Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54877S2

Date of Document: 2002-04-22

فرصت هايي كه از دست مي رود ايران و بحران خاور ميانه در گفت و گو با داوود باوند فرشاد محمودي ايران وقتي خبرنگار شبكه تلويزيوني الجزيره به رغم بسياري از محدوديت ها خود را به مقر محاصره شده عرفات رساند كه زير گلوله باران سربازان اسرائيلي قرار دارد تنها تعجب ساير رسانه هاي جمعي جهان را باعث نشد كه از اين امكان محروم اند و به الجزيره كه به خاطر عرب تباربودن و مراوده اش چنين امكاني يافت حسادت مي برند كه از پاسخ ابوعمار نيز شگفت زده شدند. محمد الزوار خبرنگار الجزيره سخنان 20 سال پيش عرفات را به ياد او آورد كه در زمان خروج از بيروت گفته بود به فلسطين مي روم و حالا از او مي پرسيد در اين شرايط سخت براي رفتن به كجا انديشه مي كند. عرفات با آن صداي ظريف و زنانه اش در حالي كه به تفنگ اتوماتيك اش كه روي ميز قرار داشت نگاه مي كرد: گفت به قدس. به عقيده داود هرميداس باوند كارشناس مسايل سياسي كه در خانه مجلل اش در شمال تهران با همشهري گفتگو مي كند، عرفات چندان هم بي راه نمي گويد. زمان به نفع اسرائيل نيست چراكه مسئله مظلوميت مردم فلسطين كه از سال 1948 به اشكال مختلف تكرار مي شد تشديد يافته و از نظر افكار عمومي جهان و وضع موجود دنيا اقتضا مي كند كه راه صلحي منطقي انتخاب شود. راهي كه هر دو طرف را بر سر ميز مذاكره قانع كند. اما وضعيت ايران در ميانه اين كارزار؟ چيست چه موضعي منافع ملي ما را تامين مي كند. حمايت ايران از كدام عرفات باوند مي گويد رابطه جمهوري اسلامي رابطه با عرفاتي است كه در مجمع عمومي سازمان ملل متحد حضور پيدا و اعلام كرد كه در يك دست اش شاخه زيتون و در يك دست اش مسلسل، آماده است كه نسبت به دولت اسرائيل خط مشي جديد اتخاذ كند. و به همين تبع سازمان آزادي بخش فلسطين طي قطعنامه اي به عنوان عضو سازمان ملل متحد پذيرفته شد و در آغاز انقلاب اسلامي در مجمع عمومي سازمان ملل تلويحا موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخت. اين شخص در ابتداي انقلاب مورد استقبال دولت ايران قرار گرفت و كمك هاي مالي هم به آن شد. ياسر عرفاتي كه جمهوري اسلامي به رسميت شناخت كسي است كه موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخته اين جريان ادامه پيدا كرد تا زمان جنگ ايران و عراق. در اين جنگ عليرغم مواضع مساعد و مثبت جمهوري اسلامي نسبت به عرفات و سازمان آزادي بخش فلسطين وي جانبداري از صدام را در پيش گرفت. بر اثر اين موضع گيري روابط جمهوري اسلامي با شخص ياسر عرفات به سردي گرائيد ولي سازمان آزادي بخش را با سفارتي كه در تهران داشت همچنان پذيرا بود و روابط و مناسباتش را با آنها قطع نكرد. بعد از كنفرانس مادريد و امضاي توافق نامه اسلو، ايران ايراداتي را به نارسايي هاي اصول مندرج در آن بيانيه ها وارد ساخت. مسئله بازگشت آوارگان فلسطيني، برچيده شدن شهرك هاي يهودي نشين و مسئله مرزهاي سواحل غربي رود اردن و نوار غزه و ارتباط اين 2 منطقه و نهايتا آينده دقيق منطقه خودگردان از جمله اين ايرادها بود. اما ايران با نفس