Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54877S5

Date of Document: 2002-04-22

جهان در حال گذار3 نوشته هنري كيسينجر ترجمه رضا سادات هفت سال گذشت بي آنكه هيچ تلاشي براي مذاكره صورت بگيرد، در سال هاي 1954 و 1955 رايزني هايي براي استقرار صلح با حمايت انگلستان صورت گرفت و با جمال عبدالناصر، رئيس جمهور مصر گفت وگوهايي انجام شد. ناصر خواهان عقبنشيني اسرائيل به مرزهاي 1948 و بازگشت همه آوارگان فلسطيني به خانه هايشان بود و آنچه مصري ها در ازاي پذيرش اين خواسته ها مي پرداختند به رسميت شناختن دولت يهود بود كه ناصر در اين مورد هم دوپهلو و با ترديد سخن مي گفت. از اسرائيل خواسته شده بود نيمي از قلمرو خود را تسليم كند و با بازگشت آوارگان و تغيير تركيب جمعيتي خطر از پا درآمدن را بپذيرد تا وجودش به رسميت شناخته شود. آنچه به اسرائيل عرضه مي شد نقطه اي بود كه براي هر ملتي تداعي كننده شروع ديپلماسي و نه پايان آن است. الگوي مشابهي براي دو دهه بعد در جريان بود تا آن كه در سال 1967 ناصر با به محاصره درآوردن بندر بلات تنها نقطه اتصال اسرائيل به درياي احمر و وادار ساختن نيروهاي سازمان ملل مستقر در كانال سوئز به خروج از اين منطقه باري ديگر شعله جنگ را برافروخت. نيروي مذكور پس از بحران 1956 كانال سوئز وارد منطقه شده و خط حايلي را در مرز اسرائيل و مصر به وجود آورد تا مانع رويارويي دو طرف شود. اسرائيل با پيروزي در اين جنگ و اشغال صحراي سينا، كرانه باختري رود اردن و بلندي هاي جولان بار ديگر قلمرو خود را به دو برابر گسترش داد. در سايه اين شكست بزرگ بود كه اعراب اندك اندك به مذاكره با اسرائيل برپايه مرزهاي 1967 رغبت نشان دادند و اين همان چيزي بود كه تا پيش از مغلوب شدن در جنگ از پذيرش اش سر باز مي زدند. آنان كه براي به رسميت شناختن اسرائيل آمادگي نداشتند از گفت وگوي مستقيم سر باز زدند هرچند كه در اين ضمن معاهدات و توافق هايي با ميانجي گري ديگران و به ويژه ايالات متحده آمريكا حاصل آمد. حمله سوريه و مصر به اسرائيل در سال 1973 و در مقدس ترين روز مذهبي يهوديان آتش جنگي را برافروخت كه به جنگ يوم كيپور شهرت يافت. اسرائيل در اين جنگ نيز برنده ميدان بود هرچند كه اين پيروزي ديگر از اهميتي حياتي و سرنوشت ساز برخوردار نبود و همچنين با قبول هزينه اي سنگين به دست آمده بود. آمريكا از نفوذي كه در ضمن جنگ براي خود دست و پا كرده بود براي انعقاد توافقنامه بين طرفين مخاصمه بهره جست كه از اين سه، دو قرارداد بين اسرائيل و مصر و سومي بين اسرائيل و سوريه منعقد شد. براساس توافقات حاصله خط حايلي بين نيروهاي نظامي اسرائيل و نيروهاي مصري و سوري ايجاد شده و محدوديت هايي براي جابه جايي نيروها در مناطق حاشيه اي مرز لحاظ شد كه امكان حمله ناگهاني و غافلگيرانه را كاهش مي داد. معاهده سيناي دوم همچنين مشتمل بر عناصري سياسي در رابطه با مضمون صلح براي طرفين بود اما سرسپردگي و پافشاري هر دو طرف بر عدم شناسايي طرف مقابل آن چنان شديد بود كه انجام مذاكرات از كانال ميانجي گري و وساطت آمريكا كاملا ضروري به نظر مي رسيد. دو طرف هيچ گاه به رويارويي با يكديگر تن ندادند و تنها موارد ملاقات طرفين باهم به هنگام امضاء سند نهايي معاهدات و توافقنامه ها بود كه آن هم با حضور افسران نظامي انجام مي شد و تنها قرارداد سيناي دوم است كه امضاء رهبران سياسي دوطرف را بر خود دارد كه اين نيز به طور جداگانه در هر كشور به امضا رسيده است. انور سادات رئيس جمهور مصر با ديدار تاريخي و بهت آور 1977 خود از بيت المقدس گامي سرنوشت ساز در پيشبرد ديپلماسي صلح برداشت. او تنها رهبر عرب دوران خود بود كه دريافته بود نبرداسرائيلي ها براي صلح ريشه اي رواني و خاستگاهي تاريخي دارد، حيات و حاكميت آنها از سوي همسايگان شان به رسميت شناخته نشده بود و آنان كه در سراسر تاريخ خود مطرود بوده اند آمادگي داشتند براي عادي سازي روابط ديپلماتيك با همسايگان و به رسميت شناخته شدن كشورشان بهاي گزافي بپردازند. معاهده، صلح مصر و اسرائيل كه با ميانجي گري جيمي كارتر در اولين نشست كمپ ديويد بين سادات و مناخين بگين، نخست وزير اسرائيل منعقد شد شرايط لازم براي عقبنشيني نيروهاي اسرائيلي از صحراي سينا، عادي سازي روابط بين مصر و اسرائيل و غيرنظامي شدن صحراي سينا را فراهم آورد و خط حايلي به عرض بيست مايل سي ] [كيلومتر بين نيروهاي مصر و اسرائيل ايجاد شد. تمهيدات درنظر گرفته شده براي عادي سازي روابط هيچگاه تا بدين مرحله ارتقاء نيافت و طي چند دهه اي كه از زمان انعقاد قرارداد كمپ ديويد مي گذرد سفير مصر در اسرائيل تلاش چنداني براي عملي ساختن مفاد اين معاهده از خود نشان نداده است. مسايل مربوط به تجارت قابل اغماض بوده و تمهيدات نظامي معاهده در ازاي عقبنشيني اسرائيلي ها از صحراي سينا، امنيت اسرائيل را به طور چشمگيري تامين كرده است.