Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811012-59407S1

Date of Document: 2003-01-02

آمريكا تشكر نكرد عراق و ديپلماسي ايران درگفت وگو با معاون وزير خارجه گروه سياسي، فرشاد محمودي: نه از لبخند مقابل دوربين ها خبري بود و نه از دست دادن هاي دوستانه و نه حتي تشكيل كنفرانس مطبوعاتي; آن هنگام كه مذاكرات وزير امور خارجه عراق با مقامات ايراني در تهران به پايان رسيد. كسي از آمدن استاد رشته زبان انگليسي به ايران كه صدام او را در آگوست سال گذشته به وزارت خارجه فرستاده بود خوشحال نشد. حتي نمايندگان مجلس كه سرسفر به كردستان عراق داشتند به طور رسمي به سفر ناجي صبري اعتراض كردند و خواستار پاسخگويي خرازي شدند. نمايندگان مي گفتند دنيا مي داند كه تاريخ مصرف رژيم صدام تمام شده و اگر هم بحثي است در نحوه برچيدن اين رژيم است. صبري، يك هفته پس از سالگرد آغاز جنگ و دو هفته مانده به سالروز برقراري مجدد روابط ديپلماتيك تهران _ بغداد، پايتخت ايران را ترك كرد و پس از آن در گفت وگويي با مجله آلماني زبان اشپيگل جاسوسان آمريكا و انگليس و ايران را اپوزيسيون عراق خواند. چند هفته پس از اين سفر بود كه يكي از دانشجويان ايراني كه براي زيارت عتبات عاليات به كربلا رفته بود توسط استخبارات عراق بازداشت شد. دستگيري ايراني ها درعراق پس از آن چنان فزوني گرفت كه برخي از نمايندگان در ديدار با كمال خرازي رقم آن را بيش از 300 نفر عنوان كردند. بازداشت اتباع ايراني، مصاحبه ناجي صبري با اشپيگل و پيشتر از آن سخنان طه ياسين رمضان - معاون رئيس جمهور عراق - كه گفته بود در تمام درگيري ملت هاي عرب و مسلمان، ايرانيان يا به قول رمضان فارس ها متحد اسرائيل بوده اند! و طرح ها و نقشه هاي آنان فرقي با يكديگر ندارد نشان مي دهد كه اين كشور نمي خواهد در وضعيت فعلي اش دست كم در ظاهر امتيازي به ايراني ها بدهد. طرفه اين بود كه پس اين ماجراها سياست ايران در قبال مسئله عراق بي طرفي فعال عنوان شد. * * * درست در طبقه زيرين دفتر كار وزير امور خارجه ايران 2 اتاق وجود دارد كه در يكي از آنها سيدمحمد صدر معاون امور كشورهاي عربي و آفريقايي وزارتخانه دفتر دارد. در داخل اين اتاق يك صندلي قديمي وجود دارد كه يادگار پر ارزشي براي آقاي معاون است. صندلي شهيد محمدعلي رجايي نخست وزير فقيد ايران. درواقع محمدصدر با رجايي به وزارت خارجه آمد و سپس مديركل سياسي اروپا - آمريكا شد و پس از آن در سال 64 با حكم علي اكبر محتشمي بر صندلي معاون سياسي وزارت كشور نشست. همزمان با خروج محتشمي از وزارت كشور صدر به معاونت سياست خارجي و روابط ديني مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري رفت و پس از يكسال تا پايان وزارت علي اكبر ولايتي مشاور وي شد. معاون پنجاه و يك ساله وزارت خارجه هم اكنون عضو شوراي سياست گذاري صدا و سيما هم هست و صبح روزي كه مسعود بارزاني عازم تهران بود و كاردار عراق مشغول توضيح دادن به رئيس اداره اول خليج فارس، با همشهري به گفت وگو نشست. اعزام * زائرين ايراني به عراق تا كي ادامه؟ دارد ما فرستادن زوار ايراني به عراق را برنامه ريزي كرديم. رفتن زوار به عراق ادامه دارد اما آن لحظه اي كه ما احساس كنيم قضيه حمله قطعي است بلافاصله جلوي فرستادن زوار را مي گيريم. ما اينجا يك ستاد ويژه عراق داريم كه درباره مسائل مختلف در آن بحث و تصميم گيري مي شود. يكي از بحث هايي كه آنجا مي شود همين ماجراي زائرين و ايراني هايي است كه به عراق مي روند. بنابراين برنامه ريزي شده و به سازمان حج و زيارت هم ماموريت داده شده كه آماده باشند به محض اينكه چنين واقعه اي اتفاق بيفتد ابتدا جلوي رفتن زوار را مي گيريم و بعد هم بازگشت آنهايي كه داخل عراق هستند. منتها من يك نكته خوشمزه براي شما بگويم كه ما اين بار اين اقدام را انجام خواهيم دادولي دفعه گذشته كه عراق مورد حمله قرار گرفت و زوار ما آنجا بودند ما مي خواستيم آنها را برگردانيم ولي خودشان نمي آمدند. يعني عشق امام حسين و زيارت نمي گذاشت كه بازگردند ما هم مرتب اعلام مي كرديم كه آنجا خطرات زيادي است و موشك باران مي شود خلاصه ما با زور زياد آنها را برگردانديم و واقعا زوار با نارضايتي به ايران برگشتند. بنابراين ما آمادگي حمله به عراق را داريم و به محض اينكه حمله نزديك بشود ان شاءالله اقدام خواهيم كرد. الان * كه به شكل عادي انجام مي شود. بله الان رفتن زوار ادامه دارد. * ماجراي مهدي نصيري دانشجوي ايراني كه الان در عراق زنداني است به كجا؟ رسيد البته اين طور كه عراقي ها ادعا مي كنند و مي گويند ايشان يك سري اقداماتي انجام داده كه مقررات كشور آنها را نقض كرده و از ديد آنها جرمي مرتكب شده. اين چيزي است كه عراقي ها گفتند و ما نمي دانيم كه او جرمي مرتكب شده يا نه. در هر صورت ما به صورت جدي اين قضيه را دنبال مي كنيم. تا به حال چند بار كاردار عراق به وزارت خارجه احضار و در اين مورد با او بحث شده. همين الان كه من با شما صحبت مي كنم كاردار عراق در وزارت خارجه است و با رئيس اداره اول خليج فارس ملاقات حساسيت دارد قضيه به عراقي ها منتقل و گفته شده كه با توجه به اينكه ايشان دانشجو است بايد حتما خيلي سريع آزاد بشود. از آن طرف كاردار ما در بغداد مرتب با وزارت خارجه عراق در تماس است. حساسيت ها گفته شده، حتي بعضي از كانال هاي ديگر در اين زمينه فعال شدند كه ما اميدواريم هرچه زودتر به نتيجه برسد و ايشان آزاد شود. ايشان * در كربلا بازداشت؟ است ظاهرا طبق چيزي كه عراقي ها مي گويند. * اين احتمال وجود دارد كه با پيگيري مشكلات اين دانشجوي زنداني، پرونده اسراي ايراني كه در عراق هستند و در آستانه حمله احتمالي دوباره فعال؟ شود بحث اسرا يكي از بحث هايي است كه ما با عراقي ها داريم و الان مرتب كميسيون اسرا فعال است. اينها جلسات مختلفي دارند. همين چند وقت پيش سر مرز با هم جلساتي داشتند. البته بحث اسرا تقريبا رو به پايان است و خيلي زياد نمانده 98 الان درصد بحث اسرا به پايان رسيده و تمام شده فقط بحث سر 2 درصد هست كه اختلاف نظرهايي وجود طرف ها دارد ادعايي بر سر اسرا دارند كه اين هم دارد پيش مي رود. * 2 آن درصد باقي مانده چند نفر از ايراني ها را تشكيل؟ مي دهد الان آمار دقيق نداريم. * همين موضوع باعث اختلاف؟ شده نه يكسري اسناد و مدارك هست كه ما ارائه كرديم و گفتيم عراقي ها تكليف آن را روشن كنند و الان همين طور اين بحث ادامه دارد. * چه؟ اسنادي اسنادي كه ما از طريق صليب سرخ به دست آورديم يا نامه ها و فيلم هاي تلويزيوني يا صدايي كه هست يا اين طور چيزها كه در مدت اسارت از ايراني ها به جا مانده. * بحث غرامت هم مطرح؟ است اين وضعيت صدام شرايط خوبي براي ما ايجاد كرده كه ماجراي غرامت هاي جنگي را يكسره كنيم. در زمان جنگ دوم خليج فارس همه كشورهايي كه از اين جنگ صدمه ديدند غرامت گرفتند، غرامت هاي ايران چه؟ شد بله ايراني هايي كه ساكن كويت بودند و مجبور شدند به دليل اشغال اين كشور، كويت را ترك كنند و خارج شوند توانستند خسارت هايي را كه ديدند جبران كنند. * يعني از ايالات متحده خسارت؟ گرفتند از آمريكا نه، از سازمان ملل گرفتند. * غرامت هاي ما از جنگ با عراق چطور شد ظاهرا به همان هواپيماهايي كه عراق در زمان حمله كويت به ايران فرستاد قناعت كرديم. اين هواپيماها بدون موافقت ايران وارد كشور شد. ما هيچ توافقي براي ورود اين هواپيماها به ايران نداشتيم. در ضمن تعداد هواپيماهايي كه وارد ايران شد بسيار متفاوت است از تعدادي كه عراقي ها ادعا مي كنند. اين هواپيما در يك شرايط اضطراري وارد ايران شد. يكسري از آنها در همان زماني كه به ايران مي آمدند دچار سانحه مي شدند و بعضا از بين رفتند. به هر صورت ما معتقديم تكليف اين هواپيماها را سازمان ملل بايد مشخص كند. يعني الان ما اين هواپيماها را به عراق برنمي گردانيم تا از اين كشور رفع تحريم بشود و سازمان ملل تكليف شان را روشن كند. * ولي دولت آقاي هاشمي در زمان ورود اين هواپيما اعلام كرد كه آنها را به عنوان غرامت جنگي؟ برداشته اند نخير تعيين تكليف نشده. * چه تعدادي؟ هستند تعداد دقيقش را نمي دانم تعداد زيادي نيست نه ارزش ريالي دارد و نه ارزش دلاري. * به غير از بحث درباره غرامت ها در شرايط حاضر، مي توانيم امتيازات خوبي از عراق بگيريم دست كم مي توانيم قرارداد صلح را 14 سال پس از آتش بس امضا كنيم و به اين وضعيت نه جنگ و نه صلح خاتمه بدهيم. قرارداد صلح، به آن معنا كه نيازي نيست يعني اصلا معنايي ندارد. * ولي وضعيت فعلي دو كشور آتش بس است نه صلح. نه ما عهدنامه 1975 داريم كه اين همچنان پابرجاست و بهترين روش صلح همين است كه تعهد كنيم عهدنامه اجرا اين شود عهدنامه كه اجرا بشود هم مسائل مرز آبي و خاكي حل مي شود، هم امنيت مرزي و چون اين عهدنامه، عهدنامه جامع و كاملي است تمام مسائل مهم روابط بين دو كشور در واقع در آن وجود دارد. بنابراين بهترين كار اجراي اين قطعنامه است كه تمام مسائل ميان دو كشور را حل كند و نيازي به امضاي قرارداد صلح نيست. * اگر دو طرف متعهد به اين عهدنامه بشوند باز هم وضعيت نه جنگ و نه صلح تمام نمي شود. نه وقتي كه عهدنامه اجرا شود خودش يعني شرايط صلح. شرايطي كه هيچ گونه تشنجي در مرزها مرز نيست آبي و خاكي مشخص مي شود و دو طرف ديگر هيچ گونه اقدامات ضدامنيتي عليه هم انجام نمي دهند. چون تمام اين ها در عهدنامه پيش بيني شده. اجراي عهدنامه خودش يعني صلح كامل. * در زمان آقاي هاشمي يك نامه نگاري هايي درباره اجراي بندهاي قطعنامه 598 با صدام انجام شد. سرانجام اين