توافق نامه چندان مخالف نبود. تجديد نظر ايران در مواضع قبلي بعد از امضاي قرارداد اسلو در ايران هم از نظر نگرش به اسرائيل كه آن را يك پديده تحميلي مي دانستيم و گفتيم كه مسئله بايد با مراجعه به آراي عمومي كل مردم فلسطين و آوارگان تعيين البته شود باوند مي گويد با توجه به شرايط حال حاضر منطقه ايجاد صلح از راه برگزاري رفراندوم و همه پرسي سخت و دشوار است. او ادامه مي دهد كه گروه هاي مبارز فلسطيني كه مورد تائيد جمهوري اسلامي بودند خط ومشي يكسان نداشتند حتي اعتقاد حماس بر اين نبود كه اسرائيل بايد از صحنه خارج شود. با اين اوضاع ما روابطمان را ادامه داديم. اين شرايطي است كه كمابيش از آغاز انتفاضه دوم ادامه داشت. بعد از انتفاضه دوم و رفتن شارون به مسجد الاقصي ايران بازهم از حركت انتفاضه پشتيباني كرد و كنفرانسي در تهران در حمايت از آن تشكيل داد. ماجراي اروند رود و جزاير سه گانه متاسفانه موضع اعراب در برخورد با مسايلي كه مربوط به ايران مي شود نگرشي قبيله اي است. يعني بدون اينكه به ماهيت، واقعيت و حقانيت موضوع توجه كنند به صرف اينكه طرف مورد اختلاف عرب است تمام و كمال به نفع او موضع گيري مي كنند. بعد از پايان جنگ ايران و عراق شوراي همكاري خليج فارس يك قطعنامه منتشر كرد كه در آن ادعا شده بود اروندرود رودخانه داخلي و ملي عراق است. در صورتي كه در اين مورد 7 سند حقوقي معتبر وجود دارد. با اين حال اعراب بدون توجه به واقعيت حتي واقعيت نسبي طرف مقابل گفتند كه اروندرود، رود داخلي عراق اين است نگرش قبيله اي در مورد جزاير سه گانه ايراني مطرح شد و نه تنها شوراي همكاري خليج فارس بلكه اتحاديه عرب هم بارها و بارها بدون كوچكترين توجهي به ماهيت موضوع به آن ديد قبيله اي داشتند و به نفع آراي امارات متحده نسبت به جزاير ايراني موضع گيري كردند و راي حتي دادند كشورهايي مثل سوريه و سازمان آزادي بخش فلسطين هم كه روابط حسنه و استراتژيكي با ما دارند به ضرر حق مسلم ايران راي در صندوق ريختند و موضع گيري كردند. آخرين تجلي اين نگرش و قبيله گرايي اعراب در اجلاس اضطراري بود كه در رابطه با مسئله فلسطين در بيروت تشكيل شده بود ولي در اين كنفرانس قطعنامه اي صادر شد كه ايران و اسرائيل را در يك موضع مشابه و اشغالگر در كنار هم قرار داد كه هم از نظر نزاكت ديپلماسي و هم در شرايط اضطراري كه ايران تمام و كمال به نفع مردم فلسطين موضع گيري كرده اين قطعنامه صادر مي شود و ياسر عرفات هم به عنوان عضوي از اتحاديه عرب آنها را در اين موضع همراهي مي كند. دستگاه ديپلماسي ما ضعف دارد اين از ضعف دستگاه ديپلماسي ايران است كه نسبت به اين موضع گيري ها واكنش سياسي و رسمي نشان نمي دهد. ايران به دليل موضعي كه نسبت به مردم فلسطين و به طور كلي اعراب و اسرائيل در پيش گرفته است حتي در بسياري از مقاطع راديكال تر از كشورهاي اصلي و ذي نفع بوده است. آثار و تبعات منفي بسيار سنگيني را نيز به جان خريده. تمام اتهاماتي كه به ايران نسبت داده مي شود پيرامون اين موضع ايران است ولي با اتمام اين اصول نه تنها كشورهاي عربي امتنان و سپاسگزاري از اين موضع جمهوري اسلامي ندارند