Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54870S3

Date of Document: 2002-04-22

نگاه اقتصاددان اقتصاد جهان در زندان توهم بزرگ; جوزف اي. *استيگليتز جوزف استيگليتز، اقتصاددان آمريكايي و برنده جايزه نوبل سال 2001 در رشته اقتصاد به تازگي كتابي نوشته است كه به دادخواست شبيه است و در نوع خود يك حادثه مهم تلقي مي شود. نسخه فرانسوي اين كتاب، كه توهم بزرگ نام دارد، حتي از پيش از انتشار نسخه انگليسي آن راهي كتابفروشي هاي پاريس تاكنون شد هيچ يك از افراد سرشناس در عرصه تصميم گيري هاي اقتصادي اين چنين به افشاي روابط پنهاني كشورهاي شمال و جنوب نپرداخته است. نويسنده كتاب، ليبراليزه سازي برنامه ريزي شده را به شدت مورد انتقاد قرار مي دهد و معتقد است اين سياست با هدايت كشورهاي غربي انجام مي گيرد و فقط به نفع همين كشورهاي غربي است. تاكنون هيچ گاه رهبران Leadersجهاني Global شامل دولت هاي گروه هفت نهادهاي، بين المللي و طرفداران متعصب مبادله تجاري آزاد هدف چنين انتقادهاي موشكافانه اي قرار نگرفته اند. استيگليتز نه طرفدار ليبراليسم لجام گسيخته است و نه مبارز ضدجهاني سازي: او را بايد يك شورشي درجه اول ناميد. درجه اول از اين نظر كه وي درگذشته يكي از مردان كليدي نهادهاي مالي بوده است: او كه سراقتصاددان بانك جهاني بود در ژانويه 2000 از سمت خود استعفا داد. از آن هنگام به بعد، استيگليتز به كرسي استادي در دانشگاه كلمبياي نيويورك بسنده كرده است و از آن مكان، به انتقاد عليه سياست هاي اقتصادي و تاثير آن بر كشورهاي فقير مي پردازد. استيگليتز يكي از پيشروان مكتب نوين كينزي محسوب مي شود. استيگليتز در كتاب توهم بزرگ پيش، از هر چيز سياست هاي اقتصادي ديكته شده از سوي نهادهاي بين المللي (صندوق بين المللي پول، بانك جهاني و سازمان جهاني تجارت ) را به تيغ انتقاد مي سپارد. او اين نهادها را به دكتر مابوزه تشبيه مي كند كه معالجات شوك آور او به مرگ بيماران مي انجاميد. آنان دكتر مابوزه هاي جهاني سازي هستند كه با تجويز نسخه هاي مرگ آور، كار را براي كشورهاي فقير يكسره مي كنند. استيگليتز در كتاب خود مي نويسد: جنگ مدرن و تكنولوژيك طوري طراحي شده كه هر نوع تماس فيزيكي را از ميان بمبها ببرد از ارتفاع متري 15000 رها مي شوند تا خلبان نبيند كه چه برسر قربانيان خود مديريت مي آورد نوين اقتصادي نيز اين چنين است. مسئولين از طبقات فوقاني برج هاي مجلل سياست هاي بي رحمانه اي را تحميل مي كنند، اما اگر آنان از نزديك مي ديدند كه زندگي چه انسان هايي نابود مي شود، چندين بار در سياست هاي خود بازنگري مي كردند. او روند ده ساله جهاني سازي در نيم كره جنوبي را به دقت تحت بررسي قرار داده است، روندي كه در حالت بالقوه آن مي توانست آحاد ساكنان كره زمين را ثروتمند سازد. جهاني سازي في نفسه يك مشكل به حساب نمي آيد، بلكه به زعم استيگليتز، اين شيوه اداره جهاني سازي و خودسري هاي ايدئولوژيك و سياسي هستند كه بايد مورد انتقاد قرار بگيرند، و نيز جزم انديشي هايي كه قادر به پنهان كردن تضاد و منافع نيستند. جوزف استيگليتز كه از سال 1993 تا 1997 مشاور اقتصادي كلينتون بوده است، اقدامات تحت رهبري صندوق بين المللي پول را با دقت بي مانندي مورد كنكاش قرار مي دهد. صندوق بين المللي پول همان سكاندار مواقع اضطراري است كه كشورهاي جهان به هنگام فرو رفتن در تلاطمات مالي، آن را به كمك فرا مي خوانند. اقدامات صندوق در آفريقا، آمريكاي لاتين، آسيا و اروپاي شرقي نمونه هاي بارز و فراواني از خودسري هاي ضد دموكراتيك هستند و در ميان آنها رفتارهاي غيرشفاف و شناخته شده اي به چشم مي خورد. او به تحليل ابتكارهاي ناتمام نهادهاي مالي مي پردازد كه آثار انساني فاجعه باري در پي داشته اند اما هميشه مطابق با منافع و اعتقادات رهبران اين نهادها بوده اند. از نظر صندوق بين المللي پول، براي رسيدن به بهشت بايد از برزخ گذشت مهم نيست كه در اثر تصويب بودجه هاي عجولانه چه بر سر مبتلايان به ايدز بيايد. و مي دانيم كه صندوق بين المللي براي تمام مشكلات فقط يك راه حل ثابت دارد كه استيگليتز آن را انديشه تك سايز مي نامد. نويسنده كتاب انتقادات شديدي از ايالات متحده به عمل مي آورد و اين كشور را به انزواگرايي و يكجانبه گرايي متهم مي كند. او مي نويسد: منافع تجاري [آمريكا ] بر ملاحظات زيست محيطي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي پيشي گرفته اند. وي تنها راه را اصلاحات ريشه اي و عميق مي داند. استيگليتز به هنگام ترك بانك جهاني گفته بود: به جاي تحمل قلاده بر دور گردنم ترجيح دادم كه از صندوق بيرون بروم. برنده * نوبل اقتصاد در سال 2001 و استاد دانشگاه كلمبيا (نيويورك ).