Hamshahri corpus document

DOC ID : H-810202-54868S4

Date of Document: 2002-04-22

بعضي ها سرنا را از سر گشادش مي زنند با جمال ميرصادقي به مناسبت انتشار رمان اضطراب ابراهيم داستان نويسي سجاد صاحبان زند رمان اضطراب ابراهيم ماجرايي، است مبتني بر وقايعي كه در سال هاي آخر رژيم سابق اتفاق مي افتد. حيطه روايتي اين رمان، در هفت روز حوالي آخرين روزهاي حكومت پهلوي قهرمان است اضطراب ابراهيم استاد دانشگاهي است داراي شخصيتي دوگانه. از طرفي، او تمايل به نوعي زندگي آرمان گرايانه دارد و از طرف ديگر ميل دارد تا در نوعي زندگي دنيايي، خود را پنهان سازد. اين تضاد دروني در شخصيت ابراهيم، ما را به ياد كي يركه گارد مي اندازد، ياد شك و ايمان در آثار او. رابطه بينامتني در اضطراب ابراهيم علاوه بر آن كه با زندگي ابراهيم پيامبر، يك گفت وگوي دروني دارد، به اثر فيلسوف دانماركي، كي يركه گارد، (ترس و لرز ) وامدار است وبه نوعي با تاريخ اساطيري ايران وابسته است. اين اضطراب در رفتار ابراهيم، قهرمان رمان، با رفتار فريدون، پادشاه باستاني ايران نيز بي شباهت نيست. به نظر مي رسد دو زاويه ديد متفاوت كه اولي زاويه اول شخص (گفتار دروني ) از ديدگاه ابراهيم است و دومي روايت گر زاويه ديد سوم شخص است، به اين دليل به كار گرفته شده اند تا اين تشويش و اضطراب را به نمايش بگذارند. به علاوه قرار است استفاده توامان از اين دو زوايه ديد، كه يكي نشانگر قضاوت شخصي راوي است و ديگري به روايت، خالي از هرگونه منفعت شخصي مي نگرد، كاركردي همه جانبه به رمان بدهد; به اين ترتيب كه هرگاه كه ما احساس نياز مي كنيم به راوي نزديك مي شويم و هرگاه كه قرار است رمان، نمايش دهنده فضاي حاكم و اطلاعات موجود باشد، از ديدگاه سوم شخص، روايت را مي خوانيم. يكي از مشكلاتي كه اين نحوه به كارگيري از زاويه ديدهاي متفاوت در ما ايجاد مي كند، وقفه در امر خوانش است. تداخل روايت و نحوه غيرخطي روايت ما را از روان خواني متن جدا مي كند. به نظر مي رسد كه نحوه دادن اطلاعات به صورت غيرخطي به صورت عمدي در رمان قرار داده شده است. ما روايت را از اول تا آخرش به صورت روان و ساده نمي خوانيم. داستان با رابطه عاشقانه ابراهيم با فرزانه، زن آرمان گرا و مبارز، شروع مي شود. به هر حال اضطراب ابراهيم حاصل سه سال و نيم تلاش جمال ميرصادقي است. نويسنده، كارگري دركتابخانه در يكي از شمالي ترين نقاط تهران بزرگ، مردي زندگي مي كند كه نام اش در چند دهه اخير، همواره در كنار واژه ادبيات داستاني قرار داشته است; مردي كه به طور خستگي ناپذيري داستان و رمان مي نويسد، به پژوهش در حوزه هاي متفاوت ادبيات مشغول است و چندين سال به عنوان مدرس داستان نويسي همت گمارده است. او در سال 1312 در تهران متولد شد. تحصيلاتش را با عنوان ليسانس ادبيات فارسي از دانشگاه تهران به پايان برد. بعد از اتمام تحصيلات به شغل هاي گوناگوني پرداخته است از جمله; كارگري، معلمي، كتابداري و.. كه به عقيده خودش، ارتباط بسيار كمي با نويسندگي داشته است. به هر حال كمتر اتفاق مي افتد كه نويسنده اي تنها با نوشتن بتواند امرار معاش كند. بعد از انقلاب اما به عنوان مدرس دانشگاه، در دانشگاه هنرهاي زيبا، دانشگاه آزاد و دانشكده صدا و سيما به تدريس مي پردازد كه در راستاي نوشتن است و ادبيات داستاني. حاصل بيش از چهار دهه تلاش ميرصادقي چيزي است بيش از بيست و پنج اثر كه شامل داستان، رمان و آثار پژوهشي اولين مي شود اثر منتشر شده از او شاهزاده سبز چشم نام دارد كه در سال 1337 به چاپ رسيد. او مي گويد: در سال 1336 يك مسابقه داستان كوتاه نويسي از سوي مجله سخن برگزار شد. من در اين مسابقه به عنوان نفر اول برگزيده شدم. همين امر سبب شد تا جدي تر به داستان بپردازم. جمال ميرصادقي كه علاوه بر داستان نويسي، آن را تدريس هم مي كند، كتابهايي درباره اين فن نيز دارد، چرا كه معتقد است داستان را نيز بايد مثل نقاشي و ديگر هنرها فرا گرفت. عناصر داستان ادبيات، داستاني، واژه نامه هنر داستان نويسي جهان، داستان و پيشكسوتان داستان كوتاه از جمله آثار منتشر شده او در باب داستان نويسي است. آخرين اثر او در اين نوع، جهان داستان و پيشكسوتان داستان كوتاه نام دارد كه برخلاف كتاب هم اسم اش، به نويسندگان ايراني مي