Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54879S4

Date of Document: 2002-04-22

جويندگان حقيقت شك آوري شك آوري; هنر ايجاد تعادل ميان سنت و بدعت نوشته: مايكل شرمر مايكل شرمر (Shermer Michael) بنيانگذار و ناشر مجله اسكپتيك و نويسنده كتابهاي چگونه معتقد؟ مي شويم و مرزهاي علم وي است در متن زير تلاش مي كند معناي اصيل كلمه شكاك (Skeptic) را روشن كند. شاعران اغلب با طول و تفصيل كمتري نسبت به دانشمندان، در شعرهايشان بينشي عميق درباره طبيعت انسان مطرح مي سازند. براي مثال، رساله اي در باب انسان اثر الكساندر پاپ (Popeت Alexander) آكنده از نكته هاي پرمعنا درباره گرايش هاي دوگانه انسان است: جاي گرفته در اين برزخ كه نه اين است و نه آن باشنده اي با خرد مرموز و عظمتي نامنتظر با دانشي بسيار براي شك و ناباوري اما ناتوان براي درك غرور ناشي از استغنا در ترديد است كه دست به كار شود يا دست نگهدارد در ترديد ميان اينكه خود را خدا پندارد يا حيوان در ترديد آنكه ذهنش برتر است يا جسمش به دنيا مي آيد اما مي ميرد، مي انديشد اما خطا مي كند پاپ در اين ترجيع بند نكات بسياري را انباشته است اما بند پاياني آن چالش مهمي است پيش روي علم: آيا تمام استدلال هاي ما هيچ است و تنها به خطا ختم؟ مي شود اين ترس ما را در جست وجوي فهم و دريافت زجر مي دهد و دقيقا به همين شك آوري دليل، ( Skepticism) نوعي فضيلت است. ما بايد همواره مراقب خطا در استدلال هايمان باشيم. هشياري جاودان نه تنها شعار آزادي بلكه شعار انديشه نيز هست. اين دقيقا همان ماهيت شك آوري است. متاسفانه من پس از پنج سال سردبيري و چاپ مجله شكاك (Skeptic) دريافتم هرگز به خود زحمت نداده ام كه اين كلمه را تعريف كنم يا حتي ببينم كه ديگران پيش از من چگونه آن را به كار برده بودند. تا آنكه استفن جي گولد ( Gould.J. S) در مقدمه اي كه بر كتاب من، تحت عنوان چرا مردم چيزهاي عجيب و غريب را باور مي كنند نوشت، به شرح اين نكته پرداخت كه اين كلمه از واژه يوناني Skepticos به معناي متفكر مشتق شده است. در واقع از نظر ريشه شناسي لغات، مشتق لاتين آن، Scepticus به معناي كنجكاو و باريك انديش است. اشكال ديگر اين كلمه در يونان باستان به معناي نگهبان يا نشانه هدف گيري بودند. از اين رو شك آوري، نوعي پرسشگري همراه با تفكر و باريك انديشي است و شكاك بودن يعني نشانه روي به سمت هدفي كه چيزي جز انديشه انتقادي نيست. شكاكان، نگهبانان خطا در استدلال و دشمنان ايده هاي نادرست اند. اين معاني همچون فرياد اعتراضي است عليه بدفهمي هاي امروز از اين كلمه كه آن را مترادف بدبين و هيچ انگار مي دانند. البته با توجه به تاريخ جهان تا حدي مي توان دريافت كه چرا تعريف اصلي آن تغيير كرده است. در فرهنگ زبان انگليسي آكسفورد به عنوان نخستين تعريف در مقابل كلمه Sceptic (شكاك ) آمده است: كسي كه همچون پيرو ( Pyrrho) و پيروانش در يونان باستان، در احتمال شناخت واقعي از هر نوعي كه باشد ترديد دارد; كسي كه به عقيده او دلايل كافي براي يقين در مورد درستي هيچ گزاره اي هر چه كه باشد وجود ندارد اين تعريف ممكن است در فلسفه درست باشد اما در علم اين طور اگر نيست واقعيت، باوري باشد كه به آن 100 درصد يقين داريم از آنجا كه در علم هيچ واقعيت بي چون و چرايي وجود ندارد، اگر احتمال را جانشين قطعيت كنيم، آنگاه دلايل كافي براي احتمال درستي گزاره ها وجود دارد. نظريه سوپر استرينگ ممكن 1 است قطعي نباشد اما نظريه خورشيد كانوني (مركزيت خورشيد در منظومه شمسي ) اين طور اگر نيست چه ممكن است دانشمندان هنوز بر سر اين مسئله كه آيا تاريخ حيات با نظريه تدريج باوري بهتر توصيف مي شود يا نظريه تعادل منقطع اختلاف نظر 2 داشته باشند اما اين واقعيت كه حيات تكامل يافته است هرگز محل ترديد نيست. اين تفاوت مربوط به احتمالات است و اين معني در كاربرد دوم كلمه شكاك ديده مي شود: كسي كه در اعتبار آنچه در بعضي بخش هاي ويژه تحقيق ادعا مي شود دانش است، ترديد دارد. خوب، پس ما به همه چيز شك نداريم و فقط در مورد بعضي از چيزها، به ويژه آنها كه فاقد شواهد تاييدكننده و منطق هستند شك داريم. متاسفانه اين نيز حقيقت دارد كه بعضي از شكاكان در كاربرد سوم اين كلمه قرار مي گيرند: كسي كه از روي عادت به شك تمايل بيشتري دارد تا باور هر ادعا يا واقعيت آشكاري كه با آن روبه رو مي شود; شخص شكاك مزاج. اينكه چرا بعضي از افراد ذاتا از ديگران شكاك ترند، موضوعي ديگر است، اما همين قدر كافي است بدانيم كه عكس آن نيز درست است. خلق و خوي بعضي از مردم چنان است كه از روي عادت تمايل دارند، به جاي شك هر ادعايي را باور كنند. هيچ يك از اين دو گروه افراطي، سالم نيستند. شايد نزديك ترين معنا به آنچه ما از رويكرد شك آورانه يا علمي در نظر داريم معناي چهارم باشد: جوينده حقيقت; پرسشگري كه هنوز به اعتقاد يقيني نرسيده است شك آوري به معناي جوينده يابنده است نيست، بلكه جستن و در عين حال ذهن را باز نگاه داشتن است. ذهن بازداشتن (آزادانديش بودن ) يعني؟ چه يعني ايجاد تعادل ميان راست كيشي و دگرانديشي، ميان سرسپردگي كامل به وضع موجود و پيروي كوركورانه از ايده هاي نو. پي نوشت ها: _ نظريه اي 1 در فيزيك كه ذرات بنيادي را به جاي نقاط بدون بعد در فضا _ زمان كه در ساير نظريه ها به كار مي رود، ذراتي تك بعدي و رشته مانند در نظر مي گيرد. _ ديدگاهي 2 كه بنابرآن در تكامل دوره هايي طولاني با تغييرات تكاملي اندك و در حدفاصل آنها دوره هايي كوتاه با تكامل سريع وجود داشته است.