Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811012-59401S2

Date of Document: 2003-01-02

ممنوعيت تجسس و تفتيش حوزه عمومي و خصوصي در اسلام _ 2 محسن كديور نخستين ضابطه زندگي خصوصي اين بود كه در صورت تمايل شخص بتواند آن را مخفي و دور از دسترس ديگران قرار دهد. لازمه اين ضابطه ممنوعيت تجسس و تفتيش از يكسو و ممنوعيت اشاعه وانتشار احوال شخص و ابعاد زندگي خصوصي از سوي ديگر است. هر دو حكم با صراحت در قرآن كريم مطرح شده است: ياايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم و لاتجسسوا و لايغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم اين يا كل لحم اخيه ميتا فكر هتموه اي، كساني كه ايمان آورده ايد از بسياري گمان ها بپرهيزيد، به راستي كه بعضي گمان ها گناه است و تجسس نكنيد، و بعضي از شما غيبت بعضي ديگر را نكند، آيا يكي از شما دوست دارد كه گوشت برادر خود را در حالي كه مرده است بخورد پس از آن اكراه داريد. (سوره /12 49 حجرات ) خداوند در اين آيه از مومنان خواسته است كه از سوءظن و بدگماني نسبت به مردم بپرهيزند، سپس از جست وجو و كنجكاوي در احوال خصوصي ديگران آنان را بر حذر داشته است. هر سه مورد اين آيه از محرمات شرعي بحث است ما در تجسس متمركز است. تجسس يعني جست وجو از آنچه شخص كتمان مي كند. قرآن نه فقط از كنجكاوي در زندگي خصوصي مردم بر حذر داشته بلكه انتشار آن را نيز ممنوع كرده است. ان الذين يحبون ان تشييع الفاحشه في الذين آمنوا لهم عذاب اليم (سوره /19 24 نور) آنها كه دوست دارند زشتي هاي مومنان را منتشر كنند برايشان مجازات دردناكي است. ايمان ضامن زندگي خصوصي است. مومن اولا حق ندارد در مقام اطلاع از اسرار خصوصي مردم برآيد ثانيا اگر به طريقي بر اين اسرار آگاه شد حق ندارد آنها را منتشر كند. معناي واضح اين دو نهي موكد شرعي ضمانت ديني رعايت حريم زندگي خصوصي است. آيا اسلام تنها رعايت حريم زندگي خصوصي مسلمانان را لازم شمرده يا اين حريم را براي همه ساكنان جامعه اسلامي اعم از مسلمان و غيرمسلمان محترم شمرده؟ است اگر چه نهي از انتشار در آيه سوره نور درباره مومنان است، اما نهي از تجسس در آيه سوره حجرات مطلق است و با توجه به اصل در مسئله و ملاك حكم، همه ساكنان جامعه اسلامي اعم از مسلمان و غيرمسلمان مشمول حكم رعايت حريم زندگي خصوصي مي شوند. اگر چه اكثر روايات مسئله درباره مسلمانان است، اما اولا درباره غيرمسلمانان هيچ دليل شرعي داير بر جواز تجسس و كنجكاوي از احوال خصوصي شان وارد نشده، ثانيا وصف و لقب فاقد مفهوم است و نمي توان از ورود حكمي درباره مسلمانان خلاف آن را درباره غيرمسلمانان اثبات كرد. پيامبر اسلام (ص ) فرموده است: يا معشر من اسلم بلسانه و لم يسلم بقلبه، لاتتبعوا عثرات المسلمين فانه من تتبع عثرات المسلمين تتبع الله عثرته و من تتبع عثرته يفضحه 13 اي كساني كه به زبان مسلمان شده و به دل اسلام نياورده ايد، لغزش هاي مسلمانان را پيگيري نكنيد، كسي كه چنين كند، خدا لغزش هايش را پي مي گيرد، و كسي كه خدا لغزش هايش را پيگيري كند، او را رسوا مي كند. امام جعفر صادق (ع ) مي فرمايد: عورت مومن بر مومن حرام است. از او مي پرسند آيا مرادتان آلات جنسي مومن؟ است پاسخ مي دهد نه مرادم انتشار اسرار اوست اين 140 نهي از انتشار اسرار فقط شامل ديگران نمي شود، خود شخص نيز لازم نيست گناهاني كه در خفا كرده است علني امام بگويد علي بن ابيطالب (ع ) به مردي كه نزد او به زنا اقرار كرد فرمود: آيا نمي توانستي اين گناه را مستور داري آنچنان كه خدا بر تو؟ پوشانيد 15 شريعت مايل است گناهان زندگي خصوصي هرگز برملا نشود و پنهان باقي بماند. پيامبر ( ص ) تذكر داده است كه اميري كه لغزش مردم را مي جويد آنها را فاسد مي كند. 16 يكي از مصاديق تجسس تفتيش عقيده است. اگر شخصي به هر دليلي مايل نيست نظر خود را درباره امري اظهار كند، ديگران مجاز نيستند عقيده او را جويا شوند، بلكه بالاتر از آن كسي را نمي توان به واسطه داشتن عقيده خاص مجازات كرد. عقيده متصف به صحيح و ناصحيح مي شود. اما هيچ عقيده اي مشمول مجازات نيست. مجازات به عمل تعلق مي گيرد، نه نظر. نظر و عقيده با مجازات عوض نمي شود. اسلام نه تنها اجازه تفتيش عقيده نداده است بلكه بر عقيده نادرست نيز مجازات دنيوي وضع نكرده است. من در مقاله مستقلي آزادي عقيده و مذهب در اسلام را اثبات كرده ام ]...[. 17 ثور كندي از صحابه، نقل مي كند خليفه دوم عمربن خطاب شبي در مدينه گشت مي زد، پس صداي مردي را شنيد كه در خانه اش آواز مي خواند پس از ديوار بالا رفت و به او نهيب زد: اي دشمن خدا، آيا گمان كردي خدا گناه تو را مي پوشاند در حالي كه تو او را معصيت؟ مي كني مرد گفت: اي امير عجله نكن، اگر من يك بار خدا را معصيت كردم، توسه بار او را معصيت كردي. خدا فرمود: و لاتجسسوا(در 18 كار مردم تجسس و كنجكاوي نكنيد ) و تو تجسس كردي. خدا فرمود: و اتواالبيوت من ابوابها(به 19 خانه ها از درهايشان وارد شويد ) در حالي تو از ديوار بالا پريدي و تو بر من بدون اجازه وارد شدي در حالي كه خدا فرموده است: لا تدخلوا بيوتا غيركم حتي تستانسوا و تسلموا علي اهلها(به 20 خانه هاي - غير از خانه خوتان - داخل نشويد مگر اجازه بگيريد و بر اهل خانه سلام كنيد ) عمر به مرد گفت: آيا اگر از من درگذري بهتر؟ نيست مرد گفت: چرا، پس او را عفو كرد، عمر نيز او را واگذاشت و رفت. اين صحنه تاريخي در صدر اسلام از سويي دلالت بر ميزان آزادي مردم در آن زمان دارد و از سويي ديگر حريم زندگي خصوصي را به زيبايي ترسيم مي كند. گناه در زندگي خصوصي به حكومت ها ارتباطي ندارد. اگر بر گناه (به شرط عدم توبه ) عقابي است، در سراي ديگر و توسط خداوند است نه در اين دنيا و توسط در حكام مجموع مي توان گفت: حريم زندگي خصوصي در اسلام به رسميت شناخته شده است. اطلاعات خصوصي و احوال شخصي تنها به خود شخص مربوط است و احدي حتي دولت حق ندارد از آن كنجكاوي و تجسس كند و بر فرض اطلاع