پردازد. اين كتاب شامل سه بخش است. در بخش اول طي يك مقاله كوتاه، سير داستان نويسي ايران از شروع، يعني از يكي بود يكي نبود اثر محمدعلي جمال زاده، تا انقلاب مورد بررسي قرار مي گيرد. در فصل دوم منتخبي از آثار نويسندگان نسل اول شامل محمدعلي جمال زاده، صادق هدايت، م. به آذين، جلال آل احمد، صادق چوبك، ابراهيم گلستان و سيمين دانشور، به همراه تفسير اين آثار به چاپ رسيده و در بخش سوم، بيست و دو داستان از نويسندگان جوان و نام آشناي بعد از انقلاب (نسل سوم ) قرار، داده شده است. اين نويسندگان از شاگردان ميرصادقي هستند و او معتقد است كه اين داستان ها، نمونه عيني درس هايش است. چگونه نويسنده شدم وقتي از بعضي از نويسندگان مي پرسيم چگونه نويسنده ؟ شديد دلايل عجيب و غريبي اما مي گويند ميرصادقي، خيلي صادقانه در جواب اين پرسش ما گفت كه در يكي از قصه هاي مجموعه روشنان به نام طوطي شكرشكن نيز به اين موضوع پرداخته است. ماجرا از اين قرار بود كه طبق مرافعه هاي متداول مادرشوهر و عروس، يك روز مادر نويسنده، خانه را ترك او مي كند نيز غمگين و دلشكسته از فراق مادر، تنها و سرگردان در هواي تابستاني، سري به زيرزمين خانه مي زند. در آنجا كتاب اميرارسلان نامدار را مي يابد و شروع مي كند به خواندن. متوجه مي شود كه انگار دردهايش را فراموش كرده است. او مي گويد: از آنجا بود كه فهميدم داستان تا چه اندازه اي مي تواند جالب باشد. موضوع نوشتن داستان كمي به تعويق مي افتد، يعني به ده يازده سال بعد. او مي گويد: در اين سال ها تصميم گرفتيم كه با هفت _ هشت نفر از دوستان، داستان نويسي را شروع كنيم. اما در آن سال ها، يعني سال هاي دهه بيست و سي، افراد كمي به ادبيات و داستان نويسي بها مي دادند. در آن سال ها، نه كلاس بود و نه كتابي كه در آن از داستان نويسي حرفي باشد. اغلب ما، داستان هايمان را براي هم مي خوانديم. جمال ميرصادقي و نسل دوم داستان نويسي گفت وگوي ما به نويسنده ها و نسل بندي آنها كشيده شد، بد نديديم تا اين طبقه بندي را از نظر او بدانيم. گفت: ما تا به حال سه نسل داستان نويسي داشته ايم. نسل اول نويسندگاني را دربرمي گيرد كه اولين اثرشان را طي سال هاي 1300 (سال چاپ يكي بود يكي نبود نوشته جمال زاده ) تا 1333 (سال كودتاي 28 مرداد ) به چاپ رسانيده باشند. نويسندگان اين دوره را قبلا نام برديم. اينان آغازگران ادبيات داستاني اند. نسل دوم شامل سال هاي 1332 تا شروع انقلاب است. اين دوره، دوره رشد و شكوفايي است. ميرصادقي هم جزء اين نسل است. بهرام صادقي، غلامحسين ساعدي، هوشنگ گلشيري و... نسل دومي هستند. نسل سوم هم به نويسندگاني اطلاق مي شود كه بعد از انقلاب كارشان را شروع كرده اند. اين دوره به گفته ميرصادقي، دوره ناهمگوني است. به اين ترتيب كه يك عده سراغ كار ادبيات مكتبي رفته اند، عده اي ديگر دنباله رو نسل دوم هستند و يك عده هم مي خواهند پست مدرنيست باشند. و اما نويسندگان نسل دوم نيز به سه گرايش روانشناسي، اجتماعي و ادبيات اقليمي تقسيم مي شوند. گلشيري، بهرام صادقي، ساعدي، گلي ترقي و تقي مدرسي به خصوصيات روانشناسي اثر بيشتر بها مي دهند. ميرصادقي و محمود كيانوش خصوصيات اجتماعي اثر را با اهميت تلقي مي كنند. احمد محمود، محمود دولت آبادي و علي اشرف درويشيان به خصوصيات اقليمي توجه بيشتري دارند. تعهد، عدم تعهد و پست مدرنيسم جمال ميرصادقي جزء آن دسته از نويسنده هاست كه تلاش دارد تا مسائل اجتماعي را سرلوحه كارش قرار دهد. او معتقد است كه نويسندگان نسل اول و دوم بيشتر از نويسنده هاي نسل سوم دغدغه مسائل اجتماعي را داشتند. اين عدم تعهد مخصوصا از سوي آن گروهي است كه به پست مدرنيسم گرايش دارند. او بر اين باور است كه اين نويسندگان درك نادرستي از پست مدرنيسم دارند. طرفه آنكه اين مكتب، هنوز در غرب به صورت آزمايشي مطرح شده است. ميرصادقي مي گويد: بعضي ها سرنا را از سر گشادش مي نوازند. او رئاليست جادويي را يكي از شاخص هاي پست مدرنيسم مي داند; به اين ترتيب كه در اين قبيل داستان ها، تصور، تخيل و افسانه با واقعيت در هم مي آميزد. در صد سال تنهايي پروانه هاي طلايي دور تا دور مردي كه عاشق شده است، مي چرخند. يا رمديوس خوشگله با ملافه اش عروج مي كند. همه اين ها حالتي تمثيلي دارند. پست مدرنيسم