Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54881S11

Date of Document: 2002-04-22

روزهايي هستند كه مي آيند سياست و اقتصاد ايران محمدصادق جنان صفت سالها پيش، بهزاد نبوي، يكي از بازيگران موثر در سياست ايران پس از انقلاب اسلامي و عضو فعلي مجلس قانونگذاري، درباره رفتار اقتصادي ايرانيان، تشبيه زيبايي كرده بود. نبوي گفته بود، ايرانيان رفتاري همانند پسر حاجي هايي دارند كه ثروت هنگفت و بي زحمتي از پدر برايشان به ارث مانده و توجه ندارند كه اگر بر اين ثروت نيفزايند و مدام از آن مصرف كنند، روزي، سرانجام تمام خواهد شد. بررسي رفتار ايرانيان به ويژه افراد و گروههايي كه در دو دهه اخير جزو سياستگذاران اصلي كشور بوده اند نشان مي دهد كه تشبيه بهزاد نبوي، تشبيه دقيقي است. اغلب ما به اين نكته توجه چنداني نداشتيم كه درآمد حاصل از صادرات نفت اگر كه كاهش نيابد، با سرعتي كمتر از سرعت رشد جمعيت افزايش مي يابد و به اين ترتيب هر سال نسبت به سال پيش از آن، درآمد سرانه حاصل از صادرات نفت كاهش مي يابد و رفاه مادي جامعه كم و كمتر مي شود. سالهاست كارشناسان آگاه و دلسوز اقتصادي فرياد مي زنند كه رفتار اقتصادي اين گونه، توانايي توليد در جامعه را كاهش مي دهد و آثار زيان بار آن به مرورآشكار مي شود و سالهاست فرياد مي زنند اين گونه اتلاف وقت براي اصلاح ساختار اقتصادي كشور به صلاح نيست. سخنان دردمندانه دكتر مسعود نيلي، كارشناس زبده اقتصاد ايران در گفت وگو با روزنامه نوبنياد بنيان يكي از جدي ترين و آخرين هشدارها در اين عرصه است. اين كارشناس اقتصادي كه طراح برنامه سوم توسعه كشور است و اصولا به طرح مسائل جنجالي و شعارگونه علاقه اي ندارد و از طرح مسائل احساسي خودداري مي ورزد، در اين گفت وگو، با صراحت تمام گفته است، ناديده گرفتن اهميت واقعي اصلاحات اقتصادي و حركت لاك پشتي در اين مسير به دليل منازعات سياسي، مي تواند آتشي برپا كند كه همه را بسوزاند. اين كارشناس اقتصادي به درستي يادآور شده است، جناحهاي سياسي درگير در رقابت، بايد وزن واقعي عنصر اقتصاد در دوام و قوام جامعه و تاثير شگرف آن بر همه اركان زندگي جامعه را به خوبي درك كنند و به همان نسبت به آن بپردازند. كارشناسان ديگري نيز هستند كه مي گويند و گفته اند، حتي براي اينكه پشت حريف سياسي خود را به خاك برسانيد، مي توانيد از نيروي اقتصاد به خوبي استفاده كنيد. واقعيت اين است كه گروه هاي منتقد دولت خاتمي و منتقداصلاح طلبان استفاده از اين عنصر را هرگز ترك نكرده اند. بررسي از سر اشاره تاريخ سال 12 گذشته زندگي اقتصادي - سياسي ايران نشان مي دهد يك گروه سياسي موثر و داراي امكانات مادي چشمگير در عرصه هاي مختلف به ويژه عرصه اطلاع رساني، بيشترين تاثير مخرب را در مسير اصلاحات اقتصادي كشور داشته اند. اين گروه سياسي كه هرگز مشخص نكرده اند تئوري اقتصادي آنها چيست و از كدام منطق اقتصادي پيروي مي كنند درسال 12 گذشته با حمايت هاي لفظي و فاقد