Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54872S2

Date of Document: 2002-04-22

آسيب طلاق والدين بر فرزندان مشابه مرگ والدين است هنگامي كه طلاق زنجيره خانواده را از هم مي گسلد، پدر و مادر هويت جداگانه اي مي يابند، ولي آن كسي كه ديگر نامي ندارد و بي پناه و متزلزل در اجتماع رها شده، فرزند است. سيد فاطمه محبي، كارشناس مسائل اجتماعي آثار اجتماعي طلاق را از منظر آسيب شناسي مورد توجه قرار داد و افزود: جدايي پدر و مادر يك اثر آني و زودگذر نيست و در تمام مراحل زندگي فرزندان اثر منفي بر جاي خواهد گذاشت. پراكنده شدن اعضاي خانواده و محروميت فرزندان از سرپرستي مشترك والدين پس از فروپاشي و انحلال خانواده، آنان را از داشتن مواهب و مزاياي زندگي خانوادگي محروم مي كند و هويت فردي و خانوادگي فرزندان طلاق را مختل مي نمايد. وي خاطرنشان ساخت، پس از جدايي والدين، به دليل فقدان پدر يا مادر، مسائل روحي و رواني بسياري براي فرزندان ايجاد مي شود از جمله بدبيني به جنس والد ديگر، و بي خبرماندن از روحيات و ساختار وجودي او، كه آسيبهاي آن بعدها در ازدواج چنين فرزنداني آشكار مي گردد. آسيب شناسان اجتماعي، مشكلات رواني و جسماني، تربيتي، احساس گناه و سردرگمي، اختلال در هويت فردي و خانوادگي، ايجاد خانواده هاي ناتني، مشكلات زندگي آتي و افزايش احتمال گرايش به ارتكاب جرم و بزه را از جمله آثار مخرب و زيانبار معنوي و مادي بر روي فرزندان طلاق برمي شمارند. آمارها، نيز حكايت از آن دارد كه بيشتر جرم و بزهكاريهاي كودكان و نوجوانان ريشه در مسائل و مشكلات خانوادگي، طلاق و از هم پاشيدگي كانون گرم خانواده دارد. به گفته اين آسيبشناس اجتماعي، طلاق همچنين پديده اي جمعيتي است كه به لحاظ كمي و كيفي بر ساخت جمعيت اثر مي نهد زيرا تنها واحد مشروع و اساسي توليد مثل، خانواده است كه با وقوع طلاق از هم مي پاشد. وي هشدار داد: طلاق بر كيفيت جمعيت نيز تاثير دارد، چون فرزندان و نسلي كه از نعمت خانواده محروم هستند، به احتمال زياد فاقد شرايط لازم در احراز مقام شهروند مسئول خواهند بود. طلاق اثرات اقتصادي نيز براي جامعه دربرخواهد داشت، زيرا تعادل روحي نيروي انساني توليد و خدمات را در جامعه برهم مي زند و منجر به بروز اثرات سهمگيني در حيات اقتصادي جامعه مي شود وي، طلاق را نماد يك مشكل ارتباطي سالم و صحيح بين افراد توصيف كرد كه اين مشكل ارتباطي در سطح كوچك ( خانواده ) مي تواند در بعد وسيعتر (جامعه ) نيز شيوع و گسترش يابد و ارتباطات انساني را مختل نمايد. طلاق، تعادل انسانها را بر هم زده و آثار شومي را در جامعه بر جاي مي گذارد و منجر به كاهش انسجام و يكپارچگي اجتماعي مي شود و سنگ بناي اجتماع را از هم مي گسلد. هيچگاه مطالعه آسيبشناسي اجتماعي و انحرافات اجتماعي بدون توجه به طلاق امكان پذير نيست. وقتي بنيان نهاد خانواده دستخوش ضعف و عدم استواري گرديد، بنيانهاي اخلاقي و اجتماعي كل نظام اجتماعي متزلزل شده و آن جامعه به سوي جرايم گوناگون سوق داده مي شود. به گفته وي، طلاق مي تواند موجب افزايش آسيبهاي اجتماعي از قبيل اعتياد، الكليسم و انحرافات جنسي شود. از سوي ديگر طلاق يكي از عوامل موثر در افزايش نرخ خودكشي است. كارشناس امور اجتماعي شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان خاطر نشان ساخت: طلاق در يك جامعه به مثابه تزلزل اجتماعي و عدم ثبات جامعه است كه مي تواند منجر به كم بها شدن خانواده و ارزشهاي خانوادگي در آن جامعه شود. به گفته آسيب شناسان اجتماعي، ترس از آينده، احساس گناه، احساس تنهايي، مشكلات روحي و جسمي، مشكل دوگانگي نقش، مشكلات اقتصادي، انزواي اجتماعي و اختلال در هويت، كاهش فرصتهاي ازدواج، كاهش رضايت از زندگي و گرايش به ارتكاب به جرم و بزهكاري در زمره پيامدهاي زيانبار طلاق بويژه براي زنان است. طلاق، تعادل روحي اعضاي خانواده، فرزندان، وابستگان و نزديكان را بر هم مي زند و يكي از فقدانهاي عمده زندگي است. اين فقدان نه تنها بر فرزندان بلكه برساير اعضاي خانواده نيز خدشه وارد در مي كند مقياس دگرگوني زندگي، بعد از حادثه مرگ همسر، طلاق بيش از ساير رخدادهاي زندگي، مقتضي سازگاري مجدد افراد مبتلاست.