Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811012-59399S2

Date of Document: 2003-01-02

همدلي چهار نسل موسيقي ايران در گفت وگو با حسين عليزاده _ بخش پاياني در موسيقي فيلم آزادتر بوده ام اما به علت ناهنجاري هاي موجود در محيط موسيقي و عدم شناخت كارگردان هاي ما از اين مقوله مدتي است كه از آن كناره گرفته ام موسيقي ايراني به علت شرايطي كه در طول تاريخ داشته، تحت نفوذ مذهب قرار گرفته و مذهب تاثيرهاي خود را بر موسيقي ما گذاشته است. به همين دليل خيلي وقت ها نمي توان بين موسيقي آوازي و مذهبي تفكيك قائل شد، زماني كه موسيقي ممنوع شد، اين هنر از طريق به كارگيري اشعار مذهبي در محافل و تعزيه ها راه خود را ادامه داد. با نگرشي كه نسبت به مسائل مذهبي در ايران وجود داشت، غم يكي از اركان اصلي موسيقي به شمار مي رفت. مثلا بايد براي حماسه عاشورا و رشادت هاي امام حسين ( ع ) گريه كرد. اين نگرش بر آواز موسيقي ايراني سايه مي اندازد و اين هنر به راوي غمگين اشعار ما تبديل مي شود، اگر الگوي آواز ما از نظر مطلب، استاد دوامي باشد، خيلي خوب است اما انتخاب لحن در رديف ايشان، بسيار اشتباه است. الان در تمام دانشگاه ها توصيه مي شود كه الگوي آواز رديف استاد دوامي باشد، كه اين رديف خود اشكالات بسياري دارد، چون بيشتر نوارهايي كه از ايشان و استادان گذشته داريم، در سن كهولت آن ها ضبط شده و نمي تواند به الگوهاي اصلي تكنيك و تبحر براي هنرجو تبديل شود. وقتي تمام افتخار مدرسان آواز اين است كه مطالب استادان خود را به شاگردانشان منتقل مي كنند، نتيجه، انتقال همان الگوهاي از پيش ساخته اي است كه رابطه اي با مضمون شعر ندارند. مشكل اصلي و مضحك هنگام به كارگيري اشعار نو و معاصر به وجود مي آيد و به همين علت همه از تلفيق شعر نو و موسيقي ايراني انتقاد مي كنند. براي اين كه موسيقي با شعر نو تلفيق شود، همان چيزهايي كه در شعر شكسته شده، بايد در موسيقي هم بشكند و اين بر مي گردد به خلاقيت آهنگساز. موسيقي سنتي ايران، مثل معماري و هنرهاي ديگر قرينه دارد و چون شعر نو قافيه ندارد، اين قرينگي بايد شكسته شود. اما در مورد همكاري با شجريان ضمن اين كه دوستان ديرينه اي هستيم و با توجه به اين كه من از ايشان 12 سال كوچكترم علي رغم تفاوت سن هم دوره بوديم و تا الان اگرچه تفكراتي متفاوت داريم اما دوستي مان پابرجاست و همكاري مان به اين دليل نيست كه فكرهايمان خيلي به هم نزديك شده اند. در درجه اول همكاري ما با هم جنبه سمبليك داشت كه الگويي براي جوانان باشد و آن ها بفهمند كه با هر نوع اختلاف سليقه اي مي توان كنار هم نشست. * چطور در سال هاي قبل به اين فكر؟ نيفتاديد در آن سال ها هر كدام از ما به دنبال تجربيات شخصي خود در زمينه موسيقي بود. راستش من در سال هاي قبل شنونده خوب كاست هاي آقاي شجريان نبودم و اين كارها باب ميلم نبود. البته ارزش كار و استادي ايشان سر جايش است و به نظر من هميشه در سطحي هستند كه بايد با بهترين ها همكاري كنند. اما اين همكاري نبايد به تسلط آواز بر موسيقي بينجامد. فكر مي كنم درخشان ترين دوره آقاي شجريان، همكاري ايشان با آقاي لطفي است كه از