پشتوانه علمي از گروه هاي كم درآمد جامعه و سياسي كردن بي حد و مرز مسايل اقتصادي بيشترين مانع را در مسير اصلاحات اقتصادي ايجاد كرده اند. آنها كاري ندارند كه فرداي اين جامعه چه خواهد شد و منافع زودگذر جناحي خود را بر همه چيز ترجيح مي دهند و از هر اقدام اصلاحي در اقتصاد انتقادهاي داغ و بي منطق مي كنند و همه اينها رانيز پشت پرده حمايت از ضعفا پنهان مي كنند. آنها روزي كه دولت هاشمي رفسنجاني حركت براي مقررات زدايي از اقتصاد را آغاز كرد و خواست اقتصاد را شفاف كند، اين حركت را تخطئه كرده و مسئولان را نااميد كردند. اين گروه، حركت دولت هاي هاشمي رفسنجاني و خاتمي براي خصوصي سازي بنگاه هاي اقتصادي دولتي را حركتي مخدوش جلوه داده و فرياد برآوردند كه مي خواهند كارخانه ها را به ثمن بخس به افراد خاصي واگذار كنند. همين گروه كه با طرح شعارهاي غيرصادقانه مانع از اجراي خصوصي سازي شدند، بيش از همه فرياد مي زنند كه چه نشسته ايد كه فساد در شركتهاي دولتي بيداد مي كند. اين گروه سياسي كار، هنگامي كه دولت مي خواهد راه ورود سرمايه گذاران بين المللي را به اقتصاد رنجور كشور باز كند، فرياد مي زنندكه سرمايه گذاران بين المللي غارتگر هستند و مي آيند كه هست و نيست ملت ايران را بربايند. همين گروه اما در همين شرايط فرياد مي زنند كه صنعت ايران به مردم اجحاف مي كند و كالاهاي غيرمرغوب را چندين برابرگرانتر به مردم مي فروشد. اگر دولت تصميم بگيرد براي افزايش توليد برنج، قيمت خريد آن را افزايش دهد تا ميل كشاورزان را به توليد افزايش دهد، فرياد مي زنند كه مردم تهيدست شهري نمي توانند تاب تحمل برنج گران قيمت را بياورند و اگر دولت بخواهد براي رفاه مصرف كننده و تعادل بازار، اجازه واردات برنج را بدهد، هوار مي كشند كه دولت مي خواهد كشاورزان تهيدست برنج كار را از هستي ساقط اگر كند روزي دولت بخواهد براي رونق سرمايه گذاري گروهي از صاحبان سرمايه را به ايران دعوت كند تا آنها با امكانات كشور آشنا شوند و براي توليد و ايجاد اشتغال سرمايه گذاري كنند، از سنگ اندازان به اتوبوس آنها حمايت بي دريغ مي كند و فرار آنها را پيروزي قلمداد مي كند و در همين حال فرياد مي زند كه امكانات كشور معطل مانده است. اين تفكر از سويي اجازه نمي دهد، هيچ سرمايه گذار عاقلي به سمت توليد پيش رود و در همان حال فرياد مي زند كه جوانان بيكار ايراني در اندوه و حسرت كسب شغل مي سوزند. اين گروه كه فكر مي كند مي توان تا ابد از پول نفت به كشاورزان يارانه داد، به آموزگاران حقوق هاي گزاف پرداخت، به كارگران بن كارگري داد، به دانشجويان بهترين غذاها را داد و بهترين كلاسها را در اختيار به گذاشت، بازرگانان معافيت هاي مالياتي اعطا كرد، مبالغ زيادي براي بودجه هاي تبليغاتي در عرصه هاي مختلف هديه كرد، نرخ سود بانكي را در حداقل نگهداشت و... در واقع با رونق اقتصاد ايران مخالف است. اين گروه، سالهاست با شعار دفاع از محرومان و سنگ اندازي در مسيراصلاحات