درخواست هاي ايران به كجا رسيد به نظر مي رسد هر دو طرف ترجيح مي دهند درباره آن سكوت كنند. بله، مسكوت مانده است، اما عراقي ها حاضر نمي شوند درباره آن صحبت كنند. خواسته ما اجراي عهدنامه است و هنوز عراقي ها حاضر نشدند كه به اجراي آن تن دهند. * من همين جا را مي گويم اگر نيازي به قرارداد صلح نيست دست كم آنها را متعهد به اجراي عهدنامه كنيم. ببينيد آنها اجراي عهدنامه را منوط كردند به صرف نظر كردن ايران از غرامت هاي جنگ كه به نظر ما بحث درباره غرامت بايد در جاي خودش مطرح شود و ارتباطي با اجراي عهدنامه بحث ندارد غرامت جنگ مربوط به قطعنامه 598 است و بحث عهدنامه يك تعهد دوجانبه است كه دو طرف امضا كردند و هيچ ارتباطي با هم ندارد. ارتباطي كه عراقي ها الان بين اين دو موضوع ايجاد مي كنند ارتباط منطقي طبيعتا نيست مورد قبول ما هم نيست. *ا پس عملا ما نمي توانيم كاري به پيش ببريم و منتظر اتفاقات هستيم. ببينيد ما از ابتدا دنبال اين بوديم كه مسائل مان را با عراق حل كنيم. آقاي خاتمي سياست اعتمادسازي و تشنج زدايي داشت. در خيلي از كشورها هم اين سياست پاسخ داده و مثبت بوده. شايد بتوانيم بگوييم تنها جايي كه اين سياست به نتيجه نرسيده همين عراق است كه واقعا مربوط به ما نمي شود. مربوط به عراقي ها است كه متاسفانه با اين سياست هماهنگ نيستند و در واقع آنها اراده سياسي ندارند. هر زمان كه طرف عراقي آمادگي داشته باشد مشكلات را حل كند ما هم آماده ايم. * در سفر چند ماه پيش ناجي صبري صحبتي در اين زمينه ها؟ نشد ما يكسري مسائل داريم كه هميشه درباره آنها با عراق بحث ما مي كنيم چند مسئله بزرگ داريم. يكي مسئله اسرا و مفقودين است يكي بحث تبادل اجساد و تجارت و زيارت است و بحث عهدنامه 1975 و قراردادهاي مرزي است. هميشه ما اين مسائل را مورد بررسي قرار مي دهيم. * نتيجه اش چه؟ بوده حرف شما يعني اينكه كاري از پيش نبرديم. مجلس هم بعد از سفر ايشان، به وزارت خارجه اعتراض شديدي كرد چرا بايد در اين شرايط استثنايي كه احتمال حمله به عراق وجود دارد صبري به تهران بيايد و حتي نمايندگان پيش نويس طرح استيضاح وزير خارجه را هم تهيه كردند. ببينيد سياست خارجي هيچ موقع نمي تواند در رفت وآمدها را ببندد. اينكه اين سفر در اين شرايط مساعد يا نامساعد انجام شد هيچ اشكالي نداشت. در همان شرايطي كه ايشان به ايران آمد يكسري از نمايندگان كنگره آمريكا در بغداد بودند. آمريكايي كه خودش حالت جنگي نسبت به عراق گرفته. اصولا در سياست خارجي جلوي رفت وآمد را گرفتن يعني تعطيلي سياست خارجي. هركسي هم در هر زماني طبيعتا دنبال منافع خودش است. ما هم دنبال منافع خودمانيم و صلاح نمي ديديم كه در آن شرايط بگوييم طرف به ايران نيايد چون مشكلات زيادي داريم و بايد آن را حل كنيم طبيعتا از هر فرصتي بايد استفاده كنيم. يكي از اين فرصت ها همين بود كه مسائل را طرح كنيم. * اين سفر چه حاصلي؟ داشت چه استفاده اي از آن؟ برديم عرض كردم همين كه اين موضوعات مطرح مي شود... * طرح موضوع كه مشكلي را حل نمي كند. بعد از اين سفر آقاي شريعتمداري وزير بازرگاني به بغداد رفت و يكسري موافقتنامه هاي اقتصادي امضا شد. سياست خارجي ذره ذره پيش مي رود يك شبه كه تمام مسائل حل نمي شود آن هم مسائل ناشي از يك جنگ 8 ساله. الان ما توانستيم در اين ارتباط چند قدم كوچك برداريم كه مثبت بوده و اميدواريم بقيه اش هم ادامه پيدا كند. * يعني استراتژي و سياست ورزي ما در شرايط فعلي عراق تغيير نكرده و ما بر همان مداري مي چرخيم كه قبل از يازدهم سپتامبر بود. طبيعتا اگر هم عراق بخواهد نرمشي در اين شرايط نشان بدهد آن را ظاهر نمي كند. آنها اين تفكر را دارند كه فكر كنند ما در حالت ضعف مي خواهيم از آنها امتيازگيري كنيم و طبيعتا مقاومت نشان مي دهند. اين طورنيست كه آنها متوجه قضيه اي كه شما مي شويد، نشوند ولي ما اصلا به اين قضيه فكر نمي كنيم. ما بايد مسائل و مشكلات دو كشور را حل كنيم و تصور هم مي كنيم به نفع دو كشور است كه واقعا مشكلاتي كه از زمان جنگ باقي مانده حل بشود و اين مسائل از بين برود، چون دو كشور همسايه در نهايت در كنار هم هستند و بايد مسائلشان را حل كنند. * سوال بعدي من درباره آقاي حكيم است. مواضع ايشان كم كم به آمريكا نزديك مي شود. با توجه به اينكه ما سال هاي دوره حرمان پذيراي ايشان در ايران بوديم ممكن است كه از اين راه منافع ما در حكومت آينده عراق تضمين؟ باشد عملكرد آقاي حكيم هيچ ارتباطي با ما ندارد. بايد به اين موضوع توجه كنيم. آقاي حكيم به عنوان فرزند يكي از مراجع بزرگ شيعه مهمان جمهوري اسلامي هستند و تا هر زمان هم كه ضروري باشد اينجا تشريف دارند. طبيعي است كه ما وظيفه داريم از ايشان و نزديكانشان پذيرايي كنيم ولي اينكه ايشان چه اقدامي را دارد انجام مي دهد، اين مربوط به نظر خودشان و مسائلي است كه در نظر مي گيرند. اين جور نيست كه جمهوري اسلامي نظرات خودش را به آقاي حكيم تحميل كند و بگويد شما اين كار را بكن يا نكن. اينها مهمان ما هستند و چيزي را كه فكر مي كنند براي مصالح شان و مردم عراق درست است، انجام مي دهند. ممكن است با اقدامات آنها جمهوري اسلامي موافق باشد ممكن هم هست مخالف باشد و ممكن هم هست جمهوري اسلامي نظرياتش را به آقاي حكيم منتقل كند اما اينكه آن را تحميل كند به هيچ وجه چنين چيزي واقعيت ندارد. * اگر نظريات آقاي حكيم در راستاي منافع ملي ما باشد؟ چه عرض كردم كاري نداريم كه آقاي حكيم چه مي كند. او اينجا مهمان ماست. بيست سالي بوده كه ايشان اينجا بوده و بعد از اين هم اگر خواستند مي توانند اينجا باشند و هر كاري درباره منافع كشورش خواست انجام بدهد انجام مي دهد. ما نهايتا نظرياتمان را به ايشان مي گوييم و دستوري با آقاي حكيم برخورد نمي كنيم. * حتي اگر نظرات ايشان روزگاري در تضاد با منافع ملي ما قرار؟ بگيرد در هر صورت ما نظرياتمان را تحميل نمي كنيم. * صدام يك زماني پيشنهاد كرده بود اگر ايران آيت الله حكيم را تحويل بدهد آنها هم منافقين را تحويل ايران خواهند داد. ما يك چنين پيشنهادي نشنيديم. [مي خندد ] * يعني تكذيبش؟ مي كنيد ما نشنيديم. * سران منافقين اعلام كردند در صورتي كه آمريكا به عراق حمله كند آنها به آلمان پناهنده مي شوند، در اين صورت روابط ما با ميزبان منافقين دچار چالش؟ مي شود بله الان يكي از بحث هايي كه مطرح است همين است كه سران منافقين به كشورهاي اروپايي بروند. البته كشورهاي اروپايي اينها را عمدتا تروريست مي شناسند و بعيد است كه با توجه به اينكه جزو ليست تروريست ها هستند، آنها را بپذيرند، ولي در صورتي كه چنين كاري بكنند با عكس العمل شديد جمهوري اسلامي مواجه مي شوند. * در صورت حمله آمريكا به عراق و سرگردان شدن منافقين ايران چه كار خواهد كرد. چون احتمال سرازير شدن آنها به سمت مرزهاي ايران بسيار زياد؟ است بله يكي از احتمالاتي كه داده مي شود اين است كه به طرف ايران بيايند كه با عكس العمل شديد نيروهاي نظامي ما مواجه خواهند شد. اگر * موافق باشيد در مورد شمال عراق و كردها صحبت كنيم، نظر ايران درباره مستقل شدن كردها؟ چيست نه چنين امكاني وجود ندارد. حتي خود رهبران كرد عراقي مثل آقاي بارزاني يا طالباني چون حساسيت هاي منطقه را مي دانند خودشان هم مي گويند ما به هيچ وجه به دنبال آزادي كردستان و دولت مستقل كردي نيستيم چون مي دانند كه هم ايران هم تركيه هم عراق و هم سوريه حساسيت هاي خيلي جدي و شديدي نسبت به اين مسئله دارند اصلا اين فرض را مطرح نمي كنند. نهايتا مي گويند در چارچوب تماميت ارضي عراق اقدام خواهند كرد ولي خب خواسته هايي براي احقاق حقوق خودشان دارند. به هيچ وجه بحث كردستان آزاد وجود خارجي ندارد و چنين چيزي هم عملي نيست. * رهبر حزب دموكرات كردستان عراق هم قرار است به ايران بيايد. من در روزنامه ها ديدم كه نوشته بودند. * محور مذاكرات؟ چيست هنوز كه نيامده قرار است بيايد. * قرار بود نماينده هاي كرد مجلس به دعوت حزب دموكرات كردستان عراق بروند چرا وزارت خارجه با انجام اين سفر مخالفت؟ كرد ما در مجموع يك چنين اقداماتي را به صلاح نمي دانيم. وزارت خارجه هم با اين سفر مخالفت كرد. مي دانيد هر اقدامي كه بخواهد صورت بگيرد كه در جهت منافع كشور نباشد طبيعتا با آن مخالفت مي كنيم. * قرار بود يك بازديد ساده از كردستان باشد. ما صلاح نمي ديديم كه اين سفر انجام شود. * به طور كلي يا در وضعيت؟ فعلي نه فقط در وضعيت فعلي. * آمريكا در منطقه سال ها است كه حضور نظامي دارد. در جنگ احتمالي كه با قطعنامه سازمان ملل باشد ما مرزهايمان را در اختيار آنها؟ مي گذاريم ما در هيچ شرايطي همكاري نظامي با آمريكا نخواهيم كرد. ما اعلام كرديم كه در اين زمينه به هيچ وجه به هيچ كدام از طرفين درگير كمك نخواهيم كرد و دخالت هم نمي كنيم و اجازه استفاده از مرزهايمان را هم به هواپيماهاي آمريكايي نخواهيم داد. * آقاي شمخاني گفته بود كه در صورت تصويب قطعنامه ايران اجازه استفاده انسان دوستانه از آسمانش را به هواپيماهاي سانحه ديده آمريكا خواهد داد. خب ايشان بعدا اين صحبت را تكذيب كرد. * يعني ما هرگز شاهد تكرار تجربه همكاري با آمريكا مثل جنگ افغانستان نخواهيم؟ بود نخير به هيچ وجه ما همكاري نخواهيم داشت. * به خاطر اينكه آمريكا ما را در محور شرارت قرار؟ داده يعني اين جواب ما به سياست جديد آمريكا؟ است در هر صورت ما اصلا به آمريكايي ها اعتماد نداريم. آنها به هيچ وجه قابل اعتماد نيستند. همانطور كه خود شما اشاره كرديد بزرگ ترين اشتباه دولت جورج بوش بعد از ماجراي افغانستان بود. در حالي كه بوش بدون موافقت ايران امكان هيچ گونه كاري را در افغانستان نداشت، آنها به جاي تشكر بحث محور شرارت را مطرح كردند و نشان دادند كه عقل بر حاكميت آمريكا حاكم نيست و اينها تصميماتي مي گيرند كه عاقلانه نيست. طبيعي است كه نشود به اين دولت اطمينان كرد. * اما منابع نزديك به كاخ سفيد از جمله واشنگتن پست مي گويند كه كشورهاي حاشيه خليج فارس در حال ميانجيگري هستند تا ايران با اين جنگ همراه شود. اينها بيشتر خبرسازي است. آنها خواسته هايشان را اين طوري به صورت غيرمستقيم مطرح مي كنند. ولي ما چون تجربه بسيار بدي از همكاري با آمريكا داريم و نمي توانيم به آنها اطمينان كنيم، طبيعتا چنين كاري را انجام نمي دهيم. ضمن اينكه ما مي دانيم در هر صورت اگر تهاجم نظامي بشود مردم عراق كه براي ما داراي اهميت بالايي هستند ضربه مي خورند. ما به هيچ وجه حاضر نيستيم در ضربه اي كه به آنها زده مي شود شريك شويم. * حتي اگر سازمان ملل قطعنامه تصويب؟ كند بله حتي اگر سازمان ملل هم تصويب كند، ما به هيچ وجه عملا وارد همكاري نظامي نخواهيم شد. * عملا يعني چه آقاي؟ صدر يعني عملا ديگر. [مي خندد ] * يعني به شكل ديگري وارد مي شويم. نه عرض كردم به هيچ وجه در امور داخلي عراق دخالت نمي كنيم به هيچ وجه. * حتي اگر منافع ملي مان ايجاب؟ كند منافع ملي مان ايجاب نمي كند كه دخالت نظامي بكنيم. * آقاي آصفي مي گفت ما در ماجراي عراق بي طرف فعال هستيم. اين بي طرفي فعال يعني؟ چه اين سياست يعني اينكه ما عملا به هيچ وجه وارد قضيه نخواهيم شد. اما اينكه عملا وارد نمي شويم به اين معنا نيست كه كار سياسي يا موضع گيري علني نداشته در باشيم هر صورت با تهاجم نظامي به عراق مخالفيم. اين را هم در تبليغاتمان مي گوييم هم در ملاقات هاي سياسي. چون عراق يك كشور اسلامي است و مردم آن مسلمانند و ما نمي توانيم تاييد كنيم ضربه اي را كه به اين كشور وارد خواهد شد. * همين موضع را ما در زمان جنگ افغانستان هم داشتيم. با حمله به مردم مسلمان افغانستان مخالف بوديم ولي بعد مشخص شد كه همكاري مي كرديم و بعد از سقوط طالبان هم ايران از اين سقوط حمايت كرد. يك چنين احتمالي در مورد عراق هم وجود دارد. در صورتي كه حكومت صدام ساقط شود آن زمان ما با دولت جديد بغداد همراه مي شويم و گذشته را فراموش مي كنيم. كل يوما هو في شان. ما الان اصلا نمي دانيم چه اتفاقي خواهد افتاد و چه شرايطي به وجود خواهد طبيعتا آمد در شرايط متفاوت هر دولتي اقدامات مختلفي را انجام مي دهد. در اين شرايط اقدام عليه عراق را تاييد نمي كنيم. * پس در صورت عوض شدن شرايط ما موضع مان تغيير مي كند و ممكن است كه آسمان مان را در اختيار نيروهاي نظامي عليه عراق قرار بدهيم. ما در هيچ شرايطي همكاري نظامي با عراق نمي كنيم. * با اين موضع چگونه مي خواهيم در شكل گيري آينده عراق و ثبات منطقه نقش داشته؟ باشيم بالاخره ما كه نمي خواهيم در امور داخلي عراق دخالت كنيم بايد ببينيم كه چه شرايطي به وجود مي آيد تا بر مبناي آن فعاليت كنيم. با كشورهاي منطقه و همسايه همين الان هم در حال بحث و مذاكره هستيم. لازمه نقش داشتن در آينده، دخالت در امور داخلي عراق نيست. * يعني حمايت ايران از آقاي حكيم هم در راستاي اهداف آينده؟ است اين چيز جديدي نيست. الان 20 سال است كه آقاي حكيم در ايران تشريف دارند و هر اقدامي كه بخواهند انجام مي دهند. * پس چرا ايران با رفتن ايشان به اجلاس مخالفان صدام در آمريكا مخالفت كرد و برادر ايشان راهي آن جلسه؟ شد اين موضوع ربطي به ايران ندارد. اتفاقا اين اشتباه را كشورها و روزنامه هاي عربي هم مرتكب من مي شوند عرض كردم آقاي حكيم و مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق خودشان تصميم مي گيرند و ممكن است ما مخالف يا موافق آن باشيم و نظرمان را هم مي گوييم ولي تصميم نهايي را باز خودشان مي گيرند. در همين چارچوب هم بود كه تصميم گرفتند آقاي عبدالعزيز حكيم به واشنگتن برود. * اگر روزگاري ماجراي حكمتيار تكرار شود؟ چه عرض كردم آقاي حكيم مختار است هر تصميمي كه مي خواهد بگيرد. * * * سيد محمد صدر دكتراي داروسازي دارد از دانشگاه تهران. خودش به طنز مي گويد شايد در نگاه اول اين رشته تحصيلي ربطي به مسئوليت ام نداشته باشد اما واقعيت اين است كه ما داروسازي سياسي مي كنيم. صدر به همراه چند تن ديگر از معاونان وزارت خارجه در شمار متحدان خاتمي است كه به دستگاه ديپلماسي ايران وارد شده اند و داروسازي سياسي مي كنند. داروهايي كه گاهي موثر واقع مي شود آنچنان كه در مورد اروپا شد و گاه نتيجه برعكس مي دهد همچون همكاري در جنگ افغانستان و گاه بي اثر است چون مسئله عراق. چشم انداز حمله به عراق اما سياست واحدي را در ايران رقم نزده است. پاره اي از سياستمداران نزديك به خاتمي از جمله معاون حقوقي او معتقدند كه هر حكومتي در عراق بهتر از صدام حسين است. غالب اصلاح طلبان حضور يك رژيم دموكراتيك را در عراق عامل تقويت كننده اميدهاي خود براي ادامه اصلاحات مي دانند. دقيقا به همين دليل است كه طيفي از محافظه كاران مخالف پايان حكومت صدام هستند. از ديگر سو تحريم هاي نفتي عليه عراق باعث جلب سرمايه گذاري خارجي به سوي ايران شده كه اين خود مي تواند رغبت مسئولان ايران را به سرنگوني صدام كمتر در كند عين حال عراق ميزبان سازمان منافقين بزرگترين گروه مخالف ايراني است كه پايان حكومت صدام مي تواند آنها را نيز خانه به دوش كند و از انسجام نسبي فعلي به درآورد. اينها گوشه اي از تناقضاتي است كه ديپلماسي ما در مواجهه با بحران عراق با آن دست به گريبان است. اما به نظر مي رسد با توجه به تغييرات احتمالي سياسي در منطقه ايران اگر نتواند در شرايط فعلي صدام را وادار به اجراي بندهاي معطل مانده قطعنامه 598 كند و عهدنامه 1975 را از حالت تعليق خارج سازد، اين كار در دولت آينده عراق تيري است كه سخت در كمان مي نشيند و به هدف مي خورد. توافق نامه اي كه اينك تهران خواستار اجراي آن است عهدنامه مربوط به مرز دولتي و حسن همجواري بين ايران و عراق است كه در 24 فوريه 1975 به امضاي عباسعلي خلعتبري وزير خارجه وقت ايران و سعدون حمادي وزير خارجه اسبق عراق رسيده است. اين عهدنامه در حضور عبدالعزيز بوتفليقه كه اكنون رئيس جمهوري الجزاير است و آن روزگار دور عضو شوراي انقلاب و وزيرخارجه الجزاير بود در بغداد به امضا رسيده است. عكس: عباس كوثري