لحاظ كار و جنس موسيقي بيشتر از من، با هم سنخيت داشتند. عشق و علاقه شخصي ما به هم و پيشنهاد ديگران نياز به همكاري را به وجود آورد و چنين نزديكي و رسيدن به وجوه مشترك نيازمند اين بود كه هر كدام از ما از بعضي ايده هاي خود فاصله بگيريم و خود را به ايده هاي ديگري نزديك كنيم. مثلا وقتي كاست زمستان است بيرون آمد، همه فكر كردند اين كاري است كه من انجام داده ام، در صورتي كه من اگر بخواهم روي شعر اخوان كار كنم، نتيجه اش چيز ديگري خواهد شد. اين كار در بداهه هايي كه با هم داشتيم، شكل گرفت و در حقيقت خالق اصلي ملودي هاي شعر، خواننده مطرح ايران و برداشت او از شعر اخوان بود. البته به نظرم اين كار تحولي در آواز شجريان نسبت به نگرش به شعر به وجود آورد كه اگر اين مسير ادامه پيدا كند، خيلي خوب است. * آلبوم بي تو به سر نمي شود؟ چطور اين كار ادامه تجربيات من در موسيقي ايراني است. در ساخت و اجراي اين اثر من و آقاي شجريان مرتب مراوده فكري داشتيم و از اين تبادل نظر بسيار لذت برديم. تصنيف بي تو به سر نمي شود و بيشتر قطعات اين نوار مربوط به سال هاي قبل است. ولي چيزي كه از نظر حسي جالب بود، شكل گرفتن الگوها در بداهه بود. * برنامه هايتان در خارج چگونه؟ بود برنامه ما در خارج از ايران هم شامل شعرهاي كلاسيك و شعرهايي نو از اخوان، مشيري و شفيعي كدكني بود كه اميدوارم امسال شرايطي فراهم شود تا آن را در ايران اجرا كنيم يا نوارش بيرون بيايد. امسال مايلم ايده هاي شخصي خودم را دنبال كنم. من به كار جمعي خيلي اعتقاد دارم و در زمينه كار آوازي هم دوست دارم فعاليت ها جمعي باشد البته نه به صورت آواز كران غربي يا نوحه خواني بنابراين به زودي گروه هم آوايان را گسترش مي دهم و همين جا اعلام مي كنم به تعدادي خواننده زن و مرد احتياج دارم كه با گرفتن امتحان 12 نفر از آنها را براي برنامه هايي كه در پيش است، انتخاب مي كنم و همين طور مي خواهم در مدرسه موسيقي خودم 20 هنرجوي مبتدي را يك دوره شش ساله آموزش بدهم. به هر صورت همكاري گروه چهارنفره ما نتايج بسيار خوبي در عرصه بين المللي داشته است. اما اي كاش مسئولان امكاناتي را به وجود بياورند كه ما و مردم را از يكديگر محروم نكنند. * مشكلي كه براي گرفتن ويزا پيدا كرديد چه؟ بود من چهار ماه قبل از اجراهاي اخير، در آمريكا كنسرت هاي تك نوازي قبلا داشتم قانون در آمريكا اين بود كه موارد امنيتي براي كسي كه ويزاي اين كشور را دارد، تا يك سال اعتبار داشت و اگر فرد دوباره مراجعه مي كرد، سريع ويزا مي گرفت. وقتي دو سال پيش در آمريكا كنسرت هايي را برگزار كرديم، من يكسري برنامه به اتفاق هنرمندان هندي در اروپا داشتم. در آمريكا به پاسپورت ايراني، فقط براي يك بار ورود ويزا وقتي مي دهند از خاك آمريكا خارج شويد، ويزاي شما باطل است. من آن موقع در ژاپن كنسرت داشتم و مي خواستم دوباره به دوستان در آمريكا بپيوندم. دفعه قبل ظرف يك ساعت ويزا گرفتم، اما اين دفعه چهار ماه بيرون از آمريكا بودم دوستان ديگر دو ماه قبل از سفر اقدام كردند و ويزا گرفتند. اين ويزا را به من ده روز دير دادند و من به كنسرت هاي بعدي رسيدم اما اين طور منعكس شده