اقتصادي بيشترين آسيب را به پيكره اقتصاد ملي رسانده و همچنان در اين كار خود سرسخت و جدي است. اين گروه توجه ندارد - يا خود را به بي توجهي مي زند - كه گروههاي آسيبپذير اقتصادي بيشترين زيان را از ناحيه اقدامهاي آنها ديده است. اگر توليد ثروت در ايران امروز با 65 ميليون نفر جمعيت به اندازه توليد ثروت ايرانيان در سالهايي است كه جمعيت ايران نيمي از جمعيت فعلي بود، اين به معناي فقر عمومي است و آنهايي كه اجازه ندادند، اقتصاد بيمار كشور سالم و بانشاط شود، بيشترين سهم را در اين مسير داشته اند. گروههايي از اصلاح طلبان نيز به اقتصاد در كشور كم توجه بوده اند و بايد پس از اين دقت بيشتري داشته باشند، اين گروه از اصلاح طلبان به درستي تاكيد دارند كه حل تنگناهاي اقتصاد ملي بيش از هر چيز منوط به حل مسائل سياسي و دموكراتيزه شدن جامعه است، اما به اين واقعيت توجه نكرده اند كه نمي توان بدون توجه به مسائل اقتصادي همه تنگناهاي سياسي را حل كرد. كارشناسان اقتصاد سياسي ايران نيك مي دانند و بارها گفته اندكه بايد از توانايي و نيرومندي عنصر اقتصادي در حل مسائل سياسي استفاده كرد. به طور مثال، اگر اصلاح طلبان نيروهاي خود را گونه اي آرايش مي دادند كه گروهي از آنها مساله تاثير مخرب سازمانهاي موازي ايجاد شده در بازار پول را بررسي كرده و نتايج آن را در اختيار مردم مي گذاشتند، آيا تاثير آن كمتر از مسائل ديگر؟ بود آيا اگر بخشي اصلاح طلبان، از نيروي خود را براي شفاف سازي تاثيرات دلايل عدم موفقيت ايران در جذب سرمايه هاي خارجي صرف مي كردند و نتايج بررسي هاي خود را به اطلاع افكار عمومي مي رساندند تاثيرات سياسي آن كمتر از برخي مسائل ديگر؟ بود اين درست است كه سخت شدن شرايط سياسي، راه اصلاحات اقتصادي را نيز ناهموار كرده است، اما واقعيت اين است كه اصلاح طلبان نيز به هر دليل از توانايي عنصر اقتصاد بر رقابت هاي سياسي تا حدي غفلت كردند. اصلاح طلبان مي تواننداز همين امروز نيز اين غفلت را جبران كنند. به نظر مي رسددامن زدن به مسائل اقتصادي كشوردر مسير اصلاحات اقتصادي و نشان دادن واقعيت هاي تفكر اقتصادي مخالفان اصلاحات اقتصاد بايد در دستور كار قرار گيرد. جبهه اصلاح طلبان مي توانند چند مساله مهم اقتصادي را همزمان با مسائل سياسي در دستور كار قرار دهند. دولت و مجلس به مثابه نيروهاي موثر سياسي - اجتماعي در اين مسير بيشترين نقش رادارند و روشنفكران طرفداراصلاحات اقتصادي نيز در اين ميسر مي توانند به دولت و مجلس كمك كنند. پيگيري مستمر براي به نتيجه رسيدن قطعي طرح جذب سرمايه گذاري كه اكنون به مجمع تشخيص مصلحت رفته است، يكي از موضوعهايي است كه مي تواند در دستور كار قرار گيرد. مجلس و دولت و طرفداران اصلاحات بايد بدون هراس ازفضاسازيهاي منتقدان و با نشان دادن آثار مثبت جذب سرمايه هاي خارجي در كشورهايي چون كره جنوبي، سنگاپور، مالزي، مكزيك و.. نشان دهند كه مخالفت با اين طرح به سود اقتصاد ملي نيست. فعال كردن حاشيه