بلكه در هر فرصت و تجمعي كه دارند خط مشي هايي عليه ايران اتخاذ مي كنند كه جمهوري اسلامي با خويشتن داري و طرح نكردن مسئله، تلويحا مباني اين ادعاها را تائيد مي كند. منافع ملي ايران در رابطه با مسئله فلسطين موضع گيري ايران تا حدود زيادي از نگرش كشورهاي عربي متفاوت بوده. بسياري از كشورهاي عرب خليج فارس و شمال و شرق آفريقا به غير از ليبي، هريك به دلايلي قويا خواستار صلح بين اعراب و اسرائيل هستند. اين خواسته آنها هم از لحاظ سياسي و هم از لحاظ مالي توجيه پذير است و هم تاثير آن در روابطشان با آمريكا انكارناپذير است. بنابراين كشورهاي عربي همانطور كه در موارد مختلف هم مشاهده شده خواستار صلح با اسرائيل هستند. يعني اجراي قطعنامه 242 و 334 شوراي امنيت سازمان ملل كه بازگشت اسرائيل به مرزهاي قبل از ژوئن 1967 و تشكيل دولت مستقل فلسطيني در مناطق تخليه شده غرب اردن و نوار غزه در آن آورده شده سوريه است هم كه معتقد به اين صلح شرافتمندانه است مي گويد در مورد رابطه با اسرائيل بعدها تصميم خواهد گرفت و صلح را مقدم بر آن مي داند. اين موضع گيري كشورهاي عربي تا حدودي قابل قبول است در صورتي كه در ايران يك موضع فراتر اتخاذ شده بود. كشورهاي عربي معتقدند اسرائيل عضو سازمان ملل متحد است و بسياري از كشورها نيز آن را به رسميت شناخته اند و فراتر از همه مورد تاييد و حمايت همه جانبه آمريكا حوادث است چند دهه اخير هم كه تا حدودي سبب تجديدنظر در ميان برخي از گروه هاي فلسطيني شده حكايت از اين بازنگري مي كند ولي ايران كماكان بر همان ديدگاه ارزشي خودش باقي مانده. به علت همين موضع گيري ها است كه اتهام تلاش براي دسترسي به سلاح هاي كشتار جمعي و حمايت از تروريسم را به جمهوري اسلامي نسبت مي دهند. بازهم تاكيد مي كنم كه اين موضع گيري ها با اين تبعات سنگين به هيچ وجه مورد سپاسگزاري جوامع عرب از جمله سوريه و فلسطين نبوده. عربها در اين ماجرا سعي مي كنند خودشان را از مسايل دور نگه دارند و بعد توپ را به زمين ايران منتقل كنند. ايران هم همه تهمت هاي تبليغاتي را به جان خريده چراكه در شرايط موجود اعراب كاملا دست به عصا راه مي روند و سعي مي كنند زمينه هيچ گونه بهانه جويي را به دست اسرائيلي ندهند و در عين حال ايران را تشويق مي كنند كه كنفرانس هايي در تهران برگزار كند. چنانكه امروز حركتي آغاز شده كه ريشه اين معضل و فاصله اي را كه به وجود آمده، به سمت ايران سوق بدهند و ايران را منشا اين حوادث و پيامدهاي آن معرفي كنند كه با روند صلح مخالف است. ايران بايد از حقوق مردم رنج ديده فلسطين حمايت كند ولي نبايد خودمان را به نحوي با حوادثي گره بزنيم كه در منطقه در حال شكل گيري است. آنها با فرستادن افراد مختلف به ايران مي خواهند زيركانه سرچشمه مشكلات و مسايل را به سمت ايران جهت دهي كنند. ايران و نگاه جهاني به فلسطين باوند معتقد است كه وجهه و مفهوم ملت در جهان عرب قبيله اي و خانوادگي تر از گذاشته شده. مي گويد حتي مصر كه كانون دنياي عرب است در فضاي انتفاضه دوم تنها كاري كه كرده است سفيرش را براي مدت كوتاهي به قاهره فراخوانده ولي هيچ عكس العملي كه حاكي از