حق ندارد اسرار خصوصي فرد را منتشر كند. تفتيش عقيده ممنوع است. اگر شخص در حريم خصوصي خود معصيت كرده لازم نيست آن را نزد احدي حتي دولت و قاضي اقرار كند، بلكه بهتر است توبه كند و آن را بپوشاند. در شريعت اسلامي تجاوز به حريم زندگي خصوصي مردم، تجسس و كنجكاوي در آن و اشاعه و انتشار اسرار آن گناه محسوب مي شود و علاوه بر مجازات دنيوي عقاب اخروي نيز دارد. لذا ضمانت حريم زندگي خصوصي در يك جامعه اسلامي از يك جامعه سكولار بيشتر است. مي دانيم كه يكي از مختصات حوزه خصوصي اين است كه انسان مي تواند آن را از رويت و ديد ديگران بپوشاند، به نحوي كه هيچ شاهدي او را نبيند و هيچ ناظري بر او نظارت نداشته باشد. حال اگر كسي به اين حريم تجاوز كرد و بدون اطلاع و اذن شخص به مشاهده زندگي خصوصي او پرداخت مثلا به زنان و دختران در حريم خصوصي شان نظر كرد، علاوه بر عقاب اخروي در دنيا نيز به سختي مجازات مي شود مجازاتي كه گاه به از دست دادن نعمت بينايي منجر مي شود220 حريم زندگي خصوصي در يك جامعه اسلامي به مراتب از يك جامعه غيرديني محترم تر است. آزادي عمل در زندگي خصوصي يكي از ضوابط مهم زندگي خصوصي آزادي تصميم گيري در آن اينكه است هر گونه شخص بخواهد آن حوزه را تنظيم كند، و هيچ كس حق نداشته باشد در آن حوزه بر خلاف نظر انسان برايش تعيين تكليف كند. پيامبر ( ص ) در حديث مشهوري تصريح كرده است: الناس مسلطون علي اموالهم مردم 23 بر مال خود مسلط هستند هيچ كس بدون اجازه صاحب مال حق ندارد در آن تصرف كند. فقيهان از اين حديث يك قاعده فقهي ساخته اند كه به آن قاعده سلطنت مي گويند، به اين معني كه صاحب اختيار دارايي، صاحب آن است. به طريق اولي اگر انسان بر مال خود مسلط است، بر سرنوشت خود نيز بيش از ديگران سيطره داردقاعده 240 ديگري كه پشتيبان حيات خصوصي در فرهنگ اسلامي است اصل عدم ولايت است 250 پي نوشت: - 13 ثقه الاسلام كليني الكافي كتابالايمان و الكفر باب من طلب عثرات المومنين حديث 4 ج 2 ص. 355 - 14 كليني پيشين ج 2 ص 385 باب الروايه علي المومن حديث. 2 - 15 شيخ حر عاملي وسائل الشيعه ابواب مقدمات الحدود باب 16 حديث 6 ج 18 ص. 328 - 16 سنن البيهقي ج 8 ص 333 كتابالاشربه باب ما جا في النهي عن التجسس تفسير القرطبي ج 16 ص. 33 - 17 محسن كديور آزادي عقيده و مذهب در اسلام و اسناد حقوق بشر مجموعه مقالات همايش بين المللي حقوق بشر و گفت وگوي تمدن ها تهران ارديبهشت. 1380 - 18 سوره حجرات 49 آيه. 12 - 19 سوره بقره 2 آيه. 189 - 20 سوره نور 24 آيه. 27 - 21 كنزالمعال ج 3 ص 808 كتابالاخلاق من قسم الافعال باب 2 حديث. 8827 - 22 رجوع كنيد به كتاب الحدود به عنوان نمونه شيخ محمد حسن نجفي جواهرالكلام. - 23 بحارالانوار ج 2 ص 272 كتاب العلم باب 23 حديث. 7 وسائل الشيعه ج 13 ص 381 احكام الوصايا باب 17 حديث. ان 2 لصاحب ان يعمل بما شا مادام حيا. - 24 به عنوان نمونه مراجعه كنيد به منتظري پيشين ج 1 ص. 495 - 25 پيشين ج 1 ص. 27