Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811011-59385S2

Date of Document: 2003-01-01

چهره روزنامه نگاران در تلويزيون حامد رجبي اگر بگوييم امروزه تلويزيون فرهنگ سازترين و موثرترين عامل بر فرهنگ عمومي است، سخني به گزاف نگفته ايم. چون در زمانه ما تلويزيون چنان به حريم خصوصي زندگي افراد راه پيدا كرده كه تبديل به اصلي ترين عامل شكل دهي به انديشه و ناخودآگاه جمعي افراد جامعه شده است. اين وضعيت در كشورهاي سرمايه داري آثار منفي بيشتري به بار آورده است زيرا در اين كشورها، معمولا كنترل شبكه هاي تلويزيوني، دست غول هاي بزرگ سرمايه داري است كه براي رسيدن به اهداف خود، از تلويزيون به عنوان بزرگترين عامل يكسان سازي انديشه هاي افراد جامعه به نفع خود، سود مي جويند. اما در كشور ما كه تلويزيون رسانه اي است دولتي و سعي در ارتقاي فرهنگ عمومي هم يكي از اهداف اصلي نظام ما ذكر شده است، قاعدتا تلويزيون بايد كاركرد ديگري داشته باشد; به طوري كه با استفاده از تلويزيون، روزبه روز سطح فرهنگ افراد جامعه، بالاتر برده شود. اينكه آيا اين امر تا به حال محقق شده است يا نه، فعلا موضوع بحث ما نيست. بلكه در اين فرصت كوتاه، سعي ما بررسي موج جديدي از سريال هاي تلويزيوني است كه در چند ماه گذشته، با مضمون مشترك روزنامه و روزنامه نگاري از تلويزيون پخش شده اند و مي خواهيم ببينيم تلويزيون به عنوان رسانه اي فرهنگ ساز، چه برخوردي با اين موضوع داشته؟ است روزنامه و محيطهاي روزنامه نگاري تا قبل از سال 76 براي مردم ما چندان دغدغه مهمي نبودند. به طوري كه تا قبل از سال 76 خريدن روزنامه كمتر جزو عادت هاي روزمره مردم محسوب اما مي شد از سال 76 به بعد و با داغ شدن مسائلي كه در روزنامه ها مطرح مي شد كم كم خريد روزنامه و يا حتي خواندن تيتر روزنامه ها جلوي دكه روزنامه فروشي، تبديل به يك عادت فراگير شد. اما در اين زمان هم، تلويزيون همچنان علاقه اي به اين موضوع نشان نمي داد و تنها گاه گاهي، در فيلم يا سريالي خارجي شاهد محيط كار روزنامه و يا شخصيت خبرنگار بوديم. اما بالاخره تلويزيون هم نتوانست در برابر اين موضوع بي تفاوت بماند و مجموعه بدون شرح آغاز توجه تلويزيون به موضوع روزنامه بود كه اين روند، بعدها با سريال هاي جوان امروز و خبرنگار خارجي ادامه يافت. البته اين مي توانست حركت بسيار جالبي باشد كه تلويزيون بنابر خواسته ها و علايق مشترك مردم، موضوعات كاري خود را انتخاب كند، اما اين سريال ها به هيچ وجه جوابگوي اين نياز نبودند. به طوري كه اگر كسي حتي يك بار محيط كاري يك روزنامه را از نزديك ديده باشد تصوير ارائه شده از سوي تلويزيون را حتي ذره اي باور نخواهد كرد. در خوش بينانه ترين حالت، بايد علت فاصله زمين تا آسمان بين برنامه هاي تلويزيوني و واقعيت را، در كار غيرحرفه اي و غيرتخصصي متصديان امور دانست. در اينكه آيا اين افراد تا به حال دفتر كار يك روزنامه را ديده و يا با يك خبرنگار حرف زده باشند، جدا بايد شك كرد. از آنجايي كه در دوران ما، واقعيت باز نمودي رسانه ها، جايگزين امر واقعي شده است و بيشتر مردم عادت كرده اند كه واقعيت را از طريق همين رسانه ها تجربه كنند، نحوه برخورد و نوع نگاه تلويزيون به واقعيت، شكل دهنده باور عمومي مردم در مورد مكان يا شخصيت هاي مطرح شده در رسانه است. پس وقتي تلويزيون به سراغ موضوع روزنامه و روزنامه نگاري مي رود و بنابر سليقه خود اين واقعيت را تفسير مي كند، بر باور مردم در مورد روزنامه ها به شدت تاثير البته مي گذارد در سريال بدون شرح تمهيداتي براي فرار از اين اتهام در نظر گرفته شده بود و مدام به درپيت بودن اين نشريه، اشاره مي شد تا به اين ترتيب شهرقشنگ در زمره نشريات واقعا درپيت قرار گيرد. اما وقتي در يك مجموعه تلويزيوني كه قرار است هرشب هم از تلويزيون پخش شود، تنها مصداق روزنامه و روزنامه نگاري، شهرقشنگ و روز قشنگ است و هيچ نقطه مقابلي براي اين قشنگي ها در نظر گرفته نمي شود و تنها روزنامه هاي موجود، همين ها معرفي مي شوند، ناخودآگاه _ و يا شايد هم كاملا خودآگاه _ صفت درپيت بودن از اين نشريه خاص فراتر مي رود و دربر گيرنده تمامي روزنامه ها مي شود. در مورد سريال خبرنگار خارجي هم، همين نكته وجود دارد، هر چند انتظارات در مورد اين سريال كمي بيشتر بود. چون شايد بتوان تصور كرد كه ناظران كيفي مسئول در سريال بدون شرح تا به حال، پا به هيچ روزنامه داخلي نگذاشته باشند، اما نمي توان تصور كرد كه ناظران كيفي مسئول در سريال خبرنگار خارجي، تا به حال هيچ فيلم و يا سريال خارجي در مورد روزنامه نگاري و خبرنگارها، حداقل از همين تلويزيون خودمان، نديده باشند. زيرا يكي از بديهي ترين موارد در كشوري مانند فرانسه اين است كه به هيچ وجه يك خبرنگار بخش سياسي به همين آساني به بخش حوادث منتقل نمي شود تا در يك گروگانگيري جانش به خطر بيفتد - البته من فيلم هايي را كه به جاي صحنه هاي گروگانگيري، به صورت تكه تكه پخش شدند ديده ام. اما يادم نمي آيد كه در هيچ كدام از آنها خانم كتايون رياحي را ديده باشم - و بعد هم دوباره به بخش سياسي منتقل شود.