Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54870S4

Date of Document: 2002-04-22

منافع تضاد آميزدر بازار نفت نفت مصاحبه با مدير شركت بريتيش پتروليوم مترجم: عباس فتاح زاده آقاي لرد جان برون (Browne John Lord) مدير شركت عظيم بريتيش پتروليوم يا به اختصار BP 54 سال سن او دارد از سال 1995 رياست بريتيش پتروليوم را بر عهده دارد. آقاي برون طي مدت رياست خويش با ادغام شركت هاي آموكو و آركو در بريتيش پتروليوم توانست اين شركت را به دومين شركت بزرگ در عرصه نفت و گاز جهان بدل نمايد. در حال حاضر نيز اين غول انگليسي رقابت تنگاتنگي را با شركت نفتي شماره يك دنيا، يعني اگزون، دارد. اخيرا آقاي برون طي مصاحبه اي با مجله آلماني اشپيگل به بيان نظرات خويش پيرامون عواقب وضعيت فعلي خاورميانه و فلسطين در عرصه تجارت جهاني نفت پرداخته است. متن اين مصاحبه از نظرتان مي گذرد. & اشپيگل: قيمت نفت طي هفته هاي اخير رشد شديدي داشته است. آيا دوران نفت ارزان به پايان رسيده؟ است برون: قيمت ها در مجموع هنوز هم نسبت به حدود يكسال پيش پايين هستند. لذا من دليلي براي التهاب نمي بينم. & اشپيگل: ممكن است در آينده جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا، عليه عراق و ايران، دو كشور از نفت خيزترين كشورهاي دنيا، اعلام جنگ وي كند آنها را محور شرارت مي نامد. شما از اين موضوع نگران؟ نيستيد برون: طبيعتا ما با دقت تمام اتفاقاتي را كه در حال حاضر در واشنگتن و خاورميانه مي افتد، زير نظر داريم. من فكر نمي كنم اظهارنظرهايي نظير آنچه كه شما از آن ياد نموديد تاثيرات شگرفي بر معاملات جهاني انرژي داشته باشند. اگرچه ممكن است در كوتاه مدت مشكلاتي پديد بيايد، اما جريان انتقال نفت جهان همچنان ادامه دارد. حتي تحريمي كه عراق آن را آغاز نموده است، نيز احتمالا تنها اثرات كوتاه مدتي خواهد داشت. & اشپيگل: آيا شما قصد نداريد موضوع را كم اهميت جلوه ؟ دهيد شما اخيرا اعلام كرده ايد كه قصد داريد با ايران وارد معامله شويد. برون: گفت وگوهايي وجود داشته است و ما اين گفت وگوها را ادامه خواهيم داد. البته در حال حاضر وقفه اي ايجاد شده قصد است داريم مشكلات موجود را از ميان ببريم. هر چه باشد ما يك شركت انگليسي هستيم كه حدود 40 درصد معاملات آن مربوط به ايالات متحده مي شود. & اشپيگل: آيا سياستمداران آمريكا در معاملات خود شما را تهديد؟ كرده اند برون: آنها نبايد همه چيز را اينقدر سخت بگيرند. بريتيش پتروليوم در تمام جهان فعاليت دارد: در خليج مكزيك، سواحل آفريقا، درياي خزر و درياي شمال. در مقابل در منطقه خليج فارس ابعاد فعاليت هاي ما نسبتا كم است. آنها بايد تصور خويش از تجارت جهاني نفت را تغيير دهند. كل نفتي كه در دنيا استخراج مي شود در يك سبد بزرگ و البته محدود قرار دارد و هر كسي مي تواند آن را از هر جايي كه بخواهد تامين كند. امروز تقريبا هيچ كس نمي تواند دقيقا بگويد كه نفت مصرفي وي از كجا آمده است. هر گاه يك توليد كننده از صدور نفت امتناع كند ديگري وارد مي شود و جاي او را مي گيرد. بدين ترتيب مشتري نياز خود را از يك جاي خاص تامين نمي كند. & اشپيگل: چه عاملي باعث مي شود كه شما اينقدر نسبت به تامين نياز مشتريان به نفت خوشبين؟ باشيد برون: ساده است. هر كشور توليدكننده اي به صادرات نفت وابسته است. دولت ها اگر نفت نفروشند چطور مي خواهند به تمامي وعده هاي خويش به مردم عمل؟ نمايند لذا ناچارند كه نفت توليد كرده و بفروشند. & اشپيگل: در صورت حمله ايالات متحده به عراق احتمال تداوم قطع صادرات عراق وجود دارد. حتي در چنين صورتي نيز شرايط فوق صادق؟ است برون: من بعيد مي دانم كه تشنجات سياسي به تنهايي بتوانند تاثير بسيار شديدي بر عرضه نفت بگذارند. البته ممكن است در كوتاه مدت شاهد رشد قيمت ها باشيم، همانطور كه پس از حوادث يازده سپتامبر شاهد بوديم. احتمال شوك شديد در قيمت ها امروز با وجود تحولات اخير بسيار كمتر از گذشته هاي دور است. & اشپيگل: چطور چنين نتيجه اي را؟ مي گيريد برون: اوايل دهه هفتاد هيچ كس دقيقا نمي دانست كه روش صحيح و اصولي جهت دستيابي به نفت چيست. در آن زمان ها بازارهاي تجارت آزاد وجود نداشتند. لذا مردم همواره در يك ناآرامي و اضطراب خاص به سر مي بردند. آنها نفت مي خريدند و انبار مي كردند. اما امروز بازارها بسيار شفاف تر هستند و اطلاعات مربوط به مواد خام به راحتي در دسترس قرار مي گيرد. از زمان اولين بحران در قيمت نفت كه اواخر سال 1973 صورت گرفت تاكنون ديگر شاهد قطع سير تامين نفت نبوده ايم. البته به جز استثنائاتي معدود. حتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 با وجود افزايش قيمت ها جريان انتقال نفت ادامه داشت. & اشپيگل: آيا نفت به عنوان اسلحه ديگر ارزش خود را از دست داده؟ است برون: تمامي بازيگران جهان نفت دريافته اند كه منافع آنان دچار تناقضاتي گرديده است. وقتي قيمت نفت بين 15 تا دلار 25 نوسان مي كند در يك جاي دنيا گروهي معتقدند كه دنياي صنعتي، جهان عرب را گروگان خود تصور مي كند. در همان زمان گروهي ديگر در جاي ديگر دنيا فكر مي كنند جهان عرب، دنياي صنعتي را گروگان خويش تلقي مي كند. بدين ترتيب نوعي تعادل بوجود مي آيد. همين تعادل موجب مي گردد