بود كه ويزا به من داده نشده است. در شبهايي كه حضور نداشتم، كيهان كلهر به جاي من سه تار زد. الان تمام اجراها را داريم بازبيني مي كنيم تا به صورت نوار در داخل كشور منتشر شود، اما دوست دارم مشكلات بر سر راه كنسرت هاي ما در ايران برداشته شود تا بتوانيم اين كارها را به صورت زنده اجرا كنيم اگر شرايطي فراهم شود كه با آقاي شجريان برنامه داشته باشيم، چه بهتر وگرنه من برنامه هاي خودم را دنبال مي كنم و امسال اجراهاي متفاوتي خواهم داشت قطعا كنسرتي را با گروهي از شاگردانم به نفع خانه موسيقي برگزار خواهم كرد و كاري دارم با اركستر سازهاي غيرايراني كه اگر شرايطش فراهم شود آن را در ايران اجرا و ضبط مي كنم و گرنه اين كار را در خارج از ايران انجام مي دهم به هر حال تا دو ماه آينده برنامه ساليانه اجراهايم در ايران را اعلام مي كنيم. تا الان شرايط فراهم نبوده، اما اميدوارم در آينده اين امكان به وجود چون بيايد ما هم براي اجراي كنسرت شرايط خود را داريم. من هيچ وقت به اين قضيه تن نداده ام كه براي برگزاري كنسرت، نوارم را در شوراي موسيقي وزارت ارشاد بشنوند و مجوز بدهند. يادم مي آيد اولين كنسرت رسمي را كه با عنوان شورانگيز اجرا كرديم، من چند سال ايران نبودم و وقتي مسئول وقت گفت نوار قطعاتي را كه قرار است اجرا كنيد، بايد شوراي ما بشنود، گفتم من شوراي شما را قبول ندارم و اين شورا صلاحيت مجوز دادن به كار را ندارد. به همين دليل ترجيح مي دهم كنسرت ندهم. همان روز به من تلفن شد تا براي مذاكره به ارشاد بروم. گفتند آن شرط را بر مي داريم، اما تمام عايدات كنسرت را بايد به ما بدهيد و ما شش شب كنسرت شورانگيز را رايگان اجرا كرديم. برايمان خاطره بزرگي بود، چون سال ها اجراي زنده موسيقي ممنوع بود و من وقتي قطعه تركمن را اجرا كردم، صورتم از اشك خيس شد. * همكاري شما با آقاي همايون شجريان و كيهان كلهر چطور پيش؟ آمد شجريان ديگر هيچ وقت جدا از همايون كار نمي كند. به اين دليل كه در كنار پدر بودن براي همايون يك كلاس درس دائم به وجود مي آورد. بين اين دو پيوند عاطفي شديدي هست. وقتي همايون حضور دارد، شجريان سرصحنه حس قوي تر و دل گرم تري دارد. ضمن اين كه همايون به خوبي تنبك مي نوازد و چند كنسرت را به دليل كسالت شجريان با او اجرا كرديم. آن موقع آقاي شجريان در واشنگتن بود و به محض اين كه كنسرت تمام شد به او زنگ زدم و تبريك گفتم از اين كه همايون توانسته از عهده اين كار بر بيايد و شجريان گريه اش گرفت. فكر مي كنم نبود همايون در كنسرت ها براي شجريان از نظر حسي مشكل ساز باشد، اما همايون استعداد بسيار خوبي دارد، پدر براي او الگوي بسيار خوبي است و اگر رنج و زحمتي را كه شجريان كشيده او هم تحمل كند، قطعا يكي از چهره هايي است كه به درستي در جاي پدر خواهد نشست. اما شرط لازم استعداد هنري است و فكر مي كنم با توانايي هاي همايون اين كار شدني است. با اين كه او بسيار جوان است، مسئوليت هاي سنگيني در كنسرت دارد. آقاي كلهر هم از نوازندگاني است كه حس قوي و شوريدگي خاصي دارد و فعاليت هاي بسياري خارج از ايران داشته و موسيقي ايراني را معرفي كرده است. همين باعث شد كه ما چهار نسلي كه در كنار هم قرار گرفته بوديم به خوبي به احساسي مشترك برسيم. * كار كردن در زمينه موسيقي فيلم؟ چطور آيا مي خواهيد تجربيات شخصي تان را در آنجا هم به كار بگيريد با توجه به اين كه گويا از اين عرصه دوري مي كنيد. اتفاقا در موسيقي فيلم آزادتر بوده ام اما به علت ناهنجاري هاي موجود در محيط موسيقي و عدم شناخت كارگردان هاي ما از اين مقوله، مدتي است كه از آن كناره گرفته ام. من هميشه به دوستان كارگردانم مي گويم اي كاش همان قدر كه ما سينما را مي فهميم شما هم موسيقي را مي شناختيد. من با كارگردان هاي شاخصي كار كرده ام و با همه آن تجربه هاي بسيار خوب داشته ام، در عين حال اين همكاري باعث شد كه ذهن من هم آزادتر باشد و چيزهايي را در موسيقي فيلم تجربه كنم كه در موسيقي سنتي تا حالا امكان آن به وجود نيامده است. به اين رشته خيلي علاقه دارم، اما دنبال يك فيلم خوب هستم. وقتي گبه را آقاي مخملباف به من پيشنهاد كرد، فيلمبرداري تمام شده بود، اما من سه ماه نوار ويدئويي آن را مرور كردم و چندين جلسه با آقاي مخملباف وارد صحبت شدم تا توانستم با اين فيلم زندگي كنم و آن رنگ ها و صداها را به زبان موسيقي در آورم. يكي دو بار هم كه آقاي مجيدي خواست روي فيلم هايش موسيقي كار كنم، در ايران نبودم. از فيلم باران خيلي خوشم آمد و آقاي پژمان هم موسيقي خوبي روي آن ساخته بودند. اما در شرايط فعلي موضوع هايي كه در فيلم ها دستمايه كار قرار گرفته اند، به جنس موسيقي من نمي خورد. سناريوي زشت و زيبا را خيلي دوست داشتم اما فكر مي كنم بيشتر تئاتر بود تا فيلم. در خيلي از فيلم هاي ايراني هنوز ما با سينما فاصله داريم و جنبه تئاتر آنها قوي تر است. تجربه ام با مرحوم علي حاتمي هم خيلي خوب است. الان كه نگاه مي كنم آن روزها براي من فرصت خوبي بود كه تجربه هاي بسياري به دست بياورم. اما به نظرم دلشدگان فيلم موفقي نبود و تلفيق موسيقي در جاهايي از آن مناسبت نداشت و به كار لطمه زده بود. چون فيلم درباره موسيقي بود و خيلي شناخت بيشتري از موسيقي بايد وجود البته مي داشت من خيلي چيزها را رويايي مي ديدم و فكر مي كردم هنرپيشه اي كه قرار است نقش يك نوازنده را بازي كند، بايد شش ماه در كلاس ساز شركت كند. اين طرح پياده نشد و تنها كسي كه از خود استعداد نشان داد، آقاي عبدي بود كه اصلا كلاس نرفت و فقط چند جلسه با مرحوم داريوش زرگري تمرين كرد. تجربه اي هم كه با آقاي قبادي داشتم، خيلي ساده و بي دردسر بود. البته بعضي موقع ها كارگردان ها در صداگذاري و انتخاب موسيقي كارهايي مي كنند كه با نظر آهنگسازي همخواني ندارد. در گبه با اين كه موسيقي بسيار گسترده بود، اما در فيلم بسيار محدود به كار گرفته شد. من آن موقع ايران نبودم و آقاي مخملباف سر خود كارهايي را كرد و از من نظر خواست، من نظر دادم، اما اين نظرات به كار گرفته نشد. يواش يواش چيزهاي ديگري هم پيش آمد كه فكر كردم دنياي موسيقي فيلم، آن دنيايي كه من تصوير كرده بودم، نيست و روحيه ام با محيطش سازگاري نداشت به همين دليل كناره گرفتم. اما فيلمي هم كه با حس من بخواند، نديدم و حالا جا افتاده كه عليزاده نمي خواهد موسيقي فيلم بسازد.