حمايت از مردم فلسطين باشد، در اين شرايط از خود بروز حتي نداده سوريه هم سعي مي كند گز كي به دست كسي ندهد و خودش را از ماجرا دور نگه دارد. او مي گويد حتي مردم اين كشورها به دليل نارضايتي اي كه از سوي حكومت ها دارند در تظاهراتي كه بنابه دعوت دولت باشد شركت نمي كنند هرچند كه دل در گرو مردم فلسطين داشته باشند. اسرائيل عقب نشيني مي كند اسرائيل آنقدر به تجاوزات خود ادامه مي دهد كه بعد از گرفتن امتياز از اعراب و آمريكا از سرزمين هاي غصب شده خارج شود. جو متفاوت، منطق متفاوت به دنبال دارد. در نتيجه اسرائيل در فضاي جديد به وجود آمده امتيازگيري خواهد كرد و مسايل را هم متوجه ديگران مي كند. ما هم خيلي ساده و سريع زمينه هاي اتهام را به جان مي خريم در حالي كه همه خودشان را كنار كشيده اند. شارون هم به سخنان بوش كه گفته بايد اسرائيل هرچه زودتر از مناطق اشغالي عقبنشيني كند نه تنها بهايي نداده، بلكه بر شدت حملات خود افزوده و آمريكا را در يك موضع شبه انفعالي قرار داده است. افكار عمومي جهان در اين ميان به نفع فلسطين و عليه اسرائيل است، ولي در كوتاه مدت هيچ اقدام عملي كه به نفع مردم فلسطين باشد را سبب به نمي شود هر حال اسرائيل از جايگاه فعلي اش عقب نشيني مي كند آمريكايي ها هم از شارون تشكر مي كنند. دبير كل سازمان ملل هم اين ها را تائيد خواهد كرد ولي نبايد از ياد برد كه فلسطيني ها هم شرايطي ايجاد كردند كه راه براي ادامه رهبري ياسر عرفات باز است و اين از هوشمندي فلسطيني ها است. قطع صدور نفت عراق با قطع صدور نفت افكار عمومي جهان را متوجه خود كرد و احتمال حمله آمريكا به اين كشور را هم ضعيف تر از گذشته كرد. چون در صورت حمله آمريكا به عراق افكار عمومي حداقل در كوتاه مدت علت حمله را در نتيجه اقدام عراق و قطع صدور نفت و حمايت از مردم فلسطين تلقي مي كنند و اين براي آمريكا كه وجهه آن در افكار عمومي جهان و ايالات متحده آسيب ديده مناسب نيست و منافعي در پي نخواهد داشت. در صورتي كه قطع نفت كه جز ليبي و سودان كشورهاي ديگري از آن حمايت نكردند نه تنها سودي براي اين كشورها نخواهد داشت بلكه امكان دارد با افزايش توليد نفت از سوي ديگر ممالك و سازمان هايي چون اپيك و آرام نگه داشتن بازار نفت شرايط نااميد كننده اي حتي در آينده به وجود آورند. فرصت ها نغز است باوند در رابطه با رفتارهاي انتحاري تاكيد مي كند كه بايد ريشه اين گونه رفتارها را جست. او درمان اين رفتار را در صلح مي داند و مي گويد توسل به خشونت و نظم و نسقي كه جنبه تحميلي داشته باشد نمي تواند پايدار بماند. عاقبت هر دو طرف اين درگيري يعني اسرائيل و فلسطين خط مشي سياسي را در پيش خواهند گرفت. براي همين است كه او گفته هاي ياسر عرفات را در زمينه قدم گذاشتن به قدس چندان هم دور از ذهن نمي داند. او مي گويد در آينده ناچارا صلح محقق خواهد شد، اما براي مسئولان ما هم اگر فرصت هايي پيش آمد - مثل رد نكردن طرح صلح ملك عبدالله - نبايد منتظر بمانند و فكر كنند كه زمان هميشه در جهت تكميل كردن اين فرصت ها پيش خواهد رفت، بلكه فرصت ها نغز است بايد از آنها در جهت مصالح و منافع ملي استفاده كرد.