه ما است. فراموش نكنيد كه عراق صلح و حقوق بشر را در جهان تهديد مي كند، نه آمريكا; البته در شرايط كنوني صدام حسين هيچ نگراني از بابت محاكمه در دادگاه جزايي بين المللي ندارد، چرا كه اين دادگاه تنها به مواردي رسيدگي خواهد كرد كه پس از تاسيس آن در ژوئيه سال جاري اتفاق افتاده باشد. * ايالات متحده آمريكا طرح هاي خود را درباره وارد آوردن ضربه اول به عراق بر اساس حق دفاع مشروع كه در منشور سازمان ملل متحد به عنوان يك استثنا شناخته شده است، توجيه مي كند. در مورد حمله به عراق بايد بگويم كه حق دفاع مشروع به هيچ رو توجيه كننده چنين اقدامي نيست. تنها در صورتي مي توان به حق دفاع مشروع استناد كرد كه كشوري از سوي يك كشور ديگر مورد تهاجم قرار گرفته باشد و يا در آينده نزديك احتمال انجام تهاجم نظامي از سوي آن كشور وجود داشته باشد. اما در اينجا آمريكايي ها درصدد انجام يك حمله به اصطلاح پيشگيرانه عليه كشوري هستند، كه شايد در آينده يك تهديد بالقوه براي ايالات متحده به شمار آيد. * آيا قانوني درباره جنگ پيشگيرانه وجود؟ دارد آمريكايي ها از چيزي به نام حمله بازدارنده سخن مي گويند نه جنگ پيشگيرانه. شايد * فرقي ميان اين دو اصطلاح نباشد. البته استدلالي كه پشت اين سخن نهفته است، بسيار قابل توجه است. مدت ها است كه حد و مرز مربوط به حق دفاع مشروع كشورها به هم ريخته است. ديگر نمي توان براي اين مقوله حد و مرز مشخصي قائل شد. حادثه يازدهم سپتامبر نشان داد، كه تهديدهاي امروزي براي كشورهاي جهان ديگر تنها در چارچوب حمله يك كشور به كشور ديگر خلاصه من نمي شود معتقدم، ديگر نمي توان نگاهي كليشه اي و سياه و سفيد به اين قضيه داشت. شما * جنگ ايالات متحده آمريكا با طالبان در افغانستان را جنگي مشروع تلقي مي كنيد و آن را با منشور سازمان ملل سازگار مي دانيد. حال آنكه شوراي امنيت هرگز رسما با اين اقدام آمريكايي ها موافقت نكرده بود. البته در ارتباط با دفاع از خود نيازي به مجوز شوراي امنيت وجود من ندارد تصور مي كنم، آمريكايي ها اين حق را داشتند كه با تروريسم مبارزه كنند و سعي كنند رژيمي را كه از تروريست ها حمايت مي كرد، سرنگون نمايند. از اين رو حتي من مشاركت آلمان در جنگ افغانستان را نيز مغاير حقوق بين الملل ارزيابي نمي كنم. * منظور شما اين نيست كه سرنگون كردن صدام حسين را هم مي توان با توسل به حق دفاع مشروع توجيه؟ كرد حمله به عراق به معناي اقدامي بسيار خطرناك در چارچوب جنگ بازدارنده اين است اقدام موجب مي شود كه نظام امنيتي متزلزل سازمان ملل متحد با بحران جدي روبه رو شود. براساس منشور سازمان ملل متحد وظيفه دفع خطراتي كه صلح جهاني را تهديد مي كند، برعهده جامعه جهاني است و يك كشور به تنهايي نمي تواند در اين عرصه اقدام كند. اگر كشور به اقدامات خودسرانه روي آورد، اجماع جهاني اهميت خود را از دست مي دهد. * البته ايالات متحده در سال 1962 در جريان بحران كوبا چنين تجربه اي را تا حدودي آزموده است. آنچه در ارتباط با بحران كوبا بسيار جالب توجه است، اين است كه در آن زمان آمريكايي ها سعي نكردند اقدام خود را با استناد به حق دفاع مشروع توجيه كنند. در حالي كه در آن زمان موشك هاي هسته اي روسيه در بيخ گوش