Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54869S1

Date of Document: 2002-04-22

توپ در زمين مديران ورزش تماشاگران حرفه اي و غيرحرفه اي فوتبال و ساير رشته هاي ورزشي سال هاست به تماشاي هنرنمايي ورزشكاران محبوب خود مي نشينند ولي هنوز بسياري از آنان نمي دانند پشت اين همه هياهو و هيجان چه بنگاه هاي بزرگ اقتصادي حاضر هستند. سهام باشگاه هاي بزرگ فوتبال دنيا مانند منچستر يونايتد سال هاست در بين هواداران و ساير سرمايه گذاران عرضه شده و عملكرد مالي اين باشگاه ها مانند هر شركت يا بنگاه اقتصادي ديگر ارزيابي مي شود. براين اساس منابع درآمد و هزينه مشخص بوده و هيات مديره در برابر مجمع سهامداران پاسخگوي ترازنامه مالي باشگاه است. پس از تاسيس ليگ حرفه اي فوتبال در ايران و به ويژه در هفته هاي اخير زمزمه عرضه عمومي سهام باشگاه هاي محبوب فوتبال در بورس تهران شنيده مي شود. قبل از بررسي سود و زيان اين اقدام به لحاظ اقتصادي بهتر است نگاهي داشته باشيم به شرايط پذيرش شركت ها در بورس تهران. بر اين اساس شركت بايد در ايران ثبت شده و داراي تابعيت ايراني و سهامي عام ضمن باشد اين كه لازم است شركت داراي سهام عادي با نام و داراي حق راي 7باشد و صددرصد بهاي آن پرداخت شده باشد و هيچ گونه امتياز خاصي براي سهامداران شركت وجود نداشته باشد. شركتي در بورس تهران قابل پذيرش است كه حداقل يكسال از تاريخ بهره برداري يا فعاليت آن گذشته باشد و ميزان سرمايه اش از 5 ميليارد ريال كمتر نباشد. شركت پذيرفته شده در بورس تهران بايد داراي نظام حسابداري مطلوب بوده و روش حسابداري قيمت تمام شده حسابداري صنعتي در آن استقرار داشته باشد. به علاوه دفترها و حسابهاي شركت بايد براساس استانداردهاي حسابداري مصوب در كشور نگهداري شود. شركت متقاضي پذيرش بايد گزارش هاي حسابرسي حداقل يك دوره مالي پيش از پذيرش را ارائه كند. اين گونه گزارش ها بايستي توسط موسسات حسابرسي عضو جامعه حسابداران رسمي ايران كه واجد ويژگي هاي خاص مصوب شوراي بورس نيز باشند تهيه شده باشد. براساس آيين نامه اجرايي قانون تاسيس بورس اوراق بهادار تهران، اساسنامه شركت هاي پذيرفته شده بايد به نحوي تنظيم شود كه حقوق سهامداران جزء در آن محفوظ بوده و هيچ گونه امتياز ويژه اي براي سهامداران عمده قائل نشده باشند. براساس اين آيين نامه مجمع عمومي سهامداران داراي قدرت تصميم گيري بالايي است به طوري كه مديرعامل و هيات مديره را اين مجمع انتخاب مي كند ضمن اين كه پرداخت هرگونه كمك بلاعوض به اشخاص خارج از شركت و مواردي چون ميزان تقسيم سود نقدي و افزايش سرمايه بايد به تصويب مجامع عمومي برسد. در اين مجامع همان طور كه گفته شد سهامداران عمده بر سهامداران جزء مزيتي ندارند و حتي پرداخت مبالغي تحت هر عنوان ازجمله حق مديريت يا حق الزحمه نظارت و نظاير آن به سهامداران عمده غيرقانوني شناخته شده است. شركت هاي پذيرفته شده در بورس تهران تحت آيين نامه هاي نظارتي سفت و سختي فعاليت