و متن اين طرح از زواياي گوناگون مي تواند موثر باشد. اصلاح طلبان اقتصادي بايد مساله پرداخت يارانه ها را به شكل فعلي كه مي دانيم به زيان اقتصاد ملي و جامعه ايراني به است، صورت دقيق، مستمر و همه جانبه به نقد بكشند و علاوه بر مداواي اقتصاد بيمار شده كشور از ناحيه اين آسيب، طرفداران دروغين محرومان را نيز در سختي دفاع از روشي غيرعلمي قرار دهند. اصلاح طلبان مي توانند و بايد با طرح مساله بسيار مهم درياي خزر و منافع ملي ايران در اين منطقه و دلايل ناكامي ايران در كسب منافع مشروع سهم جناح هاي سياسي را در اين ناكامي به دليل ايجاد فضاي نامطلوب در عرصه سياست خارجي روشن و شفاف سازند. مي توان مساله مبارزه با رانت خواري واقعي در عرصه هاي تجارت خارجي و نقش بازرگانان سنتي را باز كرد. آيا نمي توان مساله بسيار سرنوشت ساز شرايطي كه در سال منجر 1374به برگشت سياست هاي آزادسازي اقتصادي از نيمه راه شد را مطرح كرد و زواياي پنهان آن را آشكار كرد. روزهايي كه مي آيند سياستگذاران، مديران سياسي و اقتصادي كشور به ويژه احزاب، گروهها و جمعيت ها و افرادي كه بيشترين قدرت سياسي را در كشور دارند، بايد به روزهايي كه مي آيند و سرنوشت جامعه ايراني را در زندگي اقتصادي تعيين مي كند، اين بينديشند گروهها و افراد سياسي بايد بدانند جامعه ايراني آنچه گذشته است را تفكيك نمي كند و روزگاري كه برايش ايجاد شده را محصول مشترك مي داند. جامعه ايراني فرصت چنداني براي رسيدن به اندازه هايي قابل قبول از نظر پيشرفت اقتصادي ندارد. صنعت ايران به مثابه مهمترين بخش اقتصادي كشور و موتور رشد و توسعه در وضعيتي دشوار قرار دارد ونيازمند تقويت و همدلي است. جامعه ايراني بايد با شتابي مناسب سازوكارهاي حاكم بر زندگي و فعاليت هاي اقتصادي خود را مطابق با شرايط روز جهان كند تا سازگاري لازم را براي پيوند با آن به دست آورد. دكتر مسعود نيلي مي گويد فرصت زيادي براي مفاهمه نداريم و بايد از اين مرحله به سرعت عبور كنيم تا به مرحله سياستگذاري كارآمد برسيم. اين گفته را بايد جدي تلقي كرد. روزهايي كه مي آيند را نيز نبايد همچون گذشته با بي تفاوتي نظاره كنيم و با ناديده گرفتن واقعيت ها، دشواري ها را افزايش و كلاف سردرگم اقتصاد را بيش از پيش گره بزنيم. جامعه ايراني فرصت چنداني ندارد كه آزادسازي اقتصادي را به مثابه جوهره تحولات تكاملي بپذيرد. اگر اصلاح طلبان پذيرفته اند كه مردم حق دارند نظام سياسي و افراد مطابق با سليقه هاي خود را براي مديريت انتخاب كنند، بايد اين حق را نيز به آنها بدهيم كه در عرصه اقتصاد نيز دست به انتخاب آزاد بزنند. گروههاي سياسي نيز كه در سالهاي اخير با سنگ اندازي در مسير اصلاحات اقتصادي راه را ناهموار كرده اند بايد بدانند روزهايي كه مي آيند، همه چيز را آشكار خواهد كرد. روزهايي كه مي آيند و بر آگاهي مردم روز به روز افزوده مي شود، سره از ناسره و دلسوزان واقعي اقشار محروم و ضعيف از شعار دهندگان بازشناسي خواهند شد.