آمريكا مستقر شده بود، در حالي كه هم اكنون سلاح هاي كشتارجمعي فرضي عراق تهديد چنداني متوجه آمريكايي ها جان نمي كند اف كندي رئيس جمهور آمريكا به خوبي مي دانست، كه اگر آمريكا به حق دفاع مشروع روي مي آورد، روس ها هم مي توانستند در مورد موشك هاي آمريكايي مستقر در تركيه استدلال مشابهي به كار برند. در * شرايط كنوني صدام حسين هم مي تواند، با اين استدلال كه ممكن است كشورش در آينده اي نزديك مورد تهاجم نامشروع آمريكا قرار گيرد، به يك حمله بازدارنده عليه آمريكا دست يازد. اگر چنين شود، آنگاه واشنگتن چه؟ مي گويد اين نشان مي دهد كه حق حمله بازدارنده تا چه حد خطرناك است و هر كشوري مي تواند با استناد به آن اقدامات متجاوزكارانه خود را توجيه كند. اين همان پديده بومرنگ است. البته بايد بگويم كه چاره اي نداريم جز اينكه در آينده حق دفاع مشروع را اندكي بسط دهيم. بايد * پذيرفت كه حقوق بين الملل به ويژه طي سال هاي اخير دستاورد چنداني در حوزه صلح جهاني به همراه نداشته است. بايد دانست كه در عرصه حقوق بين الملل از يك نظام مركزي قانون گذاري و همين طور از يك نظام قضايي لازم الاجرا خبري نيست. تقريبا تمام آنچه ما امروزه داريم، تحت فشار تاريخ و از طريق مصالحه ميان كشورها شكل گرفته است. بنابراين عملا هيچ قدرتي در جهان نمي تواند، مانع از آن شود كه ايالات متحده آمريكا بر مبناي برداشت خاص خود از حقوق و روابط بين الملل عمل نكند. * سازمان ملل متحد با منشور جهاني خود به عنوان قانون صلح مي تواند نقش قدرت جهاني را ايفا كند، قدرتي كه مي تواند در مقابل آمريكا نيز ايستادگي كند. آيا چنين تلاشي با شكست روبه رو شده؟ است پس از جنگ جهاني اول جامعه بين الملل شكل گرفت تا مانع از تكرار تراژدي جنگ پس شود از جنگ جهاني دوم نيز سازوكارهاي تضمين صلح در سازمان ملل مورد توجه قرار گرفت، تا تاريخ تكرار نشود. * آيا اكنون بايد در انتظار جنگ جهاني سوم؟ باشيم من اميدوارم چنين چيزي روي ندهد. اما در مورد آنچه به جنگ مربوط مي شود، ما در اين سال ها با پديده هاي غيرمنتظره اي روبه رو آفرينندگان شده ايم منشور سازمان ملل متحد در جهاني زندگي مي كردند، كه جنگ صرفا به هجوم يك كشور به كشور ديگر محدود مي شد. براي همين سازمان ملل متحد با توجه به شرايط استاندارد آن دوران شكل گرفته اما است اكنون سناريوهاي متفاوتي پيش رو داريم كه با ابزارها و روش هاي قديمي نمي توان با آنها برخورد كرد. حملات تروريستي سازمان ها و گروه هاي خصوصي كه به جنگ شباهت دارد، نبردهاي قومي و جنگ هاي داخلي از جمله اين سناريوهاي تازه هستند. همچنين امكانات تكنولوژيك مهاجمان نيز با تصورات ديرينه ما درباره حمله و دفاع هيچ سنخيتي ندارد. * آيا ما به نظامي نوين براي تضمين صلح؟ نيازمنديم به اين سادگي ها نمي توان يك نظام نوين ايجاد كرد. به عنوان مثال بحث هاي چندين ساله درباره اصلاح شوراي امنيت را تصور كنيد. آيا اين بحث ها به حذف موانع ساختاري در سازمان ملل؟ انجاميد قدرت هاي حاضر در شوراي امنيت حاضر نمي شوند از حق وتو صرف نظر كنند. همچنين در ميان كشورهاي عضو سازمان ملل درباره مدرنيزه كردن منشور اين سازمان اتفاق نظر وجود ندارد. * برخي از كشورها با استناد به اينكه شرايط جهان تغيير كرده است، منشور سازمان ملل را به راحتي زير پا مي گذارند. ما بايد بپذيريم كه منشور سازمان ملل متحد كه در آن توسل به زور منع شده است، در بسياري از نقاط جهان به عنوان يك قانون اساسي جهاني مورد توجه قرار نمي گيرد. بسياري از كشورهاي جهان از جمله ايالات متحده آمريكا اين منشور را يك معاهده مثل ساير معاهده ها مي دانند. حتي * برخي از سران اروپا و كارشناسان حقوق بين الملل در اين قاره به تدريج سازمان ملل را دور تبديل مي زنند ناتو به يك پيمان نظامي جهاني و اعزام صلح بانان ناتو به سراسر جهان زنگ هاي خطر را براي سازمان ملل به صدا درآورده است. پيامد چنين روندي آن است كه خود ناتو نيز به تدريج به سازماني زائد تبديل مي شود. چرا كه آمريكايي ها به صورت موردي دوستان خود را انتخاب مي كنند و حتي در مواردي ناتو را هم ناديده مي گيرند و خود راسا وارد عمل مي شوند. * در منشور سازمان ملل استفاده از نيروي نظامي براي حمايت از حقوق بشر پيش بيني نشده است. اما جنگ كوزوو نشان داد كه در جنگ هاي نوين حفاظت از صلح و حمايت از حقوق بشر پيوند تنگاتنگي با هم دارد. من همچنان بر اين اعتقاد هستم كه دخالت ناتو در كوزوو اقدامي مغاير با حقوق بين الملل بود. من همچنين مخالف اين هستم كه برخي از كشورها مانند آمريكا در نقش سواران سفيد پوش ظاهر شده و بخواهند در كشورهاي ديگر با كمك شمشير و آتش برابري و عدالت را حاكم سازند. * منشور سازمان ملل متحد براي حمايت از كشورها شكل گرفته است. آيا بهتر نيست كارشناسان حقوق بين الملل منشوري را با هدف حمايت از ملت ها در برابر دولت هاي شان تدوين؟ كنند چنين كاري در حال انجام است. هم اكنون كارشناسان حقوق بين الملل و سازمان هاي حمايت از حقوق بشر سرگرم تدوين مقرراتي هستند كه اين امكان را فراهم كند كه بتوان بدون توجه به حق حاكميت كشورها براي دفاع از حقوق بشر وارد عمل شد و البته بايد توجه داشت كه دخالت هاي نظامي همواره چاره ساز و ضروري نيست. * دادگاه جزايي بين المللي در آينده نزديك اين امكان را فراهم مي كند كه به مواردي همچون نسل كشي و جنايت عليه بشريت در سراسر جهان رسيدگي كرد. اين دادگاه را مي توان ابزار فشاري تازه عليه ناقضان حقوق بشر و ستمگراني همچون ميلوشوويچ تلقي؟ كرد واقعيت آن است كه به اندازه كافي درباره ابعاد و پيامدهاي اقامه دعوي عليه ديكتاتورها در دادگاه جزايي بين المللي بحث و گفت وگو نشده است. آيا چنين دادگاهي مي تواند ديكتاتورها را از اقدامات جنايتكارانه؟ بازدارد به هر حال دادگاه جزايي بين المللي براي ملت هاي تحت ستم يك روزنه اميد محسوب مي شود. بايد ديد، ضررهاي چنين دادگاهي از سود آن بيشتر نيست. به هر حال اگر يك ديكتاتور مطمئن شود كه به دادگاه جزايي بين المللي احضار خواهد شد لااقل به طور داوطلبانه از قدرت صرف نظر نخواهد كرد. بنابراين * يك بار ديگر عدالت قرباني فرصت طلبي سياسي مي شود. اين طور؟ نيست بايد ديد چگونه مي توان بيشتر به عدالت خدمت كرد. معمولا راه حل هاي سياسي از راه حل هاي قضايي بهتراست. آيا * يك حقوقدان مي تواند چنين سخن؟ بگويد يك كارشناس حقوق بين الملل بايد بيشتر از ساير حقوقدانان به حقايق سياسي توجه داشته باشد.