Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811012-59399S5

Date of Document: 2003-01-02

حالت چطوره باب جيمز براردينلي ترجمه: پويان صدراشكوري اتوفوكوس داستان ظهور وافول باب كرين است. تقريبا همه آمريكايي ها كرين را مي شناسند و به عبارت دقيق تر، او را بيشتر در نقش كلنل هوگان در سريال قهرماني هاي هوگان به ياد مي آورند _ هر بازيگري در نقشي خاص جاودانه مي شود و در مورد كرين، اين نقش خاص بدون شك همان هوگان معروف است. سريال در سال 1965 در شبكه تلويزيوني سي. بي. اس پخش شد و خيلي زود به موفقيت انجاميد. (او گاهي با حالت كنايه آميز ايفاي نقش در سريال را رد مي كرد، با اين بهانه كه مي ترسد همكاري با نازي هاي دوست داشتني به قيمت جانش تمام شود ). پخش سريال با بيش از صد و هشتاد قسمت كه هنوز هم پس از گذشت بيست و چهار سال از قتل تراژيك و سر به مهر بازيگر اصلي اش در بعضي شبكه ها نمايش داده مي شود، شش سال به طول انجاميد. در آغاز فيلم، كرين در راديوي ان كي. ايكس كار مي كند. او شاد به نظر مي رسد، پانزده سال است كه با عشق دوره جواني اش ازدواج كرده است، خانواده دوست داشتني اي دارد و مرتب به كليسا مي رود. پس از مدتي وكيل او فيلمنامه قهرماني هاي هوگان را برايش مي آورد و زندگي او يك شبه زيرورو مي شود. شهوت معجوني از خود بيخودكننده است، اما كرين موفق مي شود كه خود را از تلاطم اين وسوسه برهاند تا اين كه با جان كارپنتر بي چيز دوست مي شود. كارپنتر او را به مهماني هاي غيراخلاقي شبانه مي برد و امكانات تهيه فيلم از ماجراجويي هاي غيراخلاقي اش را در اختيارش قرار مي دهد. زندگي دوگانه كرين آغاز مي شود. محبوب در نگاه عامه و معتاد به بي اخلاقي در سرانجام خفا كرين زمام امور را از كف مي دهد. همسرش آني (ريتاويلسون ) تركش مي كند و هنگامي كه سريال به پايان مي رسد، به خاطر حيثيت لكه دار شده اش كار جديدي پيدا نمي كند. تنها كسي كه براي كرين باقي مي ماند، كارپنتر است كه زالووار او را همراهي مي كند. در فرصت هايي كه او دوستش را به انسجام اين كارها تشويق مي كند، با مخالفت كرين روبه رو مي شود. با اين وجود شايعات نادرست بسياري درباره بي اخلاقي هاي كرين وجود دارد. موفقيت ناگهاني و دوست به اصطلاح صميمي او دو عاملي بودند كه سقوط كرين به دنياي فيلم هاي غيراخلاقي و اعتياد او به هرزگي را تسريع كردند. شهرت با كرين همان كاري را مي كند كه برگ برنده بليت بخت آزمايي با مردي فقير. او به مانند شيطان در باغ فرصت، را براي ارضاي وسوسه هاي مقاومت ناپذيرش مناسب مي يابد. گرگ كينير كه كارش را با گويندگي تلويزيون كابلي آغاز كرد، حالا به بازيگري توانا بدل شده است. او در اين جا دشوارترين نقش را بر عهده دارد، چون مجبور است تغيير چهره تدريجي كرين را از انساني دوست داشتني به فردي با دل مشغولي هاي غيراخلاقي به نمايش بگذارد. علاوه بر اين، وظيفه تقليد بعضي از ادا و اصول هاي باب كرين نيز بر عهده او است. (كينير تنها تقليدي خشك و بي روح از كرين حقيقي نيست، بلكه شباهت آن دو به اندازه اي است كه در غياب كرين واقعي، نبود او احساس نمي شود ) ويلم دافو هم كه مجموعه اي از آدم هاي عجيب و غريب را در كارنامه بازيگري خود دارد، يكي ديگر از اين شخصيت ها را به گالري اش اضافه كرده است.