مي كنند و آمار عملكرد خود را به سهامداران و عموم مردم ارائه مي دهند. نگاهي اجمالي به وضع مديريت و مالكيت باشگاه هاي بزرگ فوتبال در ايران نشان مي دهد انطباق باشگاه هاي يادشده با چنين قواعد و موازيني در كوتاه مدت ميسر نيست و اين كار به يك برنامه ريزي بلندمدت و دست كم ميان مدت نياز دارد. باشگاه هاي ورزشي، در واقع شركت هايي هستند كه استعداد تبديل شدن به سهامي عام را دارند. يك دليل اين موضوع شمار گسترده هواداران اين باشگاه هاست كه به صورت بالقوه مي توانند از سهامداران شركت هاي يادشده محسوب شوند. سابقه فعاليت باشگاه هاي ورزشي در ايران به ويژه باشگاه هاي محبوب پرسپوليس و استقلال نشان مي دهد ادامه حيات مالي آنها در اين مدت تا حدود زيادي به كمك هاي مالي از جانب هواداران وابسته بوده است. اين امر بيانگر توان اين باشگاه ها براي جذب سهامداران و سرمايه گذاران در صورت تبديل شدن به شركت هاي سهامي عام است. زيرا همان طور كه گفته شد شرط نخست پذيرش شركت ها در بورس تهران اين است كه قالب سهامي عام پيدا كنند. براين اساس باشگاه هاي ورزشي مي توانند پس از يك دوره فعاليت رسمي و حسابرسي شده و در صورت (سودآور ) بودن باتوجه به شرايط پذيرش شركت هاي خدماتي در بورس تهران پذيرفته شوند. بنابراين يكي ديگر از مشكلات موجود بر سر راه پذيرش باشگاه هاي فوتبال در بورس زيان ده بودن آنها است البته در شرايطي كه اين باشگاه ها از درآمد تبليغات كنار زمين، حق پخش تلويزيوني و... محروم هستند نمي توان انتظاري جز اين داشت. مشكل ديگر باشگاه هاي فوتبال در ايران اعمال مديريت كاملا سنتي در آنهاست. يكي از ارقام عمده درآمد باشگاه هاي فوتبال ايران در سال هاي اخير، فروش بازيكن به باشگاه هاي خارجي بوده ولي به سبب شيوه سنتي مديريت در اين باشگاه ها يا در حقيقت عدم مديريتي كه در آنها وجود دارد شاهد نوعي، ابهام در حسابهاي مربوط به اين گونه نقل و انتقال ها هستيم و هرازچندگاهي يكي از بازيكنان انتقال يافته به باشگاه هاي خارجي به همين دليل در معرض محروميت ناخواسته بين المللي قرار مي گيرد. به دليل همين عدم اعمال مديريت صحيح و رعايت نكردن جوانب حقوقي و قراردادي لازم در انتقال ورزشكاران در مقاطعي هزينه هاي سنگيني به باشگاه ها تحميل كرده است. درحالي كه قانونمداري اين باشگاه ها مي توانست از اين مسائل جلوگيري كند، متاسفانه شرايط فعلي باشگاه هاي فوتبال در ايران به گونه اي است كه باشگاه هاي يادشده هنوز توان پذيرش اين ضابطه مندي را ندارند. توسعه فعاليت هاي باشگاه هاي فوتبال از طريق پذيرش در بورس و تامين مالي با عرضه عمومي سهام منوط به حل مسائلي از اين دست و شكل گيري باشگاه ها درقالب شخصيت هاي حقوقي ضابطه مند است. بسياري بر اين گمانند كه رشد ورزش ملي قبل از هر چيز بسته به توسعه ورزش در سطح باشگاه ها است. بنابراين تقويت بنيه مالي باشگاه ها و نظام مند كردن آنها در چارچوبهاي رسمي و به ثبت رسيده مي تواند گام بلندي در اين جهت به شمار آيد.